جمعه 2 تير 1396 - 16:27
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

احمد محمد اسماعيلي

 

صبوري افروز برايم جذاب بود

 

گفت وگو با «نگار عابدي» بازيگر مجموعه تلويزيوني دودکش و فيلم دهليز

 

نگار عابدي سالهاست که در زمينه تئاتر فعاليت مي کند و جزو بازيگران تاثير گذار و صاحب سبک تئاتري است.  او با  بزرگان تئاتر، نظير محمد رحمانيان ، نادر برهاني مرند ، کبومرث مرادي و محمد عاقبتي همکاري کرده است . عابدي در سينما و تلويزيون هم حضوري تاثير گذار، در فيلم هاي مثل يه حبه قند(رضا مير کريمي) و فيلم دهليز داشته است . با نگار عابدي در باره حضورش در  مجموعه دودکش گفت وگويي انجام داده ايم .

 

اين اواخر دو کار همزمان ( دودکش و دهليز) را در حال پخش داشتيد؟

 

بله ، در فيلم دهليز نقش زن جواني که برادرش تصادفي، به قتل رسيده را بازي کردم. اين زن جوان مصرانه اجراي حکم قصاص را خواستار است.

 

بر اساس چه ويژگي در مجموعه مناسبتي دودکش حضور پيدا کرديد ؟

 نکته مهم براي قبول اين پيشنهاد مناسبتي بودن دودکش نبود . روز اولي که براي بازي در اين سريال از من دعوت شد، متن شش قسمت نخست آماده بود . حضور محمد حسين لطيفي به عنوان کارگردان عامل مهمي بود که  بدون دغدغه اين پيشنهاد را قبول کنم. علاقه داشتم با لطيفي تجربه مشترکي داشته باشم، البته موضوع فيلم نامه هم برايم جذابيت داشت . تيم بازيگري هم متفاوت و درجه يک بود و همه از دوستان قديمي ام بودند .

 

در تئاتر نقش زنان آرام ، دروني و کم حرف مثل نمايش ورود آقايان ممنوع را به خوبي ايفا کرديد . نقش افروز چقدر به اين ويژگي ها نزديک بود ؟

 اولين باري بود که چنين نقشي را بازي مي کردم و نقش افروز تفاوت هاي زيادي با نقش من در ورود آقايان داشت . عفت هم در اين کار زن صبوري است . اما جنس صبوريش با افروز متفاوت است .

 

مگر جنس صبوري افروز چه ويژگي هايي دارد؟

 در نمايش ورود آقايان ممنوع نقش زني را بازي مي کردم که در برابر هر مسئله اي از خودش واکنش نشان مي دهد و درباره هر مسئله اي نظرش را ابراز مي کند. او زن مستقل و تنهايي است که به ديگران هم کمک مي کند و البته زن قدرتمندي محسوب مي شود . نبايد فراموش کنيم اغلب زنان ايراني زناني صبور و آرامي هستند و با هم شباهت ها زيادي دارند .

 

آيا افروز نمونه زن ميانسال طبقه متوسط ايراني است ؟

او زن جوان سي و دو سه ساله اي، آرام و منطقي است و ناملايمتي هاي زندگي را تحمل مي کند . افروز در شرايطي خاص رفتارهايي برون گرايانه از خودش نشان مي دهد . افروز هر بحراني که خانواده اش با آن درگير مي شود را تحمل مي کند . اين مسئله در قسمت هاي پاياني نمايش به خوبي ديده مي شود .

 

چقدر تضاد بين شخصيت هاي مجموعه، باعث ايجاد کمدي موقعيت مي شود ؟

بحثي که وجود دارد، اين است که در دودکش قرار است مخاطب آدم ها را باور کند و عين نمونه هاي واقعي ببيند. موقعي که به يک خانواده نگاه مي کنيم . مادر، دختر بزرگ ، وسطي و کوچک خانواده علي رغم اينکه در يک خانواده زندگي مي کنند، چهار زن با ويژگي هاي متقاوت هستند . بنابراين ويژگي تمام آدمها با يکديگر متفاوت است .

 درمورد آدم هاي دودکش هم چون اينها از دو خانواده متفاوت هستند، طبيعي است تضاد رفتاري و شخصيتي در آنها وجود داشته باشد . اتفاق جذاب در اين سريال اين است که شخصيت پردازي درست انجام شده است و آدمهاي شبيه به هم در فيلم نامه وجود ندارند.

نويسنده به سراغ تيپ سازي نرفته است . معمولا در سريال هاي ايراني زنان به صورت تيپيک تعريف مي شوند. در دودکش هر آدمي بسته به شخصيتش تعريف شده است . قرار نيست افروز يا عاليه عين عفت باشند . هر کدام از اين شخصيتها موقعيت سني ، جايگاه و نوع تربيت و خاستگاه خانوادگي متفاوتي دارند.  اين مسئله باعث مي شود شخصيت هاي مجموعه دودکش عين اعضاي يک ارکستر که هرکدامشان سازي مي زنند ، اما در کليت وحدت رويه دارند به نظر برسند . ممکن است اين آدمها به شکل تک تک جذاب نباشند اما در کليت درام جذابي را براي  مخاطب  خلق مي کنند.

 

به نظر شما آيا روايتي صرفا واقع گرايانه از آدمها در مجموعه هاي تلويزيوني داراي جذابيت است؟ 

نوع کارها با يکديگر متفاوت است . انواع کارکردهاي دراماتيک در کارهاي تئاتري ، سينمايي و تلويزيوني داريم که بسته به جنس کار داراي تعريف مي شوند . در تئاتر، ويژگي روشنفکري داريم تا ذهن مردم و مخاطب پرورش پيدا کند و به طور مثال اجرايي از نمايش نامه اديپ شهريار و يا لير شاه را ببينند .

از آن طرف مخاطب احتياج به ديدن نمايش هاي سرگرم کننده ، شاد و بامزه دارد. تا  با ديدن اين نمايش ها احساس شادي و لذت کند . در بحث موسيقي هم چنين مسئله اي وجود دارد و يکي از موسيقدان هاي تئاتري به نام آنکيدو دارش هميشه به اين نکته اشاره مي کند که هم بايد به شوپن گوش داد و هم به موسيقي عاميانه.  اين دو نوع موسيقي براي همه انسانها لازم است . هر نوع فعاليت و شيوه هنري را انتخاب کنيد بايد از نوع درستش باشد .

موقعي که يک کار تيپيکال را بر عهده داريد، بايد به بهترين کيفيت ممکن آن را انجام بدهيد؛ تا تماشاچي و مخاطب با آن ارتباط برقرار کند و دوستش داشته باشد . موقعي که در شروع کار بازيگر نوع کار و شيوه بازيش را مشخص کند، مخاطب قاعده تعيين شده را مي پذيرد .

به طور مثال در يک فيلم فانتزي شخصيتي منفجر مي شود اما در سکانس بعدي سياه شده بدون آنکه بميرد ، در جلوي دوربين به بازيش ادامه مي دهد . در صورتيکه در واقعيت آدمها بعد از انفجار زنده نمي مانند . اما چون مخاطب با قرارداد اين نوع از کارها آشنا است، به راحتي اين عدم تطابق با واقعيت را در صحنه انفجار مي پذيرد . از طرفي موقعي که فيلم و يا سريالي روي جنبه واقع گرايانه و عين زندگي بودن تاکيد دارد . بايد اين روال در بازي و ساختار فيلم حفظ شود . خوشبختانه در مورد دودکش اين اتفاق رخ داد و در کوچه وخيابان مردم اظهار نظر مي کنند که کار چقدر عين زندگي بود و شخصيت هاي مجموعه دودکش واقعي و ملموس بودند .

 

اگر در کارهاي رئاليستي(واقع گرايانه) بازيگران درک درستي از نقش هايشان نداشته باشند ، نمي توانند اين حس و حال را در بازيشان ارائه کنند ؟ 

بازيگر يکي از اجزا ساختار فيلم است و همه بايد با هم هماهنگ باشند؛ همه اعم از صدابردار ، طراح صحنه و لباس و... بايد کارشان را درست انجام بدهند .

 

معمولا در روابط خانوادگي که خواهر و برداري با خواهر و برادر ديگري ازدواج مي کنند. معمولا بين زنان چشم و هم چشمي رخ مي دهد ، در دودکش چقدر در رابطه بين عفت و افروز اين مسئله وجود دارد ؟ 

هميشه اين رابطه وجود ندارد و آدمها به لحاظ روحيه و رفتار با يکديگر تفاوت دارند .......

 

اين شخصيت ها آدم هاي روشنفکري نيستند که بخواهند از اين مسائل عاميانه دوري کنند ؟

ربطي به روشنفکر و غير روشنفکر بودن ندارد . در دور و اطرافم آدم هايي ديده ام که روشنفکر نيستند . اما ذاتا آدم هاي خوبي هستند و به سراغ اين مسائل مثل حسادت و چشم و هم چشمي نمي روند . پول و تحصيل صرف، انسانيت و روشنفکري به وجود نمي آورد. بارها زنان و شوهران پا به سن ديده اي را ديده ام که سواد هم نداشته اند اما سالها در کمال تفاهم و آرامش با يکديگر زندگي کرده اند و آدم هاي وارسته اي هستند .

 

شنبه 2 شهريور 1392 - 13:46


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری