سه‌شنبه 21 آذر 1396 - 13:57
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

زهرا سميعي

 

بهانه‌ي خلقت

 

- بهانه‌ي خلقت (کوتاهه‌هايي از زندگي حضرت زهرا (س))           

- مهدي قزلي

- شرکت سهامي کتابهاي جيبي وابسته به انتشارات اميرکبير، 1389، چاپ اول

- شابک: 2- 214-303- 964-978

- قيمت: 1500 تومان

 

بعد از وفات پيامبر جرقه‌ي اولين و مهمترين انحرافات در امت او در سقيفه‌ي بني ساعده پديدار شد و اولين مبارز جدي با اين انحرافات دختر دردانه‌ي پيامبر بود.

البته ديگراني هم بودند که با ماجراي سقيفه مخالفت داشتند ولي مخالفت آنان آلوده به مسائل نفساني و دنيوي بود. درباره‌ي فاطمه اما کمتر کسي مي‌تواند ادعاي اين چنيني داشته باشد، چه اينکه پيامبر در طول دوران حيات چنان رفتار نهان و عياني با فاطمه و شوهر و بچه‌هايش داشت تا جايگاه ايشان از نظر مهاجر و انصار تثبيت شود و اگر درباره‌ي علي تنگ نظري‌هايي به خاطر خون‌هاي زيادي که از مشرکان ريخته بود، وجود داشت ولي درباره‌ي فاطمه که بارها توسط پيامبر پاره تن ناميده شده بود، نمي‌توانست وجود داشته باشد.

هرچند فاطمه در زندگي خانوادگي، شخصي و بندگي در برابر خدا نمونه‌اي عالي براي همه‌ي زنان است ولي توجه به مبارزات اجتماعي اين بانوي نمونه اسلام مخصوصاً در پايان عمر شريفش از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. اين مبارزه با مخفي ماندن قبر او تاکنون ادامه داشته و سؤالي در برابر جريان حامي سقيفه است، از صدر اسلام تاکنون.

رفتارهاي پيامبر هم نشان مي‌دهد، ارج و قرب فاطمه در نظر او نه فقط از موضع پدر و فرزندي بلکه از موضع نبوت و پيامبري است وگرنه پيامبر فرزندان ديگري هم داشت. اين ارج و قرب نزد خدا هم آن چنان بود که به پيامبر در حديثي قدسي بگويد اگر تو نبودي دنيا را نمي‌آفريدم و اگر فاطمه نبود شما را.

نويسنده ابتدا درباره‌ي تولد حضرت فاطمه و درباره‌ي مقام ايشان سخن مي‌گويد.

در ادامه درباره‌ي خواستگاران حضرت فاطمه چنين آمده است: که عبدالرحمن پسر عوف به پيامبر گفت صد شتر سياه آبي چشم که بارهاي‌شان پارچه‌هاي کتان اعلاي مصري باشد، با ده هزار دينار طلا، مهر فاطمه مي‌کنم، او را به من بدهيد.

پيامبر ناراحت شد، جواب داد: انتخاب شوهر او با خداست. همان جوابي بود که به اصحاب ديگر هم داده بود. خلاصه هرچه خواستگار براي پاره تن محمد آمد، رد شد. هرچند از اشراف بود و مال زياد داشت. همه فهميدند شوهر دختر محمد يک نفر خاص است، کسيکه خدا مي‌خواهد.

نويسنده در ادامه به خواستگاري علي(ع) از فاطمه، چگونگي ازدواجشان، وسايلي که پيامبر براي آنها تهيه کرد و نحوه‌ي زندگي حضرت فاطمه و حضرت علي(ع) اشاره مي‌کند.

درباره‌ي سخاوت حضرت فاطمه چنين آمده که: پيامبر براي شب عروسي پيراهن نويي به دخترش داد. فاطمه پيراهن وصله‌داري هم داشت. نيازمندي آمد در خانه‌شان و گفت من از خاندان نبوت پيراهن کهنه‌اي مي‌خواهم. فاطمه خواست پيراهن وصله‌دارش را بدهد که ياد اين آيه قرآن افتاد: هرگز به نيکي دست نمي‌يابيد مگر آنکه از آنچه دوست داريد انفاق نماييد.

درباره‌ي ايمان و حياي فاطمه نيز چنين آمده است که:

نابينايي به خانه‌ي فاطمه آمد. فاطمه از اول آمدن او حجاب داشت. وقتي که رفت پيامبر پرسيد: دخترم! حجاب داشتي چرا؟ نابينا بود. فاطمه گفت: اولاً او مرا نمي‌ديد، من که او را مي‌ديدم. دوماً نمي‌خواستم بوي مرا هم حس کند.

پيامبر گفت: حقاً که پاره‌ي تن مني.

زندگي و کارهاي سخت حضرت فاطمه در منزل، پاسخگوي سؤالات زناني که پيش حضرت مي‌آمدند، ناراحتي و اندوه فراوان حضرت فاطمه در غم از دست دادن پدر، جفاکاريهاي امت در حق ايشان و حضرت علي، سخنراني حضرت فاطمه در حضور مردم براي اثبات حقانيت علي(ع)، دردها و ناراحتيهاي حضرت از دست امت و ... و در نهايت شهادت حضرت فاطمه(س) عناويني هستند که نويسنده در ادامه به آنها اشاره مي‌کند.

 

شنبه 30 شهريور 1392 - 9:34


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری