جمعه 3 آذر 1396 - 7:11
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

نيما نوربخش

 

سريالي با مضموني تربيتي و پندآموز

 

گزارشي از نشست مطبوعاتي سريال «مادرانه»


نشست سريال مادرانه در حالي برگزار شد که نويسنده آن تأکيد کرد تا به حال نوشته هايش کمترين مميزي را داشته‌اند و تهيه کننده نيز به سکانس‎هايي اشاره کرد که اگر در سريال ديگري بود، مميزي مي‌شد همچنين درباره دلايل انتخاب نام سريال و نقدهايي كه به آن شده توضيحاتي ارائه شد.

به گزارش خبرگزاري مهر، نشست مطبوعاتي سريال مادرانه با حضور جواد افشار کارگردان، سعيد نعمت الله نويسنده، محمدرضا شفيعي تهيه کننده، خشايار موحديان تدوينگر، عباس غزالي، شقايق فراهاني و هستي مهدوي بازيگران عصر چهارشنبه 9 مرداد ماه در موسسه وصف صبا برگزار شد.

نعمت الله در اين نشست در پاسخ به اين انتقاد که مادرانه نسبت به کارهاي قبلي او يک قدم به عقب است، اظهار کرد: نبايد هر کار فرد بهتر از کار قبلش باشد مگر ما خودرو توليد مي کنيم که خودروي بعديمان امکانات جديدتري داشته باشد. هر کار من لحن و حال خودش را دارد و داراي نقاط ضعف و قوت خودش است.

 

سريال معمايي نمي‌نويسم

وي در خصوص گره گشايي و گره افکني در سريال توضيح داد: من هيچوقت سريال معمايي ننوشتم و اين بخش موضوع مورد علاقه من نيست، علاقه اي ندارم مدام تماشاگر را سورپرايز کنم بلکه  مي خواهم آدم ها کنار هم باشند و حرف هايي در اين ميان زده شود بنابراين چيزي براي مخفي کاري ندارم.

وي همچنين در اين باره که شخصيت ها اغراق شده اند، اظهار کرد: از هملت تا آثار کنوني عنصر اصلي آثار نمايشي غلو است، آدم هاي سريال هاي من هم خاکستري هستند. همان طور که «تا ثريا» به کارگرداني سيروس مقدم زني چادري را ديديم که به چه حال و روزي مي افتد اما مثلا ً کاراکتر اردلان غلو ندارد اما اغراق در شخصيت نايب را مي پذيريم.

پلنگ صورتي بارها توسط يک ماشين له مي‌شود و يا در يک مجموعه‌ي نمايشي آدمي از بلندي خودش را پايين پرت مي‌کند و يا اينکه دو نفر که دشمن هم بوده‌اند عاشق هم مي‌شوند در نتيجه من از غلو همه استفاده‌هايم را مي‌کنم.

اين نويسنده ادامه داد: من تلاش مي کنم قصه هر قسمت يک وجب جلو برود. شايد براي برخي از منتقداني که تند تند آثار را مي بينند و تند تند مي نويسند تا به فوتبال شان برسند قصه ما کند مي گذرد.

نمي شود گفت ما چون حرف زده ايم پس قصه نداشته ايم و يا چون قصه گفته ايم حرفي نداشتيم کاراکتر بايد حرف بزند و اينها لازم و ملزوم هم و عناصر يک درام هستند.

نعمت الله يادآور شد: گاهي در يک اثر قصه محور قرار دارد، گاهي شخصيت محور است و ترکيب سنجيده و درست اين عناصر دراماتيک است که اثري را خلق مي کند.

 

لحظاتي از سکوت در مادرانه

همچنين افشار کارگردان سريال نيز در اين رابطه اظهار کرد: مادرانه به اندازه نشان مي دهد و به اندازه حرف مي زند اتفاقاً ما لحظات بسياري بدون حرف و سرشار از سکوت داريم که با رفتار، ميزانسن و فضاسازي قصه را در اين لحظه ها جلو برده ايم اما اگر لازم بوده حرفي بزنيم آن را گفته ايم.

وي تاکيد کرد: نويسنده در اين سريال نقشه راه داشته است و ما به اقتضاي داستان پيش رفته ايم.

شفيعي نيز در اين راستا اظهار کرد: المان‌هاي نمايش اجزايي هستند که سريال را شکل مي‌دهند؛ قصه، پرداخت مناسب، مفهوم و ... گاهي در يک سريال انرژي روي قصه گويي مي‌افتد و گاهي پرداخت‌هاي مناسب يا شخصيت‌هاي جذابي مي‌بينيم.

 

قصه را نمي توان با رمان مقايسه کرد

نعمت الله نيز با اشاره به کاراکترهاي جليل و اردلان يادآور شد: اردلان در باشگاه کشتي جليل شاگردي مي‌کرده است بنابراين طبيعي است که اکنون در جايگاه‌هاي اجتماعي متفاوت شباهت‌هاي بيشتري با هم داشته باشند.

قصه رمان نيست، مثل کوري ساراماگو يا صد سال تنهايي مارکز که بتواني بگويي خوب بود يا بد بود، قصه متريالي چون موسيقي، تصوير و ... نياز دارد. فيلمنامه با ديگر عناصر است که کامل مي‌شود.

وي افزود: تاريخچه شعر به قبل برمي‌گردد. بنابراين اگر شعري بخوانيم مي‌توانيم بگوييم خوب بود يا بد بود. ما از ابوسعيد و حافظ و مولانا داشته‌ايم تا شاملو و نيما و... بنابراين قضاوت در اين زمينه آسان‌تر است. اما هنر نمايش به دليل کم سن و سال بودن چنين شرايطي ندارد.

وي ادامه داد: عمر اين صنعت آنقدر زياد نيست که بگوييم فلان فيلمنامه يا سريال اشتباه است يا خير. در آثار نمايشي تلويزيوني و سينمايي سليقه اتفاق اصلي است. هر کسي سليقه خودش را دارد و بر اين اساس حرف مي‌زند.

 

قصد رقابت نداشتيم

افشار در ادامه در خصوص رقابت بين سريال هاي رمضاني اظهار کرد: ما قصد رقابت نداشتيم. خوشحاليم که مخاطب اکنون سريال را دوست دارد. ساعت پخش هم فرقي نمي کند وگرنه سريال ما در ساعت يک و نيم شب که در شبکه تماشا بازپخش مي شود هم بيننده دارد.

شفيعي نيز در اين خصوص گفت: گذشته از ژانر يک اثر و زمان پخش آن، کيفيت کار است که مخاطب به دنبال آن مي گردد. اگر ما ذره اي هم کم فروشي کنيم نبايد توقع داشته باشيم بيننده پاي کار بماند.

 

سومين بار است با مادرم همبازي مي شوم

در ادامه فراهاني درخصوص همبازي شدن با مادرش در اين سريال تصريح کرد: من سال 59 در صحنه تئاتر با مادرم همبازي بودم. در عرصه تصوير نيز فيلم سينمايي «مهره» را داشتم که در يک سکانس با پدر و مادرم بازي مي کردم.

وي در خصوص شباهت زندگي کاراکتر مريم به زندگي خودش گفت: نمي خواهم وارد زندگي شخصي ام بشوم. به هر حال تمام ما در خانواده هايمان شاهد اعتياد جوانان هستيم، بچه هاي طلاق داريم و در ميان اقوام و فاميل چنين چيزهايي را تجربه کرده ايم.

در مادرانه به جاي محکوم کردن يک معتاد، به زيبايي نشان داده مي شود که چه اتفاقي مي افتد يک جوان به طرف بزهکاري، خلاف و ستيزه جويي مي رود.

فراهاني تأکيد کرد: ما در اين سريال پدري را مي بينيم که پدر بودن را در خرج کردن مي بيند و رابطه اي با فرزندان خود ندارد.

 

گزيده کاري اجباري

پس از اين، عباس غزالي که با دو سال وقفه پس از وضعيت سفيد در يک سريال ديگر بازي کرده است، درباره اين حضور توضيح داد: مادرانه اتفاق خوبي بود. من مديون بسياري از دوستانم هستم. در اين مدت تلاش کردم با وسواس کار کنم، انرژي فراواني دارم، خيلي دوست دارم کار کنم اما اين روند بايد سنجيده اتفاق بيفتد. بنابراين به ناچار گزيده کار بودم و دو سال پيشنهادات را رد کردم.

وي ادامه داد: پنج سال پيش اتفاق خوبي در زندگي هنري من افتاد و در سريال رستگاران با سيروس مقدم و سعيد نعمت الله همکاري کردم. با اين سريال زندگي هنري من تغيير کرد و خدا حرف دلم را شنيد.

مادرانه هم اتفاق شيريني است چون احساس مي‌کنم نتيجه خوبي از صبوري ام گرفته ام. با افشار نيز پيش از اين در فيلم تلويزيوني «همان نور معروف» کار کرده بودم و اميدوارم جواب اعتمادشان را داده باشم.

همچنين موحديان تدوينگر سريال درباره عدم پخش ترانه احسان خواجه اميري در نخستين قسمت توضيح داد: خواجه اميري چند اتود زد که سرانجام يکي مقبول افتاد و ميکس و تدوين شد. اما نتوانستيم قسمت اول آن را پخش کنيم.

نعمت الله درباره ربط وفاداري به الگوهاي از پيش تعيين شده‎اي چون انتخاب اسم اردلان و ظاهر خاص براي يک شخصيت منفي و انتخاب اسم محمدجواد و ظاهر خاص ديگر براي يک شخصيت مثبت و عنصر مميزي، تصريح کرد: اگر قرار بود اسم شخصيت اصلي ما که يک رانت خوار است عباس باشد که همه کفن مي پوشيدند و به خيابان مي آمدند. اين يک مميزي قديمي است.

 

نبايد از مميزي غر بزنم

وي ادامه داد: البته نبايد درباره مميزي غر بزنم چون کارهاي من همواره کمترين مميزي را داشته اند. روي هم شايد در حد 7، 8 دقيقه و چند ديالوگ از کارهايم حذف شده باشد که همواره آنها را در صفحه شخصي ام در فضاي مجازي منتشر مي کنم. برخي مميزي ها هستند که طي 34 سال عادي شده اند و من با ديالوگ ها آنها را يادآوري کرده ام.

شفيعي نيز در اين زمينه به مميزي هاي شناخته شده اشاره و تأکيد کرد: ما امشب سکانسي داريم که اگر در هر سريال ديگري بود مشمول مميزي و سانسورهاي اجتماعي مي شد اما اتفاقا اين سکانس بايد در اين سريال قرار مي گرفت. چون نقطه زوم ما چيز ديگر و نگاه تربيتي است.

اين تهيه کننده تصريح کرد: تلويزيون موظف است اثري توليد کند که از بچه پنج ساله تا پيرمرد 70 ساله بتوانند آن را ببينند. اما همين امشب سکانسي مي بينيد که در آن بچه از جيبش مواد بيرون مي آورد. ما اين را نشان مي دهيم و بعد صحنه ديگري نشان مي دهيم که تاثيرش را مي بينيم و بيننده قانع مي شود.

 

اگر اسم سريال «پدرانه» بود...

نعمت الله نويسنده آثاري چون جراحت و شيدايي در ادامه يادآور شد: واقعا مميزي کاري به اين کار نداشته و نبايد غر بزنيم. اگر قرار بود مميزي صورت بگيرد بايد اردلان به عنوان يک ضدقهرمان درسته از کار حذف مي شد. او تمام خصوصيات يک مادر را ايفا مي کند. مطمئنم که اگر اسم سريال را پدرانه انتخاب مي کرديم با آن مخالفت مي کردند.

فراهاني در ادامه گفت: مادرانه در ديالوگ ها و محتوايش به مخاطب احترام مي گذارد. اين سريال به شعور ملت ايران احترام گذاشته است. متاسفانه سريال ها در چند سال اخير گوش شنونده را به ساده انديشي عادت داده اند اما در اين سريال سواد و فرهنگ مردم در نظر گرفته شده و سعي کرديم آنها را ارتقا دهيم.

نعمت الله نيز به انتقاد از منتقدان پرداخت و تأکيد کرد: من در ميان مردم نظراتي متفاوت از نظرات منتقدان مي شنوم. اصلا من بيشتر منتقدان را نمي شناسم.

اما شقايق فراهاني با اين همه کار و خانواده يا دکتر سلطاني را مي شناسم که بي تعارف ترين افراد براي نقد آثارم هستند و حب و بغضي هم ندارند. من انتقادپذير هستم اما از کساني که قبولشان داشته باشم.

وي درباره حميد نعمت الله نيز گفت: او هياهو ندارد وگرنه اتفاقات ديگري برايش رخ مي داد. در سال هاي پس از انقلاب کدام سريال به کيفيت وضعيت سفيد توليد شده؟

 

احترام به بزرگتر در مادرانه

همچنين افشار در اين باره اظهار کرد: کدام سريال بوده که متن نمايشي اش به اندازه ما پر مغز و سرشار از محتواي آموزنده بوده است؟ ما در اين سريال براي مشکلات زن و شوهر و پدر و فرزند راهکار ارائه مي کنيم.

در اين اثر نمايشي احترام به مادر و پدر را فراوان مي بينيد. زن بالغ 40 ساله اي که به تصميم و نظر پدرش احترام مي گذارد. دختري را مي بينيم که ناهنجاري از خود بروز مي دهد و ما تلاش کرده ايم ريشه يابي درست و دقيقي از شرايط او داشته باشيم.

وي افزود: وقتي کار نمايشي عنوان مناسبتي پيدا مي کند، نيازمند آموزه هاي ديني است، محتواي غني و پرمغزي که مخاطب لحظه به لحظه از آن دريافت مثبت داشته باشد و در لحظه لحظه اين سريال مضامين پندآموزانه ارائه مي شود. اما من متاسفم براي مخاطبي که با اين وجود سر و ته شدن تلفن همراه يک کاراکتر برايش اهميت دارد.

نعمت الله در اين زمينه گفت: البته سريال منشي صحنه دارد، کارگردان دارد، من به عنوان نويسنده سر صحنه بودم. ما هم به نوبه خود مقصريم. دم هرکسي اين را ديده و نوشته گرم. آدم دقيقي بوده. مادرانه در اندازه من و افشار بود. من بهتر از هر کسي به نقاط ضعف و قوت خود واقفم.

 

هدفمان سرگرمي و باقي چيزها اشانتيون است

وي افزود: اولين هدف مادرانه سرگرمي است و اگر توانسته حرفي بزند که احساسات کسي را برانگيزد يا حس دختري را نسبت به پدرش تغيير داده و .... اين اشانتيون کار بوده است. مثل اينکه مي نويسند: باشگاه فرهنگي و ورزشي! باشگاه ورزشي است و شايد گوشه اش يک کار فرهنگي هم بتوان  انجام داد.

اين نويسنده تصريح کرد: سريال ما 70، 80 درصد بيننده داشته است. شايد سازمان به اين نتيجه رسيد که اثر ما مخاطب نداشته يا مي تواند کسي را بياورد که اين مخاطب را 90 درصدي کند.

در ادامه شفيعي به فردي اشاره کرد که قرار بوده به عنوان مشاور در کار حاضر باشد اما اين همکاري ميسر نشده و حالا او يادداشتي در يکي از رسانه ها گذاشته که مردم در نظرات به او پاسخ داده اند.

 

همسن رها بودم تنها اعتياد نداشتم

هستي مهدوي بازيگر نقش رها نيز در سخناني گفت: دخترها در يک سني در مقطع دبيرستان همه شبيه هم مي شوند. خود من در مقايسه با رها تنها چيزي که نداشتم اعتياد بود!

وي ادامه داد: براي نزديک شدن به بحث اعتياد هم مردي از کمپ ترک اعتياد آمده بود و مرا در اين زمينه راهنمايي کرد. من از بين نقش هايم دو تا را از همه بيشتر دوست داشتم که رها يکي از اين دو بود.

اين نشست در دقايق نزديک اذان مغرب با گرفتن چند عکس يادگاري به پايان رسيد.

 

يكشنبه 13 مرداد 1392 - 11:44


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری