پنجشنبه 8 تير 1396 - 13:32
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

علي الله سليمي

 

قصه هاي فلسفي براي نوجوانان

 

نگاهي به کتاب«سيب و درخت و دختر» نوشته تهمينه حدادي

 

کتاب«سيب و درخت و دختر» نوشته تهمينه حدادي شامل داستان هاي کوتاه براي مخاطبان نوجوان است که اخيراً از سوي انتشارات اميرکبير( کتاب هاي شکوفه) چاپ و منتشر شده و در آن به موضوعات اغلب نمادين براي مخاطبان نوجوان مي پردازد که در برخي از آنها پيچيدگي هاي معنايي هم ديده مي شود ولي در نهايت رويکرد قصه محور آثار بر ساير جنبه هاي آن غلبه دارد. اهميت اين نگاه نويسنده بيشتر از آن جهت است که نوشتن داستان کوتاه براي مخاطبان نوجوان، به همان اندازه سخت و دشوار است که دنياي اين گروه سني پيچيده و غير قابل پيش بيني است. براي يک نوجوان که خود را از دنياي کودکي جدا گشته و در آستانه دنياي بزرگسالي قرار گرفته است، بسياري از مسايل دنياي بزرگسالي، به منزله ابزارها و امکاناتي براي تمرين برزگسالي است. بنابر اين، بسياري از افراد اين گروه سني به شدت از دنياي کودکي گريزان و مشتاق تجربه آزمايي در دنياي بزرگسالي هستند. حالا اگر قرار باشد کسي براي اين گروه سني داستان بنويسد، بي گمان بايد همين روحيه متمايل به رفتارهاي عصيان گرايانه مختص گروه سني نوجوانان را لحاظ کرده و با اين درک اين موقعيت به سراغ سوژه هاي داستاني برود. بررسي اين موضوع در کتاب «سيب و درخت و دختر» نوشته تهمينه حدادي از چند جهت قابل توجه است. اول اين که نويسنده در تعدادي از داستان هاي اين کتاب که در مجموع ويژه گروه سني نوجوان؛ «د»و «ه» است، مخاطبان خود را به شدت دست کم گرفته و در مقابل، در تعدادي ديگر از داستان هاي اين مجموعه، مخاطبان خود را به شدت دست بالا گرفته است. به بيان ديگر، اولين ويژگي کلي اين مجموعه، دو پارگي در توجه به مخاطبان اين کتاب است. اولين داستان مجموعه با عنوان«صدايي به نام بلوط»، اثر جمع و جور و ساختارمندي است که تقريباً بسياري از مولفه هاي داستاني در اين اثر نوجوانانه لحاظ شده است. رويکرد غير مستقيم نويسنده در بيان مفهوم مورد نظر خود که همانا ناديده گرفته شدن برخي حقوق نوجوانان در زندگي معاصر شهري توسط والدين آنهاست، به زيبايي هاي فرمي کار افزوده و در نهايت اثر قابل قبولي شکل گرفته است.  در اين داستان، راوي با يک«صدا» ارتباط برقرار مي کند که در ادامه داستان مخاطب در مي يابد که «صدا» متعلق به نوجواني است که والدينش به هنگام خارج شدن از منزل(رفتن به سر کار) در خانه را به روي فرزند کم سن و سال خود قفل مي کنند.

مطالعه اين داستان، توقعي در خواننده ايجاد مي کند که با مطالعه داستان بعدي اين کتاب، با عنوان«دزد پرنده ها» اين توقع برآورده نمي شود. ماجراي اين داستان درباره شخصيتي است که پرنده ها را از خانه هاي مردم مي دزد و در آسمان رها مي کند. اما در پايان داستان معلوم مي شود که او هر شب يکي از پرنده ها را سر مي برد و مي خورد. البته راوي داستان مي گويد که اين مسئله توافقي بين او و پرندگان است که در مقابل آزادي تعدادي از آنها، يکي از آنها بايد خوراک راوي شود. «هر شب يکي شان مي آيد که خورده شود. اين قاعده را هفت، هشت سالي هست که پذيرفته اند.» ( ص 17)

با آن که داستان قبلي(صدايي به نام بلوط)، به شدت رئال بوده و باورپذيري آن براي مخاطب سهل و آسان بود، اما در داستان«دزد پرنده ها» رويکرد نويسنده تا حدودي تغيير مي کند و رگه هاي پررنگي از نگاه فراواقعي در داستان خودنمايي مي کند. با ورود مخاطب به فضاي داستان سوم اين مجموعه با عنوان «درخت و دختر»، رويکرد فرا واقعي نويسنده اوج مي گيرد و داستان کلا در فضاي سورئاليستي اتفاق مي افتد. البته ويژگي اصلي اين داستان، جنبه هاي نمادين آن است که نويسنده به شدت از نشانه هاي سمبليک کمک گرفته تا يک قصه نمادين را براي مخاطبان نوجوان روايت کند. ماجرا مربوط به سه نسل از يک خانواده؛ يک مادر بزرگ، يک مادر و يک دختر است که نگه داري از يک درخت سيب را وظيفه خود مي دانند و در اين راه با کلاغ ها مسئله دارند.« ما درخت سيب را مثل بچه مان نگه داري مي کرديم، تمام ساعت هاي خلوتم را مي نشستم کنار درخت و به کلاغ ها خيره مي شدم...» ( ص 21)

در اين داستان، نويسنده به شدت تصورات بزرگسالي مخاطبان نوجوان را نشانه رفته است.

به نظر مي رسد موضوع و مسئله اين داستان جزو دغدغه هاي اصلي مخاطبان نوجوان نباشد. چرا که  موضوع مطرح شده در اين داستان بيشتر براي مخاطبان بزرگسال مي تواند دغدغه باشد. آن هم نه براي همه مخاطبان بزرگسال، بلکه براي عده اي معدودي که به مسايل فلسفي و نمادين علاقه دارند. داستان «دختر و دختر» با اين پاراگراف به پايان مي رسد:«مامان گفته بود، مامان در جشن تولد پانزده سالگي ام گفته بود که من يک سيب هستم، که همه ما سيب هستيم و وقتي از درخت مي افتيم شبيه انسان ها و نگهبان درخت مي شويم.» ( ص 24)

داستان بعدي؛ «بقچه هاي اندوه» يک قصه امروزي و خواندني با همه ويژگي هاي يک قصه خوب است. چارچوب مستحکم و ارتباط ارگانيک بين اجزاي آن وجود دارد و فرقي نمي کند خواننده چه سليقه يا بينشي داشته باشد، در هر شرايطي او را درگير خود مي کند. مردم يک شهر از دست اندوه هاي خود خسته شده و به ستوه آمده اند و تصميم مي گيرند آنها را از  خود و شهر دور کنند. به ترفندهاي مختلفي روي مي آوردند و در نهايت اندوه ها را درون بقچه ها مي گذارند و بقچه ها را سر کوچه مي گذارند و کلاغ ها بقچه ها را به منقار مي گيرند و مي برند. براي مدتي اهالي شهر به ظاهر از دست اندوه ها راحت مي شوند اما وقتي کلاغ ها در جايي دور از شهر بقچه ها را زمين مي گذارند و با منقار لاي آنها را باز مي کنند اندوه ها در هوا منتشر مي شود و باد آنها را دوباره به سمت شهر مي آورد. در اين داستان، بدون اين که نويسنده بخواهد پيام بدهد يا مفهوم داستان جنبه شعاري پيدا کند،  نکته هاي داستاني به زيبايي به خواننده منتقل مي شود. همچنين در داستان پاياني کتاب با عنوان«معادله کنه اي» همين رويکرد، اين بار با زاويه و نگاه تازه اي به کار گرفته مي شود و داستان زيبايي خلق مي شود. البته در داستان معادله کنه اي، نگاه نمادين نويسنده تا حدودي خودنمايي مي کند، اما فضاي غالب همان بهره گيري درست از عناصر داستاني است که به استحکام اثر کمک کرده است.

در مجموع، کتاب«سيب و درخت و دختر» نشان دهنده توانايي هاي تهمينه حدادي در نوشتن داستان هاي کوتاه با نگاه هايي گاه فلسفي، گاه نمادين و گاه قصوي براي مخاطبان نوجوان است. التبه در برخي نوشته هاي اين نويسنده خامي قلم و تازه کار بودن او، در مواجه با سوژه ها ديده مي شود که اين مسئله به دليل تازه کار بودن وي قابل توجيه است و اميد مي رود در آينده به پختگي کامل برسد.

چاپ اول (1392) کتاب«سيب و درخت و دختر» نوشته تهمينه حدادي با تصويرگري عطيه مرکزي، در 36 صفحه(مصور)، با شمارگان 2000 نسخه و قيمت 1000 تومان از سوي انتشارات اميرکبير( کتاب هاي شکوفه) چاپ و منتشر شده است.

 

يكشنبه 17 شهريور 1392 - 15:1


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری