دوشنبه 5 تير 1396 - 18:32
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

احمد محمد اسماعيلي

 

کامبيز آدم ناموفقي است

 

گفت وگو با رامتين خداپناهي بازيگر مجموعه تلويزيوني «اولين انتخاب»


رامتين خداپناهي بازيگر با سابقه و مستعدي است و سالهاست که در سينما و تلويزيون فعاليت دارد. خداپناهي همکاري طولاني مدتي با مهدي صباغ زاده داشته است. همکاري اين دو با فيلم «صبحانه اي براي دو نفر» آغاز شد و تا به امروز ادامه پيدا کرده است . خداپناهي در مجموعه «اولين انتخاب» بازي متفاوتي ارائه کرده است. با خداپناهي درباره حضورش در اين مجموعه گفت وگويي انجام داده ايم.

 

در سال هاي اخير با مهدي صباغ زاده به صورت مداوم همکاري داشته ايد ، اين همکاري چگونه شکل گرفت؟

مهدي صباغ زاده به عنوان کارگردان بدنه سينماي ايران سابقه اي سه – چهار دهه اي در سينما و تلويزيون دارد و در وضعيت فعلي سينما هر بازيگري وسوسه مي شود که با چنين کارگرداني که در کارش تداوم داشته و يک حرفه اي است همکاري کند . بنابراين جداي از علاقه اي که به نقش هاي کارهاي صباغ زاده داشته ام، به اين همکاري مستمر اعتقاد دارم .  

 

آيا به بازيگران در اين سينما بر اساس توانايي و استحقاقشان پيبشنهاد کاري انجام نمي شود ؟

 نه ، شايستگي و لياقت در انتخاب بازيگران براي فيلمها ملاک تعيين کننده اي نيست . رابطه هاست که نقش اصلي را بازي مي کند . سينماي ايران يک وضعيت رابطه اي و محلي گونه را تجربه مي کند و خيلي بر اساس معيارهاي حرفه اي فيلمسازي روز دنيا حرکت نمي کند .

در مورد همکاري هاي طولاني مدت هم بايد بگويم که نمونه هايش موجود است مثلا مرحوم شکيبايي چند همکاري با مهرجويي داشت و يا پرويز پرستويي چند تجربه مشترک با حاتمي کيا دارد . البته اين همکاري هاي طولاني مدت در سينماي دنيا هم اتفاق مي افتد و تجربه همکاري بازيگر خوب و نخبه با کارگردان خوب مسئله رايجي است. کما اينکه آل پاچينو چند تجربه مشترک با برايان دي پالما داشت و يا رابرت دونيرو با اسکورسيزي در چند فيلم همکاري کرد .

همکاري طولاني مدت بين بازيگر و کارگردان ، در حين توليد زمان فيلم برداري را کاهش مي دهد . موقعي که کارگرداني با بازيگري به نقطه تعامل مي رسد، آنها با يک نگاه در حين کار حرف يکديگر را مي فهمند و اين به نفع کار است .

برخي از بازيگران جزو گزينه هاي هميشگي يک کارگردان هستند. البته ممکن است در فيلمي به علت نوع نقشها جزو تيم بازيگري نباشد و يا مناسب نقش هاي کوچک باشد . رابطه کاري من با مهدي صباغ زاده چنين تعريفي دارد . در «خاک و آتش» نقشي فرعي را بازي کردم . در «صبحانه اي براي دو نفر» که خسرو شکيبايي بازيگر اصلي بود و من در نقش مکمل ظاهر شدم .

 

مخاطبان، کمتر شما را در نقش هاي کمدي به ياد دارند ؟

در ايران کارهاي کمدي با استاندارهاي روز دنيا فاصله دارد. اکثر کارهايي که در ايران لفظ کمدي به آنها اطلاق مي شود بيشتر هجو محسوب مي شوند و ساختار سينمايي و يا تلويزيوني ندارند و در چند شوخي کلامي و يا فيزيکي خلاصه مي شوند . 

در سال 81 در مجموعه «فقط به خاطر تو» به کارگرداني اکبر منصور فلاح در نقشي کمدي بازي کردم و بعد از اين تجربه در چند تله فيلم کمدي ديگر بازي کردم و مجموعه «اولين انتخاب» دومين مجموعه کمدي است که تا به حال بازي کرده ام.

 

آيا ژانر کمدي، گونه سينمايي مورد علاقه شما است ؟

نه ، ژانر محبوبم نيست و بازي در کارهاي تراژدي را ترجيح مي دهم . در سينما هم ژانر تريلر  پليسي را ترجيح مي دهم . بغضي اوقات نقشي، بازيگر را قلقلک مي دهد و اين ميل را در او به وجود مي آورد که خودش را در معرض آزمون و خطا قرار دهد.

 

به نظر مي رسد علت اصلي ناموفق بودن کامبيز، سيطره مادر مستبدش بر او باشد ، چقدر با اين مسئله موافقيد؟

در شروع فيلمبرداري با فيلمنامه کاملي رو به رو نبوديم و به عنوان بازيگر نمي دانستم براي کامبيز در طول داستان قرار است چه اتفاقاتي رخ بدهد. با اعتمادي که به مهدي صباغ زاده داشتم کارم را شروع کردم . به تدريج درحين بازي شخصيت کامبيز قوام پيدا کرد و سر و شکل جدي به خودش گرفت .

 

آيا کامبيز شخصيت پيچيده اي دارد؟

بله ، در ابتدا کامبيز به گونه ديگري به مخاطب معرفي مي شود. بعدا به تدريج متوجه مي شويم که او آن آدم موفق و تحصيل کرده اي که به نظر مي رسد نيست و حتي اعتياد به قرص هاي روان گردان دارد و کم کم در محيط اطرافش مستحيل مي شود. در چند قسمت بعد درباره او اين قضاوت را خواهيم داشت که آدم روان پريشي وناموفقي است .

                                                                                       

اين مسئله که بازيگر در شروع کار با فيلم نامه کاملي مواجه نيست به کيفيت کار لطمه نمي زند ؟

در شروع هر کاري بازيگر يک طرح کلي از نقش در ذهنش ايجاد مي کند . اما موقعي که فيلمنامه کامل نباشد نحوه حضور و تاثيرگذاري نقش در درام را نمي توان پيش بيني کرد .

 

به نظر مي رسد در مجموعه اولين انتخاب فقط فرزاد و کامبيز متفاوت جلوه مي کنند و بقيه شخصيتها تا حدي قابل پيش بيني و يکنواخت هستند ؟

در حين بازي کامبيز هم به فضاي فانتزي حاکم در مجموعه سوق پيدا مي کند . در اين زمينه بايد مثالي بزنم . بازي ال پاچينو را در فيلم ديک تريسي را در نظر بگيريد . در زندگي عادي چنين شخصيتي کمتر وجود دارد؛ بنابراين بازيگر در جاهايي مجبور است که از ذهن و تخيلش در ايفاي نقش کمک بگيرد . در ضمن بايد توجه داشت که کودک درون شخصيت هايي مثل کامبيز به صورت پررنگي بروز و ظهور پيدا مي کند .

 

اين کودک درون قوي کامبيز با سيطره مادرش بر او ارتباط دارد ؟

بله ، ربط دارد . قضيه عقده اديپ و عقده الکترا را در کار مشاهده مي کنيم  . در سيستم ديکتاتوري در خانواده با فرزنداني ناقص و ناکارا مواجه هستيم . اين نقصان گاهي مواقع از عدم تعقل و کنش هاي دروني مي آيد که منجر به واکنشهاي روان پريشانه مي شود .

کامبيز هم از اين قاعده مستثني نيست . در قسمت هاي بعد هم متوجه مي شويم که کامبيز دروغ گفته و در امريکا زندگي نکرده است و در اين سالها در افريقا بوده است. او مي خواهد پز امريکا رفتن را بدهد. او اصلا مامور اينترپل هم نيست .  کامبيز از دوران کودکي دوست داشته پليس بشود و در تخيلش به اين خواسته، جامه عمل پوشانده است . در سکانسي هم به مسعود اعتراف مي کند که در زندگي به هيچ توفيقي نرسيده است و به همين علت به خارج رفته و در آنجا هم موفق نبوده است.

 

و براي رسيدن به منافع شخصي با مسعود تن به مصالحه مي دهد ؟

بله ، اطرافيان خيلي به کامبيز بها و اهميت نمي دهند ...

 

مادرش هم براي او ارزشي قائل نيست ؟

مادر در برخوردهاي متفاوت کامبيز را منکوب مي کند و خيلي با او ارتباط عاطفي ندارند. مادر از بالا به پائين به کامبيز نگاه مي کند . حتي دايي هم تحت تاثير خواهرش با کامبيز رفتار مي کند .

 

يكشنبه 14 مهر 1392 - 13:36


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری