يكشنبه 4 تير 1396 - 11:28
پربازديدترين اخبار از استان
تهران
  • هيچ خبري موجود نيست

ديدار شاعران با رهبر انقلاب برگزار شد

شنبه شب و در شام ميلاد فرخنده کريم اهل بيت، امام حسن مجتبي (ع) جمعي از استادان زبان و ادب فارسي و شاعران کشور به ديدار رهبر فرزانه انقلاب رفته و محفل شاعرانه خود را با حضور معظم له برگزار کردند.

به گزارش روابط عمومي سازمان تبليغات اسلامي و به نقل از دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي در اين ديدار با اشاره به اينكه كاروان شعر در كشور با سرعت، دقت و جهت گيري درست به پيش مي رود خاطرنشان كردند: با استمرار اين حركت، كشورِ عزيزِ ايران بار ديگر هديه اي ارزشمند به تمدن و فرهنگ جهاني و خصوصاً اين منطقه، اهدا خواهد كرد.

حضرت آيت الله خامنه اي افزودند: شعر علاوه بر اينكه ظرفي براي بيان احساس شاعرانه است بايد در خدمت ارزشها باشد و شاعر در عمل به وظيفه و مسئوليت خود، اين نعمت بزرگ الهي را در خدمت به دين، اخلاق، انقلاب و معرفت افزايي قرار دهد.

ايشان مضمون آفريني و در پي آن، جوششهاي ذوقي را در اين زمينه ضروري دانستند و تصريح كردند: شعر مي تواند به "معرفت ديني و اخلاق مردم" و "حركت انقلابي ملت" خدمت كند و اين كار حتي با يك يا دو بيت شعر انقلابي،‌اخلاقي و معرفتي در يك غزل محقق مي شود و تأثير مي گذارد.

حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به اهميت سه ركن "لفظ مناسب"، "مضمون سازي و مضمون يابي" و "احساسات لطيف شاعرانه" افزودند: قالب شعر نمي تواند نسبت به مسائل موجود كشور بي تفاوت باشد يا از آن صرف نظر كند.

رهبر انقلاب اسلامي ظلم بزرگ هسته اي در حق ايران و ترور دانشمندان را نمونه اي از واقعيات و مسائل موجود كشور برشمردند و تصريح كردند: جبهه استكبار با همه قدرتِ تبليغاتي و تشكيلاتِ سياسي خود و با خباثت تمام در مقابل ملت ايران ايستاده است و ملت ما هم مقاومت مي كند و اين حادثه ملي نبايد از نظر شاعر متعهد دور بماند، چرا كه در مصاف حق و باطل نمي شود بدون موضع باقي ماند.

رهبر انقلاب اسلامي با يادآوري بي تفاوتي برخي مدعيان ميهن دوستي نسبت به مسائل جنگ تحميلي و اشغالگري دشمن خاطرنشان كردند: همين افراد، پوچ گرايي، اهمال گرايي و بي تعهدي به دين، اخلاق و مسائل اساسي كشور و انقلاب را تبليغ مي كنند در حالي كه هيچ واكنشي درباره تعهد به بيگانه و دشمن از خود نشان نمي دهند.

حضرت آيت الله خامنه اي در پايان توصيه كردند: كسانيكه در جبهه حق و معنويت، سرمايه هنري خود را خرج مي كنند، دائم مراقب خود باشند و در مسير حق استقامت به خرج دهند.

در ابتداي اين ديدار شاعران زيادي در اين محفل به شعرخواني پرداختند که حجت‌الاسلام زکريا اخلاقي، سيدعليرضا شفيعي و محسن رضواني از کشورمان و مهدي باقر از کشور هندوستان از آن جمله‌اند.

اشعار اين 4 شاعر که تاکنون از سوي پايگاه اينترنتي دفتر حفظ و نشر آثار حضرت‌ آيت‌الله خامنه‌اي منتشر شده به شرح زير است:

مهدي باقر از هندوستان

عشق، فهميد که جان چيست، دل و جانش نيست

سرخوش آن کس که در اين ره سر و سامانش نيست

عشق تو راز بزرگي ست که درکش سخت است

درد من درد و بلايي ست که درمانش نيست

من در آن شهر خموشان و سکونم که کسي

ترسي از خار مغيلان بيابانش نيست

قتلگاه دل او کعبه‌ آزادي اوست

مي‌رود سوي خدا بيم ز ميدانش نيست

آن که قربان ره صدق و صفا مي‌باشد

آدمي نيست در اين دهر که قربانش نيست

دعوتت بانگ اذاني ست که مي‌خواندمان

کربلاي تو نمازي ست که پايانش نيست

نيزه و تيغ و سنان ماند و سواران رفتند

هيچ، در دشت، به‌جز زخم شهيدانش نيست

--------------------------------

حجت‌الاسلام زکريا اخلاقي

زندگي جاري است، در سرود رودها شوق طلب زنده است

گل فراوان است، رنگ در رنگ اين بهار پر طرب زنده است

خاک، حاصلخيز، باغ‌هاي روشن زيتون بهارانگيز

دشت‌ها شاداب، در شکوه نخل‌ها ذوق رطب زنده است

چون شب معراج، قبله‌گاه دوردست ما گل‌افشان است

وادي توحيد در وفور چشمه‌هاي فيض رب زنده است

آفتاب فتح، بر فراز خانه‌ي پيغمبران پيداست

صبح نزديک است، صبح در تصنيف‌هاي نيمه‌شب زنده است

لحظه‌ها سرشار، جلوه‌هاي عشق در آيينه‌ها زيباست

عاشقان هستند، شعرهاي عاشقانه لب به لب زنده است

خيمه در خيمه، لاله‌ي داغ شهيدان روشن است اما

گريه‌ها خندان، شادماني‌ها در اين رنج و تعب زنده است

مادران خاک، جانماز خويش را گسترده تا آفاق

دست‌هاي شوق، در قنوت گريه‌هاي مستحب زنده است

شرق بيدار است، در جهان از همصدايي‌ها خبرهايي است

نام اين صحرا، روي رنگ و بوي گل‌هاي ادب زنده است

فصل طوفان است، سنگ‌ها در دست‌ها آواز مي‌خوانند

قدس تنها نيست، در سراپاي جهان اين تاب و تب زنده است

باد مي‌آيد، بوي گل‌هاي حماسي مي‌وزد در دشت

زندگي زيباست، عشق در جان جوانان عرب زنده است

-------------------------------------------

سيدعليرضا شفيعي

در کوچه‌هاي نگاهت اي کاش مي‌شد قدم زد

در شرح قرآن چشمت آيه به آيه قلم زد

فرياد نهج‌البلاغه با چرخش ذوالفقارت

همدم شد و بر سر کفر، تيغ عدم دم به دم زد

اکسير عشق تو غوغاست بي‌شک طلا مي‌شود خاک

حتي خدا روز خلقت از کيمياي تو دم زد

در خواب بودم دمادم، در خواب... يک خواب مبهم

ياد تو چون سرمه‌ي صبح، بيداري‌ام را رقم زد

بال و پرم را شکسته بار گناهانم آقا

اي کاش مي‌شد دوباره بالي به دور حرم زد

----------------------------------------------

شعر محسن رضواني تقديم به حضرت ام‌البنين عليها سلام

رباعي گفتي و تقديم سلطان غزل کردي

معماي ادب را با همين ابيات حل کردي

رباعي گفتي و مصراعي از آن را تو اي بانو

ميان اهل عالم در وفا ضرب‌المثل کردي

فرستادي به قربانگاه اسماعيل‌هايت را

همان کاري که هاجر وعده کرد و تو عمل کردي

کشيدي با سرانگشتت به خاک مُرده، خطي چند

تمام شهر يثرب را به خاک طف بدل کردي

خودش را در کنار مادرش حس کرد بغضش ناگهان وا شد

خدا را شکر بودي زينب خود را بغل کردي

چه شيري داده‌اي شيران خود را که شهادت را

درون کامشان شيرين‌تر از شهد و عسل کردي

رباعي تو بانو! گرچه تقطيع هجايي شد

به تيغ اشک خود، اعرابشان را بي‌محل کردي

 

 

يكشنبه 15 مرداد 1391 - 10:22
*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری