سه‌شنبه 6 تير 1396 - 20:17
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

نيما نوربخش

 

روايت زندگي مبارز فلسطيني

 

نگاهي به گروه فيلمسازي تله فيلم «آخرين آواز سندباد»(آرش معيريان) به مناسبت پخش از شبکه نمايش


آرش معيريان(کارگردان آخرين آواز سندباد) متولد سال 1350 در تهران است. او فوق ديپلم برنامه نويسي كامپيوتر، ليسانس كارگرداني سينما از دانشگاه هنر و فوق ليسانس ادبيات نمايشي از دانشگاه تهران مي باشد.

فعاليت هنري وي به شرح زير است: عضو كانون تدوينگران خانه  سينما، عضو كانون كارگردانان خانه  سينما، مدرس كارگرداني فيلم و تدوين در دانشگاه هاي هنر (دانشكده سينما و تئاتر)، دانشگاه سوره (تهران و اصفهان)، و دانشگاه جامع علمي كاربردي سروش (صداوسيما)، مؤلف و مترجم متون سينمايي (در حدود 40 عنوان مقاله) در نشريه ها و ماهنامه ها و فصلنامه هايي چون: فارابي، بيدار، بيناب، هنرنامه و نقد سينما.

عضو هيئت علمي دانشكده سينما و تأتر دانشگاه هنر، مدير گروه سينماي دانشگاه هنر، شروع فعاليت حرفه اي در سينما از سال 1370 با دستياري كارگردان/ منشي گري صحنه و دستياري تدوين در مجموعاً 25 فيلم سينمايي و سريال، سازنده آنونس براي فيلم هاي سينمايي (حدود 10 آنونس)، نگارش كتاب «زيبايي شناسي سينماي تداومي» براي «دفتر پژوهش هاي سيما»، تدوين حدود 40 فيلم سينمايي، سريال و فيلم داستاني براي سينما و تلويزيون، سازنده حدود 10 عنوان فيلم كوتاه، مستند و كليپ، کارگرداني فيلم هاي سينمايي و تلويزيوني و ...

آخرين آواز سندباد که تصويربرداري آن در بيروت انجام شده ، داستان زندگي شهيد محمد قصير ، جوان مبارز فلسطيني است و همه بازيگرانش هم از بين بازيگران لبناني و عرب انتخاب شده اند.

تصويربرداري آخرين آواز سندباد از 6 فروردين 1386در لبنان آغاز شد و پس از حدود يک ماه و نيم ، در پايان نيمه دوم ارديبهشت به پايان رسيد. البته پيش توليد اين تله فيلم از اواخر اسفند سال 1385 آغاز شده بود.

آرش معيريان(کارگردان) درباره اين تله فيلم مي گويد: «اين فيلم درباره جوانمردي مردم لبنان و فلسطين و مسائل و مشکلاتي است که در طول اين سالها با آن دست به گريبان بوده اند. يکي از مشخصات اصلي فيلم ، توليد آن به زبان عربي به خاطر حضور بازيگران عرب زبان بوده است.»

معيريان براي کارگرداني اين تله فيلم با کمک مترجم، بازيگران را هدايت کرده است . براي همين فيلم بعد از مونتاژ دوبله شد، اما به طور موازي نسخه زبان اصلي اش هم براي پخش از کشورهاي عرب زبان آماده شد.

حدود 70درصد صحنه هاي آخرين آواز سندباد خارجي است. آخرين آواز سندباد به جهت صحنه هاي درگيري و تعقيب و گريز ، يک ملودرام اکشن و حادثه اي البته با مضموني سياسي به حساب مي آيد.

روح‌الله برادري(تهيه‌کننده آخرين آواز سندباد) درباره توليد آخرين آواز سندباد مي گويد: «فعاليت‌هاي لبنان و فلسطين بي‌تاثير از انقلاب اسلامي ايران نيست. در واقع مردم لبنان سلاحي جز جان ندارند و در آخرين آواز سندباد قصد داشتيم مظلوميت آنها را نشان دهيم.

معيريان جزو کارگردانان خوب ماست و تکنيک‌ها را به خوبي مي‌شناسد. در مجموع معيريان تمام ويژگي‌ها را داشت تا بتواند کاري با کيفيت خوب بسازد. از پخش فيلم هم راضي هستم. يک صحنه هم از فيلم درنيامد و حتي پلان‌هاي مربوط به عياشي نيروهاي اسرائيلي هم نشان داده شد.

ريتم کند اين کار تعمدي بود تا فضاي خفقان و سرد لبنان را در زمان اشغال اسرائيلي‌ها نشان دهيم. ضمن اينکه حزب الله لبنان براي پروژه آخرين آواز سندباد به ما خيلي کمک کرد. براي انتخاب بازيگران هم مشکلي نداشتيم. گرچه تعداد بازيگران لبناني در مقايسه با بازيگران سوري کمتر است، ولي در اين فيلم خوش درخشيدند.»

جام جم آنلاين در نقد تله فيلم آخرين آواز سندباد مي نويسد: «آخرين آواز سندباد از چند زاويه قابل بررسي است: آرش معيريان، كارگردان فيلم آخرين آواز سند باد تحصيلكرده سينما و استاد دانشگاه است. او پيش از اينكه كارگرداني را به صورت حرفه اي شروع كند به عنوان تدوينگر فعاليت مي كرد كه در اين زمينه مي توان به تدوين سريال«روشن تر از خاموشي» ساخته حسن فتحي اشاره كرد.

معيريان كارگرداني را پس از ساخت چند فيلم كوتاه به صورت جدي با سينما تجربه كرد. او در سينما از همان ابتدا و بدون هيچ تعارفي ترجيح داد فيلمهاي گيشه پسند كارگرداني كند كه از ميان آنها مي توان به «كما» و «شارلاتان» اشاره كرد كه هر دو فيلم از پرفروشترين فيلمهاي چند سال اخير هستند؛ بنابراين با اين مقدمه مي توان به اين نتيجه رسيد كه معيريان بايد در كنار آشنايي با فنون ساخت فيلم با چگونگي راضي كردن ذائقه مخاطب هم آشنايي داشته باشد.

معيريان با داشتن اين ويژگيها مدتي است كه فعاليت خود را در تلويزيون متمركز كرده و به ساخت فيلم براي مخاطب انبوه اين رسانه مشغول است؛ اما با نگاهي به فيلم آخرين آواز سندباد اين پرسشها پيش ميآيد كه آيا معيريان از تمام تواناييهاي خود در ساخت يك فيلم تلويزيوني استفاده مي كند؛ آيا مديوم تلويزيون و مخاطب آن را ميشناسد؟

اگر پاسخ اين پرسش مثبت باشد (كه به احتمال زياد از طرف كارگردان مثبت است، چون او مدام در حال ساخت فيلم براي شبكه هاي مختلف تلويزيون است) بايد در پي يافتن پاسخي به چرايي ضعفهايي چون كارگرداني، فيلمنامه، بازيگري و... در فيلم آخرين آواز سندباد بود.

معيريان كه خود تدوين نيز مي داند حتما به اين نكته واقف است كه ريتم يكي از مهمترين فن هايي است كه مي توان با استفاده مناسب از آن به قصه خود به اصطلاح جان داد، آن را باورپذير و مخاطب را تا پايان فيلم با خود همراه كرد؛ اما فيلم آخرين آواز سندباد داراي ريتم كندي بود و نوع روايت كارگردان از قصه به اين كندي شدت بيشتري بخشيده بود.

مدتي است (از زمان ساخته شدن فيلم تصادف (crash) ) كارگردانان ايراني علاقه مند شده اند كه زمانها را در هم ادغام كنند و مدام بيننده را به اين فكر وادارند كه مثلا اين جاي قصه چه ربطي مي تواند به قبل يا بعد ماجرا داشته باشد. در صورتي كه پيش از اين بيننده ها به خصوص در يك فيلم تلويزيوني مي دانستند كه تمهيد سرراست فلاش بك(رجعت به گذشته) را براي اين ابداع كرده اند كه مخاطب را با گذشته شخصيت آشنا كنند؛ اما اكنون بيننده اي كه فقط يك بار فرصت دارد فيلمي را تماشا كند مدام بايد در زمانهاي گذشته، حال و آينده غوطه ور باشد و آخرش هم درست متوجه هدف كارگردان نشود.

آخرين آواز سندباد فيلمي بود درباره لبنان و پيش زمينه هايي كه به جنگ 33روزه انجاميد. بنابراين بايد اين فيلم را در گروه فيلمهاي سياسي دسته بندي كرد. اين گونه فيلمها در قالب داستاني ساخته مي شوند تا به مخاطبان اطلاعاتي درباره يك ماجرا يا حركت سياسي بدهند، اما واقعيت اين است كه آخرين آواز سندباد بيشتر شبيه فيلمهاي گردشگري بود كه جاذبه هاي سياحتي و زيبايي هاي لبنان را به تصوير كشيده بود.

همه ما شنيدهايم كه لبنان و به خصوص شمال اين كشور بسيار زيباست و گويا گروه سازنده فيلم خرين آواز سندباد هم با ديدن سواحل اين كشور بيشتر مفتون زيباييهاي آن شده بودند تا مسائل سياسي كه در لبنان در حال رخ دادن است. حتي اگر از مسائل سياسي هم بگذريم، مردم لبنان در جنگهاي داخلي سهم بسزايي داشته و دارند.

در واقع مردم لبنان تصميم ها و نوع برخوردشان با اسرائيل و حزب الله است كه در چند دهه گذشته آنها را در صدر اخبار دنيا قرار داده است و گرنه در اين كشور اتفاق مهم ديگري رخ نداده كه مثلا سيماي جمهوري اسلامي ايران را به فكر توليد فيلمي درباره اين كشور بيندازد؛ اما در فيلم آخرين آواز سندباد مردم غايب بودند و انگار فيلم در يك جزيره گردشگري و بي سروصدا ساخته شده بود. هيچ اتفاق خاصي رخ نمي داد و هيچ كشمكشي هم نبود تا مخاطب را به پيگيري فيلم ترغيب كند. فقط آنچه باعث كنجكاوي مي شد رابطه عاطفي مرد و زن جوان بود كه آن هم آنقدر شعاري و كليشه اي از كار درآمده بود كه جذابيتي براي بيننده نداشت.

فرهاد توحيدي فيلمنامه آخرين آواز سندباد را براساس طرحي از كاظم بلوچي نوشته است. توحيدي يكي از فيلمنامه نويسان خوش ذوق سينماست كه گاهي هم براي تلويزيون فيلمنامه مي نويسد. در سواد و تخصص فرهادي در زمينه نگارش فيلمنامه جاي هيچ شكي نيست و اهل فن مي دانند معمولا بين فيلمنامه نوشته شده و آنچه مقابل دوربين مي رود تفاوتهايي به وجود مي آيد؛ اما معمولا وقتي كارگرداني، فيلمنامه اي از توحيدي را براي ساخت انتخاب مي كند كمتر آن را تغيير مي دهد.

از همه اين حرفها گذشته بايد گفت آخرين آواز سندباد قهرماني نداشت كه بيينده را با خود همراه كند در صورتيكه اين گونه فيلمها نياز شديد به يك يا چند قهرمان دارند و البته ضد قهرماني كه ابتداي فيلم نسبتا خوب معرفي شد، در همان ابتداي فيلم هم از دور خارج شد. روايت قصه، كليشه اي و تكراري بود و چند ديالوگ ثابت و كليشه اي را مدام از دهان شخصيت اول فيلم مي شنيديم. ديالوگي مانند اينكه: اگر ما از لبنان برويم، لبنان چه مي شود؛ اينجا وطن ماست... توحيدي در يك روايت مشخص و نخ نما شده، شخصيت اول (نه قهرمان) فيلم را براي حفظ وطن در مقابل عشق، خانواده، مقام و... قرار داده بود.

آخرين آواز سندباد فيلمي بود درباره مبارزات مردم يك كشور بيگانه، بنابراين حق مسلم بيننده است كه ابتدا به زندگي و سرنوشت شخصيتهاي فيلم علاقه مند شود تا بعد تمايل پيدا كند با عقايد آنها آشنا شود و حتي روي آنها تعصب يابد؛ اما شخصيت اول فيلم آخرين آواز سندباد، توانايي جذب مخاطب در مرحله اول را نداشت تا چه رسد به اينكه او را كنجكاو كند تا بداند جنگ مردم لبنان با اسرائيل بر سر چيست.»

همانطوري که اشاره شد فيلمنامه آخرين آواز سندباد را فرهاد توحيدي براساس طرحي از کاظم بلوچي نوشته و حسن کريمي مديريت تصويربرداري را به عهده داشته است .

بازيگران هم به ترتيب نقشي که در کار ايفا کرده اند، عبارتند از: ميشل غانم در نقش احمد، مناکريم در نقش مادر احمد، دارين حمزه در نقش زهرا، آنتوني بالابان در نقش فرمانده اسرائيلي ، رزي الخولي در نقش جانشين فرمانده ، سعد حمدان در نقش سرگروهبان ، قصان حيدر در نقش سرگروهبان ، کال ابوالشقرا در نقش ابوجهاد، علي شقير در نقش ابوعلائ و امين عبدالطيف در نقش ياسين .

آخرين آواز سندباد اولين کار تلويزيوني معيريان بعد از فيلمهاي سينمايي پرفروش کما، شارلاتان ، چپ دست و همچنين دو فيلم آن که دريا مي رود و احضارشدگان است. البته او پيش از کارگرداني اين فيلمها 2 فيلم تلويزيوني تيک آف و رفقاي خوب را نيز براي کميسيون مبارزه با مواد مخدر جلو دوربين برده بود.

تهيه کنندگي اين تله فيلم را روح الله برادري براي گروه حماسه و دفاع شبکه يک با مشارکت گروه بسيج صدا و سيما به عهده داشته است. برخي از عوامل و دست اندرکاران ديگر آخرين آواز سندباد عبارتند از: صدابردار: حسين بشاش ، طراح گريم : سعيد ملکان ، مجري طرح و مدير توليد ايران : رحمت عبدالله زاده ، مجري طرح و مدير توليد لبنان : علي ابوزيه.

 

دوشنبه 28 مرداد 1392 - 8:24


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری