يكشنبه 30 مهر 1396 - 2:27
پربازديدترين اخبار از استان
تهران
  • هيچ خبري موجود نيست

تبيان روبروي « روزنامه نگاري زرد» ايستاد

تارنماي فرهنگي اطلاع رساني تبيان وابسته به سازمان تبليغات اسلامي، با انتشار مقاله اي اجتماعي با عنوان «رسانه اي شدن هر موضوع به هر قيمتي؟» در برابر روزنامه نگاري زرد موضع گيري کرد.

به گزارش روابط عمومي سازمان تبليغات اسلامي،بخش ارتباطات موسسه تبيان اين مقاله را منتشر کرده است.

فاطمه ناظم زاده در اين مقاله مي نويسد:«جامعه پر است از موضوعاتي که مي توان آنها را بازگو کرد موضوعاتي که خيلي ها کنجکاوند تا انها را بدانند اما اين موضوعات خصوصي هستند!شايد اصطلاح روزنامه نگاري زرد را شنيده باشيد. اين اصطلاح در واقع عبارتي است که در غرب از آن تحت عنوان Yellow journalism ياد مي‌کنند.

روند تولد چنين نشرياتي، با نشريات شهر نيويورک در دهه 1890 آغاز شد. شايد بتوان گفت اصلي‌ترين نشريه‌اي که بنيان روزنامه‌نگاري زرد را از نظر جذب مخاطب و نه محتواي آن پايه‌ريزي کرد، نيويورک سان (New York Sun) بود.

اين نشريه در سال 1883 متولد شد. نيويورک سان نشريه‌اي بود با قيمت «يک پني» و در واقع ارزان بودنش سبب فروش زياد آن شد. از سوي ديگر نيويورک سان بنيانگذار دوره‌اي از نشريات است که در غرب به آنها نشريات يک پني (penny press) گفته مي‌شود.نشريات يک پني هم تقريباً مانند روزنامه‌نگاري زرد به ميدان وارد شدند. نشريات يک پني تيترهاي بسيار درشتي داشتند و اين تيترهاي درشت به اين دليل استفاده مي‌شد که شايد در آن مقطع فکر مي‌کردند حتي يک پني هم براي خريد نشريات زياد است، بنابراين آنها را روي ديوارهاي شهر نصب مي‌کردند تا رهگذران بتوانند تيترها را راحت بخوانند و يا حتي اگر دليجاني از خيابان مي‌گذشت، سرنشينان آن بتوانند از موضوع روز مطلع شوند.

اينها در واقع روزنامه‌هايي کاملاً مردمي بودند که خبر را براي مردم توليد مي‌کردند. اما در قرن نوزدهم چرخشي در اين پديده به وجود آمد و روزنامه‌نگاري از توليد خبر براي مردم به سمت توليد خبر براي بازار کشانده شد. در سال 1896 ژوزف پوليترز (1847-1991 (Joseph Pulitzer) نشريه‌اي را منتشر مي‌کرد به نام New York World که با هر شيوه‌اي تلاش مي‌کرد تا تعداد مخاطبانش را بالا برده و تيتراژش را افزايش دهد و طبعاً در اين ابزارها، خشونت و سکس حرف اول را مي‌زد.

در همين دوران، ويليام راندولف هرست (1863-1951) (William Randolph Hearst) هم نشريه‌اي را منتشر مي‌کرد به نام نيويورک مورنينگ ژورنال (New York Morning Journal). اين نشريه با نشريه پوليترز به رقابت پرداخت و جنگ اين دو نشريه بر سر تيتراژ آغاز شد.

چرا روزنامه‌نگاري زرد؟ به دليل اين که ابتدا پوليترز در نشريه خودش يک شخصيت کارتوني خلق کرد که به آن اصطلاحاً ( Yellow Kid =بچه زرد) مي‌گفتند. پس از ظهور اين شخصيت در نشريه پوليترز ، هرست هم بلافاصله به يک کاريکاتوريست، سفارش يک شخصيت مشابه را داد و در واقع به اين ترتيب بود که پديده بچه زرد، متولد و مظهر درگيري اين دو روزنامه و سپس نماد روزنامه‌نگاري جنجالي شد.

سپس رقابت آغاز شد و ضميمه‌هاي رنگي و عکس‌هاي بزرگ و تيترهاي درشت، ابزار اين مبارزه شد و آرام‌آرام Yellow Kid سمبل يک نوع روزنامه‌نگاري شد که به روزنامه‌نگاري زرد شهرت يافت.

اگر بخواهيم در حوزه‌ي فعاليت ديني و مخصوصاً در مورد نشريه و يا رسانه و يا يک وب‌سايت و هرآن‌چه در يک تريبون قرار مي‌گيرد و مخاطب عام را پوشش مي‌دهد يک تعريف در خصوص رسانه‌ي زرد ارائه دهيم، مي‌توان اينطورگفت:رسانه‌اي که براي تبليغ دين، دست به هر اقدامي بزند که آن اقدامات با مباني اخلاقي و احکام ديني در تعارض باشد و يا حتي سمت و سويي به خود بگيرد که مي‌تواند در آينده، باب اقدامات غير اخلاقي را براي ديگران باز کند، يک رسانه‌ي زرد تلقي مي‌شود.

متاسفانه امروزه با وب سايت‌هايي مواجه هستيم که با هدف جلب مشتري، مدام به مطالب و حاشيه‌هايي مي‌پردازند که پرداختن به آن‌ها، خود به نوعي نشر مفسده بوده، اعتبار فعاليت ديني را در جامعه خدشه‌دار مي‌کنند. به طور مثال و به تازگي، موضوع جهاد نکاح نقل زيادي در رسانه هاي زرد پيدا کرده و به گل سرسبد رسانه‌هاي زرد تبديل شده‌ است. پرداختن به اين موضوع در برخي از مواقع به گونه اي است ‌که گويا اگر اين خبر نبود اين رسانه‌ها حرف ديگري براي گفتن نداشتند.

اين مساله را مي توان نوعي فقر فرهنگي ناميد که در نزد صاحبان اين تريبون‌ها به حدي شديد است که حتي قادر به تحليل و ريشه‌يابي علل چنين پديده‌ي زشتي نيستند و فقط به آخرين اخبار از جهاد نکاح و هرآن ‌چه مانند آن است مي‌پردازند.

شوق بي حد و حصر صاحبان اين تريبون‌ها، به اخبار بسنده نمي‌کند و متاسفانه با درج تصاويري از زناني که درگير اين ماجرا بوده‌اند، به از بين بردن حريم ها مي پردازند و هيچ دقت و توجهي نسبت به تبعات چنين رويکردهايي وجود ندارد. اين امر موجب از بين رفتن تدريجي حجب و حياء در ديدگان مخاطباني مي شود که به اين رسانه‌ها اعتماد کرده‌اند.

البته اين موضوع به همين مصداق ختم نمي‌شود و روي سخن اين نوشتار، تنها موارد مذکور نيست. بلکه هشداري است به صاحبان تريبون‌ها براي رعايت تقوي و ورع و مراقبت ويژه به اعمال و رفتارشان، چرا که هر کدام از آنان در حال حاضر الگوي جامعه‌ي شيعي و خصوصاً جوانان هستند.

بايد توجه داشت که تبليغ دين به هر وسيله‌اي درست نيست و شعارهايي چون "هدف وسيله را توجيه مي‌کند" در قاموس فعاليت شيعي جايگاهي ندارد. هم‌چنين بايد دانست هدف از فعاليت مذهبي يک سرگرمي و در راستاي اهداف دنيايي نيست بلکه جستجوي رضايت حق متعال است. پس رعايت ورع و تقوي و احتياط، لازمه‌ي هرگونه کاري است که براي رضاي خدا انجام مي‌شود.»

متن کامل اين مقاله در نشاني http://tebyan.net/ قابل مشاهده است.

پنجشنبه 2 آبان 1392 - 17:48
*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری