شنبه 29 مهر 1396 - 20:54
پربازديدترين اخبار از استان
تهران
  • هيچ خبري موجود نيست

تبيان «دين شناسان واقعي» را معرفي کرد

«نااميدي و اميد احمقانه به خدا؛ راه‌هايي براي نفوذ شيطان» عنوان مقاله اي از تارنماي فرهنگي اطلاع رساني تبيان است که به معرفي دين شناسان واقعي مي پردازد.

به گزارش روابط عمومي سازمان تبليغات اسلامي،بخش قرآني موسسه تبيان اين مقاله را با رويکرد ديني تهيه کرده است.

روح الله رستگار صفت در اين مقاله مي نويسد:«از آنجا که قرآن براي همه زمانها و همه مردم نازل شده است، به همه حالتهاي اساسي انساني توجه کرده است. حالت يأس و نااميدي يکي از اين حالات است که درباره آن بايد از قرآن درس بگيريم .در اينجا مي‌خواهيم آن را به عنوان يکي از راه‌هاي نفوذ شيطان معرفي کنيم. در ادامه مي‌خوانيم که نقطه مقابل آن يعني اميد کاذب هم راه ديگري از شيطان براي نفوذ در انسانهاست.در آن هنگام که پيري به سراغ ابراهيم عليه السلام آمده بود و همسرش هم نازا بود، فرشتگان خدا به او مژده پسري بردبار را به او دادند. او بعد از کمي صحبت با فرشتگان گفت:قَالَ وَمَن يَقْنَطُ مِن رَّحْمَةِ رَبِّهِ إِلاَّ الضَّآلُّونَ(حجر، 56) گفت: «چه كسى- جز گمراهان- از رحمت پروردگارش نوميد مى ‏شود؟»با اين جمله، ابراهيم عليه السلام به خدا گفت که من از رحمت تو هيچ گاه مأيوس نيستم ، هرچند درباره اموري باشد که خيلي احتمالش کم است.ضالون و ضالين از يک ريشه هستند که معناي آن براي همه ما روشن است زيرا روزانه ده بار در نمازهاي خود مي گوييم: غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ ؛ همواره از راه گمراهان به خدا پناه مي‌بريم.با کنار گذاشتن اين آيه و جمله‌اي که ابراهيم عليه السلام فرمود، روشن مي‌شود که هر کس که جزو ضالين نباشد ، حتماً به رحمت خدا اميد دارد؛ بنابراين ما روزانه در نمازهاي خود به خدا اعلام مي‌کنيم که به رحمت خدا اميد داريم و هرگز از آن قطع اميد نکرده‌ايم.

با اين حال، رفتار عمومي انسانها به گونه ديگري است. خدا در قرآن به ما گوشزد کرده است که عموم انسانها مراقب حالت اميد خود نيستند. به سبب ظاهربيني گاه به رحمت خدا اميدوارند و گاه نااميد:وَلَئِنْ أَذَقْنَا الإِنْسَانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْنَاهَا مِنْهُ إِنَّهُ لَيَئُوسٌ كَفُورٌ (هود، 9)

و اگر از جانب خود رحمتى به انسان بچشانيم، سپس آن را از وى سلب كنيم، قطعاً نوميد و ناسپاس خواهد بود.

از اينجا مي‌فهميم که يأس جزو حالات احساسي شايع در ميان انسانهاست و بنابراين لازم است درباره آن هرچه بيشتر بدانيم.اگر بخواهيم در قرآن کريم به دنبال معادل معنايي نااميدي باشيم، به دو کلمه "يأس" و "قنوط " بر مي‌خوريم. در عين اينکه مأيوس بودن از رحمت خدا جزو صفات عمومي انسانهاست، خدا آن را براي بندگان خود حتي بندگان گنهکار خود نمي‌پسندد.

خدا به گنهکارترين افراد هم وعده داده است که اگر توبه واقعي کنند، توبه‌شان را مي‌آمرزد به آن حد که هيچ گناهي برايشان باقي نماند.(إِنَّ اللهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعا)از اينجا واضح مي‌شود که اميدوار بودن به رحمت خدا از نشانه‌هاي ايمان است و همانطور که قبلاً گفتيم تنها گمراهان هستند که از رحمت خدا مأيوس هستند.

از طرف ديگر مي‌دانيم که شيطان براي گمراه کردن ما از هيچ تلاشي فروگذاري نمي‌کند. يکي از حربه‌هاي او همان است که ما را از رحمت خداي مهربانمان نااميد کند. پس از آن ديگر هر کاري از ما ممکن است سر بزند. اين در حالي است که اولياي دين هرگز مردم را از رحمت خدا مأيوس نمي‌کرده‌اند حتي براي کساني که گناهان بزرگي انجام داده باشند.

از رسول خدا صلي الله عليه و آله درباره گناهان بزرگ به اين مضمون نقل شده است که در صورتي که گناهکاري توبه کند و ديگر به سوي گناه باز نگردد و خدا هم از قلبش بشناسد که او ديگر به سوي گناه بر نمي‌گردد، توبه‌اش را قبول مي فرمايد و گناهش را عفو مي کند.علاوه بر اينها که گفتيم، نااميدي جزو سپاهيان جهل است. در حديث مشهور جنود عقل و جهل مي‌خوانيم که اميدواري و طمع به خدا جزو لشگريان عقل هستند اما نااميدي و يأس جزو لشگريان جهل هستند.خلاصه آنچه تاکنون گفتيم آن بود که هيچ گاه در رحمت الهي را بر روي خود بسته نبينيم تا شيطان نتواند از راه نااميدي بر ما نفوذ کند؛ اما شيطان دشمني کهنه کار است. دشمن بودن او را خدا به ما گوشزد کرده تا از خود در مقابلش مراقبت کنيم.

اگر در صحنه جنگ، دشمني نتواند از پيش رو نتواند حمله کند، همواره گوشه نظري هم به عقب دارد، ‌شايد بتوانند از پشت بر حريف خود شبيخون بزند. همين مسأله درباره شيطان هم صادق است.اگر از راه يأس نتواند بر بندگان خدا نفوذ کند، به دنبال نقطه مقابل آن يعني اميد مي‌رود؛ شايد از راه اميد افراطي بتواند به هدف خود برسد.

منظور ما کساني هستند که بدون اعمال شايسته، خود را مستحق رحمت خدا مي‌دانند. در مقابل، خدا با آنها مکر مي‌کند و با آنها به گونه‌اي رفتار مي‌کند که خيال ‌کنند مورد رحمت خاص الهي هستند.امکانات مادي و حالت هاي خوش روانيشان را نشانه‌ لطف ويژه خدا مي‌گيرند؛ اما همه اينها براي اين است که به شکل خطرناکي تحت قانون فريب الهي قرار گرفته‌اند و سرانجامشان بسيار وخيم خواهد بود.»

متن کامل اين مقاله در ويژه نامه «اگر نااميدي بخوان» منتشر شده و در نشاني tebyan.net قابل مشاهده است.

يكشنبه 24 شهريور 1392 - 9:34
*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری