يكشنبه 4 تير 1396 - 21:57
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمد عصاريان

 

انقلاب زمينه‌ي شناخت دفاع مقدس است

 

پديده جنگ پس از پيروزي انقلاب اسلامي يکي از گسترده‌ترين حوزه‌هاي تفکر، انديشه و پژوهش را فراروي اکثر انديشمندان و پژوهشگران اين کشور قرار داده است تا ابعاد پيچيده و ناشناخته‌اي از فرهنگ و انديشه‌ي مذهبي و ملي مردم ايران را مورد پژوهش قرار دهند. گفتگوي زير با تمرکز بر روي مفهوم ادبيات و ارائه تعريف و تبيين عناصر و ابعاد ادبيات انقلاب اسلامي و ادبيات پايداري به عنوان يکي از اشکال و سبک‌هاي ادبياتي کشور که استارت آن پس از انقلاب اسلامي خورد با رويکردي در جهت مقاومت و ايستادگي مردم ايران با درون مايه اعتقادي فرهنگ اسلامي است.

در تعريف ادبيات پايداري مي‌توان گفت عبارت است از آثاري که تحت تأثير شرايطي چون اختناق و استبداد داخلي، نبود آزادي فردي و اجتماعي، قانون گريزي و قانون ستيزي با پايگاه قدرت، غضب، قدرت و سرزمين و سرمايه‌داري فردي و ملي ... شکل مي‌گيرد. بنابراين جان مايه‌ي اين آثار با بيداد داخلي و يا تجاوز بيروني از همه حوزه‌هاي سياسي، فرهنگي، اقتصاد بر بال اجتماعي و ايستادگي در برابر جريان‌هاي ضد آزادي است.

محسن مطلق از آن دست نويسنده‌هائي است که کم مصاحبه مي‌کند حتي به بهانه‌ي انتشار کتاب خودش هم نه اينکه به رسانه‌ها اعتقادي نداشته باشد که معتقد است که ديگران بايد درباره‌ي او حرف بزند نه خودش. اين نويسنده که حالا مرز 40 سالگي را سپري کرده است خودش از رزمندگان دفاع مقدس بوده است. او در نوجواني يعني در سال 1362 براي اولين بار به جبهه‌هاي جنگ رفت و تحت تأثير اين فضا تا پايان جنگ در جبهه‌ها ماند. کتاب (جاده‌هاي خلوت جنگ) خاطرات او را از اين روزها بيان مي‌کند کتابي که در جشنواره کتاب سال دفاع مقدس جايزه هم برد مطلق کار نوشتن درباره جنگ را با کتاب (زنده باد کميل) آغاز کرد و چند کتاب ديگر هم مثل (برد ايمان) (مخمل يادها) (نگاه شيشه‌اي) (مهاجر مهربان) (يک روز يک مرد) و مجموعه داستان‌هاي (آنجا که من بودم) از جمله کارهاي اوست.

کتاب (زنده باد کميل) او در داخل و خارج کشور با استقبال بسيار زيادي مواجه شد مقام معظم رهبري بر تقريظي بر اين کتاب نوشتند: از اين نوشتار عطر اخلاص به مشام مي‌رسد و چه زيباست روايت صحنه‌هائي که سرشار از اخلاص باشد. نويسنده فروتنانه خود را در قالب در پشت ياران شهيدان پنهان کرده است ... 

اين کتاب همچنين به خاطر شيريني زبانش و طنزي که در خيلي جاها به نمک نشسته است از برخي ديگر از خاطرات مکتوب و خواندني‌تر است. در خارج ايران هم (اريک بوتل) پايان نامه 1000 صفحه‌اي مقطع دکتري‌اش را با عنوان (زنده باد کميل) درباره اين کتاب 120 صفحه‌اي نوشته است بعد از جنگ در دانشگاه علم و صنعت تهران طراحي صنعتي خواند و دستي هم در موسيقي دارد و سالهاست ني مي‌نوازد پايداري و انقلاب و تدوين قالب ادبي و دستاوردهاي حوزه هنري طي دو دهه اخير از جمله سرفصل‌هاي گفتگوي ما با محسن مطلق نويسنده چيره دست دفاع مقدسي است:

 

- برداشت شما از وضعيت ادب و هنر مقاومت چيست؟

ببينيد از يک منظر جواب دادن به سؤالات شما جز اينکه من براي خودم دشمن مي‌تراشم و چهار تا نويسنده و نمايشنامه نويس و کارگردان که مرا مي‌شناسند را با خودم دشمن مي‌کنم حاصل ديگري ندارد. ولي سهل است اگر اين اتفاق بيافتد که با گفتن اين دغدغه‌ها چهار نفر درس بگيرند و به کار بگيرند عيبي هم ندارد اما در مورد قصه جنگ که در اين سالها کتاب‌هائي نوشته شده است فيلم‌ها و سريال‌هائي که توليد شده است و حرف‌هائي که در اين باره گفته شده است غايت کاري است که بايد صورت مي‌گرفت.

البته بصورت ناقص اين غايت شايد 200 سال ديگر اتفاق بيفتد. ما ملت عجولي هستيم و فکر مي‌کنيم کارهاي فرهنگي خيلي زود بايد نتيجه بدهد و در زمان حيات خودمان به نتيجه برسد اما بايد بگويم کارهائي که در مورد جنگ نوشته شده‌اند و جمع آوري شده و آرشيو شده قابل اعتناست و به درد آيندگان خواهد خورد و آنها به راحتي مي‌توانند از اين کتاب‌ها اقتباس کنند.

 

- يعني هنوز نيازمند فرصت هستيم که اين اتفاق بيفتد؟

بله. ولي ما چون عجوليم باورمان اين است که بايد خيلي زود اين اتفاق را تجربه کنيم در کشور آلمان که مقصر جنگ بود در طي اين سالها بيش از صدها نوشته و آرشيو شد و حالا تازه از آن اقتباس مي‌کنند چه در هاليوود و چه در کشورهاي خودشان.

 

- بنابراين شما معتقديد ما مطالب جنگ را داريم ولي بايد به آينده چشم داشته باشيم که آيندگان و نسل آينده بيايد از اين مطالب اقتباس کنند؟

بله همين طور است اين اتفاقي که در رابطه با خاطره در کشور افتاد واقعاً بي‌نظير است متأسفانه اين گفته مي‌شود سرانه مطالعه در کشور پايين است منظور تمام افراد جامعه را مي‌گويند. هنرمندان و کارگردانان و حتي نويسندگان ما به خودشان زحمت مطالعه آثار را نمي‌دهند که خاطرات را مطالعه کنند. تعارف که نداريم سرانه مطالعه در ميان همه‌ي اقشار جامعه پايين است کسي که کارگر است نيازي به مطالعه ندارد اتفاقاً کساني که در رأس جامعه هستند نياز بيشتري به مطالعه دارند و بايد بيشتر مطالعه کنند. کارگردانان و فيلم نامه نويسان هم متأسفانه دچار اين مشکل هستند و مي‌گويند نيست. در صورتيکه هست و از آنها خبر ندارند. من دو سال پيش کتاب طنزي نوشتم با عنوان (مگيل) که خيلي هم صدا به پا کرد که کارتوني در طنز دفاع مقدس بود ولي جالب اين است که در اين دو سال دو اثر ديگر هم با اين مضامين و همين سبک نوشته شده است که اين نشان مي‌دهد نويسندگان محترم مطالعه چنداني نداشته‌اند و به نوعي آثار خود را به خوبي برانداز نکرده‌اند که کار تکراري انجام داده‌اند. ما به جائي رسيديم که ديگر وقتي براي مطالعه صرف نمي‌کنيم و اگر مقصد پول درآوردن نباشد به نظرمان انجام آن کار هدر دادن وقت است.

 

- برخي از نمايشنامه نويسان و کارگردانان مطرح مي‌کنند که اين آثار درام کافي ندارد و به همين دليل اين آثار را زمينه‌اي براي اقتباس نمي‌دانند ولي شما بهتر مي‌دانيد که ما در دنيا شخصي به عنون دراماتور نداريم که بصورت تخصصي درام را وارد اثر کند فکر مي‌کنيد چرا اين اتفاق در کشور ما رخ داده است؟

ببينيد من فکر مي‌کنم در همين کتاب‌هاي خاطرات جنگ خيلي درام منتشر شده است. اگر کسي بيايد و اين کتاب‌ها را بخواند خواهد ديد که اين کتاب‌ها از درام لازم برخوردار هستند مثلاً موردي که خود من مطالعه کردم در مورد کتاب (زنداني فاو). اين کتاب خاطرات يک اسير از 40 روز حضور در پشت جبهه‌ها است اين کتاب را به هر کارگرداني که دادم ترغيب شد که اين کار را تبديل به فيلم کند. حتي وقتي اين کتاب را به مرحوم ملاقلي پور نشان دادم خيلي راغب شد که از اين کتاب يک فيلم تهيه کند که عمرشان کفاف نداد. کسي که اهلش باشد در اين کتاب‌ها مي‌تواند درام تهيه کند ولي چون مطالعه نداريم مي‌گوييم ضعيف است.

 

- اما قصه اين است که ما به طور کل نمايشنامه و فيلمنامه دفاع مقدس را خيلي مورد مطالعه قرار نداديم مثلاً در جشنواره‌هائي که به مناسبت دفاع مقدس برگزار مي‌شود براي همه‌ي شاخه‌ها داوري هست الا فيلم نامه و نمايشنامه؟

عمده‌ترين جشنواره‌اي که در مورد دفاع مقدس به وجود آمد جايزه سال دفاع مقدس بود ولي از ابتدا فقط چند ژانر داستان و خاطره و رمان جايزه داوري مي‌شد و جايزه مي‌دادند و بقيه حوزه‌ها وجود نداشت جالب است که آدم‌هائي که براي داوري و دبيري انتخاب شدند خود نويسندگان بودند. چون منتقد نداشتيم در هر جاي دنيا در هر رشته‌اي ما منتقد آن رشته را داريم مثلاً در حوزه گرافيک ما يک گرافيست داريم و يک منتقد آثار گرافيکي. منتقد اصلاً کار گرافيکي نمي‌کند در ايران اين روند در مورد جشنواره‌هاي دفاع مقدس نيافتاد يک عده محدود نويسنده‌ها را انتخاب کردند و به عنوان داور اين افراد کار داوري را هم انجام دادند اين افراد خودشان به آثار خودشان نمره و جايزه مي‌دادند و به به و چه چه مي‌گفتند به خاطر همين است که حوزه‌هاي ديگر دفاع مقدس مهجور است جالب اين است که اکنون بعد از برگزاري ده‌ها دوره جشنواره به اين شيوه همچنان جشنواره‌ها اجرا مي‌شود آقاي سنگري بيست سال است که دبيري جشنواره را بر عهده دارد يعني در تمام اين دوره‌هائي که برگزار شده است يک ديدگاه حاکم بوده است و يک نظر و رأي مطرح مي‌شده است البته نمي‌خواهم بگويم اين کار نازل بوده است اما انتقادي که من دارم اين است که مي‌گويم بايد به ديگران و ديدگاهشان فرصت داد که بيايند و وارد شوند تازه از امسال قرار است که در حوزه‌هاي ديگري هم داوري انجام بگيرد. بنابراين من اميدوارم به آينده. چرا که من معتقدم جانمايه‌اي و ماده‌اي که به نام ادبيات دفاع مقدس وجود دارد ولي بايد منتظر آينده باشيم که آدم‌هائي بيايند و اين کارها را اقتباس و به صورت هنر ارائه کنند. خدا کند که جامعه اين آدم‌هاي جديد را خلق کند هرچند که ممکن است تا آن زمان ما زنده نباشيم.

 

- اگر بخواهيم پيرامون عملکرد واحد شفاهي حوزه هنري پرس و جو شويم بنظرتان در توليد کتاب‌هاي خاطرات چه آثاري مدنظر اين واحد است؟

قطعاً خاطراتي مدنظر است که بتواند يک اطلاعاتي را از انقلاب اسلامي به مردم ارائه کند.    

 

- فقط انقلاب اسلامي يا دوران دفاع مقدس هم مي‌پردازد؟

بيشتر از دهه چهل تا دهه شصت مدنظر قرار دارد. حوادث انقلاب اسلامي طي اين چندين دهه جمع آوري و بررسي مي‌شود و آنهائي که لازم است مردم بدانند را منتشر مي‌کنند.

 

- بيشتر به چه صورتي اين کارها انجام مي‌گيرد؟

بايد گفت که بطور کلي يک نگاه سندي و تاريخي وجود دارد و به دنبال اين يک سري اطلاعات را از حوادث تاريخي منتشر کند که بيشتر هم مورد رجوع يک قشر خاص پژوهشگران و محققان قرار مي‌گيرد. اما اعتقاد بر اين است که کاربرد و مصرف علمي از حوادث انقلاب اسلامي براي کل جامعه فراهم نشده است.

 

- منظورتان از اينکه معتقديد مصرف علمي فراهم نشده است چيست؟

ببينيد اطلاعات تاريخي دو کاربرد دارد يک کاربرد علمي و ديگري کاربرد فرهنگي است که بيشتر هدفش عبرت آموزي است بنابراين اولين چيزي که بايد مدنظر قرار بگيرد اين است که بايد جامع باشد و مخاطب عامه بتواند به بهترين نحو از آن استفاده کند ولي با اين نگاه تاکنون آثاري درخور توجه توليد نشده است که براي اينکه استفاده علمي از اين اطلاعات صورت بگيرد. اين دفتر نبايد تنها اسناد و مدارک چاپ کند چون بسياري از نهادهاي ديگر هم اين کار را انجام مي‌دهند الان فقط کتاب‌هائي چاپ مي‌کنند که جنبه‌ي سند و منبع شدن را داشته باشند اما اين دفتر بايد به اين باشد که براي مخاطبان عامه‌شان کتاب چاپ کند. مگر ما در ايران چقدر محقق داريم ما در خوش بينانه‌ترين حالت 10% محقق داريم که اين هم مربوط به حوزه‌ها است و در حوزه تاريخي اين درصد بسيار کمتر است که موضوع انقلاب درصدي کمتر است و نيازشان هم به اينگونه کتاب‌ها است. بنابراين درصد بالائي از جامعه 99% جامعه تقاضا دارند که درباره انقلاب اسلامي بدانند و اطلاعاتي را کسب کنند.

 

- يعني مي‌شود به گونه‌اي هم عمل کرد که مخاطبان عامه هم از اين دستاوردها سود ببرند؟

الان تقاضا براي اينگونه کتاب‌ها بسيار زياد است. مثالي که مي‌توان براي آن زد اين است که جاده‌اي بسازيم اما فعلاً از آن استفاده‌اي نکنيم!! در واقع سرمايه‌اي را در اينجا حبس کرده‌ايم و استفاده‌اي از آن نمي‌بريم الان اطلاعات در مطالب تاريخي جمع آوري مي‌شود اما وقتي مي‌خواهيم کتابي از آن تدوين کنيم نياز به يک سرمايه گذاري دارد که الان استفاده خاصي ندارد.

يعني آن پژوهشگراني که بايد اين کتاب‌ها را بخوانند کم هستند بنابراين ما هرچقدر هم که کتاب منتشر مي‌کنيم خروجي خاصي اصلاً نداريم الان نياز اصلي و عمومي مردم به انقلابشان وجود دارد و ما فکر مي‌کنيم بايد به اين نياز پاسخ بدهيم و داريم در جهتي حرکت مي‌کنيم که کتاب‌هائي منتشر مي‌شود که مصرف عمومي دارند و مردم از اين سبک کتاب‌ها و موضوعات استقبال مي‌کنند.

 

- البته اين دفتر طي اين سالها اقدام به انتشار مجموعه‌هاي سفيدي هم کرده است.

شک نکنيد. تلاش اين واحد قابل ستايش است. در طول اين سال‌ها دايره المعارف‌ها، روزشمار پانزده خرداد، روزشمار انقلاب اسلامي و فرهنگ نامه‌ها منتشر شده است اما استقبال عامه از اينگونه کتاب‌ها به خوبي نبوده است و در همان چاپ‌هاي اول و دوم ماندند. اما کتاب‌هائي که در حوزه تاريخي شفاهي با رويکرد تدوين کتاب‌هاي خاطره نگاري توليد شده‌اند مورد استقبال جامعه و عموم جامعه قرار گرفتند و مسئولين نظام هم در سطوح مختلف از اين کتاب‌ها حمايت  کردند. لذا بايد در اين مسير به قوت حرکت کنيم که در اين زمينه تقاضاها هم بسيار بالا است.

 

- شايد اين مسئله رويکرد جديد حوزه هنري باشد.

رويکرد جديد که نه، اما اين فرايندي که حوزه هنري بايد طي اين سالها به آن مي‌رسيد و بايد در اين مسير گام بردارد توليداتي که حوزه هنري هم اکنون دارد اين مقوله را به خوبي نشان مي‌دهد خاطره نگاري، داستان نويسي، خاطرات شفاهي بيشترين حجم کتاب‌هاي توليدي حوزه هنري را تشکيل مي‌دهد بنابراين بيشترين سرمايه گذاري در بخش خاطره نگاري است.

 

- البته بايد در نظر گرفت که عنصر جذابيت در خاطره نگاري اهميت زيادي دارد؟

خاطره يک ويژگي و کاربرد چندگانه دارد. از اين منظر يک اطلاعاتي است که از يک حوادث تاريخي مورد استفاده قرار مي‌گيرد از منظر ديگر خاطره درباره رابطه انسان و يک پديده است و تنها به دنبال اين نيست که يک اطلاعاتي در مورد يک رويداد بدهد بلکه در واقع نوع رابطه انسان با آن پديده هم تعريف مي‌شود و از عواطف و احساسات آن فرد هم گفته مي‌شود. رابطه انساني يک حادثه در اين واقعه لحاظ مي‌شود و اينجاست که وقتي انسان و احساسات او به ميدان مي‌آيد عامه‌تر مي‌شود از منظر ديگر هم داستان در آن وجود دارد. در واقع اين پردازش‌هاي انساني باعث جذابيت خاطره‌ها مي‌شود و از اين منظر خاطره بيشتر به داستان شبيه و نزديک است و مخاطب به شنيدن و خواندن آن علاقه دارد.

 

- بنابراين ما اينجا با دو موضوع مواجه هستيم يکي اينکه موضوعاتي انتخاب شود که براي مخاطب جذاب باشد و در ثاني اين سوژه‌ها به صورتي پرداخت شود که خواننده براي خواندن آن رغبت کند.

بله همين گونه است اين را هم در نظر بگيريد که به دليل غلبه فرهنگ شفاهي بر جامعه آمار مطالعه ما در کشور پايين است خواندن و نوشتن به دليل همين فرهنگ بسيار سخت است و حتي در ميان افراد سياستمداران کشور ما هم اندک هستند کساني که خاطرات خودشان را مي‌نويسند. مردم بيشتر دوست دارند بنشينند و بشنوند تا بخوانند. بنابراين با اين ويژگي اولاً ما بايد سوژه‌هائي را انتخاب کنيم که براي مردم جذاب باشند و در ثاني جوري سوژه را تدوين کنيم که مردم عليرغم اينکه علاقه‌اي به خواندن ندارند به خواندن آن روي بياورند بنابراين انتخاب سوژه و موضوع و پردازش آن سهم بسيار زيادي در جذب مخاطب دارد البته ما در جمع آوري و ثبت و ضبط اطلاعات و خاطرات هيچ محدوديتي نبايد داشته باشيم و بايد سعي بر اين باشد که از جنبه‌هاي مختلف و سطوح گوناگون جامعه خاطرات مختلف را ثبت و ضبط کنيم ولي وقتي اين خاطرات جمع آوري شد سوژه‌هائي را که به نظرمان جذاب هستند و ويژگي مطرح شدن را دارند را انتخاب کرده و منتشر کنيم.

لذا بعد از اينکه اين سوژه‌ها را پيدا کرديم به سراغ نويسندگاني برويم که به اين موضوعات علاقه دارند و در رشد دادن اين سوژه‌ها تبحر دارند مي‌رويم و سوژه را در اختيارشان قرار مي‌دهيم و اين متن به عنوان دست مايه اوليه سوژه مورد نظر پيش روي نويسنده قرار مي‌گيرد و بعد از آن بايد مسائل و حوادث بيروني مختلف او کالبدشکافي شود ممکن است يک حادثه براي کسي که در جريان آن باشد بديهي باشد ولي براي مخاطب ما اين مسائل مشخص و روشن نباشد و داراي ابهاماتي باشد که نويسنده براي پاسخ به اين ابهامات بايد آستين‌هاي خلاقيت‌اش را بالا بزند. مثلاً راوي در جائي عنوان کند که من توسط فلاني شکنجه شدم ولي اين شکنجه‌گر براي مخاطب ما مشخص نيست و نويسنده بايد براي او ابهامات را روشن کند و اطلاعات ارزشمندي را به مخاطب القا کند. پاورقي‌هائي که بايد بيايد و سؤالات ديگري که بايد از راوي پرسيده شود بايد انجام شود. بايد بخش‌هائي که خيلي جالب نيستند ناديده گرفته شود و براساس ملزم و اطلاعاتي که بايد به مخاطب داده شود کتاب توليد شود که اين حداقل دو سال زمان لازم دارد حتي برخي از کتاب‌هاي ما خيلي بيشتر نزديک به 4 يا 5 سال زمان نياز دارد. مثل خاطرات عزت شاهي که 5 سال طول کشيد.

 

- مسئله ديگر اين است که تفاوت تدوين اطلاعات و حوادث در تهران و ساير استان‌ها با يکديگر متفاوت است و متأسفانه اين نشان مي‌دهد که در سطح استان‌هاي ديگر به خصوص شهرستان‌ها کاري انجام نشده است روي اين مسئله چگونه مي‌توان کار کرد؟

به نظرم به دليل اينکه اکثر نهادهائي که وظيفه تدوين و ثبت خاطرات و حوادث انقلاب اسلامي را دارند در تهران هستند به نظر مي‌رسد نهضت و انقلاب تهراني شده باشد. اما خوشبختانه اين دفتر با سياست‌هائي که داشته است سعي کرده است که اين خلا نگارشي پر شود. الان چند سالي است که در اکثر حوزه هنري استان‌ها دفاتر ادبيات پايداري تأسيس شده است و تلاش مي‌شود که در اين زمينه فعاليت بيشتري صورت بگيرد و سطح آنرا بالاتر ببرند. کلاس‌هاي آموزشي براي محققين استان‌ها برگزار مي‌شود و هم اطلاعات در اختيارشان قرار مي‌گيرد تا آنان هم از اين اطلاعات استفاده کنند. البته بايد تأکيد کرد که خيلي از کتاب‌هاي شاخص اين دفتر سوژه‌هايشان را از شهرستان‌ها گرفتند مانند کتاب (دا).

 مثلاً يکي از ديگر سوژه‌هائي که مي‌تواند خوراک خوبي باشد بحث مقاومت‌هاي مردمي است که در طول دوران انقلاب اسلامي شکل گرفت و بعد همين هسته‌هاي مقاومت به صورت گروه‌هاي مردمي و در دوراني که قواي نظامي کشور از هم پاشيده بود در جنگ حاضر شدند و يا اينکه مثلاً مقاومت خرمشهر چه ربطي به آبادان دارد اينها سوژه‌هائي هستند که ريشه در انقلاب اسلامي دارد و اعتقاد بر اين است که ما اگر انقلابمان را نشناسيم نمي‌توانيم دفاعمان را بشناسيم در آينده ما به سمت اين نوع سوژه‌ها خواهيم رفت و نمي‌توان اين سوژه‌ها را ناديده گرفت.

 

- احساس مي‌شود کار واحد تاريخ شفاهي حوزه هنري با دو دفتر ديگر ادبيات انقلاب اسلامي و پايداري هم پوشاني دارد. کاري که هر سه اين دفاتر انجام مي‌دهند خاطره نگاري است؟

نه اينگونه نيست. هر سه اين دفاتر دفترهاي ادبيات پايداري، انقلاب اسلامي و واحد تاريخ شفاهي زيرمجموعه مرکز بزرگتري به نام مرکز تحقيقات و مطالعات ادبيات انقلاب اسلامي و پايداري هستند که تحت مديريت آقاي سرهنگي است.

 

- يعني هم پوشاني ندارد؟

نه اصلاً. چون تصميماتي که در اين دفاتر گرفته مي‌شود براساس تصميم جمعي است. البته اين طور به نظر مي‌رسد.       

 

چهارشنبه 27 شهريور 1392 - 9:1


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری