جمعه 6 مرداد 1396 - 21:27
پربازديدترين اخبار از استان
تهران
  • هيچ خبري موجود نيست

تبيان در حال و هواي «بادبادک باز»

تارنماي فرهنگي اطلاع رساني تبيان همزمان با ترجمه اثر تازه نويسنده کتاب «بادبادک باز» در مقاله اي به بررسي حال و هواي اين اثر فاخر پرداخت.

به گزارش روابط عمومي سازمان تبليغات اسلامي،بخش کتاب و کتابخواني موسسه تبيان اين مقاله را منتشر کرده است.

احمد رنجبر در اين مقاله مي نويسد:«نه تنها ادبيات افغان ها که تاريخ اين کشور مديون خالد حسيني است. نويسنده اي که با نگارش «بادبادک باز» تصوير تازه اي از کشورش به جهان نشان داد.«بادبادک باز» يکي از پرفروشترين و محبوب ترين کتاب هاي دهه اخير به شمار مي رود. کتابي که در آن خالد حسيني توانسته افغانستان باشکوه ِ قبل از طالبان و پس از آن را نشان دهد.حسيني در اين رمان با نثري ساده و روان ازافغانستاني مي گويد که روزي مردمش درآرامش بودند ولي به يک باره با افراطيون مواجه شدند و پس از آن گرفتار بي خانماني و دربدري.ترجمه رمان به انگليسي و ساخت فيلمي بر اساس آن (توسط مارک فوستر با بازي همايون ارشادي) به فراگيرترشدن «بادبادک باز» کمک کرد.خالد حسيني حالا نويسنده اي مطرح در سطح جهاني است.او پس از«بادبادک باز»،«هزارخورشيد تابان» را نوشت و اخيرا رمان تازه اش را منتشر کرده؛ کتابي با عنوان «و کوه طنين انداخت».رمان به تازگي توسط مهگونه قهرمان به فارسي ترجمه و از سوي نشر پيکان منتشر شده است.به گفته‌ي مترجم، اين کتاب بسيار تأثيرگذار خالد حسيني نشانگر درک عميق او از قيد و بندهايي است که به ما و هستي‌مان معنا مي‌دهد؛ چيزي که معناي آن انسان بودن است. داستان با پيوند نامتوازن ميان برادر و خواهري بي‌مادر در دهکده‌اي در افغانستان آغاز مي‌شود. خالد حسيني در اين رمان داستاني چندمليتي‌ خلق کرده است و راه‌هاي بروز عشق ميان افراد خانواده را به ما نشان مي‌دهد.

نيويورک تايمز در مقاله اي که خبرگزاري مهر آن را چندي پيش منتشر کرد، رمان «و کوه طنين انداخت» را مطمئن‌ترين و قوي‌ترين داستان خالد حسيني از نظر احساساتي دانست. اين نشريه درباره رمان اين گونه مي نويسد:اين رمان ممکن است در ميان کتاب‌هاي حسيني عجيب‌ترين عنوان را داشته باشد، اما مطمئن‌ترين و قوي‌ترين داستانش از نظر احساساتي است که او نوشته و از رمان «بادبادک باز» (2003) جاه‌طلبانه‌تر و روان‌تر و از رمان «هزار خورشيد درخشان» (2007) روايتي پيچيده‌تر دارد.اين کتاب چند نسل را در بر مي‌گيرد و چندين بار در نظر بين افغانستان و غرب عقب و جلو مي‌رود. حسيني مي‌گويد عنوان کتاب از شعر «نغمه پرستار: معصوميت» ويليام بليک الهام گرفته، که به اين موضوع اشاره مي‌کند که تپه‌ها صداي بچه‌ها را طنين‌انداز مي‌کنند.

بسياري از موضوع‌هايي که در رمان‌هاي اول او جا داشتند، در اين رمان هم حضور دارند: رابطه بين پدر و مادرها و بچه‌ها، و اين که گذشته چگونه مي‌تواند زمان حال را تحت تاثير قرار دهد. او در اين رمان علاقه شديدي هم به طراحي بين دنياي رنگارنگ داستان و دنياي تيره و پرسايه‌تر واقعي نشان مي‌دهد.

در رمان‌هاي «بادبادک باز» و «هزار خورشيد درخشان»، اين کار مي‌تواند باعث به وجود آمدن پيچ‌هاي داستاني ملودراماتيک و شخصيت‌هايي بشود که بسيار، بسيار خوب و يا بسيار بسيار بد هستند. «کوهستان‌...» هم چيزي بيش از تمهيدات و احساس‌گرايي طبيعي‌اش دارد و استعدادهاي روايتگري آقاي حسيني که در طي سال‌ها عميق‌تر شده‌اند، به او اجازه مي‌دهند جنبه‌هاي احساساتي داستان را با جزييات دقيق‌تر و ظريف‌تري بيان کند.به اين ترتيب ما رمان او را با نوعي درک خاص از شخصيت‌هايش و اينکه چگونه آن‌ها خودشان را طي سال‌ها با انتخاب‌هايي که بين وظيفه و آزادي، مسئوليت‌هاي خانوادگي و استقلال شخصي، وفاداري به خانه و تبعيد به خارج انجام داده‌اند، تعريف کرده‌اند به پايان مي‌بريم. تمام اين‌ها، در مقابل پشت پرده تاريخ پرآشوب افغانستان، از سال‌هاي پيش از شوروي گرفته تا سال‌هاي نبرد مجاهدين عليه اتحاد جماهير شوروي، ظهور طالبان و حمله آمريکا بعد از حملات تروريستي در روز 11 سپتامبر به اجرا در مي‌آيند.در حالي که «بادبادک باز» بيشتر بر پويايي رابطه بين پدرها و پسرها تمرکز کرد و «هزار خورشيد درخشان» بر رابطه بين مادرها و دخترها متمرکز شد، اين رمان داستانش را از طريق منشور روابط خواهر و برادري تعريف مي‌کند؛ داستاني که بين زندگي چند جفت خواهر و برادر منکسر شده است.

زماني که براي اولين بار دو شخصيت مرکزي رمان را مي‌بينيم، آنها بچه‌هايي هستند که در دهکده‌اي دورافتاده و فقيرنشين افغانستان زندگي مي‌کنند. عبدالله 10 سالش است و خواهر عزيزش پري سه ساله است. او از زماني که مادرشان هنگام تولد پري از دنيا رفت از خواهرش مراقبت کرده است. خانواده هيچ پولي ندارد و يکي از بچه‌هاي نامادري‌شان تا به حال از سرما از پاي درآمده است.يک روز پدرشان صبور، آنها را با سفري دراز و طاقت فرسا به کابل مي‌برد؛ جايي که عمويشان نبي در آن براي يک زوج ثروتمند با نام‌هاي سليمان و نيلا وحدتي کار مي‌کند. پري با آنها مي‌ماند تا بتواند با تمام منفعت‌هاي ثروت بزرگ شود، پدرشان به خانواده وحدتي اجازه مي‌دهد او را به فرزندي قبول کنند.

در دهه‌هاي بعدي پري در شهر پاريس با نيلا، يک شاعر نيمه وقت و يک خودپرست تمام وقت که شوهرش را در کابل رها کرده تا بتواند زندگي افراطي و هنرمندانه داشته باشد که در افغانستان امکانش وجود نداشت، بزرگ مي‌شود. پري رياضيدان مي‌شود، با يک استاد نمايشنامه‌نويسي ازدواج مي‌کند و صاحب سه فرزند مي‌شود، اما او به اين موضوع شک مي‌کند که شايد به فرزندي پذيرفته شده باشد و يک روز به افغانستان برمي گردد تا حقيقت گذشته‌اش را کشف کند.»

متن کامل اين مقاله در نشاني tebyan.net قابل مشاهده است.

شنبه 23 شهريور 1392 - 10:39
*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری