دوشنبه 30 مرداد 1396 - 1:34
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

داود خسروي

 

نگاهي به عناصر شکل دهنده معماري مساجد

 

دين اسلام عاليترين شكل هنر را در معماري و به ويژه معماري مساجد به نمايش مي گذارد. معماري بناها جايگاه بسيار مهم و تاثيرگذاري در زندگي انسانها دارد و اگر با قواعد هنر آميخته شود، جايگاه ويژه اي با كاركرد زيباشناسانه مي يابد.

به علاوه عناصر معنوي و اعتقادي بر شكوه آن مي افزايد، به همين دليل مساجد، موقعيتي ممتاز و فرا محلي و جهاني مي يابند و دانشمندان، مشتاقان جلال و جمال از هر صنف و فكر، اسلام شناسان و به طور كلي، مسلمانان و غير مسلمانان، همه ساله از گوشه گوشه جهان، براي مشاهده مساجد به كشورهاي اسلامي از جمله ايران سفر مي كنند تا از نزديك در اعماق زلال زيباترين انواع كاشي هاي هفت رنگ و دلفريب و مقرنس سازي هاي موزون غور كنند و بهره هاي فلسفي، علمي، هنري و اجرايي ببرند كه بي ترديد اين جذبه و كشش، نشأت گرفته از مباني عميق عقيدتي دين اسلام است.

در مساجد، دين با هنر ملاقات مي كند و مهم ترين نمودهاي هنر اسلامي، در معماري مساجد تجلي يافته است. صرف نظر از اينكه مساجد، محل تزكيه مؤمنين هستند، اين بناهاي با شكوه در چشم هر مورخ نيز شايسته آن است كه نمايشگاه هنرهاي اسلامي ناميده شود.

«هنر» جلوه هاي پرشماري در مساجد دارد كه در گچبري، آجركاري، موزائيك سازي، كاشيكاري، سفالگري، سنگ تراشي، مقرنس سازي، آئينه كاري، كنده كاري، منبت كاري،خاتم كاري، نگارگري، خوشنويسي، تذهيب، تجلي يافته است. اين عناصر نمونه هايي از دسترنج هنرمنداني بي بديلي است كه عاشقان الله در اين مكان هاي معنوي به آنها جان بخشيده اند.

بررسي مسجد كه بخش عمده معماري اسلامي به شمار مي رود، بدون سخن گفتن از تزييناتي كه آن را زيبا و آراسته مي سازد، بررسي كاملي نخواهد بود.

به طور كلي تزيينات معماري اسلامى، دو وجه عمده كاربردي (مادي) و مفهومي (معنايي) دارد.

در بعد كاربردى، ‌نوع مصالح، ابزار و وسايل، ‌روش هاي اجرا ،‌ ابعاد و اندازه ، محل و مكان اجرا و كميت هاي فيزيكي مد نظر است كه همواره مورد اهتمام بوده و هنرمندان با بهره گيري از خلاقيت و تجربه و راه حل هاي مناسب اجرايي و فني توانسته اند طي قرون گذشته،‌ عرصه تزيينات معماري را بيش از پيش زيباتر و كامل تر سازند.

مهم ترين بخش تزيينات، وجه معنايي و مفهومي آن است كه ذهن صدها متفكر مسلمان و غير مسلمان را به خود معطوف كرده است.

در اين ارتباط آرا و اقوال مختلف گوناگوني وجود دارد؛ «تيتوس بوركهارت» معتقد است كه اين نقوش، ماهيتي غير تاريخى، عرفاني و متفكرانه دارند و بازنمود وحدت در كثرت و كثرت در وحدت اند.

«اولگ گرابار» به جانبخش بودن تزيينات اشاره مي كند، اما معتقد است كه تزيينات هيچ گونه معناي ذهني و بعد فرهنگي ندارند و صرفاً‌ براي آراستن و حظ بصرند؛ ‌فقط در كتيبه ها معناي شبيه سازانه يافت مي شود، به همين دليل وي اين نقوش را صرفاً تزييني و فاقد بعد معنوي و سمبليك مي داند.

خلاصه آنكه تاكنون در اين زمينه ديدگاه هاي متفاوت و گاه متضادي ، همچون نگاه هاي عرفاني و صوفيانه و نظر بر جنبه هاي ايهام و ابهام و ترس از وجود خلأ‌ ، مطرح شده است .

آنچه مورد توافق بيشتر محققان اين حوزه قرار گرفته ، همانا جنبه هاي غير مادي ، و همچنين غير فردي بودن آنهاست؛ بنابراين تزيينات، صورت هاي نماديني از هنر اسلامي هستند كه علاوه بر جنبه هاي مختلف علمى، در پي تجلي معماري اسلامي هستند.

براي درك زيبايي شناختي اين نقوش بايستي به رمزهاي تصويري و نمادهاي فرهنگ اسلامي واقف بود. به هر جهت «تزيين در هنر اسلامى،‌ براي بيان فضاي قدسي است.» و همواره هنرمندان اسلامي مي كوشند تا ماده را به سوي ساحت معنا سوق دهند؛ زيرا اساساً «هنر در بينش اسلامي شرافت بخشيدن به ماده است. »

شكوه و زيبايي معماري ايران به ويژه در دوران اسلامي به تزئين و آرايش آن بستگي دارد.

هنرهاي والاي اسلامي از هنرهاي تزئيني و كاربردي گرفته تا احداث زيباترين بناهاي مذهبي داراي اهميت و اعتبار ويژه اي است.

تزئيناتي چون آجركاري، گچبري، كاشي كاري، حجاري، منبت كاري، آيينه كاري و نقاشي در تمام ادوار اسلامي رواج داشته و در هر دوره اي با امكانات آن روزگاران پيشرفت كرده است.

تزئينات معماري توسط ايرانيان، تكامل هنري عمده اي يافته است، به طوري كه در بسياري از كشورهاي اسلامي توسط هنرمندان ايراني، بناهايي با تزئينات مختلف انجام گرفت، اين بناها به مرور ايام و با شيوه هاي متفاوت و خاص هر دوره در هر كشوري به اجرا درآمد.

 

آجركاري

آجر واژه اي بابلي است؛ نام خشت نوشته هايي بوده است كه بر آن فرمان منشور و جز اينها را مي نوشتند. آجر سنگي است دگرگون شده كه از پختن خشت به دست مي آيد و ساختن آجر را به تمدن هاي بين النهرين كه شامل سومرها و بابلي هاست نسبت مي دهند. يكي از شاهكارهاي آن دوره، برج بابل مي باشد كه اين بنا با آجر لعاب-دار ساخته شده است.

براي انتخاب آجر از سوي ايرانيان دلايل خوبي وجود دارد: پايدارتر از سنگ است، ارزان تر است، به سرعت در كار ساختمان امكان مي دهد و به خاطر نرمش، بيشترش نيروهاي فيزيكي مؤثر در بنا را به زودي آشكار مي سازد. همچنين زيبايي هاي بالقوه آجر نيز براي تزئينات قابل تأمل است.

استمرار به كارگيري آجر در معماري دوران بعد از اسلام ايران موجب گرديد تا «مدول» يا پيمانه معماري ايراني چه از نظر تناسب و زيبايي و چه از نظر جنبه‌‌هاي ايستايي متحول گردد و اين فرصت را فراهم سازد تا خلق زيبايي ها در بناهاي كم حجم و نيز در محل هاي دورافتاده كويري هم صورت پذيرد.

در دوران بعد از اسلام، اولين نمونه‌‌هاي آجركاري از دوران آل‌‌بويه بوده و به ستون هاي شبستان مسجد جامع اصفهان تعلق دارد و به طور كلي از قرن دوم تا آغاز قرن پنچم را مي‌‌توان دوران شكل‌‌گيري و تكوين آجركاري ناميد.

به طور كلي آجر در دوره قبل از اسلام بيشتر جنبه استحكامي و كاربردي داشته است. بعد از اسلام ضمن دارا بودن جنبه استحكامى، جنبه تزئيني نيز پيدا مي‌‌كند.

در گذر زمان نيز كاربرد آجر در معماري مساجد كاملاً مشهود است. استفاده از آن در قالب تزئين در سده دهم به اوج خود مي رسد. آجر در عين حال براي گچكاري پرتجمل يا روكاري زينتي هم زيرساخت مناسبي فراهم ساخت.

تسليم شدن به روكار گچ، رشد نقوش گچبري را به بهترين صورت تشويق كرد و پايان سده دوازدهم شاهد تحقق اين امكانات در محراب هاي بزرگ گچبري بود.

 

گچبري

شواهد باستانشناسي نشان مي دهند كه تاريخ ساخت گچ به پيش از ساختن خشت و پخت آن به صورت آجر مي رسد. در قديمي ترين بناي دنيا، يعني اهرام ثلاثه مصر كه قدمتي چهار هزار و پانصد ساله دارد، از گچ به عنوان ماده چسبنده مقاوم بعد از ازاره در بين سنگ ها و جهت كلاف سازي آنها استفاده شده است.

يكي از كاربردهاي ويژه گچ، اندود كردن ديوارها و سطوح داخلي ساختمان ها است و هنر گچبري، اين آراستگي را به حد كمال و دلنوازي مي رساند.

به كار بردن تزئينات گچي در تزيين ديوارها، روش معمول در شهر هاي ايران و عراق بوده است. اولين مردمي كه در ايران به اين كار دست زدند، هخامنشيان و سپس ساسانيان بودند و اعراب در جريان فتوحات خويش، اين هنر را از آنها فرا گرفتند.

ايرانيان از ديرباز با عنصري به نام «گچ» آشنايي داشته اند. اين نكته را كشف آثار گچي در هفت تپه خوزستان كه مربوط به تمدن ايلامي است تائيد مي كند. به يقين اشكانيان و هخامنشيان نيز با اين عنصر و تكنولوژي ساخت تزئينات گچي آشنا بوده اند. گچبري هاي كوه خواجه در جنوب شرقي ايران مربوط به تمدن اشكاني است.

متعاقباً در عصر پرشكوه اسلام در مساجد و مدارس و امامزاده‌‌هاي قديمي نيز وارد گرديده و در هلالي چهار ايوان ها، گنبدهاي بلند اسلامي و سردرهاي باشكوه استفاده شد.

با گسترش اسلام در ايران طرح هاي مختلف همچون «اسليمي» و «ختائي» در تزئين مساجد و مدارس به كار گرفته شد و در گچبري هاي به دست آمده تا زمان مغول از بهترين طرح ها و نقشه ها استفاده مي شد. به طوري كه تا پيش از رواج كاشي كارى، گچ تنها عامل زيبايي و تزئين بناها و فضاهاي مذهبي شد. محراب مسجد جامع اصفهان، بيانگر رشد و شكوفايي اين هنر مي باشد.

با روي كارآمدن صفويان از گچبري تنها در داخل منازل اعيان و اشراف وقت استفاده مي شد و تا دوران قاجار نيز استفاده از گچ ادامه داشت.

در دوران پهلوي به دليل رواج گچبري هاي پيش ساخته اين هنر در سراشيبي سقوط قرار گرفت به طوري كه امروز استادان گچبر قديمي تنها به مرمت آثار باقي مانده از قديم مشغول هستند و كمتر استادكاري در پي خلق آثار بديع و جالب است.

امروز برخي از آثار گچبري در ايران از شهرتي عالمگير برخوردار هستند. از ديگر هنرهايي كه در گچبري مورد استفاده قرار مي گيرند، خطوط اسلامي و به خصوص خط نسخ مي باشد.

از محراب هاي معروفي كه با گچبري تزئين شده اند؛ محراب مسجد ملك كرمان مربوط به سال 477 هجري قمرى، محراب مسجد زواره در نزديكي اردستان با تاريخ 530 هجري قمرى،‌ محراب مسجد اولجايتو در مسجد جامع اصفهان مربوط به سال 710 هجري زمان حكومت سلطان محمد خدابنده،‌ معروف به اولجايتو و محراب مسجد آقانور كه در سال 1039 هجري قمري ساخته شده است، مي باشد.

امروز اما اين هنر بديع و شگفت انگيز كمتر در بناهاي مذهبي ما به كار گرفته شده و در مواردي هم كه گوشه چشمي به آن مي شود، بيشتر از «گچبري هاي پيش ساخته» استفاده مي شود كه اصالت و هويت اين هنر را خدشه دار مي كند.

ديگر اماكن مذهبي ما از سرپنجه هاي استادان اين عرصه براي خلق مناظر دل انگيز و خيره-كننده، كه برانگيزنده روح و ايجاد معنويت در كالبد بيننده بود، محروم هستند.

 

كاشي كاري

كاشي كاري يكي از روش هاي دلپذير تزئين معماري در تمام سرزمين هاي اسلامي است. تحول و توسعه كاشي ها از عناصر خارجي كوچك رنگي در نماهاي آجري آغاز و به پوشش كامل بنا در آثار تاريخي قرون هشتم و نهم هجري انجاميد.

در سرزمين هاي غرب جهان اسلام كه بناها اساسا سنگي بود، كاشي هاي درخشان رنگارنگ بر روي ديوارهاي سنگي خاكستري ساختمان هاي قرن دهم و يازدهم تركيه، تأثيري كاملا متفاوت اما همگون و پر احساس ايجاد مي كردند.

مانند ديگر هنرهاي ايراني در عهد اسلامى، صنعت كاشي كاري نيز از اعتبار ويژه‌‌اي برخوردار است. در اواخر هزاره دوم ق. م هنرمندان ايرانى، آشنا به ساخت خشت و آجر لعابدار بوده‌‌اند و در آرايش بناها از آن استفاده مي‌‌كرده‌‌اند.

در عهد هخامنشي و ساساني نيز آرايش كاخ ها با به‌‌كارگيري آجرهاي لعابدار رنگين صورت مي‌‌گرفته است.

در دوره اسلامي به تدريج هنر كاشي كاري با شيوه‌‌اي جديد آغاز گرديد. بسياري از محققان بر اين عقيده‌‌اند كه ايران اولين كشوري است كه از كاشي كاري به عنوان دو عامل آرايش و استحكام بخشي بنا بهره گرفت و تقريباً از اواخر قرن 4 هجري به بعد، كمتر بنايي را مي‌‌توان يافت كه با كاشي آرايش نشده باشد. كاشي كاري به عنوان پوشش بنا نيز ميراثي ديگر از ايران در عناصر تزئيني عهد فاطميون مصر است.

جزء مهم كاشي، لعاب است. لعاب سطحي شيشه مانند است كه دو عملكرد دارد: تزييني و كاربردي.

كاشي هاي لعاب دار نه تنها باعث غناي سطح معماري مزين به كاشي مي شوند، بلكه به عنوان عايق ديوارهاي ساختمان در برابر رطوبت و آب، عمل مي كنند.

 

مقرنس

براي شناخت مقرنس ابتدا بايد معاني لغوي آن را دانست.

مقرنس؛ شمشير بر هيات نردبان ساخته، در «كنزاللغة» عربي، بنايي كه آن را، نقاشي كرده اند، بنايي كه طاق و اطراف آن پايه پايه و داراي اضلاع است و به آن به فارسي، آهوپاي مي گويند.

مأخوذ از تازي، بناي بلند مدور و ايوان آراسته و تزئين شده با صورت ها و نقوش كه بر آن پايه و راه زينه روند، قسمتي از زينت كه در اتاق ها و ايوان ها به شكل هاي گوناگون گچ بري كنند. گچ بري هاي برجسته بر آستانه خانه چون پاي آهو، چيز رنگارنگ و نوعي كلاه.

و همچنين آمده است:

«كلمه مقرنس با قرو قرناس و قرنيس و قرنيز خويشاوند است و مي توانيم بگوييم چيزي قرنيس دار شده است و اين معني با شكل عنصر تزئيني مورد نظر ما كه از تعداد كم و بيش سطوح برآمده و فرورفته صورت مي گيرد موافق است. با كوه هايي كه طبقه طبقه و زير آنها خالي شده و طبقات آن افقي باشد.»

الف) مقرنس در ايران پيش از اسلام:

مقرنس عنصر تزئيني است كه حتي پيش از اسلام نيز بوده است. اما نبايد از  نظر دور داشت كه مقرنس  پيش از اسلام  با مقرنس پس از اسلام  تفاوت هايي  قابل  توجه و آشكار دارد.

كاربرد مقرنس در پيش از اسلام شامل دو دوره عمده، يعني ق.م 250 تا 224 ب.م و از 224 ب. م تا زمان ظهور اسلام دانسته اند.

البته ذكر اين نكته لازم است كه نمونه هايي نيز مربوط به 550 ق.م در اين زمينه يافته شده است

ب) مقرنس پس از اسلام در ايران:

پس از ورود اسلام به ايران، هنرهاي ايراني با حفظ پيشينه تاريخي خود، جنبه اي الهي نيز يافتند. در اين ميان، مقرنس همچون ساير آثار هنري شكل اصلي و آشناي خود را در دوران اسلامي يافت.

گفتني است كه مقرنس را در چهار قرن صدر اسلام يعني دوره آغازين به طور پراكنده مي توان يافت. به عنوان مثال؛ مقبره شاه اسماعيل ساماني از قرن سوم هجري قمري در بخارا كه داراي قرنيزي ساده در انتهاي ديوارهاست و در بالا و پايين آن يك رديف طاق نما و مقرنس در گوشوارهاي زيرين گنبد مقبره است.

در دوره خلفاي فاطمي مصر براي اولين بار مقرنس كاري را مصري ها از ايرانيان به عاريت گرفتند و در مقابر بزرگان خود به كار بردند.

مقرنس كاري ايراني به تدريج در سراسر كشورهاي اسلامي معمول گشت و مورد استفاده قرار گرفت.

 

سخن آخر: ساخت گنبد، محراب، گلدسته ها، ستون ها، منبرها و ... به نوعي پيام خاص خود را به مخاطبان القاء مي كنند. با دقت در اين نمادها و پيام هاي آنان در خواهيم يافت كه اين پيام ها همگي جاوداني و عرفاني هستند. بديهي است اگر امروز در حفظ مساجد و هنرهاي به كار رفته در آنها كوتاهي كنيم، آيندگان هرگز ما را نمي بخشند كه چرا چنين گوهرها و هنرهاي گرانبهاي جوشيده از متن مردم و دين را به آساني و در پي تقليد از هنر غربي، از دست داده ايم.

 

منابع:

1-پايگاه فرهنگي و مذهبي صلات-مقاله بررسي آرايه ها در معماري مسجد؛ مهندس طاهره(سها) نصر و مهندس حميد سقاپور

2-خبرگزاري مهر

3-سايت آفتاب

 

چهارشنبه 23 مرداد 1392 - 9:17


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری