چهارشنبه 26 مهر 1396 - 20:0
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

داود خسروي

 

بازگشت به سنت ها

 

نگاهي به گروه فيلمسازي فيلم تلويزيوني «داستان کوتاه زندگي»( مسعود کرامتي) به مناسبت پخش از شبکه تهران


مسعود کرامتي(کارگردان داستان کوتاه زندگي) متولد ۱۳۳۵ در تهران است. وي فارغ التحصيل رشته هنرهاي نمايشي از دانشکده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران در سال ۱۳۶۴ است. کرامتي در زمينه هاي بازيگري، تهيه وتوليد، دوبله، فيلمنامه نويسي،کارگرداني، موسيقي فعاليت کرده است. او فعاليت در تئاتر را در سال ۱۳۵۸و فعاليت در تئاتر عروسکي را در سال۱۳۶۰ آغاز کرد.

 شروع فعاليت سينمايي کرامتي با فيلم شهر موش‌ها (محمدعلي طالبي و مرضيه برومند) به عنوان عروسک‌گردان و دستيار کارگردان در سال ۱۳۶۳ مي باشد. کرامتي داماد پري اميرحمزه و باجناق امين تارخ است.

کرامتي درباره کم‌کاري اش در زمينه بازيگري مي گويد: «بخشي از کار بازيگر که به او ربطي ندارد؛ يعني بايد انتخاب شويد، بخش ديگرش هم اين است که (بي رودربايستي) پيشنهادها گاهي خيلي جالب نيستند و دوست ندارم هر کاري را بکنم. من در بازيگري سخت گيرترم تا کارگرداني.

...تعداد بازي هاي من از سال ۱۳۶۸ که وارد اين کار شده ام، خيلي محدود است. شغل اصلي ام کارگرداني است و گاهي يک سال درگير يک سريال مي شوم و در اين زمان امکان اين نيست که سر کار ديگري حاضر شوم. بنابراين زمان زيادي از اين بيست سال را درگير کارهاي خودم بوده ام. همين ها باعث شده هيچ وقت به عنوان بازيگر حرفه‌اي شناخته نشوم.

...الان فکر مي‌کنم بايد بيش‌تر بازي مي‌کردم. حتماً. اما نشده. شايد... شايد يکي از دلايلش اين باشد که وقتي در «مجنون» بازي کردم، فارغ از اين که خوب بازي کردم يا نه، کسي روي من به عنوان«جوان اول»حساب نمي‌کرد؛ چون نه فيزيک مناسبي داشتم، نه قد و قواره و قيافه‌اي که مناسب سينماي تجاري باشم و مشخصات يک ستاره را داشته باشم. من اين جوري نبودم و حالا هم نيستم...سينماي ما از همان سال ها، به سمتي رفت که در آن «چهره ها» اهميت بيش‌تري پيدا کردند. بعضي از اين چهره ها، بازيگران خوب و توانايي نشان دادند و بعضي نه، اما جاي زيادي براي ما نماند.»

کرامتي درباره اينکه آيا در کارگرداني به جايگاهي که مي خواسته رسيده است، مي گويد: «...نمي‌خواهم همه‌اش را بيندازم گردن شرايط موجود، اما يک بخش مهمش واقعاً همين است. قصه هايي را که دوست داشتم بسازم هيچ گاه نتوانستم بسازم. چندتايش در خانه مان دارد خاک مي‌خورد.

گاهي آن ها را ورق مي زنم و با حسرت نگاه شان مي‌کنم. بعد از مدتي، به اين نتيجه رسيدم که ننوشتن کار عاقلانه‌تري است. چون وقت مي گذاشتم و زورم مي‌آمد از اين که مي ديدم ساخته نمي شوند. چون بايد سانسور مي شد، تهيه کننده پيدا نمي‌کرد و مناسب گيشه تشخيص داده نمي شد و ... دليل دوم تنبلي خودم است. براي اين که قصه هاي محبوبم را بسازم، حتماً به اندازه کافي تلاش نکردم.»

کرامتي در مورد اينکه آيا زمان نوشتن فيلم نامه به بازي در آن هم فکر مي کند، مي گويد: «نه، هيچ وقت. من تا حالا فقط در دو تا از کارهايم بازي کرده‌ام؛ يکي کودکانه بود و ديگري اپيزودي از سريال پزشکان. در اين دو کار هم به تشويق اطرافيانم بازي کردم. زياد دوست ندارم اين دو حرفه را هم زمان تجربه کنم.

يک بار نصرت کريمي اين حرف ها را از من شنيد و پرسيد: «پس فکر مي کني من در فيلم هايي که ساخته ام بد بازي کرده ام؟» گفتم نه، منظورم شما نبوديد و حکم صادر نمي‌کنم. من اين ريختي‌ام. ممکن است حساسيتم بي خود باشد. مگر وودي آلن و کلينت ايستوود در فيلم هاي شان بد بازي مي‌کنند؟»

فيلم تلويزيوني داستان کوتاه زندگي با نام قبلي تابلوي اعلانات ساخته مسعود کرامتي و محصول گروه علمي و فرهنگي سيمافيلم است. اين تله فيلم در ابتدا قرار بود به کارگرداني شهرام شاه حسيني توليد شود ولي در نهايت براي توليد به مسعود کرامتي سپرده شد.

تله فيلم«داستان کوتاه زندگي» داستان معلمي بازنشسته را روايت مي کند که براي ديدن فرزندانش از يکي از شهرهاي شمال کشور به تهران مي آيد. زني سنتي و در عين حال با مولفه هاي امروزي که مناسبات مکانيزه دنياي معاصر را چندان بر نمي تابد او نخست ميهمان دخترش مي شود، دختر مجرد است و به فراخور روحياتش که متاثر از پديده اپيدمي شده «پايتخت نشيني» نيز هست ارتباط عاطفي خود را با آدمهاي اطرافش قطع کرده و روابط او تنها به فضاي شغليش منحصر مي شود. 

مادر تلاش مي کند تا آرام آرام اين وضعيت را تلطيف کند . فضاي خانه را تغيير مي دهد و در را بر روي همسايگان مجتمع آپارتماني مي گشايد که البته در آغاز چندان هم خوشايند دختر نيست اما رفته رفته با فضاي جديد ارتباط برقرار مي کند. زن پس از اين سرو سامان نسبي زندگي دختر به ديدار پسرش مي رود .

پسر که مدتهاست رابطه سردي با خواهر دارد در عين حال در آستانه جدايي از همسر است . اما با آمدن مادر همه چيز تغيير مي کند . مادر تصميم مي گيرد با پس اندازي که دارد براي فرزندانش خانه اي مشترک تهيه کند و آنها را وادار کند تا اين ديوار سرد را بشکنند.....  او  در نهايت عازم شهر خود مي شود و فرزندان  تازه  درمي يابند که مادر به بيماري حاد قلبي مبتلاست...  

محمدرضالطفي درباره داستان کوتاه زندگي در روزنامه جام جم مي نويسد: «اين فيلم ساختار بدي ندارد و تفکر پشت آن، بر شيوه روايت قصه نشسته است. اتفاقا کرامتي با شيوه خود و بخوبي از پس توليد اين فيلم تلويزيوني برآمده است. بازي‌ها هم يکدست است، اما مشکل عمده اين است که متاسفانه اين کار هم مانند بسياري از ديگر کارهاي تلويزيوني، بدون توجه به قواعد ساختاري فيلم تلويزيوني ساخته شده است.

 از سوي ديگر، شايد اين‌گونه انديشيده شده که چون در اينجا مثل سينما، بحث گيشه مطرح نيست، پس مي‌توان دغدغه جذب مخاطب را حذف کرد يا جدي نگرفت؛ در حالي که اتفاقا، يک کار تلويزيوني به ريتم، تحرک و يک موتور محرکه قوي براي جذب مخاطب نياز دارد، چرا که بايد تماشاگر را سرگرم کند. اما اين فيلم، هيچ‌کدام از مولفه‌هاي ذکر شده را ندارد، بسيار کند و کم‌تحرک است و سوژه‌اش هم بارها به تصوير کشيده شده است. ضمن آن که با همين سوژه تکراري (مادري فداکار که از شهرستان به تهران مي‌آيد و تصميم به حل مشکلات فرزندانش مي‌گيرد)، کاملا کليشه‌اي برخورد شده است.

البته مسعود کرامتي دچار اشتباهي نشده و فيلم خود را ساخته، اما مديوم و قواعد آن را اشتباه گرفته است. بايد پذيرفت اين نوع فيلم‌ها و استفاده از اين دست فرم‌هاي ساختاري، در سينما و در بخش فيلم‌هاي خاص و فرهنگي بيشتر جا مي‌افتد.»

عواملي که در ساخت تله فيلم «داستان کوتاه زندگي» همکاري داشته اند، عبارتند از: نويسنده فيلمنامه: فروغ فروهيده، تهيه کننده: بهروز خوش رزم، تصويربردار: مسعود کراني، تدوينگر: عليرضا فرساد، صدابردار: عليرضا غفاري‌نژاد، دستيار برنامه‌ريز: عليرضا سميعي، منشي صحنه: مهرنوش هاشمي، طراح گريم: رضا رادمنش، مدير توليد: منوچهر رهنما، طراح صحنه و لباس: مهري عطايي. بازيگران: آهو خردمند، بهناز جعفري و مهدي احمدي و ...

 

سه‌شنبه 15 مرداد 1392 - 13:42


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری