يكشنبه 2 مهر 1396 - 23:1
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان تهران

 

عدالت اجتماعي در حکومت علوي

 

مسئله عدالت از دير باز جزو مهمترين مباحث بشر و اديان الهي و انديشمندان سياسي بوده است.

حاکميت عدالت را مي توان به عنوان بزرگترين هدف از تشکيل حکومت اسلامي تلقي کرد.

بعثت انبياء و رهبران الهي و تشريع اديان به منظور تحقق قسط و عدل با مفهوم وسيع کلمه در نظام حيات انسان بوده است.

بحث عدل از مباحث گسترده و پردامنه در فرهنگ اسلام است و چرا چنين نباشد که هر چه هست وام دار عدل هستي بخش است و عالم هستي کهکشان ها و زمين بر پايه عدل قرار گرفته است.

در قرآن کريم از توحيد گرفته تا معاد و نبوت و امامت از آرمان هاي فردي گرفته تا هدف هاي اجتماعي همه بر محور عدل استوار شده است.

با توجه به قداست عدالت و بعثت پيامبران الهي بخاطر آن بديهي است شخصيتي مانند علي ع که شارح و مفسر قرآن کريم و تبيين کننده اصول و فروع اسلام است نمي تواند درباره اين مسئله سکوت نموده و يا در درجه کمتري از اهميت آن را قرار دهد.شخصيتي که نامش قرين عدالت بوده و نه تنها امام معصوم شيعيان است بلکه در تاريخ بشريت به عنوان يک متفکر انديشمند و سياست مداري خدا محور مطرح بوده است.

در اين نوشتار با مروري به سخنان و برخوردهاي آن سنبل عدالت پيرامون عدالت اجتماعي مطالبي را مطرح مي نمائيم.

 

مفهوم عدالت در بيان علوي:

حضرت علي (ع) در ضمن تفسير آيه « ان الله يامر بالعدل و الاحسان ؛ خداوند امر به عدل و احسان مي کند.»  (1)

مي فرمايد: «العدل الانصاف والاحسان التفضل ؛ عدل انصاف دادن است و احسان کرم و بخشش نمودن.» (2)

و در سخني ديگر مي فرمايد:«العدل انصاف؛ عدل همان انصاف است.» (3)

ونيز در فرازي ديگر مي فرمايد: «ان العدل ميزان الله سبحانه الذي وضعه في الخلق و نصبه لاقامة الحق ؛ عدل ترازوي خداوندي است که در ميان خلق و براي اقامه حق قرار داده شده است.» (4)

و در بيان ديگر فرمود: «العدل ملاک ؛ عدل معيار و ملاک همه چيز است.» (5)

 

تعريف عدالت در کلام علوي:

امام علي (ع) در خصوص عدالت بياني دارد که مفهوم کامل و تعريف جامع اين کلمه را مي توان دريافت.

از امام سئوال شد از عدل و جود کدام يک برتر و ارزشمندترند؟ فرمود:عدل امور را به جاي خود
مي نهد اما جود امور را از جهت اصلي خارج مي کند .عدل سياست گري فراگير همگان و اداره کننده عموم است اما اثر جود محدود و عارضه اي استثنايي است. بنابراين عدل شريفترين و با فضيلت ترين آن دو است. (6)

اين تعريف همان تعريف معروفي است که از عدل شده است که معناي آن قرار دادن يا نهادن هر چيز در جاي مناسب است.

 

مفهوم اصطلاحي عدل:

واژه عدل به معناي اعتدال و استقامت و راستيي و انطباق با شايسته ها و بايسته هاست.

بنابراين پيمودن مسيرهاي انحرافي همان افراط يا تفريط و خروج از مسير اعتدال و حق و انصاف و قسط است.

مراعات و حفظ اعتدال در رفتار کاري دشوار و طاقت سوز و نيازمند آگاهي از درون و برون هستي و آشنايي با استعدادها و قابليت هاي نفس بشري و آموزش و تمرين مداوم و آنگاه عزمي استوار و پولادين است تا بتواند در برابر جاذبه هاي اعتباري افراط و تفريط تعادل خود را از دست ندهد.

 

جايگاه عدل در بيان علوي:

بر خلاف نظريه قرارداد اجتماعي که عدالت را به دليل گره گشايي و راه گريز از بن بست هاي اجتماعي همچون دارويي تلخ و غير مطبوع ضروري و لازم مي پندارد در بيان حضرت امير عدالت زيبا ، جذاب و دوست داشتني است.

علي (ع) فرمود:«عدالت الفت زندگي و تنها راه اصلاح جامعه و گل سرسبد ايمان به خدا و گنجينه فضيلت و احسان است.» (7)

فلسفه حکومت دين عدالت است .در حکومت دين نه ستمگران مجوز رهبري دارند و نه حاکميت هاي ظالمانه مشروعيت حقوقي.

عدالت خواهي و قيام براي تحقق عدالت يک تعهد الهي و تکليف شرعي است.

امام علي (ع) فرمود :«سرچشمه هاي عدل در فروغ کلمات قرآن کريم و برکه ها و آبشخورهاي پربرکت هدالت در آيه هاي نوراني آن است. » (8)

 

عوامل تحقق عدالت:

اولين گام در تحقق عدالت رهايي از ناهماهنگي هاي درون است.حضرت علي ع مي فرمايد: «فکان اول عدله نهي الهوي عن النفسه ؛ اولين گام در عدالت زدودن هواهاي نفساني خويش است.» (9)

 احساس تعهد و مسئوليت براي تحقق عدالت اجتماعي و دردمندي و حساسيت در برابر بي عدالتي ها از عوامل مهم در تحقق عدالت است.

مي توان گفت امير مومنان (عليه السلام) مجموعه عواملي را که در تحقق عدالت موثر است در سه جمله خلاصه کرده است:« استعن علي العدل بحسن النيت في الرعيه و قلة الطمع و کثرة الورع ؛ نيت خير داشتن و خوشبيني نسبت به مردم عدم طمع و تقوا پيشه گي از عوامل عدالت است.» (10)

 

موانع اجراي عدالت:

خودبرتر بيني و امتياز جويي علت العلل همه ستمگري ها و عدالت گريزي هاست.

خصيصه خودخواهي که از غرائض بسيار قوي در نهاد انسان است به صورت هاي گوناگون در رفتار و کردار انسان بروز مي کند.

اين امتياز طلبي و خودبرتر بيني به هنگام توانايي تشديد مي يابد و سرکشي مي نمايد.

علي (ع) مي فرمايد:« من ملک استاثر؛ هر که به قدرت برسد انحصار طلب مي شود.» (11)

امام علي (ع) در تذکرات خود به مالک اشتر مي فرمايد: «بپرهيز از اينکه چيزي را به خود اختصاص دهي که بهره مردم از آن يکسان است.» (12)

انسان در اثر انحصارطلبي و حق ويژه قائل شدن براي خود و آنچه به خود وابسته است به مرز بندي بين اشخاص مي پردازد و در ميان آنها تبعيض قائل مي شود و بدين سان قوي ترين موانع عدالت شکل مي گيرد. آن حضرت در تحليل مفهوم تبعيض مي فرمايد: «وقتي خواسته ها و علاقه مندي هاي والي گوناگون و متفاوت باشد او را از بسياري عدالت باز مي دارد.» (13)

تبعيض رابطه ها را بجاي ضابطه مي نهد و احساسات را به جاي معرفت و تعقل به کار مي گيرد.

بي کفايتي ها بر قابليت ها حکومت مي کند و به تعبير علامه جعفري( من مي خواهم ) بر خدا و پيامبر مقدم مي شود و زمينه چپاول ثروت هاي فرهنگي و سياسي و مادي مردم براي قارتگران فراهم مي شود. (14)

 

مانع ديگر عدالت :

سودجويي: بيماري ديگري که در اثر امتياز طلبي گريبانگير انسان مي شود سود جويي است.

همواره و در همه جوامع افرادي بوده و هستند که همه چيز را از منظر منافع مادي خود مورد ارزيابي قرار مي دهند و همه ارزش ها براي آنان متناسب با منافع و درآمدي است که براي آنان حاصل مي شود.

عبدالله ابن زمعه از شيعيان راه طولاني را طي کرد و به اميد سودي نزد علي (ع) آمد. حضرت فرمود: «اين مال نه از مال من است و نه از آن تواست بلکه ذيره مسلمانان است و دستاورد شمشيرهاي آنان .اگر در جنگ همراه آنان بوده اي تو نيز برابر آنان سهمي داري وگرنه دستاورد و دسترنج آنان به دهان ديگران نخواهد رفت.» (15)

مانع ديگري که بر سر راه اجراي عدالت وجود داشته و در انحراف حکومت ها موثر بوده، امتياز جويي خواص و حواشي قدرت است.آنان که تنها به دليل نزديکي با مرکز قدرت خود را برتر از ديگران پنداشته و منابع و امکانات را به خود اختصاص مي دهند.

امير مومنان علي عليه السلام ريشه اين انحراف را در حکومت خود خشکانيد که نمونه آن را در برخورد با عقيل برادرش تاريخ ثبت کرده است که از آن حضرت تقاضاي بيشتري از بيت المال داشت و حضرت به شدت مخالفت کرد.

از ديگر موانع اجراي عدالت، ضعف نفس و سستي اراده ، خودباختگي و دون همتي است.

حضرت فرمود: «هرکس مبارزه با ستم را واگذارد خداوند جامه خواري به او بپوشاند و حق از او روي گردان شود و به خواري محکوم و از انصاف محروم گردد.» (16)

 

گستره عدالت در حکومت ديني:

با عنايت به اين فراز از بيان حضرت امير که مي فرمايد:« في العدل الاقتداء بسنة الله ؛ در عدل اقتدا به سنت الهي است.» (17) اشاره به اين معنا شده که سنت الهي در عالم هستي بر اساس عدل است و ولايت و حاکميت خداوند در نظام تشريع ، آنگاه ظهور و تجلي پيدا مي کند که عدل حکومت کند و تحقق ولايت الهي جز با رعايت عدالت ممکن نيست و شايد اين معنا بخشي از تفسير آيه شريفه سوره حديد است که بعثت انبياء و نزول کتاب و ميزان همه و همه براي تحقق قسط و عدالت اجتماعي است. (18)

 

جلوه هاي عدالت در سيره علوي:

امير مومنان دو اقدام مهم و انقلابي را سرلوحه اقدامات حکومت عدل خويش قرار داد.

 

1 - مصادره و باز پس گيري اموال غاصبان

2 - احياي سنت برابري و مساوات در بهره مندي از بيت المال

آن حضرت تصميم گرفته بود تا در حکومتش حقوق مردم پايمال نشود و در بيت المال حيف و ميلي صورت نگيرد.

از منظر امام علي عليه السلام هيچ مصلحتي بالاتر از حق و عدالت نيست و سياست نبايد توام با خدعه و دروغ و عوام فريبي باشد و نبايد بخاطر هيچ مصلحتي مثل اعمال سياست هاي تاکتيکي حتي موقتاً از حق و عدالت دست کشيد.

برخي از افراد ظاهراً مصلحت انديش به امام اعتراض مي کردند که چرا امام به مساوات در تقسيم سرانه بيت المال اينقدر دقت مي کند.

امام فرمود: آيا از من انتظار داريد از راه ستم بر ملت به پيروزي برسم؟ به خدا سوگند که هرگز به چنين اقدامي دست نخواهم زد تا ستاره اي در پي ستاره اي طلوع مي کند اگر مال متعلق به شخص من بود ميان آنان به تساوي تقسيم مي کردم اکنون که مال مال خداست آگاه باشيد که صرف مال در جايي که حق آن نيست اسراف است و تبذير. و اين کار مرتکبين را در دنيا بالا برده و در آخرت فرود مي آورد. در ميان مردم عزيز مي کند و در نزد خدا خوار و خفيف مي نمايد بنابراين کارگزاران سياسي تنها با رعايت عدالت است که مي توانند محبت قلبي مردم را به خود جلب کرده و عزت و سربلندي پايدار را براي خود حاصل نمايند.

با درود و سلام به شهيد راه عدالت امير مومنان علي عليه السلام اميدواريم که خداي منان ما را از پيروان و شيعيان واقعي اش قرار دهد.

منابع:

1) قرآن کريم/نمل/آيه90

2) نهج البلاغه/حکمت231

3) تصنيف غررالحکم/آمدي/حديث 1695

4) شرح غررالحکم/ج2/ص 508

5) شرح غررالحکم/ج1/ص 57

6) کلمات قصار/کلمه 429

7) شرح غررالحکم/ج1/ص 11

8) نهج البلاغه/خطبه 198

9) همان/خطبه87

10) شرح غررالحکم/ج2/ص 211

11) نهج البلاغه/حکمت 60

12) همان/ نامه 53

13) همان/ نامه 53

14) شرح نهج البلاغه/جلد24/ص 13

15) نهج البلاغه/ خطبه 232

16) همان/ خطبه 27

17) تصنيف غرر الحکم /شماره 776

18) سوره حديد/آيه 25

 حجت الاسلام حسين ولي اللهي کارشناس امور فرهنگي اداره تبليغات اسلامي شمال غرب تهران

 

دوشنبه 7 مرداد 1392 - 12:48


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری