دوشنبه 5 تير 1396 - 1:15
پربازديدترين اخبار از استان
تهران
  • هيچ خبري موجود نيست

کلاه پهلوي به روايت تبيان

تارنماي فرهنگي اطلاع رساني تبيان به منظور اطلاع رساني به کاربران محيط مجازي در مقاله اي اجتماعي به نقد سريال تاريخي «کلاه پهلوي» پرداخت.

به گزارش روابط عمومي سازمان تبليغات اسلامي،بخش سينما و تلويزيون موسسه تبيان اين مقاله را با عنوان «کج کلاه پهلوي» منتشر کرده است.

مجتبي شاعري در اين مقاله مي نويسد:«کلاه پهلوي بخشي از تاريخ معاصر ايران را نشان مي دهد که قاعدتاً تغييرات فرهنگي اعمال شده در آن دوران مورد پذيرش قاطبه ي مردم ايران نيست و تلويزيون ايران که داعيه ي ارزشي بودن دارد نيز نبايد به اسم نقد اين دوران، به نوعي در پي توجيه آن باشد.

خوانندگان اين سطور به خاطر دارند که با آغاز پخش کلاه پهلوي، اين مجموعه با انتقادهايي رو به رو شد که به تبع آن کارگردان و عوامل سازنده ي مجموعه را به واکنش واداشت. يکي از پاسخ هايي که از طرف ضياءالدين دري مطرح مي شد، در واقع دعوت به شکيبايي مخاطبين بود. اين که در روند کامل شدن مجموعه به بسياري از ابهامات پاسخ داده مي شود. کاملاً درست بود، شخصيت پردازي دراماتيک کلاه پهلوي به سمتي رفت که قهرمانانش را اتفاقاً از ميان کساني انتخاب کرد که از مسببين اين بدعت فرهنگي در جامعه ي ايران بودند.

پيشتر گفتيم که بي اخلاقي ها هميشه هستند و شايد- البته شايد- يکي از کارهاي هنرمند و سينماگر هم نمايش آن باشد. اما ساز و کار انتخاب شده هم قطعاً بايد مورد توجه باشد.

از نکات جالب اين مجموعه خرق عادتي است که تلويزيون باني آن است. در بسياري مواقع يک فيلم سينمايي که در سينماها اکران عمومي شده و در شبکه ي خانگي هم به نمايش در آمده در تلويزيون باز پخش مي شود. نکته ي جالب در اين ميان، مميزي موشکافانه ي تلويزيون است. رقيق ترين دشنام ها حذف مي شود. نماهاي بسته ي (کلوزآپ) شائبه برانگيز هنرپيشه ها، در مونتاژ دوباره ي تلويزيون در مي آيد و لحظه هاي سيگار کشيدن حتي ضد قهرمان ها هم سانسور مي شود. داوري و نقد محتوايي اين نگرش سانسور مد نظر نيست، اما چرا کساني که مقيد به چنين اخلاق مداري تصويري و موشکافانه اند، خودشان ترتيبي براي يک مجموعه ي ضعيف اما جنجالي قائلند که هر آنچه در همه ي فيلم ها به اجزاء وجود دارد، در کلاه پهلوي به جمع مشاهده مي شود.

کلاه پهلوي سريال ضد قهرمان هاست. خارجي هاي مقيم ايران، تحصيلکرده هاي خارج که با ديدگاه يک ايران مترقي به وطن بازگشته اند و جماعت لمپن هايي که فقط ظاهر و لباسشان فرق کرده ، بيشترين زمان فيلم را به خود اختصاص مي دهند، در اين ميان هم عده اي از ايرانيان علاقه مند به آيين وجود دارند که گاهي گداري ديده مي شوند و خصوصاً از قسمت هاي سي ام به بعد نقش چنداني در روند داستان ندارند. براي تلويزيون که يک فيلم سينمايي را در لحظه ي سيگار کشيدن ضد قهرمانش منافي اخلاق مي داند، چندان مورد قبول نيست که آدمي هاي سريالش از ابتدا تا انتهاي مجموعه سيگار به دست باشند. مگر مۆلفه ي ديگري براي ضد قهرمان بودن اين شخصيت ها وجود ندارد که به همين يک کار بند کرده اند؟

علاوه بر اين شيوه اي که در شخصيت پردازي آدمي هاي کلاه پهلوي اتخاذ مي شود،اين گمان را ايجاد مي کند که اتفاقاً نويسنده و کارگردان غرضش از چنين شخصيت پردازي ارائه ضد قهرمان نيست. بلکه اتفاقاً قصد،ساختن يک قهرمان است. نگاه کنيد به روند شخصيتي همسر دوم فرماندار که از شهر خيالي سامان به پايتخت مي آيد و رئيس کانون زنان ايران مي شود، يکي از برنامه ريزان و مجريان بدعت فرهنگي دوره ي پهلوي اول، در چند بزنگاه داستاني، نقش يک قهرمان را دارد. در پي عدالت است، پناه زنان رنجديده است و به پاکدامني زن مي انديشد. با اين سه ويژگي که در اکثر لحظات داستان هدف فيلم مي شود چطور بايد در مورد کل مجموعه قضاوت کرد؟

اشکالي که از طرف دلسوزان فرهنگي و ليبرال ترين سينمايي نويس هاي وطني به مجموعه هاي شبکه هاي ماهواره اي گرفته مي شود، بي اساس جلوه دادن نظام خانوادگي است. نظام خانواده ي ايراني مثلاً در هفتاد، هشتاد سال پيش طوري نشان داده مي شود که ديدگاه آييني را نه فقط در اقليت که انگشت شمار مي نماياند. »

متن کامل اين مقاله در نشاني http://tebyan.net/ قابل مشاهده است.

سه‌شنبه 2 مهر 1392 - 11:21
*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری