چهارشنبه 1 شهريور 1396 - 3:9
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

پاي منبر معرفت

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان چهارمحال و بختياري

 

اخلاق و ايمان

 

آيا ايمان و اخلاق با هم تفاوت دارند؟ فرق ميان آن ها چيست؟ و اگر رابطه دارند، رابطه شان چگونه است؟

منظور ما از «ايمان»، امر مبهم و کلي و تفسير نشده اي نيست، لذا مي گوييم ايمان يعني اعتقاد و اطمينان قلبي به خدا و معاد و اقرار زباني به آن ها و عمل کردن به دستورهاي ديني، اين تعريف ايمان همان است که امير مؤمنان علي (ع) فرمود:

الايمانُ تصديقٌ بالجنان و إقرارٌ باللسانِ و عملٌ بالأرکانُ؛

ايمان، تصديق به قلب و اظهار و اعتراف به زبان و عمل کردن به ارکان است.

اين تعريف ايمان است. اما تعريف اخلاق چيست؟ قبلاً گفتيم که اخلاق عبارت است از: ويژگي هاي پايدار نفساني که با اراده و اختيار صورت گيرد. اخلاق، روش تحصيل صفات نفساني خوب و انجام اعمال پسنديده و دوري از صفات نفساني بد و اعمال ناپسند را نشان مي دهد.

در علم اخلاق، انسان با نفس و تربيت آن، سر و کار دارد؛ همان نفسي که همة پيامبران و اولياي خدا، مردم را به مبارزه با آن دعوت کرده اند و از شرّ آن به خدا پناه مي بردند؛ همان نفسي که مبارزه با آن، «جهاد اکبر» ناميده شده است.

حال مي گوييم که: چنين مبارزه اي، پشتوانه اي قوي و محکم مي خواهد و بي ترديد، اين پشتوانه همان ايمان به خدا و معاد است. خودسازي و آراسته شدن به فضايل اخلاقي واقعي و بنيادين، بدون ايمان به خدا و عالم پس از مرگ و بهشت و جهنم و تصويري واقعي از عظمت و رحمت الهي و ايمان به عظمت شخصيت اسلامي انسان، ميسّر نيست.

بدون شک، حالت دو نفر که يکي معتقد به خدا و جهان واپسين و زندگي پس از مرگ و ديگري منکر آن هاست در کسب فضايل اخلاقي و سجاياي روحي متفاوت است. آن کس که منکر خدا و روز رستاخيز است و تصور مي کند خدايي نيست و بعد از مرگ نابود مي شود و هر چه نيکي کرده از بين مي رود، هرگز خود را ملزم به کارهاي نيک و کسب کمالات ارزندة انساني نمي داند و از ارتکاب جرايم و مفاسد و جنايت ها خودداري نمي کند. اگر هم از بدي ها پرهيز کند و خود را به ارزش هايي ملزم نمايد، جنبة حداقلي دارد، حال آن که براي رستگاري واقعي بايد به تمام معنا و در همة انديشوران واقع بين و عالمان اخلاقي به اين نتيجه رسيده اند که با وجود ايمان به خدا، مي توان به اخلاق رسيد و اگر «ايمان» پشتوانة «اخلاق» نباشد، فرد و جامعه به سعادت نخواهند رسيد.

در جوامعي که نور ايمان تابيده و قلب ها به نور خدا منوّر گشته، مفاسد و جنايت ها به مراتب، کمتر است؛ زيرا اهل ايمان در برابر فرمان هاي حق، تسليم محض اند و ميل و خواهش هاي نفساني را تحت الشعاع فرمان هاي الهي قرار مي دهند. بر عکس، در جوامع فاقدِ ايمان، مفاسد اخلاقي و اجتماعي موج مي زند و افراد آن از ارتکاب هيچ عمل زشت و خيانتي فروگزار نيستند و چون غرايز انساني در آن جوامع آزاد و رهاست، اعمال پسنديدة اخلاقي و ارزش هاي انساني را زير پا مي گذارند و تسليم خواسته هاي نفساني مي شوند.

 

شنبه 30 شهريور 1392 - 8:51


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری