چهارشنبه 7 تير 1396 - 8:18
پربازديدترين اخبار از استان
تهران
  • هيچ خبري موجود نيست

نام زرين، زرين‌کوب در تبيان

تارنماي فرهنگي اطلاع رساني تبيان در آستانه روز بزرگداشت شعر و ادب فارسي در مقاله اي با عنوان «نام زرين زرين‌کوب» ياد و خاطره مرحوم استاد عبدالحسين زرين کوب را گرامي داشت.

به گزارش روابط عمومي سازمان تبليغات اسلامي،بخش ادبيات موسسه تبيان اين مقاله را منتشر کرده است.

احمد رنجبر در اين مقاله مي نويسد:«بيست‌وچهارم شهريورماه سال‌روز درگذشت عبدالحسين زرين‌کوب بود؛ استاد دانشگاه، پژوهشگر و مورخ معاصر که زندگي خود را براي خلق آثار متعددي درباره تاريخ ايران و اسلام، ادبيات، تصوف و... صرف کرد.عبدالحسين زرين‌کوب بيست‌وهفتم اسفندماه 1301 در بروجرد به دنيا آمد. پس از گذراندن تحصيلات ابتدايي در زادگاهش، هم‌زمان با تحصيل در دبيرستان به فراگيري علوم ديني و حوزوي پرداخت و به شعر عربي هم علاقه‌مند شد.

او مدتي بعد براي ادامه تحصيل در رشته ادبي به تهران آمد و پس از گذراندن دوران دبيرستان، با کسب رتبه اول در آزمون ورودي دانشکده حقوق، در سال 1320 براي تحصيل در اين دانشکده ثبت نام کرد، اما با الزام پدر، تهران را به مقصد زادگاهش ترک کرد. گفته مي‌شود علي‌اکبر دهخدا که در آن دوران رييس دانشکده حقوق بود، به خاطر از دست دادن چنين دانشجوي فاضلي اظهار تأسف کرده است، اما اشتياقي که اين «دانشجوي فاضل» به تحصيل داشت، با از دست دادن اين فرصت فروکش نکرد.

عبدالحسين زرين‌کوب بعد از چند سال معلمي در خرم‌آباد و بروجرد در سال 1324، با کسب رتبه اول در امتحان ورودي دانشکده علوم معقول و منقول و دانشکده ادبيات، براي تحصيل در رشته ادبيات فارسي وارد دانشگاه تهران شد و در سال 1334 از رساله دکتراي خود که زير نظر بديع‌الزمان فروزانفر تأليف شده بود، دفاع کرد و به تدريس در دانشکده علوم معقول و منقول و دانشگاه تهران مشغول شد. او در سال‌هاي تدريس، تاريخ اسلام، تاريخ اديان، تاريخ کلام و مجادلات فرق، تاريخ تصوف اسلامي و تاريخ علوم درس مي‌داد.

زرين‌کوب پس از دريافت رتبه استادي دانشگاه تهران در سال 1339 مدتي هم در دانشسراي عالي تهران و دانشکده هنرهاي دراماتيک و همچنين دوره دکتري ادبيات فارسي دانشگاه تهران تدريس کرد. او همچنين در سال‌هاي 1347 تا سال 1349 در آمريکا به عنوان استاد ميهمان در دانشگاه‌هاي کاليفرنيا و پرينستون به تدريس علوم انساني مشغول بود.

«با کاروان حله»، «شعر بي دروغ، شعر بي نقاب»، «از کوچه رندان»، «سيري در شعر فارسي»، «سر ني»، «بحر در کوزه»، «پله پله تا ملاقات خدا»، «پير گنجه در جست‌وجوي ناکجاآباد»، «از ني‌نامه» (برگزيده مثنوي معنوي)، «دو قرن سکوت»، «فتح عرب در ايران» (به زبان انگليسي در تاريخ ايران کمبريج)، «روزگاران ايران»، «دنباله روزگاران ايران»، «روزگاران ديگر»، «ارزش ميراث صوفيه»، «فرار از مدرسه»، «جست‌وجو در تصوف ايران»، «دنباله جست‌وجو در تصوف ايران»، «در قلمرو وجدان»، «شعله طور» (درباره زندگي حلاج)، «بنياد شعر فارسي»، «ادبيات فرانسه در قرون وسطي»، «ادبيات فرانسه در دوره رنسانس»، «شرح قصيده ترسائيه خاقاني»، «فن شعر ارسطو»، «ارسطو و فن شعر»، «نقد ادبي» و «نقش بر آب» از جمله آثار منتشرشده زرين‌کوب هستند.

عبدالحسين زرين‌کوب 24 شهريورماه 1378 بعد از سال‌ها تحمل درد و رنج ناشي از بيماري، در سن 77سالگي در تهران از دنيا رفت و پيکرش در قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) به خاک سپرده شد. پيکر همسرش، زنده‌ياد قمر آريان (نويسنده، پژوهشگر و استاد دانشگاه) نيز که در سال 1391 از دنيا رفت، در جوار آرامگاه او به خاک سپرده شد. اين زوج که فرزندي نداشتند، آثار و کتابخانه خود را به مرکز دايرة‌المعارف بزرگ اسلامي هديه کرده‌اند.علي دهباشي،پژوهشگر و سردبير مجله بخار در نوشتاري مبسوط با عنوان « دکتر عبدالحسين زرين کوب و نهضت نوين فرهنگي ايران» ابعاد علمي اين استاد را تشريح کرده. بخش هايي از اين نوشتار از نظرتان مي گذرد:

«استاد ما دکتر عبدالحسين زرين‏ کوب دانش آموخته و رهرو نهضت نوين فرهنگى ايران بود که از سالهاى آغازين سده اخير با ظهور فرهيختگانى چون علامه على ‏اکبر دهخدا، علامه محمد قزوينى، ملک الشعراى بهار، بديع الزمان فروزانفر، مجتبى مينوى، دکتر محمد معين، دکتر ذبيح ‏اللّه صفا، عباس اقبال آشتيانى، ابراهيم پورداود، و… آغاز گشته و مى‏ کوشيد تا با نگاهى منتقدانه و عالمانه به ميراث ادبى و فرهنگى ايران زمين، گوهر بى‏ همتاى ادب و فرهنگ فارسى را از ويرانى و آلودگى رهانيده و زبان کهن فارسى را از حشو و زوائد بيجا پيراسته و نهال ادبيات نوين ايران را بارور سازد. از اين روى دکتر زرين‏ کوب به نسلى از دانشوران ايران تعلق داشت که مفهوم امروزين و ژرف سنّت و فرهنگ ايرانى را پرورش داده‏ اند. فعاليّت شبانه‏ روزى اين مرد برجسته و کم‏ نظير در راستاى اهداف ژرف وى و ديگر ياران متقدّم و متأخرش، شکل دهنده نهائى‏ ترين تصوير و توصيف عالمانه از فرهنگ، تاريخ و ادب ايران‌زمين است.

دکتر زرين‏کوب در دوره‏ اى براى تحصيل در دانشکده ادبيات دانشگاه تهران قدم نهاد که هنوز استادان بزرگ زبان و ادبيات فارسى همچون بديع الزمان فروزانفر، ملک الشعراى بهار، عباس اقبال آشتيانى، و… در قيد حيات بودند. در واقع ويژگى خاص اين گروه آن بود که جملگى بلاواسطه دانش آموخته مدارس سنّتى و لاجرم بر مباحث و مبانى سنّتى ادب ايران که علاوه بر لغت و معانى و بيان و بديع با علوم ديگر از قبيل حکمت، تصوّف، و قرآن و حديث سخت آميخته است، مسلّط بودند. با اين‌همه آنچه بيش از همه با ادبيات کهن ايرانى و بويژه نثر فارسى پيوند خورده، تاريخ است. همين رابطه تنگاتنگ است که موجب خلق شاهکارى عظيم چون شاهنامه گرديده که هم تاريخ است و هم ادب، يا تاريخ بيهقى که آکنده از ظرائف و توصيفات متعالى ادبى و همچنان از بهترين نمونه‏ هاى نثر نويسى فارسى است. و در پرتو همين سنّت بود که استادان نامدارى چون قزوينى، تقى‏ زاده، فروغى، نفيسى، عباس اقبال و… جملگى در هر دو زمينه ادب و تاريخ برجسته شدند و همچنان پيوستگى اين دو معنا را در بستر هويت فرهنگى ايران زمين حفظ کردند.استاد ما نيز اديب و تاريخنگار بود. در او تاريخ و ادبيات در هم پيوسته بود، تاريخ را از چشم ادبيات مى‏ ديد و در ادبيات تاريخ را مى‏جست. حاصل سالها ممارست و مطالعه وى را در متون مختلف ادبى و تاريخى عربى و فارسى در جامعيّت آثار وى مى‏ توان ديد.

ولى اين جامعيّت آثار تنها نتيجه تحقيق و تدبّر در متون کهن نبوده بلکه به همان ميزان که او در منابع کهن مطالعه داشت در تحقيقات جديد و روشمند و تطبيقى اروپائيان نيز مسلط بود. دکتر زرين‏کوب در سالهاى نوجوانى انگليسى و فرانسوى را آموخت. در دوران جنگ دوّم از صاحب منصبان ايتاليائى و آلمانى حاضر در ايران اين دو زبان را نيز فرا گرفت، و بعدها در دوران تدريس در دانشگاه کاليفرنيا به يادگيرى زبان اسپانيائى پرداخت. آشنائى با اين زبانها به او امکان مى‏ داد تا از آخرين تحقيقات اروپائيان در ادبيات ايران و مشرق زمين، همچنين ادبيات تطبيقى بهره گيرد، علاوه بر آن در بنيانهاى فکرى غربيان بخوبى تفکّر و تدبّر نمايد. جامعيّت آثار وى نيز از همين سرچشمه مى‏گرفت که او از نگاه امروز به گذشته مى‏ نگريست و از نگاه سنّت در پديده‏ هاى امروزين نظر مى‏افکند. غرب را بخوبى و بر مبناى چند دهه مطالعه و تدبّر در بنيادهاى فکرى غربيان شناخته و آنگاه تلفيقى نيک از روشها و سنجه‏ هاى مغرب‌زمين و مظروف فرهنگ و ادب ايران ارائه نمود.

با اين حال بهره‏ گيرى وى از غربيان فقط در بر گرفتن آن ديدگاهها و سنجه‏ ها محدود نمى‏ شد، بلکه در روش کار نيز بسيار از آنان آموخته بود.

در طول مطالعات طولانى و ممتد خود، مداوم از مطالب يادداشت برمى‏ داشت که حاصل آن يادداشتها را مى‏ توان در تعليقات فراوانى که در انتهاى کتابهاى وى جاى دارند، مشاهده نمود. اين تعليقات متعدّد که گاه حتّى خسته کننده به نظر مى‏رسند، خواننده را از ديدگاهها و نظريات موجود قديم و جديد آگاه مى‏ سازد، در عين حال صحت رأى نويسنده را که بر مبانى علمى و منطقى استوار گرديده نشان مى‏دهد. اين ويژگى در آثار دکتر زرين‏ کوب است که تحقيقات او را از ساير محققّان همعصر وى متمايز و مشخص ساخته و آن را به عنوان بهترين نمونه تحقيق علمى ممتاز مى‏گرداند. در عين حال در اين آثار نشانه‏اى از خشکى معمول در تحقيقات علمى به چشم نمى‏ خورد و همين امر موجب گرديده تا آثار دکتر زرين‏ کوب با استقبال خوانندگان عادى و غيردانشگاهى نيز رو به رو شود.»

متن کامل اين مقاله در نشانيhttp://tebyan.net/ قابل مشاهده است.

چهارشنبه 27 شهريور 1392 - 9:10
*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری