شنبه 3 تير 1396 - 8:11
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمدرضا صادقي

 

شعر علوي يکي از شاخه هاي پربرکت شعر آييني است

 

رضا اسماعيلي از شاعران تواناي معاصر است که در حوزه شعر آييني آثار فراواني دارد و در اين بخش علاوه سرودن اشعار زيبا و دلنشين، تحقيقات و پژوهش هاي گسترده اي هم انجام داده که حاصل آن در چند کتاب به قلم اين شاعر چاپ و منتشر شده است. وي درباره نقش رمضان در شعر فارسي هم نظرات خواندني دارد. اسماعيلي معتقد است، ماه صيام در ادبيات پارسي و به ويژه شعر شاعران پارسيگو تبلور ويژهاي دارد و برکات اين ماه پرفيض هم در شعر و ادب پارسي کامال نمايان است.

در گفت و گوي زير، رضا اسماعيلي، شاعر و پژوهشگر به بررسي جايگاه رمضان و برکات آن در ادبيات ايران زمين پرداخته است که با هم صحبت هاي اين شاعر آييني را مرور مي کنيم.

 

 

اولين شاعراني که درباره ماه رمضان شعر گفته اند چه کساني بودند و اصولا تاريخچه شعر رمضان به چه دوره اي از شعر فارسي مي رسد؟

از زمان رودكي تا كنون و با شكل گيري ادب پارسي، آثاري با موضوع رمضان در شعر شاعران بزرگ فارسي زبان مسلمان ديده مي شود؛ براي مثال، فردوسي از اولين شاعراني بود كه مفهوم رمضان در آثارش وجود دارد. ناصرخسرو از ديگر شاعراني است كه به موضوع رمضان توجه داشته و در ديوان اشعارش شعرهايي با اين موضوع يافت مي شود. همچنين مولانا ، شاعر و عارف بزرگ ايراني، از ديگر شاعراني است كه مي توان موضوع رمضان را در اشعارش رصد كرد؛ از جمله مثنوي معروفي كه هر سال در لحظه معنوي افطار از صدا و سيما پخش مي شود: اين دهان بستي دهاني باز شد / تا خورنده لقمه هاي راز شد / چند خوردي چرب و شيرين از طعام / امتحان كن چند روزي در صيام.

 

ماه مبارک رمضان و فرايض عبادي آن چه اندازه در ادبيات فارسي و به ويژه شعر کشورمان تاثير داشته است؟

از ديرباز تا به امروز ادبيات پارسي همواره متاثر از رمضان و بــه ويژه قرآن کريم که در اين ماه بر پيامبر اکرم(ص) نازل شده، بوده است و شاعران پارسي زبان مسلمان همواره سعي کرده اند با سرودن شعر به ساحت قرآن، ماه ميهماني خدا و همچنين مولي اميرالمومنين(ع) که در اين ماه به شهادت رسيده اند، ابراز ارادت کنند. شاعران مسلمان در سروده هايشان به آيات وحياني قرآن توجه زيادي دارند و از آنها بهره هاي فراواني گرفته اند. همچنين رمضان به اشکال مختلف در شعر پارسي تبلور يافته و باعث به وجود آمدن اشعار رمضانيه شده است.

 

منظورتان همان اشعاري است که رمضان و اتفاقات مهم آن را محور قرار مي دهد؟ 

بله، در واقع شاعر در رمضانيه سعي دارد ماه رمضان، برکات آن، نزول قرآن و حوادثي سترگ مانند شب هاي قدر و ضربت خوردن و شهادت امام علي(ع) را محور قرار دهد. شاعران همچنين سعي دارند با بهرهگيري از فضائل اين ماه پربرکت، اشعاري عرفاني و اخاقي را بسرايند و جامعه را به سوي چنين ارزش هايي دعوت کنند. شهادت اميرالمومنين علي(ع)در اين ماه انگيزهاي شده تا شاعران مسلمان پارسي زبان درباره شخصيت واالي ايشان شعر بسرايند که اين اشعار با عنوان شعر علوي زيرمجموعه شعر آييني قرار مي گيرند. در واقع، شعر علوي يکي از شاخه هاي پربرکت شعر آييني است و موضوعاتي را که مورد توجه قرار مي دهد، شــامل منقبت حضرت امير(ع)، به تصوير کشيدن زواياي مختلف شهادت ايشان و مباحثي درباره گفتار و کردار والاي امام علي(ع)در تاريخ اسلام است. يکي ديگر از موضوعات مورد توجه شاعران در شعر رمضانيه، دعوت جامعه به خويشتنداري و پرهيز از منکرات و احياي ارزش هاي ديني نظير اکرام ايتام است. شاعران مسلمان پارسي زبان در اشعارشان مردم را به يتيم نوازي و همچنين نيکوکاري و همدردي با مسکينان فرا مي خوانند و در اين راه، واقعا خوش مي درخشند.

 

از نگاه شما پيشتاز شعر رمضانيه کدام شاعر است؟ 

اگر بخواهم به شاعري که اشعارش درباره ماه رمضان بسامد بيشتري دارد اشاره کنم، بايد از حافظ و ديوان خواجه شيراز نام ببرم، زيرا چندين غزل با محور رمضان و روزه دارد. البته حافظ در اشــعارش علاوه بر بيان برکات ماه رمضان، خوشحالي خودش را از به پايان رسيدن اين ماه عزيز و فرا رسيدن عيد فطر بيان و با رندي کامل سعي مي کند به مسلماناني که اندک نقابي از ريا بر چهره زده اند و با تمسک به شرايع ديني سعي دارند خودشان را موجه نشان دهند، طعنه بزند. البته شاعران ديگري هم هستند که توجه زيادي به ماه رمضان در اشعارشان دارند، مانند مولوي که در مثنوي معنوي و حتي ديوان شــمس نمونه هايي از اين توجه را مي توان ماحظه کرد. فردوسي، عطار و برخي شاعران ديگر هم در اين حوزه تاش هــاي فراواني کرده اند اما همانطور که گفتم، فعاليت حافــظ در اين ميان داراي بسامد بيشتري است.

 

آيا نظري درباره عملکرد شاعران و اديبان متاخر و معاصر در اين حوزه داريد؟

به سختي مي توان در اين باره نظر داد. البته مرتضي اميري اســفندقه در اين راســتا کتابي تحليلي نوشته و در آن تمامي اشــعار مرتبط با ماه رمضان را که از ديرباز تاکنون ســروده شدهاند، بررسي و تحليل کرده است. در اين کتاب حتي بحث هاي جالبي درباره رمضان گريزي و رمضان ستيزي عده کمي از شاعران پارسي گو آورده شده اســت. آنها در واقع، شاعراني بزمي و درباري بوده اند که چون با فرارسيدن ماه رمضان دچار سختي هايي مي شدند، شعرهايي مي سرودند و آرزو مي کردند که اين ماه پربرکت زودتر تمام شود تا زندگي آنان به روال عادي بازگردد! درباره عملکرد شاعران معاصر در شعر رمضانيه هم بايد گفت که اغلب در کليات به اين موضوع پرداخته اند. به عنوان مثال، درباره عيد فطر، فطريه گفته اند و با شعر به استقبال اين عيد بزرگ رفته اند. همچنين درباره منقبت حضرت علي(ع)شعرهاي فراواني گفته اند.

 

با توجه به اين که بيان ارزش هاي ماه صيام در شعر شاعر موضوع ارزشمندي اســت، به نظر شما اين ارزش ها تا چه اندازه بر تزکيه نفس خود شــاعران تاثيرگذار بوده است؟ 

شايد بهترين سندي که مي توان براي تاثير معنويت بر شــعر شاعران آورد، اين بيت عطار باشد که ميگويد:«ذکر بايد گفت تا فکر آورد/ صد هزاران معني بکر آورد.» شاعران بزرگ معتقدند که اگر شاعر اهل راز و نياز نباشد، نمي تواند شعر تاثيرگذار بسرايد. نکته جالب اينکه براي اکثر شــعراي بزرگ تاريخ ما از عنوان حکيم و عارف استفاده شده و بسياري از آنان اهل کشف، شهود و اشراق بوده اند و با خودشان خلوت داشتهاند. شايد گوهرهايي که شاعران بزرگ در قالب شعر عرضه کرده اند، حاصل تزکيه نفس و همچنين مشارطه، مراقبه و محاسبه نفس آنان بوده است.

آنان خودشان را مي سنجيدند و به خودشان تلنگر مي زدند تا اگر در مسيري غير از مسير بندگي حق گام برمي دارند، خودشان را اصاح کنند. به نظر من، شــعر يک فرشته غيبي است که دست شاعر را مي گيرد و او را به سمت ارزش هاي انساني هدايت ميکند. پس غيرممکن است که کسي تعلق به شعر فاخر داشته باشد و اهل تزکيه نفس نباشد. امروز هم افرادي در حوزه شعر موفق اند که متاثر از ارزش هاي اسلامي باشند.

 

تاثير کلام حق بر شعر و شاعران پارسي گو را با توجه به اين که رمضان به بهار قرآن معروف است چطور ارزيابي مي کنيد ؟

اين موضوع را مي توان از دو زاويه بررسي کرد. نخست، تاثيرات فردي و ساختاري قرآن کريم بر زبان شاعران و دوم، از نظر محتوايي و معنوي. از ديدگاه نخست، اساسا بســياري از آرايه هاي ادبي و کامي يا صنايع لفظي و معنوي مانند مراعات نظير، جناس، ايهام و... شعر پارسي برگرفته از ساختار شکلي و کامي قرآن کريم است. به اين معنا که خداوند رحمان در قرآن کريم با فاخرترين کام، مفاهيم الهي را به پيامبر اکرم(ص) القا کرد و ايشان هم اين مفاهيم را به مسلمانان رساندند. قرآن کريم ضرباهنگ زيبايي دارد که تا اندازه زيادي به چينش هنرمندانه کلمات و آيات آن مربوط مي شود.

اکثر آيات قرآن کريم مقفي اند و از بسياري از صنايع ادبي مانند ايهام و جناس برخوردارند. تمامي اين ها باعث الهام گرفتن شاعران از قرآن مي شود و حشر و نشر مستقيم و غيرمستقيم با قرآن بر اهل ادب تاثير فراواني مي گذارد. از ديدگاه دوم يعني از نظر محتوايي و معنوي هم بايد گفت قرآن کريم کتاب هدايت اســت و همگان را به سوي رستگاري هدايت و توصيه مي کند و با آوردن مثال هاي بسيار ملموس و گاهي هم از طبيعت و حيوانات نظير مورچه، فيل، عنکبوت و زنبور عسل، انسان را به سوي حق رهنمون مي سازد. طبيعتا شاعراني که با قرآن کريم حشر ونشر دارند، مثا هر روز يک صفحه يا يک آيه از قرآن را قرائت مي کنند، از تاثيرات معنوي کام خداوند بي نصيب نخواهند ماند.

در بين شاعران نمونه هاي اين چنيني زياد ديده مي شود، مانند آنجا که شاعر مي گويد: »بسم الله الرحمن الرحيم/ هست کليد در گنج حکيم.» گاهي هم ديده مي شــود که شاعر خود متن آيه يا چند کلمه از آن را در شــعر خود استفاده مي کند و همه اين ها نشانه تاثيرپذيري از قرآن کريم است. جالب اينکه در چنين جرياني، وجود خود شاعر هم سرشار از نور مي شود و در نتيجه، کامي که از قلب اين شاعر بيرون مي آيد، کامي انسان ساز اســت.

انسان وقتي مثنوي معنوي را مطالعه مي کند، گويي قرآن کريم را با يک واسطه مي خواند. اينکه حافظ به لسان الغيب مشهور مي شود، نتيجه تاثيرات او از قرآن است، شاعري که ديوان شعرش در اغلب خانه ها در کنار قرآن وجود دارد. در واقع، غزليات حافظ پاکي خودشان را از قرآن وام گرفته اند و خواننده اشعار حافظ مي تواند آن را لمس کند. ترکيبات قرآني دست شاعران را مي گيرد و حافظ که قرآن را با ۱4 روايت مي داند، از همه بيشتر تاثير گرفته است.

 

شنبه 12 مرداد 1392 - 14:40


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری