يكشنبه 29 مرداد 1396 - 10:27
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

داود خسروي

 

استاد خطاط و 20 سال کتابت قرآن

 

محمد سلحشور متولد 1311 تهران است. او خوشنويسي را نزد استاد حسن زرين‌خط آغاز کرد و سپس از محضر استاد سيد حسين ميرخاني و استاد علي‌اکبر کاوه سود جست.

استاد سلحشور زندگينامه اش را چنين شرح مي دهد: «در خيابان بازارچه نائب السلطنه در سال 10/11/1311در تهران به دنيا آمدم، در خانواده فرهنگي بزرگ شدم، در زمستان بيشتر شاهنامه خواني، حافظ خواني داشتيم.

پدربزرگ مادرم ميرزا اسدالله خوشنويس هنرمند دوره قاجاريه بوده است. پدرم نيز باسواد بود و علم قديم داشت و شغل ايشان کفاشي بود. مادرم قرآن را بي غلط مي خواند اما کتاب هاي دبستان ما را نمي توانست بخواند. در کودکي به ورزش واليبال علاقه داشتم و در دبستان فرهنگ نزديک خيابان مولوي تحصيلات ابتدايي خود را سپري کردم.

کلاس چهارم ابتدايي بودم، معلم خط ما آقاي متولي بود که يک روز از ما خواست قلم ني و مرکب سر کلاس ببريم و از روي سرمشق او بنويسيم. روي تخته نوشت، ما هم نوشتيم، ورقه ها را جمع کرد، دفعه بعد که نمره ها را خواند بالاترين نمره 12 بود. به من که رسيد معلم گفت پسرم شما چقدر خط کار کرديد؟ گفتم من اصلا خط کار نکردم. گفت شما  نمره 16 گرفتيد.

اولين بار بود که قلم ني دست مي گرفتم اين تشويق باعث شد که همچنان خط نوشتن را ادامه دهم تا جايي که يک روز براي امتحانات نهايي سال ششم که آن زمان در مدرسه مروي برگزار مي شد، معلم خط و خوشنويسي ما بيمار شد و از من خواستند که به جاي ايشان درس خوشنويسي را امتحان بگيرم.

اين تشويق ها باعث شد که دنبال خط بروم و شروع به تمرين کردم. دوره دبيرستان بودم که کم کم با استادان خط آشنا شدم. ابتدا نزد استاد حسن زرين خط و بعد نزد استاد حسين ميرخاني رفتم. آن زمان گواهي صلاحيت دبيري مي دادند و من اولين کسي بودم که گواهي صلاحيت يک و دو و سه را به طور همزمان گرفتم.

استاد حسن زرين خط هنرمند بسيار نازنيني بود که از من بابت آموزش خوشنويسي پول نمي گرفت. مي گفت تو  نام مرا در آينده  زنده نگه مي داري براي همين از تو پول نمي گيرم. من براي جبران اين ماجرا هر بار با خودم چيزي برايش هديه مي بردم که مي پذيرفت و دفعه بعد او بود که به من هديه بزرگتر و قيمتي تري مي‌داد،‌ اين شد که ديگر چيزي نخريدم.

استاد زرين خط  در سالهاي 1309 و 10 کتابهاي درسي را بسيار زيبا به خط نستعليق از ريز نويسي تا کتيبه نويسي نوشته بود. او رفتار اجتماعي خوبي هم داشت و بسيار خوب هم آموزش مي داد اما به صورت عملي به دليل اين که دستشان بعد از سکته دچار مشکل شده بود و خوب نمي توانست بنويسد من هم نمي توانستم از روي خط ايشان مشق کنم. بنابراين به کلاس هاي هنرهاي زيبا نزد استاد حسين ميرخاني رفتم و اندکي هم در محضر استاد علي اکبر کاوه تلمذ کردم.»

استاد سلحشور در حدود ده هزار صفحه را کتابت کرده است که از آن جمله ديوان‌هاي شعر نظير ديوان رباعيات خيام، باباطاهر و حافظ را مي‌توان نام برد.

مـحمد سلحشور که درسال 1364 دکتراي درجه يک هنري از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي دريافت کرده تا امروز آثارش را در نمايشگاه‌هاي متعددي در فرانسه، انگلستان، پاکستان، هندوستان، کويت، الجزاير، امارات و... به نمايش گذاشته و بارها مورد تقدير و ستايش مراکز معتبر هنري قرارگرفته اسـت.

استاد سلحشور که از سال 1329 خوشنويسي را فرا گرفت در سال 1333 خوشنويسي کتاب‌هاي درسي دوم و سوم دبستان را و سال 1362 خوشنويسي کتاب‌هاي سوم و چهارم دبيرستان ادامه داد و در اين مسير حتي 30 کتاب درسي کشور افغانستان را نيز نوشت.

نگارش قسمت‌هايي از دروس قرآن براي مدارس به سفارش شهيد دکتر باهنر در سال 1347، نگارش گلچيني از نهج‌البلاغه، 4 بار خوشنويسي غزليات حافظ، 2 مرتبه خوشنويسي دوبيتي‌هاي باباطاهر، 4 مرتبه خوشنويسي رباعيات عمرخيام نيشابوري، نگارش اشعار سعدي، هاتف اصفهاني، صـائب تبريزي و... بخشي از آثار وي هستند.

استاد سلحشور مدت 20 سال را صرف نوشتن و خوشنويسي کامل قرآن کرده است، اين قرآن در 618 ، قابليت چاپ در ابعاد 4 متر در 6 متر را داراست.

استاد سلحشور درباره کتابهايي که خوشنويسي کرده‌ و انتشار آثارش مي گويد: «کتاب حافظ را 4 بار خوشنويسي کرده‌ام در قطع جيبي، وزيري، رحلي و يکي را هم با عنوان باغ گل منتشر کردم.کتاب اشعار خيام را هم نوشته‌ام. دوبيتي‌هاي باباطاهر عريان را چند بار خوشنويسي کرده ام.

 ديوان مولانا، پنج گنج نظامي، فردوسي، مناجات نامه حضرت امير(ع) و مجموعه اي از روايات پيامبر گرامي اسلام را نيز با عنوان «مجموعه اخلاق محمدي» خوشنويسي کرده‌ام. قرآن را هم يک بار به طور کامل در 618 صفحه نوشته‌ام که هر صفحه آن شش متر در چهار متر قابليت بزرگ نمايي دارد و 20 سال از عمرم را صرف نوشتن آن کرده‌ام.

من انتشارات دارم و آتليه‌اي براي انجام کارهايم که کتابهايم را نيز منتشر مي‌کنم، ‌صحافي و چاپخانه هم دارم،‌ بنابراين آثارم را خودم چاپ و منتشر مي‌کنم و براي فروش آثارم نيز مشکل چنداني ندارم. از سال 1333 خوشنويسي کرده‌ام، ‌کتاب سال دوم و سوم ابتدايي و جغرافي سال پنجم و ششم دبستان را در دهه 30 خوشنويسي کرده‌ام که خوب اينها کتاب درسي بوده و منتشر شده است،‌ بعد از آن هم کتابي را خوشنويسي کردم با عنوان «باغ گل» که شامل فال حافظ بود و بالاي صدهزار تيراژ آن را چاپ کردم.

کتاب اشعار خيام را هم خوشنويسي کردم و به صورت دو زبانه با تيراژ بالاي 2 هزار نسخه چاپ کردم اما همه اين آثار را به قيمت پايين مي فروشم. معتقدم که به جاي پنج هزار تيراژ يا به عبارتي 5 هزار تکه شدن، بايد صدهزار تکه شوم چون سود من در همين است که کتاب بيشتري با قيمت پايين در اختيار علاقه مندان قرار گيرد.»

محمد سلحشور سبک هاي مختلفي را در خوشنويسي آزموده است. خوشنويسي در قالب کتيبه، سياه مشق، چليپا، شمسه و چند سطري با خطوط نستعليق و زينتي در آثار استاد سلحشور به چشم مي‌خورند.

استاد سلحشور درباره ويژگي هاي قرآني که کتابت کرده، مي گويد: «معمولا نرم‌افزاري که چاپخانه‌ها براي بزرگ و کوچک کردن کلمات استفاده مي‌کنند، طوري تنظيم شده است که «رده دست» مشخص نمي‌شود اما من در خوشنويسي قرآن، نرم‌افزار چاپخانه را طوري تنظيم کرده‌ام که علاوه‌ بر کوچک و بزرگ‌کردن قطع کلمات، رده دست خودم هم مشخص و همين باعث طبيعي جلوه دادن کار شده است.»

استاد سلحشور همچنين به عنوان چهره ماندگار(در هشتمين دوره چهره هاي ماندگار) معرفي شده است.

استاد سلحشور درباره مشکلات پيش روي خوشنويسي معاصر ايران مي گويد: «شخصا يکي از مشکلات جامعه خوشنويسي ايران را مربيان مي دانم. مربياني که به گرفتن گواهينامه بسنده مي کنند و از کسب دانش دست مي کشند. بايد در همه احوال حرکت و پويايي داشته باشيم و معلوماتمان را به روز کنيم و از کهنه پرستي دست بکشيم.»

 

شنبه 20 مهر 1392 - 8:47


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری