يكشنبه 4 تير 1396 - 1:23
پربازديدترين اخبار از استان
تهران
  • هيچ خبري موجود نيست

روايت تبيان از «جمعه سياه»

همزمان با هفدهم شهريور ماه ،سالروز قيام خونين مردم تهران در دفاع از آرمانهاي انقلاب اسلامي، تارنماي فرهنگي اطلع رساني تبيان در مقاله اي به روايت رويدادهاي «جمعه سياه» پرداخت.

به گزارش روابط عمومي سازمان تبليغات اسلامي،بخش کتابخانه اينترنتي موسسه تبيان اين مقاله را با استفاده از اسناد باقيمانده و روايتهاي فردي از واقعه 17شهريور تهيه کرده است.

عليرضا ملايي در اين مقاله مي نويسد:«تا پيش از كودتاي 28 مرداد ماهيت و مباني فكري و ايدئولوژيك برخي از نهضتهاي عصر قاجار به بعد را در مجموع بينشها و آرمانهاي غير مذهبي شكل مي ‏دادند، كه در حقيقت متاثر از ورود بي ‏محاباي تجدد و مدرنيسم به ايران بود. خمير مايه فكري بخشي از جريان انقلاب مشروطيت ‏به عنوان بزرگترين نهضت عصر قاجار بر انديشه‏ هاي روشنفكران سكولار و اصلاح‏طلب متمايل به غرب متكي بود كه مي ‏كوشيد ساختار استبداد سنتي و پادشاهي مطلقه را به مدد دموكراسي‏هاي غربي و حاكميت قانون مهار كند. اما در عمل، به سبب موانع بي‏شمار و مداخلات فزاينده امپرياليسم روس و انگليس، استقرار مشروطيت ‏سخت ناكام ماند. با پيروزي انقلاب روسيه، جريانهاي فكري هوادار ماركسيسم، لنينيسم نيز به تكاپوي فراوان در ايران دست زدند كه تجلي آشكار آن حزب توده بود. واپسين جريان فكري غير ديني كه سرانجام موفق به تشكيل حكومت گرديد، انديشه ملي‏ گرايي بود كه در سالهاي حكومت ملي دكتر مصدق خود را آشكارا نماياند. اما حقيقت اين است كه در ميدان عمل هيچ يك از جريانهاي مذكور نتوانستند به پيروزي بادوامي دست‏ يافته و يا يك نظام سياسي پايدار بر اساس ايدئولوژيهاي ياد شده را مستقر يا نهادينه سازند.

در پي شكست تلاشهاي ملي‏گرايان و هواداران نظام مشروطه و انديشه‏ هاي چپ و نيز متاثر از فضاي سياسي و فرهنگي كشور، كه شتابان به سوي نوسازي اقتصادي - اجتماعي مي ‏تاخت، حركت قدرتمند جديدي موسوم به روشنفكري ديني به صورت يك جريان مسلط فكري پديدار گشت كه البته سابقه‏اي ديرينه داشت. اصلاح فكر ديني با سيد جمال آغاز شد، اما به دليل ضعف پشتوانه و بلوغ سياسي در برخورد با مدرنيته غرب و انديشه تجدد منزوي گرديد. ليكن پس از فراز و نشيبهاي فراوان در سالهاي پس از مشروطه، بويژه دوره رضا شاه و پس از شهريور 1320، با تجهيز خود به انديشه و زبان تازه توانست‏براي ورود به صحنه مبارزات سياسي و مباحثات فكري آماده شده و با دگرگون ساختن گفتمان سنتي تا سرحد يك جنبش فعال سياسي و اعتراض‏آميز و يك نهضت پويا و پرتوان فكري خود را نشان دهد.

پيدايش فداييان اسلام، همكاريهاي نزديك كاشاني و مصدق در سالهاي نهضت ملي و نيز تلاش روشنفكران ديني آشنا به غرب نظير مهندس بازرگان و بزرگان ديني نظير آيت الله طالقاني در سالهاي پس از كودتا اين گفتمان را متحول ساخت. وجود شخصيتي چون دكتر شريعتي به عنوان برجسته‏ترين روشنفكر ديني روزگار خويش، ايدئولوژي اسلام سياسي را در ميان انبوه مخاطبانش عمق و گسترش وسيعي داد و با آميختن تشيع با نظريات انقلابي مدرن و انديشه‏ هاي چپ اين گفتمان را هر چه بيشتر تندرو و سازش‏ناپذير ساخت. تلاشهاي بزرگواراني چون استاد مطهري بر وسعت و شعاع آن در ابعاد گوناگون افزود.

از نظر سياسي شروع نهضت امام خميني(س) و مبارزات بي‏بديلش در آغاز دهه 1340 و قيام 15 خرداد، اسلام سياسي را در سطحي گسترده روياروي رژيم قرار داد. تلاشهاي فكري و سياسي امام(س) به عنوان رهبر نهضت‏ با توجه به گستره وسيع هواداران اسلام انقلابي در روشنفكري ديني، سرانجام در ميان مجموعه مخالفان سياسي رژيم، جايگاه استوار و خدشه‏ناپذير آن را تثبيت كرد و به عنوان خمير مايه فكري انقلاب توانست همه جريانهاي موجود را با خود همراه ساخته يا به حاشيه براند. اين ايدئولوژي پرتوان و تازه‏نفس مذهبي كه از پشتوانه سياسي و تاريخي قدرتمندي برخوردار بود، همه نحله‏هاي متنوع ديني سياسي و فكري را تحت رهبري امام خميني(س) گرد آورد و انقلاب شكوهمند اسلامي سال‏1357 را رقم زد.

اين نهضت‏به جرقه ‏اي نياز داشت كه در17 دي‏1356 افروخته شد و انقلاب را در شكل تازه‏اي كه عبارت از رويارويي آشكار و مستقيم با رژيم بود به حركت درآورد. فضاي نسبتا مساعد سياسي سالهاي پس از 1355 نهضت را سرعت و شتاب بيشتري بخشيد. طبيعتا واكنش دولت مطلقه، سركوب خونين و قهرآميز همه خيزشهاي انقلابي در تمام شهرها و آباديهاي ايران بود كه بلافاصله پس از قم در تبريز و يزد و نقاط ديگر سربرآورده بود. پيامد اين خشونت‏ سياسي و شدت عمل رژيم، توقف و ركود نسبي خيزشها و ايجاد يك آرامش موقت و مقطعي بود كه چندان دوام نياورد.

در پي سياست‏ سركوب خونين رژيم در اواخر بهار تا اواسط تابستان‏1357 ش. از شدت و گستره اعتراضات و فعاليتهاي مخالفان تا حد زيادي كاسته شد و در تير ماه همان سال، اوضاع كشور كاملا رو به آرامش نهاد. ناظران خارجي، مفسران سياسي و كارشناسان رژيم به اين جمع‏ بندي دست‏ يافتند كه شاه پس از يك رشته درگيري با شورشيان و سركوب مخالفان از دي ماه‏1356 تا خرداد1357، اكنون ابتكار عمل را به دست گرفته و كاملا بر اوضاع مسلط گشته است و اكنون هيچ خطر جدي رژيم را تهديد نمي‏ كند. شاه نيز در پايان اين دوره، در يك مصاحبه تصريح كرد كه:

هيچ قدرتي توان كنار نهادن مرا نخواهد داشت چه 700 هزار تن نيروي مسلح از من پشتيباني مي ‏كنند، همه كارگران و اكثريت مردم پشت ‏سرم هستند و من قدرتمندم.

او از فرصت و فضاي موجود بهره جست و سراسر تير ماه را به استراحت و خوشگذراني در سواحل خزر پرداخت. اما آنچه روياي شيرين رژيم و كارگزاران آن را برآشفت فرارسيدن ماه مبارك رمضان بود كه از اواسط مرداد آغاز مي ‏شد.

با آغاز رمضان قيام ملت چهره ‏اي تازه يافت و عمق و وسعت‏ بيشتري گرفت. تاكنون در مورد محرم و آموزه‏ هاي تشيع در پويايي و تحرك نهضتها و حركتهاي اسلامي گفتگوها و مباحثات گوناگوني صورت گرفته است. حال آنكه ماه رمضان برغم نقش بي‏ بديل و منحصر به فردش در فرايند انقلاب چندان مورد پژوهشهاي جدي قرار نگرفته است. بي‏ ترديد ماه رمضان فرصتي فراهم آورد تا نيروها و چرخهاي پرتوان انقلاب پس از يك دوره كوتاه ركود و توقف، بار ديگر به حركت درآيد و چنان شتاب بگيرد كه رژيم و متحدان آن را سخت غافلگير كند تا دريابند كه سكون و ثبات ماه هاي قبل از رمضان آرامش پيش از طوفان و مقدمه يك خيزش همگاني و فراگير بوده است. درست از همين زاويه رويداد17 شهريور به عنوان نتايج مستقيم تحولات نهضت در ماه رمضان‏1357 قابل تفسير است.

امام كه از نجف هدايت مبارزات را در دست داشت، نيك مي‏ دانست كه فصل عمل فرا رسيده است. او فعاليتهاي خود را به گونه ‏اي مضاعف توسعه بخشيد. علاوه بر سخنراني هاي متعدد كه به صورت نوار در سراسر كشور توزيع مي ‏شد، كوشيد تا حلقه‏ هاي پيوند و ارتباط با مراكز مذهبي و هواداران پرشور خويش را در داخل و خارج از كشور گسترش دهد. زيرا نيروهاي مخالف رژيم اعم از مذهبي و غير مذهبي اكنون در حال سازمان يافتن بودند. روشنفكران با نوشتن و تكثير اعلاميه‏ هاي گوناگون فعاليتهاي پنهاني گسترده ‏اي در ميان مردم آغاز كردند. امام در آستانه ماه رمضان در پيامي هشت ماده‏اي كه به تعبير برخي، «نخستين منشور انقلاب‏» لقب گرفته است، وظايف مبارزان بويژه سخنرانان مذهبي را گوشزد نمود و تاكيد كرد كه اين نهضت اسلامي با آزاديهاي استكباري انحراف نخواهد يافت و لذا روحانيون مي‏بايد در افشاي جنايات رژيم در اين ماه در مساجد و مجامع اسلامي مبارزات مردمي را وسعت ‏بخشيده به خانواده‏ هاي شهدا و زندانيان رسيدگي كنند.

اهميت انكارناپذير اسلام و مكتب تشيع كه تا اين زمان هيچ يك از معيارهاي زندگاني غربي نتوانسته بود آرمانهاي آن را تحت تاثير قرار دهد، مي‏توانست‏به عنوان بخش بزرگي از هويت ملي و فرهنگي ما و به عنوان ايدئولوژي مبارزه بار ديگر در ماه رمضان مورد تاكيد قرار گيرد. عموما در اين ماه به عنوان ماه عبادت و ماهي كه انسان به مهماني خدا مي‏رود، بسياري از مسلمانان از امور كسب و زندگي تا حد زيادي فراغت ‏يافته به اماكن مذهبي و مساجد روي مي‏ نهند و با توجه به زمينه‏ هاي مساعد، هسته ‏هاي مبارزه و مقاومت در مساجد سراسر كشور شكل مي‏ گيرند.

وجود هزاران مسجد و حسينيه و نيز دهها هزار روحاني در ايران آن روز، بيانگر وجود تشكيلات نسبتا منسجم و متشكل در سراسر كشور بود كه در صورت لزوم مي‏ توانست همه اقشار ملت را مخاطب قرار دهد و با بسيج سياسي به صحنه بكشاند و در جهت آموزه‏ هاي رهبران شيعي به حركت درآورد. »

متن کامل اين مقاله در نشاني http://tebyan.net/ قابل مشاهده است.

سه‌شنبه 19 شهريور 1392 - 13:14
*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری