دوشنبه 5 تير 1396 - 1:18
پربازديدترين اخبار از استان
تهران
  • هيچ خبري موجود نيست

«همنوا» همراه تبيان

تارنماي فرهنگي اطلاع رساني تبيان به منظور اطلاع رساني در خصوص تکنولوژي هاي جديد آموزشي،در گزارشي به سراغ موسسه فرهنگي «همنوا» رفت و به گفتگو با مسئول اين موسسه پرداخت.

به گزارش روابط عمومي سازمان تبليغات اسلامي، اين گزارش توسط بخش خانواده ايراني تهيه شده و با عنوان «همنوا ، جايي که غيرممکن‌ها ممکن مي شود » در تارنما منتشر شده است.

مريم طالبي در اين گزارش مي نويسد:«يگانگي محيط آموزش ومحيط خانه. (هميشه در مدرسه ها مي گفتند که مادر بزرگت هم که فوت شده باشد امروز درس داريم. اين دو دنيا هيچ ربطي به هم ندارند و بعد سه هفته بعد درباره همدلي شعر مي خوانديم. اين تفکيک، يکي از سوالاتمان بود.) يکي از سوالات ديگرمان ويژگي هاي کساني که در محيط هاي فرهنگي و اموزشي کار مي کنند،بود. خيلي وقت ها من چون در مدرسه کار مي کردم معلم ها درباره همه چيز در زنگ تفريح ها حرف مي زدند غير آن چيزي که در کلاس اتفاق مي افتاد. انگار کساني که مي خواهند ديگران را رشد بدهند نبايد زياد به رشد خودشان بپردازند. در صورتي که من فکر مي کنم که کسي که مي خواهد رشد دهنده باشد بايد به رشد خودش هم فکر کند و کار کند.

نام يکي از دوره هاي ما اين است: دوره يادگيري در فضاي واقعي زندگي .خوردن، سفره پهن کردن ،باهم بيرون رفتن .در تک تک اين ها کلي فرصت رشد هست که ما اين ها را حذف مي کنيم، ناديده مي انگاريم. ازآنها بهره برداري درست نمي کنيمبيشتر تمرکزمان را در حيطه ي کار با والدين ، در حوزه تحول نگرش گذاشتيم . چون فکر مي کنيم که باورها ،انگاره ها و آنچه از عالم تعليم و تربيت و زماني که بچه بوديم و پدر و مادرهاي مان انجام دادند، مربي ها و معلم هايي ديده ايم و در ما رسوب کرده و افعال تربيتي امروز ما شده است.لذا ما در دوره ها و برنامه هاي مان سعي مي کنيم کمک کنيم که يک باز انديشي اتفاق بيفتد. چرا اينگونه با دختر و پسرمان رفتار مي کنيم؟ چرا با به عنوان همکار تربيتي با هم اين گونه هستيم؟چرا؟ ... همه اين ها يک فرصت باز انديشي لازم دارد. در چهار سال گذشته که همنوا پس از يک دوره شش هفت ساله تحقيق ايجاد و تبديل شد به يک مرکزي که افراد زيادي به آن پيوستند و الان نزديک پنجاه پژوهشگر در اين موسسه در حوزه کودک و والدين و مربيان کودک کار مي کنند .اصلي ترين دليل من براي همنوا ،حضور اسم رب در زندگي بود. احساس مي کردم که اسم رب در زندگي آدم ها

حضور ندارد. حواسمان نيست که خدا همه ي هستي را براي پرورش ما طراحي کرده است . لذا يکي از شعارهاي اصلي همنوا اين است : زندگي فرصت رشد و شکوفايي. و نام يکي از دوره هاي ما اين است: دوره يادگيري در فضاي واقعي زندگي .خوردن، سفره پهن کردن ،باهم بيرون رفتن .در تک تک اين ها کلي فرصت رشد هست که ما اين ها را حذف مي کنيم و ازآنها بهره برداري درست نمي کنيم و نتيجه اش اين مي شود که فکر مي کنيم بايد براي خلاقيت بچه، فرزندمان را فلان کلاس بگذاريم يا براي مسئوليت پذير کردنش يک کار عجيب و غريب انجام دهيم. در صورتي که مسئوليت پذيري درتمام لحظه لحظه زندگي اش مي تواند وجود داشته باشد.

بچه چهار ساله عاشق سفره پهن کردن و کمک کردن و گذاشتن و آراسته کردن يک سفره خانوادگي است.اين فرصت را از او مي گيريم چون باور داريم که توانمند نيست و در چهارده سالگي ازش مي خواهيم که اين کار را انجام دهد. درتمام اين سال ها به او پيغام داديم که اين کار مهمي نيست و تو فقط بايد درس بخواني و سر سفره ي چيده شده بيايي.

بعد متوجه شديم که فضاهايي که مي شود بر آن غلبه پيدا کرد ، جايي است که سيطره آموزش رسمي در آن کمتراست و آن پيش از دبستان است.آنچه که از يک سال و نيم گذشته به آن پي برديم و بسيار جدي ترمان کرده اين است که پنج سال اول زندگي تقريبا تمام زندگي انسان ها را مي سازد و آن پنج سال بسيار کليدي است.

يک متخصص اقتصاد است به نام آقاي پروفسور حکمت که برنده جايزه نوبل است در زمينه اقتصاد، ايشان مي گويند که پر بازده ترين سرمايه گذاري براي يک کشور، سرمايه گذاري در سال هاي اوليه کودکي است. کار مومن انتخاب بين خوب و بد نيست . انتخاب بين خوب و بهتره. ما الان فکر مي کنيم که روي بهترين ها سرمايه گذاري مي کنيم. ما تصميم گرفتيم که مقداري به اين حوزه که کمتر در کشورمان به آن اهميت داده مي شود و تقريبا محروم ترين بخش است رسيدگي کنيم. آنچه که ما در سال هاي گذشته بازخورد گرفتيم اين است که قدرت حل مسئله اين بچه ها بسيار بالاتراست. چون هر روز با چالش هايي در محيط مواجه بودند. در همنوا وقتي دو کودک دعوا مي کنند، فقط يک دعوا نيست.ما فقط آنها را جدا نمي کنيم بلکه بر سرآن گفتگومي کنيم. چه کار ديگري مي توانستي بکني؟ چرا اين را کار را کردي؟ احساس طرف مقابل ..... يعني فرصتي که همدلي او تجربه کند. احساسات خودش را تجربه کند. روش هاي مختلف مواجه با يک احساس او ببيند. همچنين مي تواند علاقه هايش را کشف کند. چون به طلب ها،خواستها، علاقه ها و نيازهاش توجه مي شود خودش شروع مي کند به پيدا کردن اين که من به چه موضوعي علاقه دارم .چه مي خواهم و بعد ما کمکش مي کنيم براي رسيدن به اينکه در آينده مي تواني چه کني . همه ي مراکز پيش دبستاني بازديد مي برند اما وقتي بچه چند هفته با موضوعي درگير شود ، سوال برايش ايجاد مي شود.

راجع به تک تک اين جزئيات در همنوا پژوهش مي شود و در عمل اجرا مي کنيم. هم به تئوري دنيا بايد اشراف داشته باشيم و هم به نکات بومي و مذهبي و اعتقادي و فرهنگ خودمان. و هم اينکه در عمل نکاتي را کشف مي کنيم. مربي ما اگر سه چهار ساعت با کودک در تماس است سه چهار ساعت هم در حال تحقيق است. چه طوري تحقيق مي کند ؟ صداي هاي کلاسش را گوش مي دهد. عکس و فيلمي که از کلاسش گرفته شده را نگاه مي کند. اين ها فرصت بازبيني به او مي دهد. بعد جلسات گروهي برگزار مي کنيم. اين فرصت هم فکري و هم انديشي مي دهد. ما به اين فرايند رشد حرفه اي مربي مي گوييم.»

اين گفتگو و گزارش توسط مريم طالبي براي بخش خانواده ايراني موسسه تبيان تهيه شده است و متن کامل آن در نشانيhttp://www.tebyan.net/ قابل مشاهده است.

يكشنبه 17 شهريور 1392 - 9:43
*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری