يكشنبه 30 مهر 1396 - 13:32
پربازديدترين اخبار از استان
تهران
  • هيچ خبري موجود نيست

تبيان معرفي مي کند:

بهترين ترميم کنندۀ رابطه ها

تارنماي فرهنگي اطلاع رساني تبيان به منظور استحکام بنيان خانواده و فرهنگ سازي، در مقاله اي علمي به معرفي بهترين ترميم کنندۀ رابطه ها پرداخت.

به گزارش روابط عمومي سازمان تبليغات اسلامي،بخش خانواده ايراني موسسه تبيان اين مقاله را با تکيه بر روشهاي ارتباط موفق تهيه کرده است.

نوريه نوچمني در اين مقاله مي نويسد:«اگر ما براي اشتباهي متاسف يا شرمسار هستيم نه تنها بايد در رفتارمان نشان بدهيم که متوجه اشتباهمان شده ايم و مي خواهيم جبرانش کنيم بلکه بايد احساسمان را در قالب کلمات هم ثابت کنيم.هر کدام از ما در طول روز يا هفته يا ماه يا سال، کساني را مي رنجانيم و خطاهايي را مرتکب مي شويم.

اندازه اين خطاها و ميزان اثرگذاريشان بسته به جايگاه اجتماعي ما متفاوت است و گاهي شايد شمار زيادي از مردم را تحت تاثير قرار بدهد، اما آيا ما در جايگاه يک عضو خانواده، يک دوست، يک رفيق، يک مدير يا يک مسئول ياد گرفته ايم چگونه بايد عذرخواهي کنيم؟ آيا ياد گرفته ايم دست روي شانه طرف مقابل بگذاريم و توي چشم هايش نگاه کنيم و بگوييم متاسفم يا در برابر ده ها دوربين، سر تعظيم فرود بياوريم و بابت خطايي از مخاطبان مان عذرخواهي کنيم و حتي تاوان اشتباه مان را با استعفايي خودخواسته بپردازيم؟

چرا آدم ها از عذرخواهي مي ترسند؟ آنها مغرورند و بيم دارند اختيار امور از دستشان خارج شود. يعني طلب بخشايش کنند و از طرف مقابل، واکنشي غيرقابل انتظار داشته باشد. مثلا عذرخواهي شان را نپذيرد يا زبان به انتقاد بگشايد. به گمان شما آيا ديگران حق دارند واکنشي نادرست در برابر عذرخواهي ما داشته باشند؟

از نظر منطقي پاسخ اين پرسش منفي است. کسي که از او طلب بخشايش مي کنيم با منطق ما بايد عذرخواهي مان را بي چون و چرا بپذيرد، اما زندگي هميشه تابع اصولي که ما منطقي تعريفشان مي کنيم نيست! بنابراين امکان دارد وقتي طلب بخشايش مي کنيم طرف مقابل واکنشي از خود نشان دهد که انتظارش را نداشته ايم. چاره چيست؟

پيش از آن که درباره راه چاره بگوييم بايد اين نکته را يادآوري کنيم که ما عادت کرده ايم خطاهايمان را گردن عوامل ديگر بيندازيم. اگر سر رفيقمان فرياد کشيده ايم، مي گوييم «تقصير تو بود که عصباني ام کردي» اگر به وظايفمان در محيط کاري به درستي عمل نکرده ايم مي گوييم «امکانات فراهم نبود و ديگران نگذاشتند کاري از پيش ببرم» اگر در رانندگي باعث آسيب ديدن کسي شده ايم مي گوييم «خودش مراقب نبود» و اين دليل تراشي ها يعني ما حاضر نيستيم مسئوليت اشتباهي را که کرده ايم بپذيريم و مي خواهيم براي آن علتي بيروني پيدا کنيم.

اگر مي خواهيم عذرخواهي مان واقعي و موفقيت آميز باشد بايد ياد بگيريم مسئوليت آنچه را انجام داده ايم بپذيريم و حتي خودمان را آماده کنيم تا تاوان اشتباهمان را بپردازيم. تاوان اين اشتباه شايد خشم يا تندي طرف مقابل باشد، شايد او حرف هايي بزند که ما دلمان نمي خواهد بشنويم، اما به هر حال اگر خطا کرده ايم براي پذيرفته شدن طلب بخشايش مان بايد صبور باشيم و به مجازات تن بدهيم و با چنين باوري طبيعتا آمادگي بيشتري براي مواجهه با واکنش هاي غيرقابل انتظار داريم.مسئوليت پذيري بويژه درباره اشتباه هايمان، مهارتي نيست که ناگهان صاحب آن شويم؛ تخصصي است که آن را بايد از کودکي بياموزيم. آيا شما هم با پدر و مادرهايي برخورد کرده ايد که وقتي کودکشان خطايي مي کند براي آن که درس بگيرد کار اشتباه او را به يک موجود خيالي نسبت مي دهند؟ مثلا وقتي او چيزي مي شکند مي گويند «نه! نه! تو نبودي، آن بچه بد بود که الان فرار کرده» اين روش تربيتي، اولين گام به سوي پرورش بچه هاي غيرمسئول است، اما اين دليل نمي شود که اگر مسئوليت پذير بار نيامده ايد همچنان به رفتار نادرست ادامه بدهيد و اشتباه هايتان را به عوامل بيروني نسبت بدهيد. يادتان باشد شما مسئول خطاهايتان هستيد، پس بالغانه درباره آنها فکر کنيد.مي دانيد چرا آدم ها وقتي با هم دعوا مي کنند چشم هايشان را مي بندند و فرياد مي کشند؟ آنها چشم هايشان را مي بندند چون نمي خواهند حقيقت را ببينند يا متوجه شوند که طرف مقابل هم حرفي براي گفتن دارد و فرياد مي کشند چون ناخودآگاه حس مي کنند قلب هايشان از هم دور شده است و صدايشان به هم نمي رسد.

طلب بخشايش کردن از ديگري يعني مي خواهيم بار ديگر قلب هايمان به هم نزديک شود، پس رفتارمان هم بايد متناسب با خواسته مان باشد، بنابراين چه لزومي دارد فرياد بزنيم يا تندي کنيم وقتي قلبمان را دستمان گرفته ايم و آن را به قلب ديگري که شکسته است، نزديک کرده ايم.حتما در عذرخواهي بايد با طرف مقابل ارتباط چشمي داشته باشيم چراکه نگاه کردن در چشم هايش به او تلقين مي کند، شما قابل اعتماد هستيد و حرف تان از صميم قلب است.

بدبختانه ما در دنياي نيمکره چپ زندگي مي کنيم، دنيايي که نيمکره راست در آن نقشي ندارد. حتما مي پرسيد نيمکره راست مگر قرار است چه کار کند که بيکار ماندنش اين همه مهم است.

اين نيمکره، مسئول اموري همچون عشق ورزي و خلاقيت است و از آنجا که بيشتر ما از دوران کودکي براي تخصص هايي متناسب با نيمکره چپ آموزش مي بينيم، نيمکره ديگر چندان پرورش پيدا نمي کند و فقط گاهي وقت ها از زندان آزاد مي شود و آنقدر در انجام وظايفش نابلد است که فقط براي ابراز افسردگي و اندوه به کار مي آيد.

در عذرخواهي بايد هر دو نيمکره مغزمان را به کار بيندازيم، يعني از يک سو بايد يادمان بيايد طرف مقابل را دوست داريم و مي خواهيم با او ارتباط دوستانه اي داشته باشيم و از سوي ديگر بايد منطق مان را براي انتخاب کلماتي متناسب با شرايط انتخاب کنيم. وقتي اين دو نيمکره با هم همکاري کنند آن گاه کلمات ما خالصانه و از صميم قلب مي شود و همان گونه که قديمي ها گفته اند سخني که از دل بر آيد، لاجرم بر دل نشيند.

بيشتر ما اعتقاد داريم همين که در رفتارمان شرمندگي را نشان بدهيم کافي است، اما همان گونه که هر رفتار يا تصميم اشتباهي معمولا يک وجه کلامي و يک وجه عملي دارد طلب بخشايش بابت آن هم بايد وجهي کلامي و وجهي عملي داشته باشد.اگر ما براي اشتباهي متاسف يا شرمسار هستيم نه تنها بايد در رفتارمان نشان بدهيم که متوجه اشتباهمان شده ايم و مي خواهيم جبرانش کنيم بلکه بايد احساسمان را در قالب کلمات هم ثابت کنيم و بالاخره آن سخت ترين کلمه را که خيلي ها از گفتنش هميشه بيم دارند و غرورشان اجازه نمي دهد، به زبان بياوريم و بگوييم «متاسفم.»در انتخاب کلمات بعدي پس از اين سخت ترين کلمه هم بايد دقت کنيد. شايد بهتر باشد علت هايي که طرف مقابل برايتان عزيز است، بيان کنيد يا ميزان تاسف تان را توصيف کنيد يا از تصميم تان براي بهبود شرايط بگوييد.

مثلا به رفيق قديمي دل شکسته بگوييد با او خاطرات مشترک زيادي داريد و در سختي ها همراه تان بوده است، به کارمندي که دلش را آزرده ايد بگوييد هميشه از انجام وظيفه اش راضي بوده ايد، به مخاطبان فراواني که از تصميم اشتباه شما متضرر شده اند بگوييد مي خواهيد خطايتان را هر طور شده جبران کنيد، به همسرتان که دلخور شده بگوييد عاشقش هستيد. خطاي رفتاري ديگر اين است که پس از ابراز تاسف جزئيات جريان را مفصل يادآوري کنيد. شما با خطايتان روح طرف مقابل را رنجور کرده ايد، قلبش را شکسته ايد، به احساساتش لطمه زده ايد و حالا که براي طلب بخشايش آمده ايد طوري جزء به جزء قصه دلخوري را تعريف مي کنيد که باز همه چيز براي او تداعي مي شود و آن زخم قديمي گوشه دلش سر باز مي کند و خشمگين مي شود.»

علاقه مندان مي توانند اين مقاله را در نشاني tebyan.net مشاهده کنند.

شنبه 23 شهريور 1392 - 10:40
*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری