دوشنبه 1 آبان 1396 - 9:38
پربازديدترين اخبار از استان
تهران
  • هيچ خبري موجود نيست

تبيان بر ساحل سخاوت

همزمان با سالروز شهادت حضرت جوادالائمه (ع) تارنماي فرهنگي اطلاع رساني تبيان در مقاله اي با عنوان «بر ساحل سخاوت» به بررسي ابعاد اخلاقي سيره عملي امام نهم پرداخت.

به گزارش روابط عمومي سازمان تبليغات اسلامي،بخش تاريخ و سيره معصومين(ع) اين مقاله را در صفحه اخلاقي منتشر کرده است.

سيد روح الله علوي در اين مقاله مي نويسد:«هر يک از امامان معصوم عليهم السلام داراي لقب و شهرتي مخصوص به خود مي باشند؛ و اين القاب نشأت گرفته از خصلتي نفساني در ايشان بوده که در رفتار و کردار اهل بيت پيامبر عليهم السلام جلوه نمايي کرده است. امام محمد بن علي التقي عليهماالسلام ملقب به « جواد » بود. اين لقب از آن سوي به ايشان داده شد که ايشان در طول عمر کوتاه اما با برکت خويش به درخواست کنندگان پاسخ مثبت داده و آنها را از درگاه کرمش نااميد بر نمي گرداند. از اين رو شاعر عرب زبان در مدح ايشان چنين تعبير کرده است:«الفائق فى الجود على الأجواد» آن حضرت‏ ‏ در بخشش،‏ بر همه‏ بخشندگان فايق‏ و غالب‏ است‏ .که اين‏ به‏ كثرت‏ عطاى‏ او اشاره دارد؛ چنانچه روايت كرده ‏اند كه آن حضرت در عطا و بخشش سرآمد روزگار بود تا به غايتى كه او را جواد لقب كرده ‏اند. بحر از عطاى او قطره و باران از كرم او بهره داشت. در وقت حاجات پناه ضعيفان بود و در عطيّات ملاذ سائلان.«مانح العطايا و الأوفاد لعامّة العباد»

آن حضرت از براى عامّه بندگان خداى تعالى، بخشنده عطيه‏ها و بخششهاست. و اين به عموم عطاى آن حضرت اشاره دارد، چنانچه روايت كرده ‏اند كه هرگز آستانه آن حضرت از سائلان و حاجت خواهان خالى نبود؛ و آن حضرت بر روى عامّه خلايق ابواب عطا و كرم برگشودى و هيچ آفريده از درگاه احسان او محروم بازنمي گشت و از عرب و عجم مردمان بر كنار خوان او مي آمدند.هر کسي به اندازه شأن و منزلت خويش به ديگران مي بخشد. اما در مورد اهل بيت عليهم السلام چنين نيست. نه اينکه ايشان در بخشش به ديگران دريغ نمايند؛ بلکه مقام ايشان بالاتر از عطاياي مادي است که به چنين متاع ناچيز دنيايي حق ايشان ادا شود.از همين روي در روايت است وقتي سائلي و محتاجي از حضرت جواد عليه السلام تقاضا کرد که به اندازه منزلت امام به او عطا کند حضرت در جواب گفت: اين امکان ندارد.

اربلي گفته است: مردي خدمت امام جواد عليه السلام رسيد و به حضرت عرض کرد: به اندازه مروت و مردانگي ات، چيزي به من عطا کن! حضرت فرمود: به آن اندازه در توانم نيست؛ سائل عرض کرد: به اندازه خودم به من عطا فرما. حضرت فرمود: با اين مقدار آري البته! اي غلام يکصد دينار به او بپرداز.

بخشش مالي امام.امام‏ رضا عليه السّلام به امام جواد عليه السّلام نوشت: يا أبا جعفر بلغني‏ أنّ‏ الموالي‏ إذا ركبت‏ أخرجوك‏ من‏ الباب‏ الصغير، فإنّما ذلك‏ من‏ بخل‏ بهم‏ لئلّا ينال‏ منك‏ أحد خيرا، فأسألك‏ بحقّي‏ عليك‏ لا يك‏ مدخلك‏ و مخرجك‏ إلّا من‏ الباب‏ الكبير... اى ابا جعفر! شنيده‏ ام هنگامى كه سوار مركب مى‏ شوى (و قصد بيرون رفتن دارى) غلامان از روى بخل، تو را از در كوچك بيرون مى‏ برند، كه مبادا كسى از تو خيرى بيند، به حقّى كه من بر تو دارم از تو مى‏ خواهم كه رفت و آمدت جز از در بزرگ نباشد، و هر گاه قصد سوار شدن و بيرون رفتن دارى، با تو كيسه‏ هاى درهم و دينار باشد، كه كسى چيزى از تو نخواهد مگر اينكه به او عطا كنى، و اگر در بستگانت كسى از تو طلب و درخواست كمك نمود، مبادا از پنجاه دينار كمتر به او ببخشى، و افزون بر پنجاه را خود دانى، و اگر از عمّه‏ زادگانت زنى از تو مالى طلب كرد، مبادا از بيست و پنج دينار به او كمتر ببخشى، و افزون بر آن را خود دانى، من مى‏ خواهم كه خداوند به تو برترى دهد، انفاق‏ كن و از خدا مترس از اينكه بر تو تنگ گيرد و تهيدست شوى.نمونه اول: عن‏ إسماعيل‏ بن‏ عباس‏ الهاشمي‏، قال‏: جئت‏ إلى‏ أبي‏ جعفر عليه‏ السلام‏ يوم‏ عيد فشكوت‏ إليه‏ ضيق‏ المعاش‏ فرفع‏ المصلّى‏، فأخذ من‏ التراب‏ سبيكة من‏ ذهب‏ فأعطانيها، فخرجت‏ بها إلى السوق فكان فيها ستة عشر مثقالا من الذهب.

اسماعيل بن عباس هاشمى مى‏ گويد: روز عيدى بود كه خدمت امام جواد- عليه السّلام- رسيدم و نزد آن حضرت در باره تنگى زندگى و معاش، ناليدم. حضرت سجّاده ‏اش را بلند كرد و از خاك، تكه طلايى بيرون آورد، و به من داد. آن را به بازار بردم به اندازه شانزده مثقال طلا بود.

نمونه دوم: احمد بن‏ حديد گفت:‏ با قافله‏ بعنوان‏ برگزارى‏ حج‏ خارج‏ شدم‏. دزدها سر راه بر ما گرفتند و اموالمان را بردند. وارد مدينه كه شدم حضرت جواد عليه السّلام را در بين راه ديدم در خدمت آن جناب بمنزلش رفتم. جريان را عرض كردم مقدارى لباس برايم دستور داد بياورند و پولى نيز داد، فرمود: بين دوستان خود تقسيم كن به نسبت مقدارى كه دزد از آنها برده. من تقسيم كردم ديدم آن پول كاملا مساوى با همان مقدارى بود كه از آنها دزديده بودند.

نمونه سوم: عن أبي النصر أحمد بن سعيد، قال لي منخل ابن علي: لقيت محمد بن علي عليهما السّلام بسرّمن‏ رأى، فسألته النفقة إلى بيت المقدّس؟ فأعطاني مائة دينار.

منخل گويد: در سامرا محمد بن علي الجواد عليهماالسّلام را ملاقات کردم. از ايشان تقاضاي نفقه براي سفر به بيت المقدس نمودم. حضرت صد دينار به من عطا فرمودند.»

متن کامل اين مقاله در نشاني http://www.tebyan.net/ قابل مشاهده است.

سه‌شنبه 16 مهر 1392 - 1:0
*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری