پنجشنبه 27 مهر 1396 - 9:5
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

محمد عصاريان

 

نگاهي به وضعيت نا مطلوب نشر و خوانش نمايشنامه در ايران

 

وضعيت نشر نمايشنامه در ايران مسئله‌اي است مبهم که در پيرامون آن بحث‌ها فراوان و اختلاف‌ها عمده است اما در ميان اهالي تئاتر با وجود اختلاف در مورد استقلال يا وابسته بودن نمايشنامه به اجرا بر سر الزام چاپ و مکتوب شدنش کسي اختلاف ندارد.

اين اتحاد اما باعث نمي‌شود تا در افزايش شمارگان چاپ نمايشنامه اتفاق قابل توجهي بيفتد اگر مجموعه دانشجويان و علاقمندان تئاتر هم اقدام به خواندن مداوم و پيگير نمايشنامه کنند باز هم معضل نمايشنامه خواني در ايران به دليل عدم رواج فرهنگ آن و جدي تلقي نشدنش پابرجاست.

اما فارغ از همه‌ي نگرش‌ها و مشکلات مبنائي و مفهومي چاپ و خواندن نمايشنامه اين پديده ارتباطي مستقيم با رشد و تکثير گفتمان تئاتر در ايران دارد. بسياري از کارشناسان معتقدند که آئين رونق تئاتر و خواندن نمايشنامه ارتباطي مستقيم وجود دارد اما اين دو طرفه است. همان مقدار که اقبال مخاطب به تئاتر باعث نمايشنامه خواني خواهد بود تلاش ناشران فعال در ادبيات نمايشي هم باعث رونق تئاتر مي‌شود. و همان طور که توجه به تئاتر کتب در اين زمينه را زياد مي‌کند فعاليت در زمينه نشر زمينه‌ساز توجه اقشار مختلف کتابخوان به تئاتر است.

آنچه بديهي است به نظر مي‌رسد اهميت تکثير گفتمان درام در کشور به عنوان هنري مدرن و مدني از طريق چاپ نمايشنامه است از طرف ديگر خواندن نمايشنامه به عنوان ژانري ادبي داراي تأثيرات زيادي در ديگر حوزه‌هاي ادبيات دارد بسياري از منتقدان ادبي از ضعف ديالوگ نويسي در ادبيات نويسي يا ذهنيت گرائي بيش از اندازه در اين حوزه ايراد مي‌گيرند اين در حالي است که خواندن نمايشنامه توسط داستان نويسان به سبب اتکا بر ديالوگ و عينيت گرائي ذاتي‌اش خيلي از اين ضعف‌ها را برطرف و افراط‌ها را تعديل خواهد کرد. در حال حاضر مي‌توان گفت ايجاد ساز و کار منطقي و معتدل در مميزي همچنين رشد تئاتر و تبليغ در اين حوزه و تبديل شدن چاپ و خوانش نمايشنامه به صنعت نيازهاي اساسي براي بالا رفتن تيراژ نمايشنامه در ايران است.

درصد قابل توجهي از کتاب‌هاي تئاتر منتشر شده در ساليان اخير مضموني با دستاوردهاي تئاتر کلاسيک و هنرمندان مطرح اين دوران دارد. در حقيقت شناخت و توجه جديد به تاريخچه تئاتر و هنرمندان صاحب نام ناشي از مطالعه آثار و نوشتاري چاپ شده در دو دهه اخير است. در مجموع انتشار کتاب‌هاي تئاتر طي سال‌هاي اخير رواج و رونق افزون‌تري يافته است. در مقايسه با رشد محدود و جريان آرام ضعف نشر کشور کتاب‌هاي تئاتر غالباً جزو پر طرفدارترين عناوين موجود در بازار نشر است. بر همين اساس تعداد کتاب‌هاي چاپ شده مربوط به هنرهاي نمايشي در نمودارهاي ساليانه نشر، رقم قابل توجهي را به خود اختصاص داده است.

افزايش توجه به تئاتر و تمايل آشکار اجتماعي – به ويژه جوانان – به مقوله هنرهاي نمايشي تأثير نماياني در گسترش و رواج روزافزون تئاتر نوشتاري داشته است. عناوين نشريات تئاتر در قياس با سال‌هاي قبل از انقلاب نيز مي‌تواند نشانه‌اي از اين علاقمندي باشد اما بايد توجه داشت که ارتقاي سطح کمي کار نشر کتاب‌هاي تئاتر به تنهائي نمي‌تواند نشانه پيشرفت و رشد در اين عرصه قلمداد شود.

در يک بررسي دقيق به اين واقعيت خواهيم رسيد که متأسفانه به دليل فقدان يک سياست مميزي و نظارت مستقيم مضموني اغلب آثار منتشر شده در عرصه تئاتر وجه تجاري مسئله را مورد توجه قرار داده است و به دليل استقبال اقشار مختلف اجتماع به مقوله تئاتر، کوشش خود را صرف آراستن و چشم نواز کردن ابعاد بيروني و عناوين کتاب‌ها مي‌کنند. پرتعدادترين عناوين کتاب‌هاي تئاتر چاپ شده را شکل مي‌دهند به نظر مي‌رسد در بخش کتاب‌هاي چاپ شده تئاتر نيز گرايش به متن‌هاي داستاني رواج بيشتري دارد و مثل ساير زمينه‌هاي ادبي و هنري جنبه‌هاي سرگرم کننده بيشتر مورد توجه قرار مي‌گيرد از طرفي چاپ هر نمايشنامه‌اي نيز متضمن نگرش و پشت سر گذاشتن مراحل خاصي مي‌شود که گزينش و انتشار آن را با شرايط ويژه اجتماعي هماهنگي و انطباق مي‌دهد. چاپ نمايشنامه‌ها متأثر از دلايل چندگانه‌اي بوده‌اند که اشتراک در ويژگي شهرت را مي‌توان دليل اصلي چاپ آنها دانست. به زبان ساده‌تر چاپ يک نمايشنامه بيش از آنکه متکي به ارزش‌هاي الگوئي، آموزشي و هنري آن باشد برخاسته از اندازه‌هاي شهرت بازيگران، کارگردانان و موفقيت‌هاي نمايش ساخته شده بر مبناي آن نمايشنامه خاص است.

در عين حال رونق بازار چاپ نمايشنامه آثار بزرگ و کلاسيک حرکت‌هاي مثبت و ارزشمندي را نيز در پي داشته است که از جمله مي‌توان به چاپ نمايشنامه آثار بزرگ و کلاسيک تئاتر اشاره کرد: شکسپير، برشت، بوگلاکف، بکت و ... از جمله هنرمندان صاحب نامي هستند که متن نمايشنامه برخي از آثارشان در قالب کتاب به بازار عرضه شده است چاپ اين قبيل آثار علاوه بر جنبه‌هاي نيرومند آموزشي از جهت انتقال اطلاعات تئاتري و آشنائي علاقمندان با آثار بزرگ و ماندگار تئاتر کلاسيک نيز بسيار قابل توجه است از سوي ديگر چاپ هم زمان نمايشنامه و متن نوشتاري آثار روز تئاتر ايران نيز اندک‌اند. به صورت يک عادت همه گير درآمده است.

طي چند سال اخير نمايشنامه‌هاي بسياري از آثار موفق و مطرح تئاتر ايران هم زمان يا اندکي طي چند سال اخير پيش يا بعد از نمايش عمومي آن به دست چاپ سپرده مي‌شود در مجموع بيشترين عناوين کتاب‌هاي تئاتر ساليان اخير به نمايشنامه اختصاص دارد. نمايشنامه‌هايي که زمان کوتاه و يا درازي از ساخته شدن نمايش براساس آن مي‌گذرد و نمايشنامه‌هائي که همچنان در محدوده تئاتر مکتوب باقي مانده‌اند و در گذر از پل لرزان کلام تا تصوير سرنوشتي مبهم پيدا کرده‌اند.

با اين وجود تصور بر اين است که در تاريخ نشر ما هرگز اينهمه اقبال به ادبيات نمايشي نشده است زماني هيچ ناشري زير بار ادبيات نمايشي نمي‌رفت اما در همين دوره کوتاه پانزده بيست ساله اخير حتي بسياري از آثار دهه چهل و پنجاه هم تجديد چاپ شدند اين موفقيت شايسته به همت ناشران فرهيخته و مشاوران خردمند آنها پديد آمد و البته اهل تئاتر اين تشنگي را بروز مي‌دادند. هرچند تيراژها قانع کننده نبودند اما به مشکلات چاپ و نشر مربوط مي‌شود واقعاً نمي‌شود حساب کرد که در يک بازار طبيعي و پخش مناسب سراسري و با از ميان رفتن مشکلاتي که همگان مطلع هستند تيراژ واقعي نمايشنامه چقدر خواهد بود.

نمايشنامه‌هائي هستند که با گذشت بيش از دو سال بيش از سه هزار نسخه آنان تمام شده و البته ديگر تجديد چاپ نشده‌اند چون ناشر فرصت نکرده است. حتي کتاب‌هاي نظري تئاتر هم بعضاً همين مشکل را دارند يکي از کتاب شناسي‌هاي تئاتر در سال 84 تعداد عناوين چاپ شده را بيش از سه هزار عنوان در طي 24 سال ياد کرد با اما و اگرهايش سالي 100 عنوان کتاب چاپ شده است و اين در حالي است که برخي از کتب اصلاً به شهرستان‌ها نمي‌رود چون کتاب فروشي‌ها به معناي واقعي کلمه کتاب فروشي نيستند بلکه لوازم تحرير و کتب درسي به فروش مي‌رسانند و تمرکزي روي کتب مطالعه آزاد ندارند.

هرچند ناشران از کمبود مخاطبان کتاب‌هاي تئاتري گله مند هستند اين پرسش همچنان وجود دارد که با وجود افزايش کمي دانشکده‌هاي تئاتري چرا باز هم ناشران از کمبود خواننده شاکي هستند اين در حالي است که ساليانه هزار فارغ التحصيل تئاتر وارد جامعه هنري مي‌شود اين پرسش طبيعتاً پرسش‌هاي ديگر را به همراه دارد آيا اين آثار در دانشکده‌ها معرفي مي‌شوند و اصولاً قابليت اين را دارند که به عنوان مرجع و کتب درسي تدريس و به نوعي پيشنهاد شوند؟ کساني که تدريس مي‌کنند به تشخيص خودشان آنچه را که مناسب باشد به دانشجو معرفي مي‌کنند البته نبايد فراموش کرد اين کتاب‌ها با کيفيت و محتواهاي متفاوتي منتشر مي‌شوند هرگز نشست‌هاي مشترکي ميان استادان دانشگاه و ناشران برگزار نشده تا نيازسنجي صورت بگيرد و اين چنين است که برخي از کتاب‌هاي کهنه هنوز تجديد چاپ مي‌شوند و عده‌اي هم همان‌ها را مي‌خوانند در حاليکه آثار بسيار بهتري نوشته شده‌اند که مي‌توان آنها را جايگزين کرد خوشبختانه در اين سالها ترس ناشران براي چاپ کتاب‌هاي تئاتري بسيار کمتر شده است اما آمار کم کتابخواني همچنان وجود دارد متأسفانه در دانشگاه‌ها هم نسبت به همه کتاب‌ها بي توجهي مي‌شود دانشجويان ما بيشتر جزوه خوان شده‌اند تا کتاب خوان. ريسک چاپ کتب تئاتري بيشتر از ديگر کتب نيست. و گرايش نويني که از سوي ناشران براي چاپ اينگونه آثار به وجود آمده است بسيار مثبت تلقي مي‌شود.

کمبود مخاطب کتاب‌هاي تئاتري اعم از نمايشنامه هرچند شرايط بهتري دارد – و کتاب‌هاي تئوريک نکته جديدي نيست همان اتفاقي است که بسياري از ناشران را از خطر کردن دور مي‌دارد. حتي تيراژ کم دو هزار و يک هزار در کشور هفتاد ميليوني براي ناشراني که در اين زمينه فعال هستند خالي از خطر نيست. با اين حال رويکرد مثبت ناشران اميدوار کننده است.

البته در مورد وضعيت استقبال کم رنگ خوانندگان نبايد منفي بافي کنيم رسانه‌ها و ناشران نبايد مدام فرياد بزنند که اين آثار فروش نمي‌رود. حتي اگر اين شرايط تا حدي واقعيت داشته باشد. نبايد تفکرات منفي را دامن زد بلکه بايد بجاي آن چاره انديشي کرد و خوانندگان را جذب اينگونه آثار کنيم.

مخاطبان کتاب‌هاي تئاتري، دانشجويان، هنرمندان با علاقمندان تئاتر هستند و تعداد اينها اندک است کتاب تئاتر مخاطب عام ندارد بنابراين تيراژ آن بسيار پايين است و درآمدزا نيست. با اين حال اگرچه انتشار اين آثار سود چنداني ندارد اگر ناشر شم اقتصادي خوبي داشته باشد مي‌تواند راه‌هائي پيدا کند که اين چرخه بچرخد و انتشارات زمين نخورد.

پرنويسي و محتواي سطحي کتاب‌ها آشکارترين نشانه پژمردن خلاقيت است و خلاقيت را شکوفا نخواهد کرد مگر اينکه هنرمند قادر باشد به درآوردن ابتدائي‌ترين نيازهاي روزانه خود و اگر جز اين باشد کتاب دکان کوچکي مي‌شود براي تأمين زندگي فقيرانه يک نويسنده که مي‌کوشد با حساب سرانگشتي تعداد سطرها و صفحات کتاب و اندازه گرفتن نسبت ميان رقم تيراژ و حقوق خود، کسري اجاره خانه و سر برج را تخمين بزند و بدين ترتيب پر کردن صفحات سفيد يک کتاب که تعداد صفحاتش در يک محاسبه‌اي مادي از قبل معين شده است عادت به پرنويسي را در صنف ورشکسته نويسندگان رواج داده است.

کتاب‌هاي تئاتر نيز از اين قاعده مستثني نيستند چاپ انتشار رو به فزوني کتاب‌هاي تئاتر در قالب مجموعه‌اي از نقدها و نظرها راجع به يک فيلم ساز و بررسي آثار و تحليل آنها او از آغاز کارش تا به امروز، نشانه پررنگي از يک تصميم شتابزده و ناگزير براي پر کردن جاي خالي تأليف و ترجمه است دانش، تجربه و فرصت کافي ابتدائي‌ترين و ضروري‌ترين ابزار کار يک نويسنده است اما اين روزها فرصت‌ها کمياب است و دانش و سواد ناياب و گهگاه وجود يکي حضور ديگري را نفي مي‌کند.

بدين معنا که مترجم يا مؤلفي که از سواد و تجربه کافي برخوردار است معمولاً در شرايط اضطراري نيازهاي مادي فرصت اندکي براي ارائه يک اثر خوب و به ياد ماندني دارد و اين در حاليست که کار (گردآوري) زحمت و فرصت کمتري را مي‌طلبد.

جذابيت‌هاي اين قالب مجدد در کار نشر کتاب‌هاي تئاتري چه از ديدگاه جذب مخاطب و چه از منظر سرعت عمل گردآورنده دقت و تعمق بيشتري را ايجاد مي‌کند.

 

شنبه 29 تير 1392 - 14:31


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری