پنجشنبه 8 تير 1396 - 6:39
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

نيما نوربخش

 

جواني در جستجوي خلوص و جوانمردي

 

نگاهي به گروه فيلمسازي«برنده» (سامان استرکي) به مناسبت پخش از شبکه اول سيما


سامان استرکي(کارگردان تله فيلم برنده) همان فيلمساز جواني است که براي کارگرداني فيلم «صندلي خالي» در سال ۸۷ ديپلم افتخار بهترين کارگرداني را از جشنواره فيلم فجر دريافت کرد. البته صندلي خالي هرگز به اکران سينماها درنيامد و مستقيما وارد شبکه نمايش خانگي شد.

استرکي درباره تلخ بودن «تله‌فيلم» برنده مي گويد: «ابتدا بايد ديد آيا مرزهاي تلخي و خشونت براي همه يکسان تعريف مي‌شود يا اين‌که عده‌اي اجازه دارند جامعه را هرطور که مي‌بينند، به تصوير بکشند.

چهار سال تمام هر طرحي به معاونت سينمايي وزارت ارشاد ارائه کرديم با هر شيوه روايتي و هر نوع نتيجه‌گيري اخلاقي مردود شناخته مي‌شد، اما از همين معاونت، فيلم‌هايي مجوز قانوني گرفتند و پخش شدند که روابطي آنچناني را به نمايش مي گذاشتند.

يا در فيلم ديگري که معتقدم در هيچ کشوري اجازه اکران در بيش از يکي دو سالن نمي‌گرفت، زن و مردي را ديديم که با يک اتومبيل ميلياردي در کوهستان‌ها و نواحي محروم مي‌چرخند و بسته‌هاي اسکناس جلوي مردم بدبخت مي‌ريزند و در قبالش رابطه‌هاي انساني آنها را به لجن مي‌کشند. اين فيلم در بيش از هشت سالن سينما اکران شد!

به نظر من «برنده» در مقايسه با واقعيت‌هاي جامعه و برخي برنامه‌هايي که در تلويزيون شاهديم، اصلا تلخ نيست. ما ۲۰ ميليون جوان در کشورمان داريم، سالانه ۱.۵ تا دو ميليون نفر جمعيت ۲۲ تا ۲۶ ساله ايران فارغ‌التحصيل مي‌شوند و از اين تعداد ۲۰۰ هزار نفر هم مشغول به کار نمي‌شوند و از اين ميزان افراد شاغل درصد کمي به شغلي مرتبط با رشته تحصيلي خودشان دست پيدا مي‌کنند.

اختلاس فقط به جيب زدن ۳۰۰۰ ميليارد نيست. کساني که موازنه فرهنگي در ايران را برهم مي‌زنند، در مهماني‌هاي شبانه براي فرهنگ ما تصميم مي‌گيرند و آثار ميلياردي را بالا و پايين مي‌کنند، منشا فساد هستند.

در اين شرايط من تازه‌وارد که مي‌خواهم مسلک علي(ع) را پيش رو داشته باشم، نمي‌توانم با مافياي حوزه فرهنگ و هنر همراه بشوم يا در رقابت با مافيا اثري توليد مي‌کنم که مي‌شود فيلم صندلي خالي. يک فيلم فلسفي پيشرو و آوانگارد که با وجود حضور ده ستاره آن را اکران نمي‌‌کنند.

بجز مافيا فکر مي‌کنيد چه کسي مي‌تواند جلوي اکران فيلمي را بگيرد که با حضور شريفي‌نيا، رضا عطاران، پانته‌آ بهرام، گوهر خيرانديش و فريبرز عرب‌نيا ساخته شده است؟ کدام سينماداري بدش مي‌آيد پوستري روي سر در سينمايش نصب کند که عکس اين همه بازيگر شناخته شده روي آن باشد؟

فيلمي را که در جشنواره‌هاي فجر، شهر، خانه سينما در چند رشته از جمله کارگرداني، بازيگري نقش اول و دوم کانديداي جايزه بوده و براي کارگرداني نامزد جايزه نبوغ، نوآوري و استعداد جشن منتقدان بوده اکران نمي‌کنند، چون از واقعيت‌ها سخن مي‌گويد.»

استرکي درباره ساخت تله فيلم برنده مي گويد: من يک فيلم اجتماعي ساده ساختم و تلويزيون هم پخش کرد، اما نظارت درستي بر پخش آن صورت نگرفت. من در فيلم‌هايم از دردها مي‌گويم و رانت‌خواري و رشوه يکي از همين دردهاست که در تله‌فيلم برنده به آن پرداخته شده است. امام(ره) براي ورزش قداست قائل شدند.

وقتي امام مي‌گويند من ورزشکار نيستم، اما ورزشکاران را دوست دارم، منظور اعلام سليقه نيست. ايشان از صفت دوست داشتن حرف مي‌زنند. حُب (دوست داشتن) يکي از صفات الهي است؛ اما در ورزش ما اتفاقاتي مي‌افتد که از ديدگاه امام فاصله زيادي دارد...»

استرکي درباره بازي مهرداد صديقيان در اين تله فيلم مي گويد: «قبل از مهرداد بازيگري را انتخاب کرديم که چهره‌‌اش به يک جوان جنوب شهري نزديک‌تر بود. ولي مديران تلويزيون ترجيح دادند در اين تله فيلم حداقل يک چهره‌ شناخته شده داشته باشيم. با مهرداد صديقيان از قبل دوست بودم. قيافه‌اش شيک، معصوم و مهربان است ولي به کمک گريم و لباس و از همه مهم‌تر بازي خوب مهرداد، شخصيت مد نظرمان ايجاد شد.

هر چه زمان مي‌گذشت بيشتر متقاعد مي‌شد که مي‌تواند در اين نقش بازي کند. براي اين‌که مخاطب باور کند او قبل از دزدي و زنداني شدن واقعا فوتباليست بوده، چند تکنيک عجيب را ياد گرفت و در فيلم اجرا کرد که البته اين هم جزو موارد حذف شده است. امير محمد هم به‌دليل مصدوميت نتوانسته فوتباليست بشود ولي حالا ديگر بعد از بازي در فيلم حباب و برنده مي‌توان گفت بازيگر است.»

استرکي درباره مضمون برنده و ماجراي فساد پشت پرده فوتبال مي گويد: «...من با فوتبال آشنا هستم و پنج سال در باشگاه تهران جوان و نوجوانان کشاورز بازي کرده‌ام. بجز اينها من تماشاگر جدي برنامه «نود» هم هستم.

عادل فردوسي‌پور در سه برنامه به فساد مالي در فوتبال پرداخت و حتي اسم دلال‌هاي فوتبال را هم در اين سه برنامه گفت. قرارداد فروش يک باشگاه با رقم ۹۹ هزار تومان به بخش خصوصي در اين برنامه نشان داده شد. عادل فردوسي‌پور بهترين ‌ژورناليست آسياست و اميدوارم مانند ايشان در حوزه فرهنگ و هنر هم داشته باشيم.»

محمدرضالطفي درباره تله فيلم «برنده» مي نويسد:  «برنده فيلمي به کارگرداني سامان استرکي که از شبکه يک سيما روي آنتن رفت؛ فيلمي انساني و زيبا است.

استرکي پيش از اين فيلم سينمايي «صندلي خالي» را ساخته بود که حال و هوايي نو و غيرمتعارف داشت که البته هيچ‌گاه هم اکران نشد و در نهايت سر از شبکه نمايش خانگي درآورد. با اين حال او همچنان شيوه و مسير خود را ادامه داد و «برنده» نيز به نوعي در امتداد حال و هواي مورد علاقه‌اش است.

در اين فيلم تلويزيوني مهرداد صديقيان، محمدرضا داوودنژاد و مهدي ساکي ايفاي نقش مي‌کنند و داستان درباره پسري به نام صمد است که تازه از زندان آزاد شده است. برادر او ميلاد فوتباليست ماهري است. صمد بسيار تلاش مي‌کند او را به عضويت تيمي خوب درآورد.

شايد اين فيلم تلويزيوني مخاطب چنداني نداشته باشد و براي عصر جمعه ميليون‌ها تماشاگر مناسب نباشد، اما فيلم خوبي است و نگاهي متفاوت دارد. مهم‌ترين ويژگي‌اش انتخاب درست فضا توسط کارگردان بوده که با چينش صحيح توانسته روح کار را ايجاد کند.

در اين ميان همچنين بايد به بازي بسيار خوب مهرداد صديقيان اشاره داشت که نقش را کاملا فهميده و آن را آناليز کرده است. فيلم تلويزيوني برنده يک ويژگي و يک ضعف دارد.

ضعفش ناديده گرفتن رسانه تلويزيون و توجه به مخاطب انبوه است و ويژگي آن جدي گرفته شدن کار توسط سازندگانش که باعث شده محصول از سطح قابل قبولي برخوردار شود.

شواهد نشان مي‌دهد کارگردانان جوان خيلي بيشتر از فيلمسازان پيشکسوت در عرصه فيلم تلويزيوني از خود جديت نشان مي‌دهند و به کيفيت محصولاتشان مي‌انديشند. اين نتيجه مي‌تواند يک کد بسيار بزرگ براي مديران تصميم‌گير در اين عرصه باشد.»

«برنده» محصول سيما فيلم است، مهرداد صديقيان، محمدرضا داوود نژاد، امير محمد سعيدي، ايلا تهراني، مهدي باطبي، مهدي بوسليك، احسان درويش، اميرحسين عباس نژاد و.... در اين تله فيلم بازي کرده اند‌.

عوامل توليد اين فيلم عبارتند از: فيلمنامه:جواد ستوده نيا، دوباره نويسي، تدوين، كارگردان: سامان استركي، طراح صحنه: محمد قره گزلو، مدير توليد:رضا رياضي، مدير تصويربرداري:حميد دالوند، صدابردار:علي گراكوهي، طراح گريم: پدرام زرگر و تهيه كننده:علي واجد سميعي.

خلاصه داستان: صمد به تازگي از زندان آزاد شده است.تمام انگيزه او براي ادامه زندگي برادرش ميلاد است . يک نابغه فوتبال که براي ورود به تيم هاي رسمي تمام توان خود را به کار مي گيرد اما جو ناسالم حاکم بر دنياي سياست مابانه فوتبال مجال بروز را به او نمي دهد . صمد براي صعود ميلاد ،خود را به آب و آتش مي زند اما جامعه پيرامونش بي رحم تر از آن است که او ناي مقابله با آن را داشته باشد و به ناچار عهدش را مي شکند و جزاي عهد شکنيش بار ديگر ميله هاي زندان است .

اما ميلاد به رغم شرايط مشابه دشواري ها را تحمل مي کند و در بدترين فضاي ممکن نه تنها دچار لغزش نمي شود بلکه با پشتکار مداوم به آرزوي ديرينه اش يعني به تن کردن لباس تيم ملي دست مي يابد.»

 

شنبه 13 مهر 1392 - 9:10


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری