يكشنبه 30 مهر 1396 - 10:1
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

آرش معظمي

 

تقريظ مقام معظم رهبري بر کتاب لشکر خوبان رونمايي شد

 

پاسداشت لشكر خوبان

مراسم رونمايي از تقريظ رهبر معظم انقلاب اسلامي بر کتاب "لشکر خوبان" عصر دوشنبه 15 مهر ماه در تالار غدير وزارت کشور برگزار شد.

 در اين مراسم جمعي از مقامات لشکري و کشوري از جمله حجت‌الاسلام‌والمسلمين آل هاشم رئيس سازمان عقيدتي- سياسي ارتش، حجت الاسلام واحدي معاون فرهنگي سازمان عقيدتي- سياسي ارتش، بهمن کارگر رئيس بنياد حفظ آثار و نشر ارزش هاي دفاع مقدس، حجت‌الاسلام سالک عضو کميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي و محسن مومني شريف رئيس حوزه هنري حضور داشتند.

من با صداي رضايي به جنگ نگاه کردم

در ابتداي اين مراسم معصومه سپهري تدوينگر اين کتاب در سخناني اظهار داشت: 18 سال قبل وقتي با صداي مهدي قلي رضايي آشنا شدم دختري 20 ساله بودم؛ کمي شاعر، عکاس و خبرنگار. تشنه يافتن حقيقت بودم و سعي داشتم در جستجوي آن چيزي باشم که فکر مي کردم حق است. راههاي زيادي را هم رفته بودم  و اتفاقا به دفاع مقدس هم با ديده ترديد نگاه مي کردم حس مي کردم چيزي است که دوره اش گذشته است و لزومي به پرداخت آن نداريم اما امروز خدا را شکر مي کنم که من را نجات داد و به مسيري کشاند که بعد از 18 سال گذشته از آن امروز تمام زندگي ام با آن پيوند خورده است. من با صداي رضايي به جنگ نگاه کردم و از همه کساني که در سال 74 جرات کردند و پيشنهاد تاليف اين کتاب را به من دادند سپاسگزارم.

وي ادامه داد: نگارش اين کتاب 4 سال طول کشيد و در تمام اين مدت نه من و نه آقاي رضايي در پي نام نبوديم بايد از خانواده او تشکر کنم که بارها و بارها من را پذيرفتند و به سئوالاتم جواب دادند و اجازه دادند با نگاه خودم به دفاع مقدس توجه کنم. البته اين کتاب پس از نگارش 5 سال براي انتشار معطل بود و يک سال بعد از انتشار هم کتاب سال دفاع مقدس شد. در تمام اين مدت من همواره منتظر روزي بودم که اين کتاب به دست جوانان پرسشگر برسد تا آنها از آن استفاده کنند اما در کمال تعجب ديدم که اتفاقي نيفتاد و قصه غربت اين کتاب ادامه يافت.

 سپهري ادامه داد: زماني که دومين کتابم «نورالدين پسر ايران» منتشر شد هر کجا که از من دعوت مي شد درباره اين کتاب صحبت کنم از لشگر خوبان هم صحبت کردم و امروز خيلي خوشحالم که کاري که با صداقت و عشق نوشته شد توانسته من را سربلندکند.

 وي در پايان سخنان خود خطاب به شهيد مهدي باکري اظهار داشت: آقامهدي اگر از شما تنها چند تکه پاره ماند در هر مجلسي که بچه هاي شما باشند شما هم هستيد و نمي دانم چه رازي است که خون خالص يک شهيد را چنين عزيز مي کند. من خدا را شاکرم که اين کتاب نام شهدا را زنده کرد و به قلم هاي جسور و جواني که در آينده خاطرات لشگرهاي خوبان را به دور از نگاههاي سياسي نقل خواهم کرد و رگه هاي طلاي موجود در آن را به تصوير خواهند کشيد بسيار اميدوارم.

 

تجليل از نويسندگان صاحب تقريظ رهبري در هفته کتاب

در ادامه اين مراسم عليرضا مختارپور رئيس موسسه انتشارات انقلاب اسلامي وابسته به موسسه حفظ و نشر آثار آيت الله العظمي خامنه اي سخنراني کرد.

 وي با اشاره به اينکه تاکنون 55 قطعه از يادداشت هاي مقام معظم رهبري در کتابهاي مختلف منتشر شده است گفت: اين 55 قطعه جدايي از حواشي است که ايشان بر لابه لاي کتابهاي مختلف نوشته اند. از اين تعداد 40 يادداشت صرفا به موضوع دفاع مقدس اختصاص دارد که برخي از آنها شفاهي و برخي از آنها کتبي است.

 مختارپور ادامه داد: يادداشت نويسي از  عادات مقام معظم رهبري است و بر همين اساس در اواخر هفته کتاب همزمان با روزهاي پاياني آبان در مراسمي از تمامي نويسندگان کتابهاي دفاع مقدس که ايشان بر کتابهايشان يادداشت نوشته اند تجليل خواهد شد.

 وي در ادامه با اشاره به ديدار ظهر امروز مقام معظم رهبري با راوي و تدوينگر کتاب لشگر خوبان گفت: ايشان در اين مراسم عنوان کردند که کار خانم سپهري و آقاي رضايي جهاد في سبيل الله است و تاکيد کردند که کار ناشران و نويسندگان حوزه دفاع مقدس فعاليتي است که دشمن خواهان آن نيست و دوست ندارد چنين اسنادي منتشر شود.

 رئيس موسسه انتشارات انقلاب اسلامي ادامه داد: مقام معظم رهبري از سال 69 به بعد يادداشت هاي متعددي راجع به کتابها دارند که معمولا راجع به کتابهاي قصه و رماني است که از سوي دفتر ادبيات و مقاومت حوزه هنري منتشر شده و بارها گفته اند که تقريبا همه آثار اين دفتر را خوانده اند و مشتري پروپا قرص آن هستند اما با گذر زمان و افزوده شدن متخصصان بيشتري به جمع مولفان متن تقريظ هاي ايشان نيز با نکات ديگري همراه شد تا جايي که در سال 1390 که کتاب نورالدين پسر ايران چاپ شد ايشان پس از مطالعه کتاب عنوان داشتند که تحت تاثير آن قرار گرفتند و يادداشت بلندي بر آن نوشتند که به اذن خودشان در مراسمي به راوي و نويسنده اين کتاب اهدا شد و مراسم امروز نيز به اذن ايشان برگزار مي شود.

 مختارپور ادامه داد: مقام معظم رهبري دفاع مقدس را معدني از طلا مي دانند که اين خاطرات به تعبير آنها رگه هايي است که از آن سر باز کرده است. ايشان بارها تاکيد کردند که آثار هنري در کشور بايد بر اساس اين منابع تعريف و توليد شود چرا که اين ايثارگري ها را از خشت هاي محکم ايجاد کننده انقلاب در جهان مي دانند.

 سخنراني حسن رحيم پور ازغدي و مهدي قلي رضايي نيز بخش ديگري از اين مراسم بود.

 

جهاد بزرگ ماندني کردن حرفهاي جنگ در تاريخ است

در اين مراسم حسن رحيم پور ازغدي عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي در سخناني با طرح  اين سئوال که چرا رمان نويسان ايراني نمي توانند سهم خود از انقلاب اسلامي را ادا کرده و حق مطلب را در مورد آن ايفا کنند گفت: من در 25 سال گذشته هيچ يک از کتابهاي خاطرات برادران رزمنده را کامل نخوانده ام شايد به اين خاطر که برخي از آنها را قبلا مي ديدم و حس مي کردم جاذبه هنري در آن وجود نداشته است و با خودم مي گفتم که اگر زمان و مکان و اشخاص هر کدام از اين کتابها را تغيير دهيم شبيه هم مي شوند اما دو موضوع در ادامه من را به خواندن برخي از اين کتابها علاقه مند کرد نخست شمارگان بالاي برخي از اين آثار بود که مي ديدم گاه تا 150 نوبت تجديد چاپ شدند و حسم مي گفت که در اين کتابها واقعيتي است که ما از آن غافل هستيم.

وي ادامه داد: موضوع بعدي که من را به خواندن اين کتابها علاقه مند کرد حساسيت در حد وسواس مقام معظم رهبري در باب جديت نشان دادن براي انتشار اين کتابها بود . ايشان از دوران رياست جمهوري شان در مورد لزوم توليد و خلق رمان و سينماي انقلاب پرپر زده بودند و 25 سال قبل در نقل قولي عنوان کردند که بدون رمان نمي توان به آينده انقلاب فکر کرد. من بر اين باورم امروز هم اگر خاطرات دفاع مقدس را ننويسم تاريخ آنها را با باد خواهد برد و نسل هاي بعد بايد براي آشنايي با اين موضوع از نو شروع کنند و حتي خاطرات کساني را بخوانند که در دفاع مقدس نبوده اند و يا خاطراتشان بوي ضديت با جنگ را مي دهد.

 رحيم پور ازغدي افزود: خاطره گويان و خاطره نويسان مقتل خوانان دفاع مقدس اند و بايد به ياد داشته باشند که اگر حرفي نزنند و چيزي ننويسند اين بخش از تاريخ تمام مي شود. جهاد بزرگ از نظر من ماندني کردن اين حرفها در تاريخ است. کشورهاي ديگر که در جنگ جهاني دوم حضور داشته اند از قهرمانان دروغي خود قصه ها و افسانه هاي زيادي مي سازند اما ما کماکان دچار فقر شديد در حوزه فيلم و رمان و خاطرات شفاهي هستيم. من تاسف مي خورم براي هزاران کتابي که مي شد به سبک لشگر خوبان نوشته شود ولي نشد و يا رمان هايي که مي شد به قصد عرضه جهاني شان آنها را نوشت اما نوشته نشد و بر اين باورم که انقلاب از اين جهت بدشانسي آورد.

 اين استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: البته خبرهاي خوشي را هم مي شود شنيد همانطور که ما در حوزه هاي اقتصادي و نظامي در حين دفاع مقدس و پس از آن رکورد شکني کرديم برخي از کتابها و فيلمهايمان هم رکورد شکني کرد و اين مي تواند ما را تحريک کند که در اين حوزه ها دائم در حال تجربه باشيم تا شايد مخاطبان داخلي و خارجي خود را بهتر بشناسيم. خواندن کتابهاي مرتبط با دفاع مقدس زماني مهم مي شود که بدانيم تصويري که بعد از جنگ عده اي خواستند از آن و امام ايجاد کنند چه بوده است. تصويري که برخي از دشمنان حرفه اي داخلي و خارجي و برخي متحجران ديندار مفت خور عافيت طلب ايجاد کرده اند اين بود که انقلاب ديني به آن شکلي که در کشور ما رخ داده معنا ندارد.

 ازغدي افزود: عده اي از انقلابيون فرسوده که قبلا هم در ايجاد انقلاب نقش داشته اند و دارند کم کم خسته شدند و به انقلاب شک کردند و به اين انديشيدند که آيا اين همه سختي تحمل کردن در راه انقلاب ارزش دارد يا نه. به همين خاطر بود که بعد از پذيرش قطعنامه فضايي در روزنامه ها ايجاد شد که در آن بچه هاي دفاع مقدس بدهکار شدند فضايي که در آن توقع مي رفت آنها بگويند غلط کرديم رفتيم جبهه. در چنين فضايي بود که جبهه رفته ها مشتي انسان نفهم روي دست انقلاب مانده معرفي شدند که در جنگ نمردند و دفاع مقدس برايشان نوستالوژي شد. آدمهايي که عقده هاي رواني دارند نامتعادل و بي سواد و خيال بافند و دوره‌شان گذشته است.

 اين نويسنده و پژوهشگر ادامه داد: در روزنامه هايشان نوشتند آدمهاي دهه 60 آدمهاي ساده لوح و منجمد و بي دست و پايي براي جامعه هستند مشتي آدم نسل سوخته و البته بعضي از آنها هم طلب کاراني معرفي کرده اند که آمده اند از مردم طلبشان را بگيرند، آدمهايي فاسد، بيمار و پرخاشگر. اين تصويري است که آنها از مجاهداني ارائه داده اند که امام (ره) مي گفت به آنها افتخار مي کند کتاب لشگر خوبان پادزهري است بر چنين تفکراتي که معتقد است دوره اي بوده و اين حرفها را زديم و درگير شديم و ديگر نمي خواهيم چنين هزينه اي بکنيم. انگار بچه هاي ما بودند که تقصير کار بودند نه دشمن و حالا هم بايد ساکت شوند چرا که بسيجي خوب بسيجي مرده است همه اينها در حالي رخ داد که امام در وصيت نامه خود مي گويد هيچ کدام از اتفاقات گذشته بر انقلاب سوء تفاهم نبوده است.

ازغذي گفت: در تمام سالهاي گذشته تنها مسئول نظام که به رمان، داستان حساس بوده اند مقام معظم رهبري است حتي يک روحاني مسئول هم نداريم که در مورد اين موضوعات کاري کرده باشد ايشان با همه مسئوليتهايشان کتابها را خط به خط مي خوانند و اعلام مي کنند که کجاي خاکريز انقلاب خراب شده است چرا که باور دارند خاکريز امروز انقلاب سينما و رمان است.

 وي افزود: در غرب از يک رمان دروغ چند برابر مي کنند اما ما نمي توانيم حتي براي يک حقيقتمان فيلم بسازيم. فيلم هاي جنگي ما جز يکي دوتا بويي از جنگ ندارد. امروز در حالي که قدرت انقلاب ما منطقه اي شده در عرصه رمان در حال لال بازي هستيم همه اينها در حالي است که رهبري نگران وضعيت ترجمه کتاب در ايران است و تعبير انقلاب کم کار در عرصه رمان به کار مي برد. تغيير اين وضعيت با پول و بخشنامه ممکن نيست بايد اين حوزه را درست شناخت بايد آدمي را شناخت که کار کند بايد رفت و ديد که آدمهايي مي توانند در اين حوزه کار کنند امروز چه مشکلاتي در کار و زندگي دارند به نظر من بايد امروز 200 رمان نويس و بيش از 200 فيلم ساز مي داشتيم که با انقلاب اسلام و مفاهيم آن آشنا مي بود اما نداريم بايد کسي را پيدا کنيم که حرفي براي گفتن در عرصه داشته و عشقي را براي نوشته داشته باشد نه اينکه جايي را درست کنيم که آنهايي که نمي توانند بنويسند در آن بر کساني که مي خواهند بنويسند مديريت کنند.

عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي در پايان تصريح کرد: روشنفکر ما 30 سال است که مي گويد رمان و فيلم انقلاب بايد توليد شود روحاني ما هم همين طور همه تنها بايد و نبايد مي کنند اما در اين ميان امثال آقاي رضايي و خانم سپهري سهمشان را پرداختند و امروز ديگر نوبت ماست.

 

 در ادامه اين مراسم و پس از شعرخواني حجت الاسلام و المسلمين محمد زماني، مهدي قلي رضايي، راوي اين کتاب در سخنان کوتاهي اظهار داشت: از الطاف رهبري و توجه ايشان به کتابم سپاسگزارم ايشان ما را شرمنده کردند و خوشحالم که مورد توجه ايشان هستيم.

 رضايي افزود: امشب من را با لقب سردار صدا کردند. بنده يک بسيجي 15 ساله بودم که به جبهه رفتم و هميشه در حسرت داشتن آرم سپاه بر روي لباس مانده بودم چه برسد که بخواهند به من بگويند سردار.

 

 در ادامه متن دستخط تقريظ مقام معظم رهبري به همراه يک جلد قرآن کريم به مهدي قلي رضايي و معصومه سپهري اهدا شد.

همچنين فيلم کوتاهي از ديدار ظهر امروز مقام معظم رهبري با راوي و تدوين‌گر اين کتاب و جمعي از رزمندگان دفاع مقدس پخش شد.

متن دست‌خط رهبر انقلاب بر کتاب «لشکر خوبان» به شرح ذيل است:

«بسم الله الرحمن الرحيم

 اين نيز بخشي از آن تصوير عظيم و باشکوهي است که ما همواره آن را از دور ديده و تحسين کرده و بزرگ شمرده‌ايم بي‌آنکه از ريزه‌کاريها و نقشهاي معجز‌آساي تشکيل دهنده‌ي آن و رنگ آميزيهاي بي‌نظير جزء جزء آن، به درستي خبر داشته باشيم. اين کتاب شرح اين ريزه کاريهاي حيرت انگيز در بخشي از اين تابلوي ماندگار و تاريخي است. آنچه درباره‌ي عمليات بدر و والفجر 8 و کربلاي 5 و کربلاي 4 و بيت المقدس 2 و 3 در اين کتاب آمده از بخشهاي برجسته‌تر آن است. همچنين مجاهدتها در کوههاي غرب؛ در ماووت و گرده‌رش و قاميش ديگر آن بلنديهاي سخت، و نيز آنچه به يگانها و دستجات اطلاعات و غواص مربوط مي‌شود و نيز بخشهاي ديگري از آن در خور آن است که در شکل فيلم و رمان عرضه شود.

فروردين 92»

 

«لشکر خوبان» روايت خوب و نگارش بسيار ممتازى دارد

پايگاه اطلاع‌رساني دفتر حفظ و نشر حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي متن بيانات رهبر انقلاب را در ديدار راوي، نويسنده و برخي از دست‌اندرکاران کتاب لشکر خوبان  منتشر کرد.

   متن اين بيانات به شرح ذيل است:

 ...خداوند ان‌شاءالله، هم به شما برادران عزيزى که در دوران دفاع مقدّس اين زحمات را کشيديد اجر بدهد و ان‌شاءالله عزّت شما را - هم در دنيا، هم در آخرت - روزافزون کند، هم به آقاى رضايى که اين کتاب را روايت کردند و همچنين به خانم سپهرى که اين کتاب را تحرير کردند اجر بدهد؛ هم روايت روايت بسيار خوبى است، هم نگارش نگارش بسيار ممتازى است. اين خانم قبلاً هم کتاب نورالدّين را نوشته بودند؛ خيلى واقعاً ارزش دارد اين قلمها. بنده خدا را شکر ميکنم وقتى که برخورد مي‌کنم به اين پديده‌هاى بسيار برجسته و شيواى ادبيّات انقلاب اسلامى؛ واقعاً جاى اين دارد که انسان خدا را شکر کند.

 هر تک‌تک و قسمت‌قسمت قضاياى دفاع مقدّس برجسته است؛ يعنى واقعاً هرچه انسان بيشتر غور ميکند، بيشتر دقّت ميکند، بيشتر اطّلاع پيدا ميکند، عظمت اين پديده‌ى عجيب و حادثه‌ى مهمّ هشت‌ساله در چشم انسان بيشتر روشن ميشود. ما که حالا آن‌وقت در جريان مسائل قرار مي‌گرفتيم، فرماندهان مى‌آمدند به ما گزارش ميدادند، خيال ميکرديم که همه چيز را ميدانيم؛ وقتى انسان اين کتابها را مي‌خوانَد، معلوم ميشود که ما يک چيز خيلى مختصرى را از آن اقيانوس عظيم فعّاليّت و تلاش و جهاد و ارزش اطّلاع داشتيم؛ واقعاً خيلى فوق‌العاده است.

   خب، قبلاً چند کتاب ديگر هم بود که خوانديم؛ اين کتاب «لشکر خوبان» هم که اين خانم نوشتند که مربوط به لشکر عاشورا است، بسيار کتاب خوبى است، بسيار؛ از اين جهت هم اهمّيّت دارد به‌طور ويژه که درباره‌ى نيروهاى اطّلاعاتى و نيروهاى غوّاص است. چون اطّلاعاتى‌ها حرف که نمي‌زنند با آدم - همان «گفتند نگوييد» [را رعايت ميکنند] - لذا خيلى از مطالبى که اينها دارند و اطّلاعاتى که دارند، معمولاً در طول اين سالها مکتوم مانده؛ اينها باز بشود، روشن بشود. ماجراى غوّاصها هم که واقعاً يک ماجراى عجيب و غريبى است، يک ماجراى بسيار برجسته‌اى است؛ در اين کتاب، خوب تشريح شده. يکى از بزرگ‌ترين هنرهاى نويسنده‌ها - يعنى کسانى که روايت مينويسند، چه رمان‌نويس، چه داستان کوتاه، چه خاطره - و يکى از مهم‌ترين بخشهاى کارشان اين است که بتوانند لحظات حسّاس را ترسيم کنند. بعضى از کتابها را انسان نگاه ميکند، داستان مفصّلى است، وقتى به آن لحظه‌ى حسّاسى که يک حادثه‌ى درونى در وجود يک شخصيّتى از شخصيّت‌هاى اين داستان دارد شکل ميگيرد يا يک اتّفاق مهمّى دارد در بيرون مى‌افتد، چون نمي‌توانند تصوير کنند، از اينجاها مي‌گذرند؛ مثل کسى که نقطه‌چين کند يک بخشى را، نقطه‌چين ميکنند، مي‌گذرند.

اين خاطراتى که نوشته ميشود، من حالا دارم مي‌خوانم - يعنى سالها است که من با اين خاطرات بحمدالله مأنوسم و مي‌خوانم - يکى از محسنات اين نگارشهاى خوب و برجسته اين است که اين لحظه‌هاى حسّاس را توانسته‌اند تصوير کنند، توانسته‌اند تشريح کنند، توانسته‌اند بيان کنند. بعضى از لحظه‌ها هست که جز با تصوير جسمانى و نمايشى قابل فهميدن نيست؛ [اگر] اين را کسى بتواند در نگارش، خوب بيان کند، خوب تصوير کند، واقعاً هنر بسيار بزرگى است؛ حس را منتقل ميکند به خواننده از هر زبانى؛ يعنى به هر زبانى اين جور نوشته‌ها ترجمه بشود، بسيار مفيد خواهد بود، يعنى ميتواند پيام را برساند؛ چون واقعاً هنرمندى به کار رفته در بيان - هم بيان راوى، هم نگارش نويسنده - و خيلى خوب تشريح شده. خب، لحظات حسّاس هم که در اين کتابها کم نيست؛ بخصوص در اين قضيّه‌ى غوّاصها و آن تشريح و تصويرى که از غوّاصها و از کار آنها شده و آن شعر «غوّاصلار» حاج صمد. ... يعنى [براى‌] کسى که مي‌فهمد اين مضمون را، واقعاً اينها تکان‌دهنده است. هم گوينده خيلى خوب گفته، هم اين حاج اصغر آقاى مدّاح زنجانى که ظاهراً اين را خيلى خوب مي‌خوانده: لاى لاى اى جبهه لرين يورغونى/ اى خسته جوان لار ... لاى لاى اروندکناريندا/ قيزيل قانه باتانلار.

بله، خيلى شعرهاى فوق‌العاده‌اى است، کتاب هم کتاب بسيار خوبى است. آنچه من توصيه ميکنم به همه - هم به خود شماها که اين صحنه‌ها را با جسم و روح خودتان آزموديد و لحظه لحظه‌ى اين ساعات دشوار را درک کرديد و حس کرديد، و هم به ديگران - [اين است که‌] نگذاريد [اينها] به دست فراموشى سپرده بشود. از اوّلى که اين دفاع مقدّس شروع شد و آن حماسه‌ى عظيم با نفَس گرم امام بزرگوار خلق شد و اين جوانها سرازپانشناخته رفتند، همه‌ى دستهاى شيطانى در صدد بودند که نگذارند زيبايى‌ها و شکوه اين حادثه منعکس بشود، همه؛ سعى‌شان اين بود که نگذارند آن عظمتى که در اين کار بود، منعکس بشود. بعلاوه بر اينکه خيلى از عظمتها را انسانها تا نزديک نباشند، تا لمس نکنند، يا لااقل با يک شيوه‌ى هنرى از آن مطّلع نشوند، نمي‌توانند هم آن قضايا را بفهمند. بعدها هم همين‌جور؛ در طول اين سالهاى بعد از جنگ - اين بيست و پنج سالى که از خاتمه‌ى جنگ تا امروز گذشته - خيلى‌ها تلاش کردند که نگذارند اين حماسه‌ها زنده بشود. شماها عکس اين عمل کنيد؛ نقطه‌ى مقابل اين عمل کنيد. شما هم که خودتان آنجاها بوديد، بگوييد؛ بگذاريد اين نوشته‌ها همديگر را تقويت کند. من در کتاب آقاى نورالدّين، اسم اين آقاى مهدى‌قلى رضايى را ديدم؛ ايشان در همين قضيّه‌ى غوّاصها، يک جا ميگويد که «مهدى‌قلى رضايى که از نيروهاى باسابقه‌ى جبهه است»؛ اينها همديگر را کاملاً تأييد ميکند؛ يعنى ابعاد گوناگون قضايا را روشن ميکند. [بايد] هر چه بيشتر گفته بشود، هر چه بيشتر نوشته بشود، هر چه صادقانه‌تر منعکس بشود آن جزئيّات؛ بدون کم و زياد، بدون مبالغه؛ يعنى آن حوادث به مبالغه احتياج ندارد؛ اينقدر عظمت دارد که خود حادثه را که نقل کنند، شکوهِ خودش و عظمتى را که در دل خودش هست نشان ميدهد. هيچ نبايستى مبالغه به کار برد. نبايد هم کم گذاشت؛ بايد همه‌ى جزئيّات مهم و تأثيرگذار را بيان کرد که همه‌اش هم موثّر است. همچنين به اين آقايان محترم حوزه‌ى هنرى و بقيّه‌ى دستگاه‌هاى نشر هم توصيه ميکنم: اين نوشتجات را قدر بدانيد. اين پديده‌ها و اين فراورده‌هاى تاريخ انقلاب را، تاريخ دفاع مقدّس را قدر بدانيد؛ اينها را بايد خيلى قدر دانست. بين مردم هم منتشر بشود. اين جوانهاى ما، نه جنگ را ديده‌اند، نه روايت درست و حسابى از جنگ شنيده‌اند؛ روايت درست، اينها است؛ اين کتابها است؛ هر چه ميتوانيد کارى کنيد که در دسترس جوانها قرار بگيرد [تا] جنگ را بشناسند، بفهمند چه بود، چه اتّفاقى افتاد، و جمهورى اسلامى چيست؛ ملّت ايران چه کسانى هستند. اين طاقت عظيمى که در ملّت ايران وجود دارد براى مواجهه‌ى با اين امتحانهاى بزرگ را دست کم نگيرند. يکى از چيزهايى که ملّتها را هميشه زبون ميکند و تحت سلطه‌ى ديگران قرار ميدهد، اين است که نقاط قوّت ملّتها از چشم خودشان پوشيده بماند؛ نفهمند چه ارزشهايى، چه توانايى‌هايى، چه نقاط قوّتى در آنها وجود دارد؛ اين را نفهمند. بايد ببينند جوانها، بفهمند حادثه‌ى جنگ چه بود و چگونه جوانهاى ما بدون سازوبرگ حسابى، بدون توانايى‌ها و پيش‌آمادگى‌هايى که معمولاً براى اين‌جور کارها لازم است، رفتند و چه کردند. ترجمه هم بايد بشود. البتّه در ترجمه‌ى اينها، به گمان من بايد مترجم کسى باشد که زبانى که به آن ترجمه ميکند، زبان مادريش باشد؛ بدون اين نميشود؛ هم نويسنده باشد، هم زبان مادريش باشد. حالا [در] بعضى از زبانها، پيدا کردن اين‌جور آدمى ممکن است آسان نباشد، امّا [در] بعضى از زبانها نه، آسان است؛ ميتوانيد کسانى را پيدا کنيد که مثلاً زبان مادريشان يا زبانى که در دوره‌ى کودکى با آن پرورش پيدا کردند ولو زبان مادريشان هم نيست؛ مثلاً انگليسى، من باب مثال. اگر اهل ذوق باشند، اهل نويسندگى باشند، قلم به دست بگيرند، اين کتاب را ترجمه کنند، هر چه صرف کنيد، مى‌ارزد. البتّه به شرطى که بتوانيد منتشر کنيد. دستگاه‌هاى استکبار يکى از کارهايشان اين است - برخلاف ماها که گاهى خيلى روشنفکر مي‌شويم و ميگوييم که همه‌چيز دست همه‌کس برسد، آنها نه، آنها بسيار متعصّب و در اين زمينه سختگيرند - به‌آسانى هم نمي‌گذارند آن چيزى که شما ترجمه کرديد، به دست مخاطبانش برسد؛ ولى خب بايد راه پيدا کنيد، بتوانيد بکنيد بنابراين ترجمه خيلى کار مهمّى است.

به هرحال ان‌شاءالله که همه‌تان موفّق و مؤيّد باشيد. امروز خوشحال شديم شماها را ملاقات کرديم؛ همچنين آقاى مهدى‌قلى رضايى را، همچنين يک بار ديگر آقاى نورالدّين را. ان‌شاءالله که همه‌تان موفّق باشيد، مؤيّد باشيد، ان‌شاءالله هميشه سربازان ثابت قدمِ انقلاب باشيد همه‌تان. همچنين خانم سپهرى که واقعاً زحمت کشيدند، کار ايشان، خيلى با ارزش است، خيلى؛ خداوند ان‌شاءالله به ايشان توفيق بدهد. و بدانيد خانم سپهرى که اين کارى که شما کرديد - اين دو کتابى که حالا بنده ديدم درآورديد - تحقيقاً مصداق جهاد فى‌سبيل‌الله است، براى خاطر اينکه دشمنان اين انقلاب و دشمنان سبيل‌الله سعى دارند که نگذارند اين راه روشن مقابل چشمها قرار بگيرد؛ شما درست عکس آنها، نقطه‌ى مقابل آنها عمل کرديد؛ بنابراين، اين مجاهدت در راه خدا است، ان‌شاءالله که خدا از شما قبول کند و ان‌شاءالله خداوند نيّتهاى همه‌ى ما را خالص کند، کار ما را، فکر ما را، حرف ما را، عمل ما را براى خودش و در راه خودش قرار بدهد.

والسّلام عليکم و رحمةالله و برکاته

 

شنبه 20 مهر 1392 - 8:32


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری