سه‌شنبه 6 تير 1396 - 16:52
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان سيستان وبلوچستان

 

بياد آنكه مذهب حق يادگار اوست

 

زندگاني با بركت امام صادق سلام الله عليه ، همچون آباء و اجداد گرامش به مانند دريائي ژرف و عميق است كه غواصاني بسيار متبحر و لايق بايد درآن غواصي كنند و در حد وسع خويش گوهرهائي را استخراج نمايند و توشه راه خويش وطالبان حقيقت سازند ، ما هم به بهانه لحظه هائي با آن نازنين، و بياد او بودن بخشهائي از زندگي سراسر نور او رابه اميدآنكه به او تمسك جوئيم و ازكرامات آن كريم بهره مند شويم مرور مي كنيم .

امـام ششـم حضرت امـام جعفـرصـادق (ع) درمـدينه منوره، هفـدهم ماه ربيـع الاول سال هشتاد و سه از هجرت رسول اكرم (ص) دربيت نوراني امام محمدباقرسلام الله عليه از مادري با تقوا و با شخصيت متولد شد ، و در شوال سال صد و چهل و هشت هجري قمري، به شهادت رسيد .

 

كنيه و القاب آن حضرت : كنيه ايشان، ابوعبدالله و بعضي از القاب ايشان- صادق ، فاضل ،كامل ، صابر ، طاهر ، باقي، منجي است ،كه مشهورترين آنها صادق است و اين لقبي است كه پيامبر اكرم (ص) به ايشان داد .

از ابن خالدكابلي روايت شده ، كه به علي ابن الحسين (ع) گفتم : امام بعد از شما كيست؟ فرمود : محمد پسرم مي شكافد علم را، شكافتني، و بعد از محمد پسر او جعفر است كه اسم او نزد اهل آسمان صادق است، گفتم : چگونه اسم او صادق است ؟ درحالي كه همه شما صادق هستيد؟ فرمود:پدرم براي من ، از پدرش حديث كرد كه رسول خدا(ص) فرمود:هرگاه جعفربن محمدبن علي بن حسين بن علي بن ابيطالب متولد شد اسم او راصادق بگذاريد.(1)

 

فضائل و مناقب آن حضرت عليه السلام:

انوار فضايل و مناقب آن ستاره درخشان آسمان امامت و ولايت ، آنچنان برآفاق وانفس تابيده است كه عامه وخاصه ، دوست ودشمن به علم واجابت دعاء او كه دو برهان امامت است اعتراف نموده اند .

 

نمونه اي ازكلمات  علماءو بزرگان عامه درباره آن حضرت عليه السلام :

امام مذهب مالكيه مي گويد« و الله چشم من افضل ازجعفر بن محمد در زهد و فضل و ورع و عبادت نديده است »[1]

و نيزهم اوگفت: چشمي نديده وگوشي نشنيده، و به قلب بشري خطورنكرده است ، افضل از جعفرصادق ازجهت فضل و علم و عبادت و پرهيزگاري

آري او انسان كاملي است كه با احاطه به ملك و ملكوت، خليفه الله و رابط بين خلق و خالق است اوكسي است كه با وجود سيطره حكومت آل مروان و بني عباس و دستبرد حوادث روزگار، آنچه ازآن حضرت به يادگار مانده در اصول دين مبداء تا معاد، اقيانوس بي پاياني است كه غواصان درياي معارف از هر روايتي جواهر عرفان استخراج مي كنند و درگروه دين، از طهارت تا ديانت كتاب مبين است كه تبيان تمام حقوق و احكام شخصيه ونوعيه است.

يكي از شاگردان حضرت محمدبن ابي عميركه نزد خاصه و عامه ،اورع و اعبد مردمان بوده نقل ميكندكه :هارون  و مأمون امام را حبس كردند تا منصب قضاوت را بپذيرد حضرت نپذيرفت خواهرش كتب او را كه نود و چهار كتاب بوده دفن كرده و از بين برده است. اين يك نمونه از آثاري كه نزد چهار هزار شاگرد آن حضرت بود اگر باقي مي ماند چه ميشد؟

 

معيارمعرفت امام معصوم عليه السلام:

معيارمعرفت امام دو امر است : علم و اجابت دعا. علم آن حضرت كه اظهر من الشمس است.

نمونه اي از اجابت دعاي آن حضرت: داود بن علي والي مدينه، پنج نفر را براي احضار امام فرستاد وگفت : او را بياوريد، و اگر از آمدن امتناع كرد سر او را بياوريد چون برآن حضرت واردشدند، ديدند به نماز ايستاده ،گفتند: داود را  اجابت كن ، فرمود اگراجابت نكنم؟ گفتند به امري ماموريم فرمود، برگرديدكه خيردنيا وآخرت شما دربرگشت است،چون بر بردن آن حضرت اصراركردند ، دو دست مبارك را  بالا برد و بر شانه خود گذاشت ، بعد هر دو دست را باز كرد و به انگشت سبابه دعا كرد وگفت «الساعه، الساعه،و بعدفرمود برگرديد كه صاحب شما مرد او كسي را فرستاد كه گردن مرا بزند ، اسم اعظم خواندم ، خدا ملكي فرستاد و به حربه اي او راكشت .

 نمونه هايي از معجزات آن حضرت :

1- شيخ مفيد و شيخ طوسي با اسناد از سديرصيرفي روايت كرده اند: رسول خدا(ص) را در خواب ديدم در مقابل اوطبقي پوشيده بود ، بر آنحضرت سلام كردم و او جواب داد ، سپس روپوش را برداشت در آن رطب بود تناول فرمود ، از آن حضرت رطبي خواستم بمن داد تا هشت دانه ، مجددا طلب كردم فرمود تورا بس است . فرداي آن روز نزد جعفر بن محمد الصادق عليه السلام رفتم ، مقابل ايشان طبقي ديدم مانند همان كه خواب ديده بودم، برآن حضرت سلام كردم پس از جواب سلام من روپوش طبق را برداشت و از آن تناول فرمود، من تعجب كردم ،گفتم يابن رسول الله فدايت شوم به من رطبي بده ، داد تا هشت مرتبه ، مجدداطلب كردم فرمود،تو را بس اگرجدم زيادكرده بود، زياد ميكردم .[2]

2-از ابي بصير كه نابينا بود ،روايت شده كه امام صادق عليه السلام ، به او فرموديا ابا بصير دوست داري مراببيني ؟ گفتم

بلي ،فدايت شوم بر چشم من دست كشيد چشمم بينا شد و برچهره آن حضرت نظركردم ، فرمود يا ابامحمد اگر ترس شهرت در ميان مردم نبود ،تو را برهمين حال بيناميگذاشتم ، مجددا بر چشمم دست كشيد و به حالت اول برگشتم [3]

3-از مفضل ابن عمر روايت شده كه گفت با امام صادق عليه السلام مي رفتيم ، به زني رسيديم كه مقابل اوگاوي مرده بود و آن زن گريه ميكرد ، حضرت ازحال او پرسيد،گفت من و بچه هايم زندگيمان ازاين حيوان تامين مي شد،كه مرد و من دركار خود متحيرم امام فرمود: ميخواهي خدا زنده اش كند؟ زن گفت مرا با اين مصيبتي كه به آن مبتلاشده ام مسخره ميكني؟ حضرت دعايي فرمود و پاي مبارك را به حيوان زد كه بلافاصله به پا خواست زن گفت به خداي كعبه عيسي بن مريم است ،امام به ميان مردم رفت و زن او را نشناخت [4]

 

از مكارم اخلاق امام عليه السلام:

1-سفيان ثوري نقل مي كند : برآن حضرت وارد شدم، ديدم رنگ مباركش دگركون است ، سبب پريشاني حالش را پرسيدم فرمود:آنان را از رفتن به بالاي بام خانه نهي كرده بودم ، چون داخل خانه شدم ،كنيزي از نردبان بالارفته و فرزند خردسالم را با خود برده بود ، چشمش به من افتاد، لرزيد و فرزندم به زمين افتاد وجان داد، من براي مرگ فرزندم متغير نشدم ، بلكه براي ترس و وحشت آن كنيزكه ازديدن من رنگش پريده است ناراحتم ، سپس به جاريه اش فرمود ، تو براي خدا آزادي (الله اكبر!!! )[5]

2-اسماعيل ابن جابرميگويد :

امام صادق عليه السلام، پنجاه دينار دركيسه اي به من داد و فرمود،اين رابه فلان مرد از بني هاشم بده و به او نگو من داده ام ،اسماعيل ميگويدآمدم كيسه زر را به او دادم ،گفت ازكجا آورده اي؟ چيزي نگفتم گفت ، خدا جزاي خير بدهد به آن كس كه هرساله معيشت يكساله مرا بمن ميرساند، ولي جعفربن محمد درهمي بماكمك نمي كند .(دقت شود)[6]

نمونه اي ازفرمايشات آنحضرت :

فرمود ، راه رسيدن به ايمان به پروردگارسه چيزاست :

الف : شناخت و معرفت خداوند

ب :از طريق فطرت انسان ،كه هنگام قطع اميد از خلق ونا اميدي از هردادرسي ظهور ميكند .

ج: تفكر در مخلوقات خداوند از جهت محتاج بودن همه آنها

 

درحالات يك عارف حقيقي چنين فرموده :

عارف : جسمش باخلق و قلبش باخداست اگردل او لحظه اي از خداغافل شود ، از اشتياق به لقاء لله جان ميدهد

عارف امين امانتهاي خدا، گنجينه اسرارخدا،  معدن انوارخدا ، دليل رحمت خدابرخلق خدا ، حامل علوم خدا ، ميزان فضل وعدل خداست ، ازخلق و هر آنچه در دنياست  بي نياز است ، مونسي براي او جزخدا نيست ، برايش نطقي و اشاره اي و نفسي نيست ، الابه خدا ، واز خدا ، و با خدا ...

او در باغستانهاي قدس خدا تردد مي كند و از لطايف فضل خدا توشه بر مي دارد.

 و معرفت ، اصلي است كه فرع ونتيجه آن ايمان است درمورد ضرورت معاد ازحضرتش سؤال شد پاسخ فرمود:

اينجا منزل و خانه ابتلا و آزمايش است ، و جاي تجارت ثواب و اكتساب رحمت است .دنيا جايي است پر از آفات ، و در آن شهوات جمع شده است ، و جاي عمل است و محل جزا نيست ، محل جزا سراي ديگر است .پرسيد : چگونه بدني كه پوسيده شد و اعضاي آن پراكنده و متلاشي شد و بعضي از اعضاء خوراك حيوانات شدند، زنده ميشود؟! فرمود :آنكس كه او را ازهيچ و بدون الگوگيري ازجايي آفريد ، دوباره مي آفريند .[7]

اماتوصيه آن ولي خدا در لحظات آخرين حيات با بركتش :

ابابصير نقل مي كند كه پس از شهادت حضرت جهت عرض تسليت به درخانه ايشان رفتم ، در زدم ، همسر امام (بانو ام حميده ) در را باز نمود تا چشمش بمن افتاد سخت گريست چنانكه منهم متـاثر شدم بشدت گريستم ، پس از آنكه آرام گرفت فرمود : اي ابابصير كاش در لحظات آخر نزد امام بـودي و آن واقعـه عجيب رامي ديدي ، قضيه چنين بود كه در لحظات آخر آقا چشم مباركش را گشود و فرمود همـه آنان كه بين مـن و آنها نسبت خويشـاوندي يا دوستي است جمـع كنيد و چشم برهم نهاد ما بلافاصله به دستورايشـان عمل كرديم امام پس از لحظاتي مجددا چشم مبارك را گشود و فرمود : (لاتنال شفاعتنا مستخفاً بالصلواة ) شفاعت ما (خاندان عصمت وطهارت ) بـه كسي كه نمـاز راسبك شمـارد نمي رسد، پس از اين فرمايش براي هميشه چشمان معصوم و خدابين را برهم نهاد و جان شريف به جان آفرين تسليم نمود .

 

امام در حديثي طولاني خطاب به امام زمان (عج الله تعالي فرجه) فرمود :

آقاي من ، غيبت تو خواب از چشم من ربوده است و خوابگاه را بر من تنگ نموده و راحتي قلب مرا از من گرفته است .

و در همين رابطه فرمود : اگر حضرت مهدي(عج) را درك مي كردم ، تمام عمرم به او خدمت مي نمودم .

اين مختصر را با دو فرمايش از آن حضرت به پايان مي بريم ، فرمود : « كسيكه چهار چيز را منكر شود از ما نيست »

1- معراج پيامبر (ص)

2- پرسش شب اول قبر

3- آفرينش بهشت

4- شفاعت (درقيامت)

و نيز فرمود : مرد براي اداره و مديريت خانواده اش بايد سه كار انجام دهد هر چند بر خلاف طبع او باشد.

1 – خوش رفتاري وگشاده رويي با خانواده

2- گشاده دستي و بذل و بخشش به اندازه وسع و توان براي خانواده

3 – غيرت و ناموس داري و محافظت از خانواده

خداوندا، در دنيا از مودت ،معرفت، محبت وزيارت اين ستارگان فروزانت و در آخرت از شفاعت آنهـا محروممـان مفرما آمين يا رب العالمين 

پي نوشت ها:

[1] مناقب آل ابيطالب

[2] مناقب آل ابيطالب

[3]  همان منبع

[4] همان منبع

[5] مناقب آل ابيطالب

[6] همان منبع

[7] الاحتجاج جلد2

طيبه اسماعيلي يكتا مسئول امور بانوان اداره كل تبليغات اسلامي سيستان و بلوچستان

 

شنبه 9 شهريور 1392 - 15:20


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری