صفحه اول سازمان آرشيو جستجو ارتباط با ما  
   

 

يادداشت - سال 1384

  • بهار، تپش دوباره زندگي

    روح الله تيموري نسب(يكشنبه 28 اسفند 1384)بهار فصل آوازخواني دوباره پرندگان سبكبالي است كه حيات مجدد و شعف‌انگيز هستي به آنها انرژي بي‌پاياني هديه مي‌دهد تا از فراسوي حيات تمامي موجودات زمين به نظاره زندگي و لحظات نيامده آن بنشينند.
  • بهار جاودانگي

    روح الله تيموري نسب(يكشنبه 21 اسفند 1384)تعمق در طبيعت كه نمودي كوچك از عظمت نامنتها و لايزال الهي در اين كره خاكي است، و چه بسيار از بزرگي و گستردگي طبيعت خداوندي كه از چشم محدود ما مخفي مي‌ماند، با شروع فصل بهار و آغاز آواز‌خواني همه اجزاي هستي به جهت ستايش پرودگارشان، صدها برابر ارزش و اهميت پيدا مي‌كند.
  • گستره ابتذال در برخي مجالس مداحي

    عليرضا قرائي(شنبه 13 اسفند 1384)در تعبيري بسيار زيبا از حضرت اميرالمومنين عليه‌السلام آمده است: خداوند توسط جبرئيل سه هديه براي آدم فرستاد تا او يكي از آن سه را برگزيند: هديه‌ها عقل و دين و حيا بوده و آدم عقل را انتخاب نمود، اما حيا و دين نيز قرار بود همراه خرد باشند و ماندند.1 اين سه، هديه‌ آسماني خداوند براي جانشين خويش بود و آدم نيز با يك انتخاب به هر سه مقصود دست يافت.
  • محرم، حيات دوباره تاريخ

    روح الله تيموري نسب(چهارشنبه 12 بهمن 1384)سلام بر ماه محرم و سلام بر حسين‌ابن‌علي عليه‌السلام كه جان عزيز خويش فدا نمود تا آزادي‌خواهي و عدالت طلبي همواره در طول تاريخ پُرفراز و نشيب زندگي انسان‌ها پُررنگ‌ترين و معنا بخش‌ترين واژه‌ها باشد.
  • غدير چشمه جوشان ولايت (به مناسبت 18 ذي‌الحجه عيد سعيد غديرخم)

    رضا دهقاني(چهارشنبه 28 دی 1384)جبرئيل گفت يا رسول الله خدايت سلامم مي‌رساند و مي‌فرمايد ما هيچ نبيّي از انبيا و هيچ رسولي از نسل خود را قبض روح نكرده‌ايم، مگر پس از كمال و تماميت دين و تاكيد حجت و دليل بر ابقا و پايداري در دين. اكنون نوبت تو رسيده كه دو فريضه از احكام شريعت باقي مانده را به قوم خود و به ملت اسلام ابلاغ كني: نخست حج خانه خدا و پس از آن ولايت خليفه جانشين خودت مي‌باشد.
  • محبوب القلوب (به مناسبت 15 ذي‌الحجه ولادت با سعادت امام علي النقي الهادي)

    رضا دهقاني(شنبه 24 دی 1384)ولادت با سعادت علي‌بن موسي‌بن جعفر پسر محمدبن علي بن حسين ‌بن علي ابيطالب در مدينه منوره در تاريخ سيزدهم رجب سال 214 روي داد اما جمعي را اعتقاد بر آن است كه در نيمه ذيحجه سال 212 در حومه مدينه در موضعي به نام صريا اتفاق افتاده سات كه روايت اخير مقبوليت بيشتري دارد.
  • روابط عمومي و تكريم ارباب رجوع

    سيد رسول آقا داوود(شنبه 17 دی 1384)امروزه اهميت جايگاه روابط عمومي در توسعه هدف‌ها و فعاليت‌هاي هر سازمان يا نهاد اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و سياسي در سطوح گوناگون(محلي، منطقه‌اي و بين‌المللي) بر كسي پوشيده نيست.
  • يلدا، شب بيدار شدن از خواب غفلت

    روح الله تيموري نسب(چهارشنبه 30 آذر 1384)گذر عمر آدمي و گذشت لحظه‌ها همواره از جمله موضوعاتي‌ است كه هرازچندگاهي و در ميان تلاطم‌هاي زندگي هرروزه ذهن انسان را به دغدغه مي‌اندازد. شب‌ها و روزها بدون وقفه، پشت سرهم مي‌گذرند و گوي سبقت را از يكديگر مي‌ربايند و فصول طبيعت جا در پاي يكديگر مي‌گذارند.
  • چه وقت از پيشكسوتان قرآني تجليل مي‌شود؟!

    بهروز ياري گل(يكشنبه 13 آذر 1384)اولين‌بار كه با حاجي آشنا شدم در سفر حج سال 61 بود كه 72 قاري از سراسر كشور به اين سفر روحاني اعزام شده بودند و به گفته اغلب دوستان، سفر بسيار شيرين و پرخاطره‌اي بود.
  • ارزش مخاطبين (ماجراهاي آقاي تبليغ)

    حميد قنبري(چهارشنبه 9 آذر 1384)در دنياي پر رونق تجارت و كسب و كار، اصل اول مشتري و ارزش نهادن به اوست. بر همين مبنا در جهان پر فروغ ارتباطات و تبليغات نيز اصل اول مشتري است، كه مخاطب ناميده مي‌شود. يك ضرب المثل مشهور مي‌گويد: چشمها بي‌اختيار خود را در برابر نور كوچك مي‌كنند.
  • عالم صادق

    عليرضا قرائي(يكشنبه 6 آذر 1384)امام صادق عليه السلام را چقدر مي‌شناسيم؟ ويژگي او چيست؟ چه چيزي وي را رئيس مذهب اماميه كرده است؟ چرا ما شيعيان مذهب خود را مذهب جعفري ناميده‌ايم و نه مذهب سجادي يا كاظمي يا رضوي و 000 ؟
  • تو خفته‌اي ز ديرگه و عمر درگذر*

    روح الله تيموري نسب(يكشنبه 22 آبان 1384)زندگي و فضايي كه آدمي همواره در آن نفس مي‌‌كشد و حيات را تجربه مي‌كند، از جمله موضوعاتي‌‌ست كه پيوسته ذهن را به خود مشغول مي‌دارد و حجمي از سوالات گوناگون براي رسيدن به سرمنزل پاسخ، بسوي روان بيدار انسان هجوم مي‌آورد. گمان نمي‌كنم انساني وجود داشته باشد كه تا به حال درباره چگونگي حيات خود فكر نكرده باشد و در اقيانوسي از ابهامات، سرگردان نشده باشد.
  • روزه يكسو شد و عيد آمد و غم‌ها برخاست

    روح الله تيموري نسب(چهارشنبه 11 آبان 1384)هنگام خداحافظي، دوباره به تو سلام مي گويم و بسوي خود فرامي‌خوانمت. تويي كه در تمامي اين روزها و شب‌ها دركنار من بوده‌اي و شانه به شانه من در جاده بي‌انتهاي نيايش گام برداشته‌‌اي.
  • هر آنچه هستي بازآي

    روح الله تيموري نسب(شنبه 30 مهر 1384)خدايا‌! چگونه مي‌توانم دعوت تو را كه به‌سوي خود فرا‌ مي‌خواني‌ام نپذيرم. چگونه مي‌توانم خودم را از تو مخفي كنم و براي آشتي دوباره با تو به انتظار روزهاي آينده و نيامده بنشينم. تو كه از خود من به من نزديك‌تر و آشناتري. اي مهربان! مي‌دانم كه همواره درهاي بخشايش بي‌كرانت به‌سوي دل‌هاي ما آدميان گشوده است و فرشتگان مقربت به پيشواز كساني مي‌آيند كه غرور انساني‌شان را به فراموشي مي‌سپارند تا دوباره تو را و وجود بي‌مثالت را پيدا كنند و در تو و با تو به آرامشي جاودانه برسند.
  • امام حسن(ع)، او كه برگزيده بود

    عليرضا قرائي(سه‌شنبه 26 مهر 1384)اسم آن بزرگوار حسن است و اين اسم از طرف پروردگار عالم به ايشان عنايت شده است. از امام سجاد روايت است كه چون حضرت مجتبي عليه السلام به دنيا آمد، جبرييل بر پيامبر (ص) نازل شد و از طرف حق تعالي گفت: چون منزلت اميرالمؤمنين نسبت به تو به منزلة هارون نسبت به موسي است و اسم پسر هارون حسن بوده است، پس اسم او را حسن بگذاريد.
  • رمضان ماه يگانگي با معبود

    روح الله تيموري نسب(سه‌شنبه 12 مهر 1384)از نخستين لحظه‌هاي حيات آدمي كه گذشت ثانيه‌ها تجربه مي‌شود و انتظار روزهاي نيامده معنا پيدا مي‌كند و انسان‌ها يكي پس از ديگري به عرصه زندگي قدم مي‌گذارند، زندگي‌اي كه با تولد هر آدميزاده‌اي به طرح و شكلي متفاوت درمي‌آيد و ميلياردها از اين طرح‌هاي گوناگون در كنار يكديگر قرار مي‌گيرند تا بودن و حيات داشتن در كره زمين معناي واقعي خودش را بيابد و انسان‌ها همگي بفهمند كه از نقطه شروع زندگي‌شان گذشته‌اند و به حركت درآمده‌اند و مي‌بايست مسير پيش رويشان را بپيمايند، حس غريب اما آشنايي در وجود هركسي شروع به جوانه‌زدن مي‌كند
  • ياد باد آن روزگاران ياد باد

    روح الله تيموري نسب(دوشنبه 28 شهريور 1384)هنوز با گذشت سال‌ها همه چيز تر و تازه است. با اين كه شهر رنگ عوض كرده و مردم در زندگي صنعتي‌شان ظاهراً خود و روزهاي گذشته را فراموش كرده‌اند گويي چيزي نه از جنس زندگي روزمره‌شان كه به تكرار افتاده بلكه از جنس ناب‌ترين دقايق و لحظه‌ها مرتباًً خودش را از پشت هر چيزي به آنها نشان مي‌دهد و به سوي خود فرامي‌خواندشان تا مبادا به فراموشي‌ مزمني از آنچه در گذشته رخ داده دچار شوند. با وجود آن كه به نظر مي‌رسد هرچيزي تغيير كرده و انسان‌هاي ديروز پا در جاي انسان‌هاي امروز گذاشته‌اند هنوز ردپاي گذشته پيداست.
  • ياد دوباره اي از مهر

    روح الله تيموري نسب(دوشنبه 28 شهريور 1384)مثل هر روز كه آرزو داشت يك دل سير بخوابد، به زور خودش را از رختخواب كند و دستي ناشيانه به سر و رويش كشيد، موهايش آن چنان شكسته و درهم و برهم شده بود كه از سروكله زدن با آنها‌ خسته شد و شانه‌اش را به گوشه‌اي پرت كرد، مگه چشمهايش باز مي‌شد!؟
  • نمونه كارمندان

    حميد سرسختي(يكشنبه 6 شهريور 1384)جماعت كارشناسان نحرير1 و بي‌نظير بر آن شدند، تا بر سبيل تشويق و مناط مسابقت و مفاخرت و رقابت سالم، از ميان كاركنان شريف انموذجي(نمونه) برگزينند، باشد كه اين ترفند جمع كاركنان را به فعاليت برانگيخته و تشويقي باشد كه آنان را از ژاژكاري و لاطائلات بپرهيزاند.
  • ماجراي فلسفي و تبليغ

    حميد قنبري(شنبه 29 مرداد 1384)از مرحوم فلسفي در معدود دفعاتي كه توفيق كسب فيض مستقيم از منبرشان را داشتم دو اصل تبليغي را فراگرفتم كه اگر بخواهم بر همه آنها نامي واحد بگذارم بايد بگويم«فلسفه تبليغ» را از فلسفي آموختم. آن بزرگوار كه خدايش رحمت كند با هر گامي كه بر پله‌هاي منبر مي‌گذاشت درسي به مردم و مخاطبين و نكته‌اي بديع به مبلغين نوجوي دين و معارف ديني مي‌آموخت.
  • اصل اول: سوددهي تبليغات (يادداشتهاي محافظه ‌كارانه آقاي تبليغ 4)

    حميد قنبري(دوشنبه 17 مرداد 1384)پسر صاحبخانه‌ام ديگر شورش را در آورده بود، بايد تنبيه‌اش مي‌كردم. سيگار مي‌كشد، در پارك با افراد ناباب ديده شده و شنيدم گاهي لب تر مي‌كند و فيلم مستهجن مي‌بيند. ماه پيش در راه‌پله‌ها ديدمش، سلام كرد، جوابش را ندادم و تهديدش كردم كه اگر باز هم بشنوم خلافي از او سر زده، در مقابلش مي‌ايستم.
  • نكته‌هاي بكر تبليغي كه از حافظ آموختم

    حميد سرسختي(چهارشنبه 5 مرداد 1384)روز اول كه عزم سفر به روستا كردم، با خود انديشيدم براي چه مي‌روم، هدفم چيست؟ و آيا اين رنج و زحمت و ترك خويشان و شهر و ديار خود ارزش آن را دارد. به راستي اين سفرهاي تبليغي چه چيزي عايد من و جامعه مي‌سازد. سئوال اساسي‌تري نيز برايم مطرح بود: آيا اصولاً مردم بايد به سوي دين بيايند، يا اين كه بايد آنها را به سوي دين فراخواند؟
  • پيشينه سازمان روحانيت

    محمدحسن حبيبي(چهارشنبه 5 مرداد 1384)آنچه مي‌خوانيد پاسخي اجمالي به پرسش‌هاي مطرح شده از سوي يكي از خوانندگان سايت سازمان تبليغات اسلامي است كه درباره نظام آموزشي حوزه‌هاي علمي روحانيت و مراتب و عناوين روحانيون و نيز چگونگي پرداخت خمس و زكات سؤالاتي مطرح كرده بودند. بحث دقيق‌تر در اين باره را به مجالي فراخ‌تر موكول مي‌كنم.
  • تنوع شيوه‌هاي تبليغي (يادداشتهاي محافظه كارانه آقاي تبليغ)

    حميد سرسختي(يكشنبه 26 تير 1384)صبح كه سركار مي‌اومدم، يه جور تبليغ ديدم، عصر كه با همكارم از اداره به خونه مي‌رفتم، يه جور ديگه ديدم. معلوم شد، تو خيابون ولي‌عصر فقط سازمان تبليغات اسلامي نيست كه تبليغ مي‌كند ارگاناي ديگه هم،دست‌ اندركارن. دم صبح تو پياده رو وليعصر يه آقايي چند تا پيرهن و تي شرت و روسري دستش گرفته بود و فرياد مي زد: حراج! دونه‌اي هزار تومن.
  • مگر آنجا سازمان تبليغات نيست؟!

    محمدحسن حبيبي(سه‌شنبه 21 تير 1384)- الو000 سازمان تبليغات؟ - بله، شما با روابط‌عمومي سازمان تبليغات اسلامي تماس گرفته‌ايد، بفرماييد. - آقا، ما يک دفتر فني زده‌ايم000 مي خواهيم کارهاي تبليغاتي مانند چاپ بنر و پوستر و000 انجام دهيم، چگونه‌ مي‌توانيم براي اخذ مجوز از شما اقدام کنيم؟!
  • ارشاد يا تبليغ (يادداشتهاي محافظه كارانه آقاي تبليغ)

    حميد سرسختي(سه‌شنبه 21 تير 1384)صبح كه از خواب بيدار شدم تا مثل هر روز بروم اداره، تو اتوبوس وليعصر يهو نظرم افتاد به يه دختره، كه بدجوري خودشو به قسمت مردها نزديك مي‌كرد. دختره لباس‌هاي جلف و آرايش غليظي داشت. انگار اونوقت صبح از تو يه كانال ماهواره بيرون زده بود، لباساش همه ايروني و ملي بود ولي از نوع كوتاش. روسري كوتاه و آب رفته، مانتوش كوتاه، شلوار كوتاه و خلاصه توجه همه جووناي تو اتوبوس رو به خودش جلب كرده بود.
  • مراسم دهه فجر، بازسازي صحنه پيروزي براي نسل امروز

    محمدحسن حبيبي(يكشنبه 11 ارديبهشت 1384)براي برپايي مراسمات مختلف در جامعه يك هدف نسبتاً جامع مي‌توان برشمرد: بسط عقايد و آراء جهت‌دهي جامعه به سوي غايات و بزرگداشت و تعظيم ضمني يك پديده ارزشمند كه البته هدف‌هاي ديگري نيز از رهگذر آنها دنبال مي‌شود مثل فرهنگ‌سازي و ارائه الگو؛ بدين عنوان كه موضوع مراسم و ارزش‌هاي برآمده از آن به عنوان هنجارهاي پذيرفته بشده به افكار عمومي عرضه گردد.

 

 
سال
1384
1385
1386
1387
1388
1389
1390
1391
1392
1393
1394
1395
1396