شنبه 29 مهر 1396 - 11:57
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمد عصاريان

 

ديکته نانوشته، غلط ندارد

 

اگرچه در اين سالها اقتباس از کتاب‌هاي حوزه ادبيات دفاع مقدس در مواردي در سينما اتفاق افتاد و فيلم‌هائي درخور توليد شد ولي در ديگر زمينه‌هاي هنر از جمله تئاتر اين اتفاق تاکنون کمتر افتاده است و نمايشنامه نويسان و تئاتري‌ها علاقه‌اي به توليد نمايشنامه از کتاب‌هاي دفاع مقدس ندارند.

گلعلي بابائي، معاون هنري بنياد حفظ ارزش‌ها و آثار و نشر ارزش‌هاي دفاع مقدس و نويسنده دفاع مقدس از آن دست نويسنده‌هائي است که صريح و بي‌پرده صحبت مي‌کند چه در جلسات کاري چه در سخنراني و چه به هنگام مصاحبه.

اين ويژگي باعث مي‌شود تا خبرنگاران علاقمند گفتگو با وي باشند او در اين باره مي‌گويد: هنرمندان تئاتر آن گونه که بايسته و لازم است به دفاع مقدس توجه نکرده‌اند. دوستان هنرمند ما در حوزه تئاتر همين زحمت و وقت زيادي که براي موضوعات ديگر مثل يونان باستان مي‌گذارند، اگر براي دفاع مقدس خرج كنند به نتايج بسيار بهتري مي‌رسند. هنرمندان مطرح تئاتر به دفاع مقدس بي‌توجه هستند و اين تئاتر را فقط مي‌توان در جشنواره‌ها ديد بابائي نويسنده کتاب‌هاي متعددي همچون (همپاي صاعقه) (ضربت متقابل) و (نقطه رهائي) در حوزه دفاع مقدس است. از اين منظر او را هم مي‌توان در صف نويسندگان دفاع مقدسي قرار داد و هم بخاطر مسئوليتش در جرگه دست اندرکاران هنر در حوزه دفاع مقدس. فقر نمايشنامه در تئاتر دفاع مقدس موضوعي است که با اين نويسنده در ميان گذاشته‌ايم. او اگرچه در شرايط مناسبي براي گفتگو نبود اما درخواست ما را پذيرفت. اتفاقاً مثل هميشه بي‌پرده سخن گفت. در اين صراحت کلام گلايه‌هائي هم متوجه اهالي تئاتر کرد.

 

- چقدر به ضعف نمايشنامه در تئاتر دفاع مقدس قائل هستيد؟

خب اين ضعف وجود دارد نه تنها در حوزه دفاع مقدس بلکه در کل تئاتر ما با فقر نمايشنامه مواجه هستيم.

 

- در حوزه دفاع مقدس البته فقر سوژه مهمتر است؟

ما فقر سوژه نداريم. کتاب‌هاي خاطرات دفاع مقدس سراسر سوژه‌هاي ناب و دست نخورده به هنرمندان عرصه تئاتر مي‌دهد.

- پس شما معتقديد کتاب‌هاي خاطرات دفاع مقدس مي‌تواند منبعي براي توليد نمايشنامه در تئاتر باشد؟

حتماً همينطور است. اصلاً بايد همين طور باشد. چرا که غير از اين که مي‌شود خيال پرداز و تراوشات و تئاتر دفاع مقدس اگر مي‌خواهد مبتني بر يک واقعيت باشد بايد از اين کتاب‌هاي خاطرات دفاع مقدس بهره بگيرد دفاع مقدس يک واقعه تاريخي است و اگر مي‌خواهيم درباره اين واقعه با زبان تئاتري حرف بزنيم بايد مبتني بر واقعيت حرف بزنيم. خيلي از کتاب‌هاي خاطرات و حتي همه آنها اين قابليت را دارند که زمينه‌اي براي توليد نمايشنامه باشد.

 

- واقعاً همه‌ي کتاب‌هاي خاطرات اين قابليت را دارند؟

بله ممکن است يک کتابي از ويژگي‌هاي دراماتيک کمتري برخوردار باشد و يک کتابي بيشتر، اما هرکدام از آنها به يک سوژه و موضوع مي‌پردازد. يکي به پشت جبهه مي‌پردازد و ديگري به خط مقدم برخي کتاب‌ها درباره اسراست و برخي ديگر پيرامون خانواده شهدا، در واقع هرکدام گوشه‌اي از واقعيت دفاع مقدس را بيان مي‌کند. البته من هم قبول دارم که شايد برخي از اين کتاب‌ها دست مايه اوليه براي نگارش نمايشنامه را نداشته باشد ولي بيشتر آنها اين ويژگي را دارد از طرفي بايد قبول کنيم که در نمايشنامه قرار نيست دقيقاً همان واقعه به همان شکل نوشته شده روي صحنه برود. به هر حال خيال نمايشنامه نويس هم کار مي‌کند در واقع نمايشنامه نويس از کتاب خاطره به عنوان يک پايه استفاده مي‌کند و نمايشنامه خود را روي آن بنا مي‌کند. فکر مي‌‌کنم بيشتر کتاب‌هاي دفاع مقدس قابليت اينکه نمايشنامه‌اي روي پيکره آنها بنا شود را دارند.

 

- مثلاً کتاب‌هاي خود شما دو کتاب (همپاي صاعقه) و (ضربت متقابل) به عنوان کتاب خاطره شناخته شده‌اند، اما هر دو بيشتر از آنکه خاطره باشد پژوهش است به نظرتان اين دو کتاب البته به عنوان نمونه چقدر قابليت نمايشي دارد؟

اتفاقاً معتقدم اين دو کتاب مي‌تواند منبعي براي توليد چندين نمايشنامه باشد از آن جهت که هر فصل از اين کتاب‌ها داستاني مجزا دارد مي‌توان بيش از 100 نمايش راديوئي براساس خاطرات روايت شده در اين هريک از اين دو کتاب توليد کرد. توجه داشته باشيد که همپاي صاعقه و ضربت متقابل يک کار تحقيقاتي صرفاً نظامي نيست. در هريک از فصل‌هاي اين کتاب زواياي مختلف زندگي رزمندگان پرداخته شده است که همين نشان دادن زواياي ديده نشده زندگي رزمندگان زمينه‌اي براي توليد تئاتر است. در هرکدام از اين کتاب‌ها بيش از 200 هزار تومان وجود دارد که داستان هرکدام مي‌تواند يک نمايشنامه به تئاتر هديه کند.

 

- البته رمان و داستان کوتاه و به طور کلي ادبيات داستاني بيشتر اين قابليت را دارد؟

خب شايد به اين دليل که اين دو ژانر يک پله به درام نزديک‌تر است. در واقع از آن جهت اين قابليت در رمان بيشتر به چشم مي‌آيد که بيشتر از کتاب‌هاي خاطرات از درام برخوردار است. البته اين نکته را هم فراموش نکنيد که همين بکر و دست نخورده بودن خاطره خودش يک امتياز است. نويسنده مي‌تواند به اين سوژه بکر پر و بال دراماتيک بدهد.

 

- اشاره کرديد به وظيفه نمايشنامه نويس در حوزه دراماتيک کردن.

به هر حال براي جذاب کردن کار لازم است. نمايشنامه نويس اين کار را مي‌کند تا جذابيت هنري کار را بالا ببرد اما بايد به ياد داشت که طوري نوشته نشود که سنديت کار به هم بخورد. ما بايد بين نمايشنامه‌هائي که قرار است با اقتباس از زندگي يک شهيد يا يک رزمنده نوشته و اجرا شود با آثار ديگر تفکيکي قائل شويم. منظورم اين است که در تئاترهائي که شخصيت حقيقي و شناخته شده وجود دارد نمي‌توان خيال پردازي زيادي وارد کار کرد ولي در آثاري که شخصيت‌ها مجهول هستند و نامي از شهيد و رزمنده برده نمي‌شود خب مسلم است که دست خيال بازتر است.

 

- شما به عنوان يک نويسنده دفاع مقدسي موضوع اقتباس از کتاب‌هاي اين حوزه براي توليد نمايشنامه را تائيد مي‌‌کنيد يا نويسندگان ديگري هم اين کار را تائيد مي‌کنيد. هنرمندان تئاتر هم اينگونه است پس ايراد کار کجاست که اين امر مشکل اجرائي به خود نمي‌بيند؟

البته اين گلايه‌مندي هميشه هست که هنرمندان تئاتر آنگونه که لازم و بايسته است به دفاع مقدس توجهي نکردند دوستان ما در حوزه تئاتر همين زحمت و وقت زيادي که براي موضوعات ديگر مثل يونان باستان مي‌گذارند را اگر براي دفاع مقدس خرج کنند به نتايج بسيار بهتري خواهند رسيد. هنرمندان مطرح و شناخته شده تئاتر به دفاع مقدس بي‌توجه‌اند و اين تئاتر را فقط مي‌توان در جشنواره‌ها ديد البته هنرمندان انگشت شماري هم بودند که در اين حوزه کارهائي کرده‌اند ولي تعدادشان بسيار کم بوده است.

 

- نويسندگان دفاع مقدسي در اين حوزه به وظايف خود عمل کرده‌اند؟

وظيفه رزمنده روايت خاطره است و وظيفه نويسنده دفاع مقدس است ثبت اين خاطره به عنوان يک واقعيت تاريخي و انتشار آن نويسنده چه کار ديگري بايد مي‌کرده است که نکرده. اين هنرمندان تئاتر هستند که بايد به اين کتاب‌ها توجه کنند.

 

- شما معاون هنري بنياد حفظ آثار و نشر ارزش‌هاي دفاع مقدس هستيد. خود شما به عنوان يک ارگان مرتبط با موضوع چه کرده‌ايد؟  

اتفاقاً ما در همين رابطه کتابي داريم که عنوان آن (قابليت نمايشي در آثار دفاع مقدس) است. کار تحقيق و تدوين اين کتاب را دو نفر از پژوهشگران ما انجام داده‌اند. که در آن حدود 20 عنوان کتاب نمايشي دفاع مقدس را معرفي کرده و درباره هرکدام بحث کرده‌اند. از هرکدام از اين کتاب‌ها هم بخشي را انتخاب و به صورت متن نمايشي ارائه کرده‌اند.

 

- به عنوان آخرين سؤال شما جدي‌ترين آسيبي که اين فضا را تهديد مي‌کند چه مي‌دانيد؟

يکي از مهمترين اين آسيب‌ها اين است که جريان جدي و مهم‌تري اين جريان را حمايت نمي‌کند و اصلاً جريان مستمري به نام (جريان دفاع مقدس) وجود ندارد. که اگر همين جشنواره‌ها نيز تعطيل شود ديگر اثري از آن باقي نخواهد ماند مشکل جشنواره‌ها در ايران هم عموماً اين است که عموم متوليان راحت‌ترين راه را براي اثبات وجود، در برگزاري جشنواره‌ها مي‌دانند. اين است که ما انواع و اقسام جشنواره‌هاي هنري را داريم اما در طول سال کمتر با نمونه‌هاي آنها مواجه مي‌شويم و مراکزي که باني اين جشنواره‌ها و سرفصل‌هاي گوناگون تئاتر هستند فقط در ايام جشنواره‌ها پرطمطراق ظاهر مي‌شوند که رشد بالنده را رقم بزنند بايد در طول سال هم فعاليت داشته باشند نشست‌ها، پژوهش‌ها و اجراهاي مستمر در شهرهاي مختلف مي‌تواند به مطلوب شدن اين موضوع کمک کند.

اينکه عده‌اي مي‌گويند زمان جنگ گذشته است و بايد از اين مفاهيم دوري کنيم و جنگ طلب نبود خواستي مشرکانه است و آنها با اين فضا مشکل دارند وگرنه اگر همين افراد به کعبه آمالشان يعني مغرب زمين مراجعه کنند متوجه مي‌شوند که سرشار از نمونه‌هاي تئاتري و سينمائي درباره جنگ‌هاي اول و دوم جهاني است. پس پرداختن به دفاع مقدس و مضامين آن کهنه و بيات نيست. البته همين جا هم يک آسيب شناسي خاص و ويژه هم مطرح مي‌شود و آن اين است که بايد نگاه تحليل گرانه را چاشني مضامين دفاع مقدس کرد زماني هنرمند براساس قصدش سعي داشت که به سبب شرايط روحي و عاطفي مخاطبانش که در گير و دار جنگ بودند بيشتر به اميدوار کردن و روحيه بخشي و ... بيانديشند و بر همين اساس نمايش‌هائي با مضمون تهييجي و تبليغي پيدا مي‌کند و رشادت و شهادت به عنوان الگوهاي برجسته و اصيل مورد بررسي قرار مي‌گرفت سالها گذشت و حال پس از اين سالها نياز است تا نوع ديگري به آسيب‌ها و قوت‌هاي جنگ نگريست. البته نبايد سوء تدبير را تقبيح کرد برخي هستند که همين مقر را براي آسيب رساندن به دفاع مقدس و ارزش‌هاي آن برمي‌گزينند. اين افراد و اين ديدگاه‌ها اساساً آسيب شناسي جنگ و دفاع مقدس را واژگونه جلوه مي‌دهند و به سود شخصي مي‌انديشند و نه چيز ديگري. گذشت زمان قطعاً نوع ارتباط را هم دگرگون مي‌کند با يک نگاه سطحي به حوزه‌هاي کلمات و لغات در گذشته و حال مي‌توان دريافت که شماري از واژه‌هاي منسوخ شده و شماري ديگر پديد آمده‌اند. همين تغيير و تحول را مي‌توان در مکانيسم جمله سازي و در نهايت نوع ارتباط آدم‌ها تشخيص داد.

جدا از اينکه بايد برحسب مقتضيات زماني و مکاني به تئاتر دفاع مقدس انديشيد از سوي ديگر گذشت زمان دريچه جديدي را براي نوع نگاه هنرمند باز مي‌کند. اگر هم اکنون به کلاس‌هاي آموزش نظامي در رشته‌هاي علوم و فنون نظامي مراجعه کنيد بخش‌هاي عمده‌اي از اين کلاس‌ها که در حوزه نظري و تاکتيک شکل مي‌گيرد شرح زيادي است از چگونگي پيروزي‌ها در شکست‌ها در پاتک‌ها و تک‌ها و ... . در حقيقت مدرسان اين کلاس‌ها با گوشزد کردن نقاط مثبت و منفي و يا نقاط ضعف و قوت، سعي دارند آينده‌اي نظامي را تضمين کنند و قطعاً آسيب شناسي جنگ‌ها جزء مسائلي است که به آنها مي‌پردازند، و رويکرد اين طرح و بررسي ايجاد جو نااميدي و ياس نيست بلکه هدف اين است که آينده بيمه شود و در مواجهه با موارد مشابه آموزش پيشگيري و نوع برخورد درست و سنجيده عرضه گردد. يکي ديگر هم افراد متعهد و هنرمندي هستند که در نهايت با تمام آسيب شناسي‌ها و طرح نقاط مثبت و منفي و مخرب جنگ نگاهي آرماني و متعالي دارند اينجاست که بحث انديشه و محتوا مطرح مي‌شود.

 

- چگونه مي‌توان هنرمند را به تلاش بيشتر براي متجلي کردن بهتر انديشه خود در اين مسير تشويق کرد؟

هنرمند بايد تلاش کند تا با ابزار و اشکال متفاوت انديشه‌اي را متجلي کند و يا حداقل ذهن پرسشگر مخاطب را در جهت افزايش اهدافش به چالش وا دارد. تئاتر دفاع مقدس مهمترين رويکردش با مخاطب، بلافاصله انديشه را به چالش درمي‌آورد. يعني مخاطب نخست به دنبال حرف و حديثي است که در اثر پديده مي‌شود و سپس به جذبه‌ها و اشکال و شقوق منظر مي‌پردازد و آنها را مورد بررسي قرار مي‌دهد.

بازي تئاتر دفاع مقدس در آغازين شکل‌ها بايد نگاه ترويجي و تهييجي مي‌داشت و سپس به رويکرد تاريخي نزديک مي‌شد اما در برهه‌اي نيازمند است تا صاحب ديدگاه تحليلي شود. دفاع مقدس نعمت بود و همچنين انسان‌هائي را به واکنش و تلاطم دروني، روحي و در نهايت استنتاج واداشت تا نسبت به آن عملي انجام دهد و اين داستان به تنهائي قابل تأمل نيست. پديده‌اي که ماهيت انسان‌ها را هويدا مي‌کند و خود را با خود روبرو مي‌سازد و در حوزه علوم انساني و معرفتي جايگاه رفيعي دارد. ساليان سال انسان‌ها تلاش مي‌کنند و عرق ريزان روحي را شکل مي‌دهند و يا کتاب‌ها و رساله‌ها مي‌نويسند و مي‌خوانند تا به چنين مرتبتي نائل شوند اما هشت سال دفاع مقدس به يک باره چنين پتانسيلي را به وجود آورد. تازه اين بخش کوچک و جزئي از نعمت دفاع مقدس است پس صورت مسئله هويداست و نگاه آرماني به دفاع مشخص ترسيم شده است و حال در وراي آن بايد خود را بيمه کرد. نگاه تحليلي از سوي هنرمند متعهد و بي غل و غش تضمين کننده احياي اين طريقت است وگرنه اين گونه‌ي نمايش در نقطه خاموش مي‌شود و وجود گوناگون آن در حوزه‌هاي اجرائي و نوشتاري تضح پيدا نمي‌کند.

 

- اين جريان به چه ميزان نياز به آزمون و خطا دارد؟

ديکته نانوشته غلط ندارد. با بودن درست و غلط است که سنجش انجام مي‌گيرد و در نهايت به سمت تعالي حرکت مي‌کنيم جشنواره‌ها فقط مي‌توانند يک حرکت تبليغي باشد و يا در نهايت نشان دهنده بضاعت‌هاي موجود همين جشنواره‌ها هم نياز به يک آسيب شناسي دارد. يکي از سؤال‌هاي اساسي اين است که چرا پيشکسوتان و اساتيدي که در حوزه‌هاي ديگر صاحب منزلت هستند و حرف‌هاي خاصي براي گفتن دارند چرا در اين عرصه حضور ندارند و اتفاقاً عده‌اي از آنان که دلسوز و متعهد و هنرمند اساسي هم هستند اما هيچ کدام در اين جشنواره‌ها حضور ندارند آسيب شناسي اين جريان و رودرروئي مسئولين فرهنگي در جهت تئاتر و دفاع مقدس عمل مي‌کنند با هنرمندان قطعاً مشکل را کاهش خواهد داد. اگر درصد شفاف بودن اين بحث‌ها افزايش يابد مسلماً راهکارهاي منطقي درست و اصولي ترسيم خواهد شد. و اما نکته آخر و ختم کلام اين است که اگر خواهان اين گونه‌ي نمايشي هستيم و اگر مي‌خواهيم فرهنگ دفاع مقدسي باقي بماند و اگر اعتقاد داريم که فرهنگ مي‌تواند اين ژانر را به مردم معرفي کند و اگر به وجوه شکلي و محتوائي اين گونه نمايشي معتقديم بايد براي آن سرمايه گذاري درازمدت انجام بدهيم تا اثرش را در آينده مشاهده کنيم نگاه مقطعي و باري به هر جهت مشکلي را حل نخواهد کرد، نگاهي که فقط ساختاري تخت، يکسان و از پيش تعيين شده را مي‌طلبد آثاري خشک و بي روح را پديد مي‌آورد.           

 

دوشنبه 28 مرداد 1392 - 9:50


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری