سه‌شنبه 31 مرداد 1396 - 0:24
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان مازندران

 

آثار نيکوکاري در قرآن کريم

 

از جمله مفاهيم ارزشمندي که در آموزه هاي ديني به خصوص قرآن کريم، مورد عنايت و توجه قرار گرفته و به آن سفارش شده، احسان و نيکوکاري است. احسان و نيکوکاري کارکردهاي زيادي در عرصه هاي فردي، اجتماعي، فرهنگي، معنوي و... دارد. مؤمنان واقعي و انسان هاي صاحب خرد و انديشه در هر عصر و نسلي، سعي و تلاش نموده اند خود را به صفت و ويژگي احسان و نيکوکاري، آراسته سازند. و اين توصيه و سفارش سعدي است که مي گويد:

ره نيک مردان آزاده گير

چو ايستاده اي دست افتاده گير

 

مفهوم احسان و نيکوکاري

احسان برگرفته از حسن است که در دو معناي نعمت بخشيدن به ديگري، و احسان در کار و عمل، کاربرد دارد. کسي که علم نيکويي را بياموزد يا عمل نيکي را انجام دهد، از جمله نيکوکاران به حساب مي آيد و بر اين اساس است۱ سخن اميرمؤمنان(ع) که مي فرمايد: مردم به آن چه از کارهاي شايسته و نيک مي آموزند يا به آن عمل مي کنند، نسبت داده مي شوند۲

واژه احسان به معناي انجام دادن کار نيک، به طور عمده در آياتي به کار رفته است که پس از بيان اموري، از عاملان آن را به عنوان محسن مورد ستايش قرارداده است؛ چنان که در سوره بقره مي خوانيم: «و اذقلنا ادخلوا هذه القريه فکلوا منها حيث شئتم رغداً و ادخلوا الباب سجدا و قولوا حطه نغفر لکم خطيکم و سنزيد المحسنين؛۳

و[به خاطر بياوريد] زماني را که گفتيم: «در اين شهر[بيت المقدس] وارد شويد! و از نعمت هاي فراوان آن، هر چه مي خواهيد بخوريد و از در[معبد بيت المقدس] با خضوع و خشوع وارد گرديد و بگوييد: خداوندا! گناهان ما را بريز! تا خطاهاي شما را ببخشيم و به نيکوکاران پاداش بيشتري خواهيم داد.»

و در جاي ديگر مي فرمايد: «الذين ينفقون في السراء و الضراء و الکظمين الغيظ و العافين عن الناس و الله يحب المحسنين۴؛ آنان که در توانگري و تنگدستي، انفاق مي کنند و خشم خود را فرو مي برند و از خطاي مردم در مي گذرند. و خدا نيکوکاران را دوست دارد.» خداوند در اين آيات، ضمن بيان مصاديق کارهاي نيک، بندگان خود را به انجام آن، ترغيب و تشويق مي نمايد.

 

مصاديق نيکوکاري

آن چه از آيات قرآن کريم استفاده مي شود، اين است که احسان و نيکوکاري، مصاديق فراواني دارد، به عنوان نمونه: ايمان به خدا، به پيامبر(ص)، قرآن کريم و معاد، تقوا و تحمل سختي ها و مشکلات، عفو و گذشت، محبت و دوستي اهل بيت(ع)، خيرخواهي و اصلاح، اجتناب از فساد، فحشا و گناهان کبيره، استغفار در سحرگاهان، پرداخت زکات، پرداخت کالا و هديه مناسب براي زن مطلقه، انفاق و بخشش در راه خدا، تأمين نيازمندان و محرومان، رفتار شايسته با پدر و مادر و... از مصاديق احسان و نيکوکاري است که در قرآن کريم به آن اشاره شده است۵.

 

 آثار نيکوکاري

احسان و نيکوکاري و کمک به انسان هاي ضعيف و ناتوان، آثار و پيامدهاي ارزنده و مثبتي را در دنيا و آخرت به دنبال دارد که به طور خلاصه به چند مورد آن اشاره مي شود:

۱) دوستي و صميميت: احسان و نيکوکاري باعث ايجاد دوستي و صميمت بين افراد جامعه مي شود. هرگاه انسان هاي نيکوکار با ايثار و فداکاري خود به ياري انسان هاي مظلوم و مستضعف شتافته و با کمک هاي مادي و عاطفي خود، زندگي آنان را تا حدودي سر و سامان داده، از حالت بحراني نجات دهند، آنان نيز نه تنها احسان و نيکوکاري افراد خير را فراموش نمي کنند؛ بلکه در ادامه زندگي، سعي خواهند نمود تا به نوعي جبران نموده و احسان و نيکوکاري ديگران را به بهترين شکل، پاسخ دهند.

خداي سبحان درباره روش هاي تأثيرگذار در امر تبليغ مي فرمايد: «ولا تستوي الحسنه ولاالسيئه ادفع بالتي هي احسن فاذا الذي بينک و بينه عداوه کانه ولي حميم۶؛ هرگز نيکي و بدي يکسان نيست؛ بدي را با نيکي دفع کن! ناگاه[خواهي ديد] همان کس که ميان تو و او دشمني است، گويي دوستي گرم و صميمي است.» اگر برخورد نيک و شايسته در امر تبليغ دين، در برابر دشمنان و مخالفان، دوستي و صميمت را به دنبال دارد، احسان و نيکوکاري در امور مادي و عاطفي به طور قطع، دوستي و صميميت بيشتر و عميق تري را به همراه خواهد داشت و اين يک امر بديهي و واقعيت انکارناپذير است که در زندگي روزمره مشاهده مي شود.

۲) خير و سعادت دنيوي: از جمله آثار ارزشمند احسان و نيکوکاري، اجر و پاداشي است که در دنيا، نصيب انسان هاي خير مي شود. در واقع خداي سبحان به نوعي اعمال و رفتار خوب و شايسته نيکوکاران را در همين دنيا، مورد لطف و عنايت قرار داده و جبران مي نمايد به قول معروف:

تو نيکي مي کن و در دجله انداز

که ايزد در بيابانت دهد باز

خداي سبحان در مورد اجر و پاداش دنيوي احسان و نيکوکاري مي فرمايد: «فئاتهم الله ثواب الدنيا و حسن ثواب الاخره و الله يحب المحسنين۷؛ خداوند پاداش اين جهان، و پاداش نيک آن جهان را به آن ها داد و خداوند نيکوکاران را دوست مي دارد.» در آيه ديگري مي فرمايد: «وقيل للذين اتقوا ماذا انزل ربکم قالوا خيرا للذين احسنوا في هذه الدنيا حسنه و لدار الاخره خير و لنعم دارالمتقين۸؛ و هنگامي که به پرهيزگاران گفته مي شد: پروردگار شما چه نازل کرده است؟ مي گفتند: خير[وسعادت] براي کساني که نيکي کردند در اين دنيا نيکي است و سراي آخرت از آن هم بهتر است و چه خوب است سراي پرهيزکاران.»

در کلامي که از حضرت موسي بن جعفر(ع) نقل شده است، مي خوانيم: «در بني اسرائيل مرد صالحي بود که زن نيکوکاري داشت. آن مرد شبي خواب ديد که شخصي به او مي گويد: خداوند فلان مقدار عمر براي تو مقدر کرده است که نصف آن در رفاه و آسايش هستي و نصف ديگر در مضيقه و تنگدستي، هر کدام از دو نصف را مي خواهي، اول انتخاب کن! مرد جواب داد: من زن خوبي دارم که شريک زندگي ام است، با او مشورت مي کنم.

بار ديگر نزد من بيا تا به تو خبر دهم کدام نصف را اول اختيار کرده ام. صبح جريان خوابش را با همسرش در ميان گذاشت و از او مشورت خواست. همسرش در جواب گفت: اول نصف رفاه و آسايش را برگزين، شايد خداوند بر ما رحم کند و در نصف ديگر نيز نعمتش را از ما قطع نکند. شب دوم فرا رسيد بار ديگر آن شخص به خوابش آمد، آن مرد در جواب گفت: من نصف اول عمر در رفاه و آسايش را انتخاب کردم.

بعد از آن رويا، دنيا از هر طرف به او رو آورد. چون نعمت هاي الهي، نزد او فراوان و آشکار شد، همسرش به او گفت: خويشان و همسايگان خود را و هم چنين افراد محتاج را کمک کن! آن مرد به توصيه همسرش عمل نمود. نصف تعيين شده از عمر او در کمال رفاه و آسايش گذشت سپس از نصف هم گذشت و هم چنان وضع مالي او خوب بود. براي سومين بار، همان شخص در عالم رويا نزد او آمده گفت: نيکي و احسان تو باعث شد خداوند به تو پاداش مرحمت فرمايد و تا آخر عمر در نعمت و رفاه به سر خواهي برد.»۹

۳) تعديل اقتصادي: بخش قابل ملاحظه اي از جرم و جنايت، ناشي از فقر و تنگدستي است؛ چرا که فقر و تنگ دستي، به دين و ايمان انسان لطمه مي زند، عقل را از کار انداخته، قوت و قدرت تشخيص درست را از او مي گيرد و باعث کدورت و دشمني مي شود. امام علي(ع) خطاب به فرزندش مي فرمايد: «اي فرزندم! من از تهي دستي بر تو هراسانم. از فقر به خدا پناه ببر؛ چرا که فقر، دين انسان را ناقص و عقل را سرگردان مي کند و عامل دشمني است.»(۱۰) احسان و نيکوکاري، اگر به صورت يک فرهنگ، جلوه نموده و در بين اقشار مختلف جامعه، توسعه و گسترش پيدا کند،

به طور قطع، بخش عمده اي از مشکلات جامعه را که زايده فقر و محروميت است، از بين برده و ريشه کن مي سازد. آن چه از آموزه هاي ديني استفاده مي شود، اين است که بين احسان و نيکوکاري و نجات جامعه از فقر و فلاکت، رابطه تنگاتنگي وجود دارد؛ لذا در قرآن کريم مي خوانيم: «و انفقوا في سبيل الله و لاتلقوا بايديکم الي التهلکه و احسنوا ان الله يحب المحسنين ۱۱؛ و در راه خدا، انفاق کنيد و[با ترک انفاق] خود را به دست خود، به هلاکت نيندازيد و نيکي کنيد که خداوند نيکوکاران را دوست مي دارد.»(۱۲)

 انفاق به طور کلي سبب نجات از مفاسد کشنده اجتماعي مي شود. اگر انفاق به فراموشي سپرده شود و ثروت ها در دست گروهي معدود جمع گردد و در برابر آنان، اکثريتي محروم و بينوا وجود داشته باشد، ديري نخواهد گذشت که انفجار عظيمي در جامعه به وجود آمده، اموال و دارايي ثروتمندان نيز در آتش آن خواهد سوخت. بنابراين، انفاق، قبل از آن که به حال محرومان، مفيد باشد، به نفع ثروتمندان خواهد بود؛ زيرا تعديل ثروت حافظ ثروت است. ۱۳
پيامبر اکرم(ص) در جمله کوتاهي به اين حقيقت اشاره نموده، مي فرمايد: اموال خويش را با دادن زکات حفظ کنيد.»(۱۴) و به تعبير بعضي از مفسران، خودداري از انفاق في سبيل الله، هم سبب مرگ روح انساني به خاطر بخل خواهد شد و هم باعث مرگ جامعه به خاطر عجز و ناتواني، مخصوصا در نظامي همچون نظام اسلام که بر نيکوکاري بنا شده است. ۱۵

۴) آمرزش گناهان: همه انسان ها به جز انبيا و اولياي الهي در زندگي خود دچار خطا و لغزش شده، گناهان کوچک و بزرگي را مرتکب مي شوند. از جمله ابزاري که باعث مي شود انسان آثار گناه و خطاهايش از بين برود و حتي آن را تبديل به حسنات نمايد، احسان و نيکوکاري در حق بندگان خدا و خدمت به مخلوقات الهي است. خداي سبحان در سوره هود مي فرمايد: «و اقم الصلوه طرفي النهار و زلفا من اليل ان الحسنات يذهبن السيئات ذلک ذکري للذکرين۱۶؛

در دو طرف روز و اوايل شب، نماز را برپا دار؛ چرا که حسنات، سيئات [و آثار آن ها را] از بين مي برد. اين تذکري است براي کساني که اهل ذکر هستند.» در جاي ديگري مي فرمايد: «لهم ما يشاءون عند ربهم ذلک جزاء المحسنين، ليکفر الله عنهم اسوا الذي عملوا و يجزيهم اجرهم باحسن الذي کانوا يعملون » ۱۷؛ آن چه بخواهند نزد پروردگارشان براي آنان موجود است و اين است جزاي نيکوکاران تا خداوند بدترين اعمالي را که انجام داده اند، ]در سايه ايمان و صداقت آن ها[بيامرزد و آن ها را به بهترين اعمالي که انجام مي دادند، پاداش دهد.»

۵) آرامش روحي: يکي ديگر از آثار ارزشمند احسان و نيکوکاري، آرامش روحي است. اين کلام الهي است که مي فرمايد: «الذين ينفقون امولهم باليل و النهار سرا و علانيه فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف عليهم ولا هم يحزنون ۱۸؛ آنها که اموال خود را شب و روز، پنهان و آشکار، انفاق مي کنند، مزدشان نزد پروردگارشان است؛ نه ترسي بر آن هاست و نه غمگين مي شوند.» در آيه ديگر مي خوانيم: «من جاء بالحسنه فله خير منها و هم من فزع يومئذ ءامنون۱۹؛ کساني که کار نيکي انجام دهند، پاداشي بهتر از آن خواهند داشت و آنان از وحشت آن روز در امان اند.» از آيات ياد شده به خوبي مي توان نتيجه گرفت که احسان و نيکوکاري از جمله اعمالي است که آرامش روحي و رواني در دنيا و امنيت کامل در آخرت را به دنبال دارد. چه سعادتي بالاتر از آن است که انسان در دنيا اضطراب و دلهره را از خود دور سازد و از وحشت جانکاه قيامت نيز در امان باشد.

۶) محبوبيت نزد خداوند: احسان و نيکوکاري، باعث محبوبيت انسان نزد خداي سبحان مي شود. جداي از تعابير ديگري که درباره انسان هاي نيکوکار در قرآن کريم وارد شده، جمله زيباي«الله يحب المحسنين» پنج بار در آيات قرآن کريم، تکرار شده است۲۰ که بيانگر جايگاه و ارزش احسان و نيکوکاري در پيشگاه خداوند مي باشد. موارد ياد شده، بخشي از آثار احسان و نيکوکاري است که در آيات قرآن کريم به آن اشاره شده است.

 

چگونگي احسان

پس از تبيين جايگاه و اهميت احسان و نيکوکاري در آموزه هاي ديني و ذکر تعدادي از آثار آن، اين سوال مطرح مي گردد که انسان با چه هدف و نيتي به سمت کارهاي خير، حرکت کند تا از آثار آن، حظ و بهره کافي داشته باشد؟ آنچه از آموزه هاي ديني استفاده مي شود، اين است که براي بهره مندي از آثار ارزشمند احسان و نيکوکاري، رعايت چند نکته لازم و ضروري است:

۱) رضاي خداوند: اولين اصلي که در باب احسان و نيکوکاري بايد رعايت شود، توجه به رضاي خداوند است. جلب رضايت خداوند در هر کاري، فرع بر چند مساله ا ز جمله ايمان و اعتقاد به خدا، پيامبر(ص) و ائمه(ع) و رعايت احکام و قوانين الهي است. اگر انسان از لحاظ اعتقادي مشکل داشته باشد و يا در حوزه عمل و رعايت احکام و قوانين الهي و ديني مثل نماز، روزه و... کوتاهي نموده، راه گناه و معصيت را در پيش گيرد، و يا از راه هاي نامشروع و غير قانوني سود و سرمايه جمع آوري نمايد و درآمد داشته باشد،

 احسان و نيکوکاري چنين انسان هايي مورد قبول و پذيرش حق تعالي قرار نخواهد گرفت. خداوند با صراحت اعلام مي دارد:«قل انفقوا طوعاً اوکرهاً لن يتقبل منکم انکم کنتم قوماً فاسقين، و ما منعهم ان تقبل منهم نفقاتهم الا انهم کفروا بالله و برسوله و لا ياتون الصلاه الا و هم کسالي و لا ينفقون الا و هم کارهون ۲۱؛ بگو: چه با رغبت و چه با بي ميلي انفاق کنيد، هرگز از شما پذيرفته نخواهد شد؛ چرا که شما گروهي فاسق هستيد. و هيچ چيز مانع پذيرش انفاق هاي آنان نشد، جز اين که به خدا و پيامبرش کفر ورزيدند و جز با ( حال) کسالت نماز به جا نمي آورند و جز با کراهت انفاق نمي کنند.»

اگر انسان توجه به رضاي خداوند نداشته و از راه هاي غير قانوني وارد شده و اقدام به احسان و انفاق نمايد، جز زحمت، چيزي ديگري نصيب او نخواهد شد. امام صادق(ع) مي فرمايد: «اگر مردم از راهي که خداوند به آنان فرمان داده است، کسب درآمد کنند و آن ها را در راهي که خداوند از آن بازشان داشته است، انفاق کنند، آن را از ايشان نمي پذيرد و اگر از راهي که آن ها را از آن نهي کرده است، درآمد به دست آورند و آن درآمد را در راهي که خداوند بدان فرمانشان داده است به مصرف رسانند باز هم از آنان نمي پذيرد، مگر اين که از راه درست[و حلال] به دست آورند و در راه درست[و حلال] انفاق کنند.»۲۲

۲) پاکيزگي در احسان: دومين اصلي که در باب احسان و نيکوکاري بايد رعايت شود، اين است که اشيا و اموال را که پاکيزه و دوست داشتني است، انسان در راه خدا انفاق کند. اين مطلب را خداوند در سوره آل عمران مي فرمايد: «لن تنالوا البر حتي تنفقوا مما تحبون و ما تنفقوا من شيء فان الله به عليم۲۳: هرگز به[حقيقت] نيکوکاري نمي رسيد مگر اين که از آن چه دوست مي داريد، [در راه خدا] انفاق کنيد و آن چه انفاق مي کنيد، خداوند از آن باخبر است.» امام صادق(ع) در پاسخ سوالي از آيه و براي انفاق به سراغ قسمت هايي که ناپاک است، نرويد!»۲۴ مي فرمايد: «مردم زماني که اسلام آوردند، درآمدهايي از ربا و اموال حرام دراختيار داشتند و افراد به سراغ اين درآمدها در بين دارايي هاي خود مي رفتند و آن ها را صدقه مي دادند، اما خداوند آنان را از اين کار نهي فرمود.

صدقه دادن جز از درآمد پاک و حلال درست نيست.» ۲۵ در تفسير مجمع البيان از علي(ع) نقل شده که حضرت فرمود: «اين آيه درباره کساني نازل گرديد که به هنگام انفاق خرماهاي خشک و کم گوشت و نامرغوب را با خرماي خوب مخلوط مي کردند و بعد انفاق مي نمودند. به آن ها دستور داده شد که از اين کار بپرهيزند.» ۲۶ اين دو شان نزول هيچگونه منافاتي با هم ندارند و ممکن است آيه در مورد هر دو دسته نازل شده باشد که يکي ناظر به پاکي معنوي و ديگري ناظر به مرغوبيت مادي و ظاهري است. ۲۷

 از آنجا که بعضي از مردم عادت دارند هميشه از اموال بي ارزش و آن چه تقريباً از مصرف افتاده و قابل استفاده خودشان نيست، احسان کنند و اين گونه احسان علاوه بر اين که سود چنداني به حال نيازمندان ندارد، يک نوع اهانت و تحقير نسبت به آن ها است و موجب تربيت معنوي و پرورش روح انساني نيز نمي باشد، اين جمله صريحا مردم را از اين کار نهي مي کند و آن را با دليل لطيفي همراه مي سازد و آن اين که شما خودتان حاضر نيستيد اين گونه اموال را بپذيريد، مگر از روي کراهت و ناچاري؛ پس چرا درباره برادران مسلمان و از آن بالاتر خدايي که در راه او انفاق مي کنيد و همه چيز شما از او است، راضي به اين کار مي شويد.

در حقيقت، آيه به اين نکته لطيف اشاره مي کند که انفاق در راه خدا، يک طرفش مومنان نيازمندند و طرف ديگرش خدا است و با اين حال اگر اموال پست و بي ارزش انتخاب شود، از يک سو تحقيري است نسبت به نيازمندان که ممکن است علي رغم تهيدستي مقام بلندي از نظر ايمان و انسانيت داشته باشند و روح شان آزرده شود و از سوي ديگر بي ادبي نسبت به مقام پروردگار است. ۲۸

۳) احسان بدون منت: سومين اصلي که در باب احسان و نيکوکاري بايد درنظر گرفته شود، دوري از منت گذاري و پرهيز از آزار و اذيت است. احسان و نيکوکاري اگر با آزار و اذيت و منت گذاري همراه باشد، هيچ سودي به حال انسان نخواهد داشت. خداي سبحان مومنان را مورد خطاب قرار داده، مي فرمايد: «يايها الذين ءامنوا لا تبطلوا صدقتکم بالمن و الاذي کالذي ينفق ماله رئاء الناس و لا يومن بالله و اليوم الاخر فمثله کمثل صفوان عليه تراب فاصابه وابل فترکه صلداً لا يقدرون علي شيء مما کسبوا و الله لايهدي القوم الکفرين ۲۹؛

اي کساني که ايمان آورده ايد! بخشش هاي خود را با منت و آزار، باطل نسازيد! همانند کسي که مال خود را براي نشان دادن به مردم، انفاق مي کند و به خدا و روز رستاخيز، ايمان نمي آورد. [کار او] هم چون قطعه سنگي است که بر آن، قشر نازکي از خاک باشد و بذرهايي در آن افشانده شود و رگبار باران به آن برسد [و همه خاک ها و بذرها را بشويد] و آن را صاف [وخالي از خاک و بذر] رها کند. آن ها از کاري که انجام داده اند، چيزي به دست نمي آورند و خداوند، جمعيت کافران را هدايت نمي کند.» از امام صادق(ع) روايت شده است که«هر کس به مومني احسان کند، پس از آن او را با سخن ناهنجار خود برنجاند و يا بر او منت گذارد، صدقه خود را باطل کرده است.» ۳۰

در حديث ديگري آمده است: «رسول خدا(ص) از براء بن عازب پرسيد که اي براء! وضع مالي مادرت چگونه است؟ براء مردي دست و دل باز بود و زن و فرزندش را ازنظر مالي خوب تأمين مي کرد. رسول خدا(ص) مي خواست بداند رفتار او با مادرش چگونه است؟ براء عرضه داشت: وضع بسيار خوبي دارد. رسول خدا(ص) فرمود: خرج کردن براي اهل و اولاد و خادم، صدقه است، بايد متوجه باشي که با منت نهادن و اذيت کردن آنان، اجر اين صدقه را باطل نکني.»(۳۱)

از مجموع مطالبي که بيان شد، اهميت و جايگاه احسان و نيکوکاري و نقش آن در زندگي فردي و اجتماعي و دنيا و آخرت انسان ها روشن مي شود؛ چرا که احسان و نيکوکاري باعث تعديل ثروت در جامعه شده و نظام طبقاتي را از بين مي برد، دوستي و صميميت را بين افراد جامعه، ايجاد نموده و آمرزش گناهان انسان را سبب شده و در نتيجه سعادت و عاقبت به خيري انسان هاي نيکوکار در دنيا و آخرت را تضمين مي نمايد و باعث محبوبيت او در پيشگاه خداوند مي شود. آثار ياد شده در صورتي نصيب انسان خواهد شد که رسيدگي و کمک به انسان هاي نيازمند براي رضاي خداوند باشد و از ريا و خودنمايي و آزار و اذيت و منت گذاري جداً پرهيز شود.

 

پي نوشت ها:
۱- مفردات راغب- ذيل واژه حسن.
۲- الکافي، کليني، تهران، دارالکتب الاسلاميه، چاپ چهارم، ج۱، ص۵۱.
۳- سوره بقره؛ آيه ۵۸.
۴- سوره آل عمران، آيه ۱۳۴.
۵- ر،ک فرهنگ قرآن، اکبر هاشمي رفسنجاني، ج۲، ص ۴۰۷.
۶- سوره فضلت، آيه ۳۴.
۷- سوره آل عمران، آيه ۱۴۸.
۸- سوره نحل، آيه۳۰.
۹- بحارالانوار، مجلسي، لبنان، مؤسسه الوفا، ۱۴۰۴، ج۹۳، ص ۱۶۲.
۱۰- نهج البلاغه، حکمت ۳۱۹.
۱۱- سوره بقره، آيه ۱۹۵.
۱۲- ترجمه مکارم شيرازي.
۱۳- ر،ک: تفسير نمونه، مکارم شيرازي، ج۲، ص ۳۸.
۱۴- النوادر، راوندي، قم، مؤسسه دارالکتاب، ص ۳۰.
۱۵- تفسير نمونه، مکارم شيرازي، ج۲، ص ۳۸.
۱۶- سوره هود، آيه ۱۱۴.
۱۷- سوره زمر، آيه ۳۴و ۳۵.
۱۸- سوره بقره، آيه ۲۷۴.
۱۹- سوره نمل، آيه ۸۹.
۲۰- سوره بقره، آيه ۱۹۵، سوره آل عمران، آيات۱۳۴و ۱۴۸، و سوره مائده، آيات ۱۳و ۹۳.
۲۱- سوره توبه، آيه ۵۳و ۵۴.
۲۲- الکافي، کليني، تهران، دارالکتب الاسلاميه، چاپ چهارم، ۱۳۶۵، ج۴، ص ۳۳.
۲۳- سوره آل عمران، آيه۹۲.
۲۴- سوره بقره، آيه ۲۶۷.
۲۵- وسائل الشيعه، حر عاملي، قم، مؤسسه آل البيت، چاپ اول، ۱۴۰۹ ق، ج۹، ص ۴۶۷.
۲۶- تفسير مجمع البيان، ذيل آيه، ج۲، ص ۶۵۵.
۲۷- تفسير نمونه، ج۲، ص ۳۳۱.
۲۸- تفسير نمونه، ج۲، ۳۳۳.
۲۹- سوره بقره، آيه ۲۶۴.
۳۰- ترجمه الميزان، ج۲، ص ۶۱۸.
 ۳۱- الميزان، ج۲ ص ۶۱۷.

تهيه و تنظيم : محمد آصف عطايي

 

يكشنبه 20 مرداد 1392 - 9:13


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری