شنبه 29 مهر 1396 - 8:34
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

بابك راكخواه

 

بومي‌سازي برنامه‌هاي فرهنگي در اولويت سازمان تبليغات اسلامي است

 

آغاز تصدّي شما در پست معاونت امور فرهنگي از چه زماني بود و بفرمائيد در اين چند سال با مشکلات و چالشهاي کاري چطور مواجه شديد؟

اينجانب در سال 1386، مسئوليت معاونت امور فرهنگي و تبليغ را برعهده گرفتم و فعاليت خود را آغاز نمودم. با توجّه به مطالعاتي که بر روي اين بخش از سازمان تبليغات اسلامي صورت گرفت، يکي از مشکلات جدّي که وجود داشت، مختلط بودن وظايف ستاد و صف با يکديگر بود که در ابتدا فعاليت‌هاي هر بخش را تعريف کرديم، يعني وظايف صف که رسيدگي به فعاليت‌هاي استان‌ها و شهرستان‌ها بود را با فعاليت‌هاي ستاد که شامل سياست‌گذاري، اعلام رويکردها، رصد کلان فعاليت‌هاي فرهنگي،‌‌‌‌ اعلام خط مشي، نظارت بر روند فعاليت و ارزيابي آنها، ايده‌پردازي در حوزة فرهنگي براي فعاليت‌هاي فرهنگي در استان‌ها بود را از يکديگر مجزّا نموديم و اين اولين اقدام در اين معاونت بود.

دومين اقدامي که در معاونت صورت گرفت، لاغر کردن حجم بدنه نيروي انساني در معاونت بوده است. کثرت نيروي انساني، توانمندي نيست. با مطالعاتي که انجام داديم حجم بالاي نيروي انساني در حوزة تصميم‌گيري و ستادي را از 110 نفر به 68 نفر رسانده تا با نيروي انساني محدود، کارشناس و چابک اين معاونت را پيش ببريم که توانستيم دانش، علم و اطلاعات مديريت نيروها را در بحث‌هاي کارشناسي و کارگروه‌ها با کمک اساتيد و صاحب‌نظران ارتقا داده و منابع انساني موجود در معاونت را به صورت کيفي و مطلوب بهره‌مند سازيم. هم‌چنين نيازهاي کارشناسان به ابزارو ملزومات که نوعي دغدغه براي معاونت محسوب مي‌شد را با تلاش و همکاري معاونت اداره مالي برطرف ساختيم و در اختيار کارشناسان قرار گرفت تا در امر مديريت به سهولت به فعاليت بپردازيم.

 

 شما اهم فعاليتهاي معاونت امور فرهنگي و تبليغ را ستادي، نظارتي و يا اجرايي ميدانيد؟

معاونت در حال حاضر چابکي و چالاکي در آن وجود دارد و اکثر فعاليت‌ها وجهه ستادي دارد. در معاونت به اين نتيجه رسيديم که برنامه‌هاي فرهنگي را براي تمام کشور نمي توان يکسان ديد، لذا برنامه‌ها بايد بومي محور شده و اطلاعات استاني و شهرستاني در آن لحاظ گردد. هر استاني بر اساس شرايط خاص منطقه‌اش برنامه‌ريزي فرهنگي داشته باشد و معاونت با اعلام سياست‌ها و رويکرد‌ها و رصد مسائل فرهنگي به آنها کمک نمايد تا در مسير صحيح حرکت کنند.

 

 بحث بوميسازي برنامههاي فرهنگي را پيش کشيديد، من در فرمايشات و سخنرانيهاي مختلف شما بارها به تأكيد شما بر اين نکته برخورد کردهام، چه تعريف و تلقّياي نسبت به اين مهم داريد؟

بومي‌سازي برنامه‌هاي فرهنگي در اولويت سازمان تبليغات اسلامي است. تلاش معاونت فرهنگي سازمان در بررسي برنامه‌هاي فرهنگي بومي در مناطق مختلف کشور است. به‌طور مثال استان‌هاي مرزي كشور همواره در تيررس تهاجمات فرهنگي دشمنان بوده است، نبايد توان دشمن را ناديده گرفت چون از هر فرصتي براي لطمه زدن و هجوم به فرهنگ ما استفاده مي‌كند. سعي بر اين بوده است تا با برنامه‌ريزي‌هاي مناسب و سياست‌گذاري صحيح تصميمات درستي را در اين راستا گرفته شود.

 

 گروه مناطق ويژه معاونت امور فرهنگي گسترش کلان بخشي از اين سياست را عهده داري ميکند، شکل حرکت و سياستگذاريهاي گروه را چگونه مي بينيد؟

گروه مناطق ويژه به اقتضاي شرايط روز شکل گرفته و متناسب با آن برنامه‌ريزي صورت مي‌گيرد. يکي از حوزه‌هاي فعال آن، حوزة اهل سنّت است که مناطق مشترک سنّي و شيعه‌نشين را شناسايي کرده تا سازمان تبليغات اسلامي با آگاه‌سازي مردم اين مناطق توسط معلّمين، اساتيد دانشگاه، علماي شيعه و سنّي و اقشار تأثيرگذار، ترفندها و توطئه‌هاي تفرقه‌برانگيز دشمن را خنثي ‌کنند. مسئوليت فرهيختگان و متصدّيان امور فرهنگي شيعه و سنّي در چنين مناطقي بيش از گذشته سنگين‌تر است. بايد مراقبت‌هاي لازم را در حوزة فرهنگ داشته باشند. كه اين امر در فعاليت‌هاي گروه مناطق ويژه با انجام برنامه‌هاي فرهنگي در قالب برگزاري كارگاه‌هاي آموزشي، گفتمان‌هاي ديني، پاسخ‌گويي به سئوالات جوانان و فعاليت‌هاي فرهنگي مستمر که از سوي سازمان تبليغات اسلامي تدارك ديده شده است مي‌تواند بخشي از مراقبت‌هاي لازم را به عمده بگيرد. بخش ديگر فعاليت اين گروه شناسايي مذهب‌هاي نوظهور و نهله‌هاي کاذب عرفاني است که توسط غرب به کشورهاي اسلامي روانه مي‌شود تا افکار عمومي را تحت تأثير قرار دهند. سازمان تبليغات اسلامي با اين پديده‌ها و معضل‌ها با شناسايي و آشنا‌سازي جامعه از نحوة فعاليت آنها، با اين پديده به ‌صورت علمي برخورد مي‌کند. دامنة فعاليت اين بخش‌ها در سراسر کشور، مراکز علمي، آموزشي، کانون‌هاي جمعيتي بوده که در حال حاضر بسيار فعال هستند. با نشست‌هاي علمي و کارگاهي و گفتماني ويژه، مناطق را مورد آسيب‌شناسي قرار داده و با حضور در آن مناطق مسائل را تبيين مي‌کنند. دامنة فعاليت اين بخش‌ها در سراسر کشور بوده منتها مراکز علمي، آموزشي و کانون‌هاي جمعيتي در الويت قرار دارد که در حال حاضر بسيار فعال است.

 

 روند فعاليتهاي گـروه منـاطق ويژه را چقدر در تحقّق اهدافش موفّق ميدانيد؟

فعاليت‌هاي دوستان را در اين بخش‌ها بسيار موفّق ارزيابي مي‌نمايم. از جمله فعاليت‌هاي آن در بخش قوميت‌گرايي است که دشمن به آن دامن زده است و با ايجاد فرقه و انحراف وارد مي‌شود. بايد تأكيد کرد فضيلت مسلمان به تقوا است نه به رنگ و نژاد و البته از وظايف اين گروه روشنگري مردم است که مراقب باشند تحت تأثير دشمن قرار نگيرند. تبيين و فهم صحيح و درست از مسائل حرکتي است در جهت رد فعاليت‌هاي دشمن است که همواره سرمايه‌گذاري‌هاي بلندمدّت بر اختلافات قومي داشته است. البته تنوّع قوميت‌ها يک مزيت براي جمهوري اسلامي ايران بوده است، اما در جهت شناخت و پيش‌برد روحية ايراني اطلاع‌رساني درست و به موقع و برملا کردن ترفند‌هاي دشمن از فعاليت‌هاي بسيار موفّق اين گروه است که خوشبختانه توفيقات بسيار خوبي داشته ايم.

ادياني که در قانون اساسي به رسميت شناخته شده، همه مورد احترام هستند اما برخي از اديان در دنيا وجود داشته که در قانون اساسي کشور ايران به رسميت شناخته نشده است. مشترکاتي بين اين اديان مي باشد و فرقه‌هايي که در ميان اديان رسمي شکل گرفته است، دشمن از طريق نفوذ به آنها مشکلاتي را به بار مي‌آورد که گروه مناطق ويژه با برنامه‌هاي مشترکي بين ما و ديگر اديان رسمي براي مقابلة فرهنگي با فرقه‌هاي غيررسمي اديان با بسترسازي در برابر چنين هجمه‌هاي دشمن ايستادگي کرده است تا دشمن نتواند در ميان اين اديان نفوذ کند. همچنين در برابر فرقه‌هاي انحرافي موجود در اين اديان، با بسترسازي توسط اقشار تأثيرگذار فعاليت‌هاي مؤثري در اين زمينه‌ها داشته است.

 

يکي از دفاتر معاونت امور فرهنگي «دفتر تشكّلهاي ديني و مراکز فرهنگي» است که در دورة مديريت شما، طرح موفّق «ساماندهي 50 هزار تشكّل ديني» را پايهريزي و اجرا کرده است که اوج بروز نتايج عملي اين کار در مراسمهاي عزاداري از سال 1387 به بعد توانست نمود پيدا کند، نگاه ارزيابانة شما در اينباره چطور است؟

معتقدم فعاليت‌هاي فرهنگي را نبايد تصدّي‌گري کرد، با توجّه به قابليت‌هايي که در بخش مردمي در زمينة فعاليت‌هاي فرهنگي وجود دارد، بايد اين قابليت‌ها کشف شود و اين امور به خود مردم واگذار گردد، تا از ظرفيت‌هاي کلان مشارکت مردمي استفاده بهينه شود. اما در ساية مديريت و نظارت، تا در مسير صحيح خود قرار گيرد. در اين راستا دفتر تشكّل‌هاي ديني و مراکز فرهنگي عهده‌دار اين امر گرديد که خواستگاه اساسنامة سازمان تبليغات اسلامي بوده که به تأئيد مقام معظّم رهبري رسيده است، و معاونت در اين خصوص وظايف خود را عمل مي‌کند.

زماني که مطرح مي‌گردد تشكّل‌هاي ديني، منظور هيأت‌هاي مذهبي، انجمن‌هاي اسلامي، کانون‌هاي فرهنگي، تبليغي، مداحان و مؤسسات فرهنگي بوده که در وزارت کشور به ثبت رسيده است و در سطح استاني يا ملّي به فعاليت مي‌پردازند و بخش تخصّصي به حوزة مأموريتي سازمان فرهنگي تبليغات مرتبط است و براي تحقّق پيدا کردن اين وظايف مجموعه‌هاي مرتبط را در کشور ساماندهي و سازماندهي کرديم تا به‌خوبي به وظايف خود عمل کنند.

مساجد و هيأت‌هاي مذهبي در حوزه دين و معارف و همچنين باورهاي ديني جامعه تأثيرگذارند که در امر ساماندهي و سازماندهي نقش اساسي را ايفا مي‌کنند. لذا ابتدا مساجد و هيأت‌هاي مذهبي در کشور شناسايي و ساز و کاري برايشان فراهم گرديد و اساسنامه و شرح وظايفي براي آن تعريف و مجوّزي تحت عنوان شوراي هيئات مذهبي در هر شهرستان انتخاب گرديد که در حقيقت اين شورا حلقة وصل هيأت‌هاي مذهبي و سازمان تبليغات است و وظيفة آنها، اجرا و عملياتي نمودن سياست‌ها و خط مشي سازمان در بدنة هيأت‌هاي مذهبي است. اين شوراي مذهبي به نوبة خود شوراي هيئات مذهبي استاني و سپس شوراي هيئات مذهبي کشوري را شکل داد. در حال حاضر هيئات مذهبي شناسايي شده حدود 52‌هزار تشكّل ديني در سراسر کشوراست.

 

 ميخواهيم از نحوة عملياتي شدن و روند مديريت اين طرح بيشتر بدانيم.

براي ساماندهي،هدايت و ارتقاي شوراي هيئات مذهبي تعيين ساختاري لازم بود. با توجّه به نياز تأمين و تغذية محتوا، تهيه و توزيع نشريه علمي، جلسات توجيهي با شخصيت‌هاي بزرگ کشوري و برگزاري همايش‌ها اطلاعات را دريافت و از طريق شبکه شکل گرفته هيئات مذهبي اجرايي کرده‌ايم.

فعاليت ديگري که براي انجمن‌هاي مذهبي نيز صورت گرفت، سازماندهي آنان در کشور بود که داراي اتحاديه، کارگران، ادارات و محلات بودند و اين اتحاديه‌ها يک شوراي هماهنگي اتحاديه اسلامي را در استان‌ها شکل داده و وظايفي براي آنان تعريف گرديد.

در بخش مداحان،50 هزار مداح در کشور شناسايي گرديد که بخش عظيمي داراي پرونده شدند. براي بالا بردن دانش و فرهنگ مبلّغين و مداحان، با پيش‌بيني نظام آموزشي، مداحان از سوي کانون مداحان منظّم شدند که در 34 آموزشگاه، تحت اين نظام آموزشي‌، آموزش ببينند که اثربخشي اين موضوع در شبکه‌هاي عزاداري و مناسبات مذهبي كاملاً مشهود گرديد. در همين زمينه «ستاد ساماندهي شئون فرهنگي در مناسبت‌هاي مذهبي» که با مجوّز شوراي عالي انقلاب فرهنگي به تصويب رسيد و به سازمان تبليغات اسلامي ابلاغ گرديد؛ سازمان اين مسئوليت را بر عهده گرفت و در کنار ديگر دستگاه‌هاي فرهنگي همانند صدا و سيما، نهاد نمايندگي ولي فقيه در دانشگاه‌ها، وزارت فرهنگ و ارشاد، نقش بسيار ارزشمندي در حرکت فرهنگي داشته‌اند که در حال حاضر با تصميم‌گيري‌هاي مناسب در سراسر کشور عملياتي مي شود.

 از جمله فعاليتهاي برتر معاونت امور فرهنگي و تبليغ، پيگيري ساخت خانههاي عالم بوده است که پيشرفت خوبي داشته است. اُفقي که شما به عنوان مدير در اينباره داريد، چيست؟

نياز به داشتن خانة عالم در تمام مناطق احساس مي‌شد. بايد مبلّغ در هر منطقه‌اي با خانواده‌اش بتواند به تبليغ ديني مشغول باشد و بدون داشتن دغدغة مسکن و سرپناه به تبليغات ديني بپردازد که اين طرح به حضور دکتر خاموشي رياست محترم سازمان رسيد که ايشان نيز اين طرح را پذيرفتند. در ابتدا روند پيشرفت اين طرح با کندي همراه بود، اما با قرار گرفتن در مسير برنامه‌ريزي شده موفّق گرديد. چشم‌انداز ما براي ساخت خانه‌هاي عالم در اُفق 1404، بيش از 12‌هزار و 624 مورد است که با توکّل به خداوند حرکت خواهيم کرد.

از آسيب‌هايي که طي طرح با آن مواجه شديم، زماني بود که خانه‌هاي عالم آماده مي‌شدند و تازه با کمبود عالم روبه‌رو مي‌شديم؛ که در اين راستا حوزه‌هاي علميه موظّف شدند به تربيت عالم مشغول شوند و در کنار آن، معاونت فرهنگي مناطق مورد نياز را شناسايي مي‌نمود. در حال حاضر بيش از سه‌هزار خانة عالم ساخته شده است که نشان مي‌دهد در اين حرکت شتاب خوبي داشته‌ايم.

 

 شما از جمله معاونين سازمان هستيد که به طور منظّم و برنامهمند سفرهاي استاني و بازديد از دفاتر و ادارات استاني داريد، سيري که اين روند منظّم طي کرده است را چطور ميانديشيد؟

مسئولين حوزه مرکزي مسئوليتشان تنها مربوط به ساختمان‌هاي محل استقرار نمي‌باشد، اين مسئوليت مربوط به سراسر کشور است. به همين منظور استان‌هاي کشور سهمي را در مسئوليت‌هاي حوزه مرکزي دارند که حتما بايد بهره‌مند شده و بتوانند از وقت آن مسئولين استفاده کنند. براي اين‌که تصميم درست و سياست‌گذاري منطقي صورت گيرد نياز است که حوزه‌هاي عملياتي شناسايي شود، بر اين اساس سفر‌هاي تيمي طراحي شد و تمامي مديران کل با معاون فرهنگي در سفرهاي متوالي به استان‌ها رفته و گروه‌هاي هدف را شناسايي و با آنها رو ‌در رو وارد گفت‌وگو مي‌شود و وضعيت فرهنگي استان‌ها مورد بررسي قرار مي‌گيرد که خوشبختانه با برنامه ويژه‌اي که داشتيم دو دوره سفر صورت گرفت، که بنا است در هر سال به 15 استان سفر تيمي داشته باشيم و از 15 استان دعوت داشته ‌باشيم. که به دنبال اين مسئله شاهد هستيم که کارشناسان و تصميم‌گيران با شناخت نسبتاً خوبي که از استان‌ها پيدا کرده‌اند مي‌توانند در راهبردها و تصميم‌گيري‌ها موفّق عمل نمايند. اميد است که اين سفر‌ها ادامه داشته باشد که آثار فراواني به همراه دارد.

 

 چه تمهيداتي براي ارتقـاي رابطه بين معاونت و دفاتر استانـي انديشيدهايد؟

تمهيداتي براي روابط ميان معاونت فرهنگي کل با دفاتر استاني صورت گرفته که شامل: 1)شاخص‌هاي تعيين‌شده براي کارشناسان استان‌ها 2) سفرهاي استاني و نشست‌هاي کارشناسي 3) ايجاد و برگزاري کارگاه‌ها در استان‌ها 4) استفاده از فناوري‌هاي ارتباطي (پيامک، ايميل، تلفن، ويدئو کنفرانس) از جمله تمهيداتي است که براي روابط بين معاونت و دفاتر استاني صورت گرفته است.

 

 تعاملات برونسازماني که معاونت شما در اين فاصله زماني داشته است در تفاهمنامههاي اين معاونت با ديگر نهادها و دستگاههاي کشوري متجلّي گشته است، با توجّه به اينکه حجم اين تعاملات در دوران تصدّي شما بسيار پُررنگ است، نگاه شما در انجام اين مهم چيست؟

کارگروهي در کشور ما چندان جايگاهي نيافته چون تجربه‌هاي جدّي و مستمر در چنين حوزه‌هايي نشده است و در حال حاضر در گام‌هاي اول از فعاليت‌هاي گروهي قرار داريم.

ارگان‌ها، نهادها و حتّي بخش‌هاي خصوصي با اتّکا به منابع مالي، انساني و عقل و درايت مجموعه خود برنامه‌هايي را براي خود تدوين نموده که بر اساس آن به تنهايي به فعاليت مي‌پردازند.

خوشبختانه طي سال‌هاي اخير تصميم‌گيران حوزه‌هاي مختلف و همين‌طور حوزة فرهنگي به اين نتيجه رسيدند که مي‌شود با هماهنگي، همکاري و ايجاد تفاهم با بخش‌هاي مختلف در نوع فعاليت‌هاي فرهنگي هم‌افزايي به‌وجود آورند و از ظرفيت‌هاي همديگر بهره‌مند گردند. به همين جهت معاونت فرهنگي به فرهنگ‌سازي اين موضوع پرداخت و با دستگاهاي مختلف نظام که زير مجموعه دولت و رهبري هستند تفاهم‌نامه همکاري صورت گرفت. در اين راستا معاونت فرهنگي اهدافي را چون «شناسايي ظرفيت‌هاي دستگاه‌ها، شناسايي مزيت نسبي دستگاه‌ها و هم‌افزايي» دنبال کرد. مزيتي که تفاهم‌نامه‌ها داشتند ايجاد کار گروهي، ايجاد هم‌افزايي، شناسايي دستگاه‌ها از هم، مشخّص شدن مزيت‌هاي نسبي هر دستگاه و همچنين حذف موازي‌کاري بوده است.

 

 ارزيابي شما از اين تفاهمنامهها چگونه است؟

در تفاهم‌نامه‌هاي بين سازمان تبليغات اسلامي و ديگر دستگاه‌ها در حوزة فرهنگ، آثار و نتايج مثبتي به ‌وجود آمد ولي همان‌طور که عنوان کردم در گام‌هاي اوليه اين مسئله قرار داريم. در حوزة معاونت فرهنگي مي‌توانم به سه شکل از امضاي تفاهم‌نامه‌ها اشاره کنم؛ بخشي از اين تفاهم‌نامه‌ها در اين معاونت بستر‌سازي شده و به امضاي رئيس هر دو دستگاه رسيده است، به عنوان مثال امضاي تفاهم‌نامه بين رياست سازمان تبليغات اسلامي و رياست سازمان صدا و سيما. بخش ديگري از اين تفاهم‌نامه‌ها به امضاي حوزة معاونت فرهنگي و مسئول هم‌تراز دستگاه ديگر رسيده است. و بخش سوم نيز به امضاي رئيس دستگاه‌ها و معاونين مربوطه رسيده است. همان‌طور که شما هم اشاره کرديد حجم اين تفاهم‌نامه‌ها در معاونت فرهنگي بسيار بوده که به‌صورت گزارشي در دفتر امور فرهنگي قرار دارد. به‌عنوان نمونه‌اي از اين تفاهم‌نامه‌ها مي‌توان به تفاهم‌نامه امضا شده سازمان تبليغات اسلامي با سازمان فنّي و حرفه‌اي کشور اشاره کرد که به ‌موجب آن براي صد مجموعه شبانه‌روزي دانش‌آموزان فنّي و حرفه‌اي، صد روحاني براي تبيين فعاليت‌هاي مذهبي و ديني در اين مراکز مستقر گرديدند تا قشر جوان در حال تحصيل در اين مراکز به راحتي در حوزة باورهاي ديني، اعتقادات و مسائل شرعي تربيت شوند. که در اين راستا سازمان تبليغات تفاهم‌نامه‌اي هم با حوزة علمية قم داشت که مبلّغ مورد نياز سراسر کشور را تأمين کند. تمامي تفاهم‌نامه‌ها با مفاد و مصاديق آن، كاملاً دقيق گردآوري شده است که همگي آثار و فوايد بسيار موفّقي داشته است.

 

  از سال 1387 تا کنون معاونت امور فرهنگي و تبليغ جهت افزايش توانمندي نقش و اختيار مديريت فرهنگي در دفاتر استاني، انتخاب معاون فرهنگي استان توسط اين معاونت به مديران کل تبليغات اسلامي استانها واگذار گرديد. براي انجام چنين تصميمات ساختاري چه توجيح و توضيحي داريد؟

 قبل از هر چيز بايد مطرح کنم که چنين تصمياتي در حقيقت اصلاًح يک فرايند مديريتي و اجرايي است. قبل از ورود اينجانب به حوزه معاونت، معاون فرهنگي استان‌ها توسط مديران کل معرفي مي‌شدند که پس از بررسي معاونت و احراز صلاحيت به استان‌ها ارجاع داده مي‌شد و سپس حکمي از طرف سازمان صادر مي‌گرديد. و اين موضوع، با مسئوليتي که به استان‌ها داده شده است در تعارض بوده و يک بازدارندگي را در روند فعاليت‌هاي استان ايجاد خواهد کرد و همچنين انجام اين مسئله فرآيندي شش‌ماهه تا دوساله را طي مي‌کرد. مطالعات ما نشان مي‌داد اين شيوة جذب، انتصاب و انتخاب توفيقات لازم را به همراه نمي‌آورد. لذا هرگونه اختياراتي که در انتخاب مديران براي استان‌ها براي معاون فرهنگي وجود داشت به تمامي مديران کل تفويض شد. به اين صورت مديران کل مي‌توانند به صلاح‌ديد خود مديران فرهنگي مجموعه خود را انتخاب و حکم را صادر کنند تا بخشي از اين روند طولاني و جاري در معاونت به سهولت ختم شود. در حقيقت اين مسائل يک فرايند اجرايي است. به عنوان نمونه روحانيوني که در مناطقي در سراسر کشور به صورت بلندمدّت مستقر مي‌شوند و به ترويج شئون فرهنگي در منطقه مي‌پردازند که به همين منظور در حوزة علمية قم دفتر جذب گزينش برپا بود که اين دفتر براي جذب و صلاحيت روحانيون مستقر از سوي وزارت اطلاعات و دادگاه انقلاب اسلامي استعلام مي‌گرفت که اين پروسه شش‌ماه تا يک سال طول مي‌کشيد و البته پس از استعلام‌گيري و تحقيق، معاونت فرهنگي که مطالبه‌اي براي اين امر داشت نيز حکمي براي صلاحيت اين روحاني صادر و به استان‌ها ابلاغيه مي‌زد که اين کار به نوبة خود زمان زيادي را در معاونت به خود اختصاص مي‌داد. معاونت با برنامه‌اي اين پروسه را کوتاه نمود و ملاک صلاحيت روحاني را در مدرک تحصيلي، اشتغال در حوزة علميه و تأييديه از سوي استاد اين روحاني مشخّص کرد. لذا آن فرآيند طولاني قطع شد و دفتر جذب گزينش نيز تعطيل گرديد و بنا شد هر استاني از روحاني مورد نياز خود را از همان استان جذب کند و ديگر نيازي به استعلام‌گيري از سازمان‌هاي ديگر نبود؛ ولي رونوشتي ازحکم روحاني مستقر، به حوزة معاونت فرهنگي ارسال مي‌شود که ارزيابان و بازرسان ما در مناطق مشخّص به نظارت مي‌پردازند. اصلاًح فرآيند، کاهش حجم کار، رفع سرگرداني روحانيون، کاهش اتلاف زمان و افزايش تعداد روحانيون مستقر از هزار نفر طي يک دهه به دوهزار نفر از نتايج اين طرح است که بسيار شتاب خوبي پيدا کرده است.

 

 در خصوص نحوة سياستگذاريها در دفتر امور فرهنگي توضيح دهيد؟

همان‌گونه که در بخش‌هاي مختلف حوزه فرهنگي و تبليغ تحوّلاتي صورت گرفته است، تحوّلاتي نيز در دفتر امور فرهنگي به‌وجود آمده که مجموعه اينها معاونت فرهنگي را تشکيل مي‌دهند و در حقيقت بخشي از وظايفي که در حوزة معاونت دنبال مي‌شود در دفتر امور فرهنگي تبيين مي‌شود. فعاليت‌هاي بسيار مهم و فراواني از سوي دفتر صورت مي‌گيرد که به ‌طور مثال گروه برنامه‌ريزي مراسم و مناسبت‌هاي اسلامي است. اين گروه در برابر مناسبت‌هايي که در کشور وجود دارد دو نوع برخورد مي کند: الف) تصدّي‌گري ب) مديريت مناسبت‌هاي مذهبي که بيشترين اعمال در اين مورد است. مناسبت‌هاي مذهبي مانند: سالگرد ارتحال امام خميني(ره)، دهة فجر، عيد بزرگ مبعث، عيد غدير و مراسم اعتکاف است که نياز به فرهنگ‌سازي دارند که بيشتر برنامه‌ها، راهبردها و وقت را متوجّه خود مي‌کنند. اين بخش به‌طور خيلي جدّي در کشور فعال است مانند مراسم اعتکاف که يک سنّت مبارک نبوي است که طي ساليان دور در کشور مردم از آن تا حدودي غفلت کرده بودند که سازمان تبليغات اسلامي اين سنّت را احيا کرد و امسال شاهد بوديم که ششصدهزار نفر در چهارهزار مسجد در سراسر کشور مراسم اعتکاف را به‌جاي آوردند. در حقيقت ساماندهي و سياست‌گذاري‌ها مناسب بود که توانست اين کار را رونق و رشد دهد و بنا بر فرمايش مقام معظّم رهبري «اعتکاف يکي از ريشه‌هاي انقلاب اسلامي است» که معاونت توانست در اين‌باره موفّق عمل کند. در ديگر مناسبت‌ها نيز با راهبردها و سياست‌هاي منطقي، برگزاري اين مناسبت‌ها را توسعه و گسترش دهد.

 

 گفتمان ديني که از طرحهاي موفّق اين معاونت است از مجموعه فعاليتهاي همين دفتر محسوب ميشود، چقدر روند عملياتي اين طرح را موفّق ميدانيد؟

شيوة تبليغات چهره به چهره را شيوه نافذي مي‌دانيم که در دنياي امروز هنوز هم کارکرد خودش را دارد. ما با نگاه به شيوة تبليغات چهره به چهره، سعي کرديم مدلي امروزي‌تر را براي تبليغ انتخاب کنيم و طرح گفتمان‌هاي ديني مطرح گرديد که يک روش كاملاً نوين است. به اين طريق که مبلّغين ديني اعم از اساتيد حوزة علميه و دانشگاه‌ها از اين شيوه استفاده مي‌کنند و در کانون‌هاي جمعيتي که بيشتر جوانان در آنها حضور دارند، در دبيرستان‌ها، دانشگاه‌ها و برخي مساجد بحث‌هايي که در الويت آن منطقه است را عنوان کرده و نظر مخاطبين را جلب مي‌کنند و به‌ صورت كاملاً مشارکتي به نتيجه مي‌رسند. در حقيقت گوينده و شنونده هر دو در بحث شريك هستند. گفتمان‌هاي ديني تحوّل بسيار عظيم در شيوة تبليغات چهره به چهره در کشور بوده است. اين در حالي است که در زمان‌هايي تعداد گفتمان‌هاي ما محدود بود اما امسال به عدد هجده‌هزار گفتمان در سراسر کشور خواهيم رسيد که بنابر اين نياز دبيرخانه‌اي داير گرديد که سؤالات جوانان را دريافت و دسته‌بندي نموده و به‌ عنوان بانک سؤالات ديني آماده کرده است و در سامانه قرار گرفته شده واز سوي صاحبان فکر و پژوهشگران حدود بيست جلد در موضوعات مختلف چاپ شده که در سطح بسيار وسيع در جامعه عرضه خواهد شد و دبيرخانة گفتمان ديني اين موضوع را پيگيري مي‌کند.

 

طرح تربيت خطيب از ديگر طرحهاي موفّق و تأثيرگذار اين معاونت است، به عنوان يک مدير فرهنگي روند عملياتي اين طرح را چگونه ميبينيد؟

در اين کشور خطباي بسيار بزرگي زندگي مي‌کرده‌اند. در دورة ما هم خطباي بسيار بزرگي وجود دارند که يا به دليل پا به سن گذاشتن يا به دلايلي ديگر از عرصة خطابه کنار رفته‌اند، جامعه هم نمي‌تواند در عرصة خطيب خالي بماند، در همين راستا طرحي در سال 1385 (که مورد تأييد رياست سازمان تبليغات نيز گرديد) ارائه شد که افراد توانمند در امر خطابه اعم از مرد يا زن در استان‌ها شناسايي شوند. تعداد بيست الي سي نفر در هر استان دوره‌هاي شش‌ماهه را گذراندند. اين افراد توانمند با يک فرآيند مدون و مشخّص از بين مجموعه شبکة تبليغ استان انتخاب شده و توانمندسازي مي‌شوند و در حوزه‌هاي علوم رفتاري، ارتباطات و روان‌شناسي آموزش مي‌بينند. الزاماً هر کسي که در اين دوره‌ها شرکت مي‌کند خطيب نمي‌شود ولي در هر استان اندک افراد هم از دل اين تعداد انتخاب شوند، کفايت مي‌کند. در کل اين طرح بسيار موفّق و مورد استقبال قرار گرفته و نتايج بسيار خوبي داشته است.

 

 معاونت امور فرهنگي و تبليغ در راستاي تحقّق اهداف برنامههاي سند چشمانداز 1404 چه نظري دارد؟

سند چشم‌انداز در کشور ما مهم‌ترين سندي است که تمام بخش‌هاي کشور و نظام به آن اهميت مي‌دهد. براي به‌ تحرير در آوردن اين سند خيلي تلاش شده و کارهاي کارشناسي و علمي بر روي آن صورت گرفته است. جهت تحقّق اين سند بايد آحاد مردم با آن آشنا گردند و هر ايراني افق 1404 را براي خود ترسيم نمايد. وظيفة شبکه‌هاي فعال اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي کشور است که اطلاع‌رساني را انجام دهد در اين راستا معاونت فرهنگي در شبکة تبليغ خود در مناسبت‌ها به مردم سند را تشريح نموده است و همچنين تشكّل‌هاي ديني مأموريت يافته که در خصوص سند، برنامه‌هاي خود را اعلام کنند. در بدنة سازمان جلسات توجيهي براي اين امر برگزار گرديد تا سازمان با راهبردهاي سند آشنا شود. در حوزة فرهنگ و تبليغ اُفق‌هايي طراحي شده که احساس مي‌کنيم که اگر با اين برنامه‌ريزي‌ها حرکت کنيم، قطعاً به اُفق‌هاي سند چشم‌انداز 1404 دست خواهيم يافت.

 

 در پايان ميخواهيم بدانيم معاون امور فرهنگي و تبليغ سازمان تبليغات زمان کاري خود را چطور تقسيم ميکند؟

اوقات کاري‌ام را به سه قسمت تقسيم مي‌کنم: بخشي متعلّق به استان‌ها، بخشي مربوط به دستگاه‌هاي هم‌سطح يا ستاد‌هاي بالاتر که در بيش از هشتاد ستاد، شورا و کارگروه ملّي حضور داشته و در مصوّبات شرکت مي‌نماييم، بخش ديگر مربوط به کارهاي جاري و کاري و مراجعات صرف مي‌کنم.

 

يكشنبه 13 مرداد 1392 - 11:43


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری

 

از اين نويسنده يا گزارشگر