يكشنبه 4 تير 1396 - 6:30
پربازديدترين اخبار از استان
تهران
  • هيچ خبري موجود نيست

تبيان منتشر کرد؛

رازهاي نهفته در سعي بين صفا و مروه

همزمان با آغاز ايام نوراني حج تمتع،تارنماي فرهنگي اطلاع رساني تبيان در مقاله اي ديني به موشکافي از «رازهاي نهفته در سعي بين صفا و مروه» پرداخت.

به گزارش روابط عمومي سازمان تبليغات اسلامي،بخش اخلاق و عرفان اسلامي موسسه تبيان اين مقاله را بر اساس مطالعات علمي و ديني دانشمندان تهيه کرده است.

مريم پناهنده در اين مقاله مي نويسد:«حاجي پس از انجام نماز طواف حج ، بايد هفت مرتبه فاصله بين «صفا» و «مَروه» را كه امروزه به صورت سالنى ساخته شده و كنار مسجدالحرام قرار دارد بپيمايد. در اين عمل عبادي همانند ساير اعمال مذهبي ، معاني و مفاهيمي نهفته است که وقوف و علم به اين معاني در انجام هر چه بهتر مناسک بي تأثير نخواهد بود.سرّ ناميدن صفا به نام «صفا» و مروه‏ به اسم «مروه». حضرت ابى عبد اللَّه عليه السّلام، فرمودند:صفا را به اين خاطر صفا خوانده ‏اند كه: مصطفى و برگزيده شده آدم بود كه بر كوه صفا هبوط كرد لذا از اسم آدم (يعنى از كلمه مصطفى) نامى و اسمى براى كوه اتخاذ شد و دليل بر اين كه آدم مصطفى است آيه شريفه: إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى‏ آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِيمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِينَ‏ (خداوند آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران را بر جهانيان برگزيد) مى‏باشد و چون حوّا بر كوه مروه فرود آمد اين كوه را به اين نام خواندند چه آنكه مرأه يعنى (زن) كه حوّا باشد بر آن نازل گرديد پس براى كوه نامى از اسم مرأه اتخاذ گرديد.

سرّ تشريع شدن سعى بين دو كوه صفا و مروه‏. حضرت ابى عبد اللَّه عليه السّلام، فرمودند: حضرت ابراهيم عليه السّلام وقتى اسماعيل را كه شيرخواره‏اى بود در مكّه گذارد وى تشنه بود و بين كوه صفا و مروه درختى بود، مادر اسماعيل از منزلش بيرون شد تا به كوه صفا رسيد، كسى را در آن جا نديد پس گفت: آيا در اين وادى انيس نمى‏باشد؟كسى جوابش را نداد، پس از آن جا گذشت تا به مروه رسيد در آن جا نيز احدى را مشاهده نكرد باز گفت: آيا در اينجا انيسى نمى‏ باشد؟هيچ جوابى نشنيد، پس به صفا برگشت دوباره كلامش را تكرار كرد و جوابى نيامد سپس به مروه برگشت و اين عمل هفت بار تكرار شد، پس حق تعالى آن را سنّت قرار داد كه حاجى ‏ها از صفا به مروه و از مروه به صفا تا هفت مرتبه بروند. علاوه بر اين سعى بين صفا و مروه به خاطر اين تشريع شد كه ابليس بر حضرت ابراهيم عليه السّلام ظاهر شد پس جبرئيل به حضرت فرمان داد بر او سخت بگيرد و از خود براندش ابراهيم عليه السّلام چنين كرد، يعنى به صورت هروله سر در عقب ابليس گذارد، ابليس فرار كرد لذا هروله در بين اين دو كوه سنت گرديد.سعي بين صفا و مروه تنها پياده روي ساده و به دور از درس و حکمت نيست بلکه با خود درياي عظيمي از معرفت را به همراه دارد. از آن جمله عشق و اميد به خدا؛ اطاعت و بندگي، ايثار و گذشت.

سعى بين اين دو كوه، تجسّم اميدوارى زنى است كه با اميد به رحمت خداوند در بيابان بى آب و علف براى به دست آوردن آبى براى كودكش در تكاپوست، و با تلاطم درونى، از صفا به مروه و از مروه به صفا مى ‏رود و به عبارت ديگر از صداقت به مروّت و مردانگى و از مردانگى به صداقت و صفا مى ‏رود و سرانجام با خلوصش از نظر برون به آب زمزم و از جنبه درون به آب حيات مى‏ رسد، و در اثر صبر و تحمل و كوشش و استقامت، خانه خدا را آباد و نسل خود را به وجاهت مى ‏رساند. سعى صفا و مروه به ما مى ‏آموزد در نوميدي ها بسى اميدها است، هاجر مادر اسماعيل در جايى كه آبى به چشم نمى ‏خورد تلاش كرد خدا هم از راهى كه تصور نمى ‏كرد او را سيراب نمود.

امام سجاد عليه السلام فرمودند: آيا مى‌دانى معناى تردّد بين دو كوه صفا و مروه چيست؟ يعنى خدايا! من بين خوف و رجا به سر مى‌برم، نه خوف محض دارم و نه رجاء محض. نه آنچنان است كه فقط بترسم و هيچ اميد نداشته باشم و نه آنچنان است كه همه اميد باشد و هيچ ترس نباشد. اين تردّد بين صفا و مروه همان تردد بين خوف و رجاء است. مۆمن و مسلمان تا زنده است بين خوف و رجاء بسر مى‌برد؛ خوف دارد از كارهاى خود و اميد دارد به لطف حقّ. آنگاه كه روى به جانب صفا دارد سعى مى‌كند خود را تصفيه نمايد و وقتى به سوى مروه مى‌رود، سعى مى‌كند مروّت و مردانگى به دست آورد؛ چرا كه مروه يادآور مروّت و مردانگى است و صفا يادآور تصفيه و تهذيب روح، آرى، هر يك از اينها سرّى دارد.

کسي که سعى ‏بين صفا و مروه كند و هنوز روح خوديّت و منيّت، در او زنده باشد، به حقيقت سعى نرسيده است. اگر برابر برخى از روايات در اين مكان شيطان بر ابراهيم عليه‏السلام مجسّم گشته و حضرتش با سعى خود او را تعقيب كرده تا از ساحت مقدّس بيت اللَّه دور سازد. پس حاجى سالك نيز با اين عمل، حركت ابراهيم خليل را تكرار مى ‏كند و شيطان را از قلب خود كه نه تنها خانه خدا كه « عرش قدس الهى » است مى ‏راند و با هروله كردن، از هوا و هوس خود فرار مى ‏كند و از قدرت و شخصيت خود، تبرّى مى ‏جويد؛ و به اين وسيله روح و درون خود را براى لقاء و ديدار يار، پاك و پاكيزه و آماده مى ‏گرداند »

گفتني است موسسه تبيان براي گراميداشت ايام حج ويژه نامه اي با عنوان «در سراي قبله وقنوت» را در محيط مجازي منتشر کرده است.

علاقه مندان مي توانند متن کامل اين مقاله را در نشاني http://tebyan.net/ مشاهده کنند.

پنجشنبه 18 مهر 1392 - 9:17
*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری