سه‌شنبه 31 مرداد 1396 - 0:23
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

فرزانه نيكوبرش راد

 

نگاهي به رحلت نخستين بانوي اسلام

 

حضرت خديجه (س) اززنان فهيم ،دانا وخردمند،صبور ومهربان وبا گذشت،ايثارگريگانه ي عصر خودبود.در نگاه به عملکرد و سيره‌ي حضرت خديجه (س)همسر فداکار حضرت محمد (ص) نشان مي د هد که ايشان  علاوه بر اصالت ونجابت ذاتي ،زني خودساخته بودند که با ويژگي هاي خاص  شخصيتي  با زنان دوران خويش متفاوت بودند،كه نقش مهمي در همراهي اوپيشبرد اسلام در كنار پيامبر(ص) ايفا كردند.

حضرت خديجه (سلام الله عليها)بزرگ بانوي اسلام كه همواره ياروياور وهمراه حضرت رسول اكرم(ص) بود ‌ «در روز دهم ماه رمضان سال دهم بعثت بعد از آزادي از شعب ابي طالب و تحمل سختي‌ها و مرارت‌هاي بسيار از دنيا رفت.»1

طبق پاره‌اي از روايات، «دو ماه پس از آزادي از محاصره، ابوطالب از دنيا رفت و پس از سه روز خديجه(سلام الله عليها)  نيز رحلت کرد و مطابق نقل ديگر فاصله بين رحلت ابوطالب و خديجه سي و پنج روز يا يک ماه يا شش ماه بوده است.»2

در روايت ديگر آمده: «ابوطالب در نيمه شوال دهم بعثت از دنيا رفت و سي و پنج روز بعد از رحلت او حضرت خديجه(سلام الله عليها)  وفات کرد. با رحلت اين دو يار هميشگي اندوه شديدي بر قلب پيامبر وارد شد. به همين دليل آن سال را عام الحزن ناميدند.»3

مکان دفن حضرت

مرقد مطهر حضرت خديجه (سلام الله عليها) در قبرستان حجون که امروز به نام «قبرستان مُعَلّي» معروف است قرار دارد. «حجون نام كوهي در بلندي‌هاي مكه است كه گورستان اهالي مكه مي‌باشد.»4

قبرهاي عبدالمطلب و ابوطالب و خديجه (سلام الله عليها) در کنار هم با فاصله‌ي يکي دو متري قرار دارند. مسلمانان بارگاهي بر سر مرقد مطهر حضرت خديجه (سلام الله عليها) ساختند. مردم براي زيارت و توسل به حضرت خديجه(سلام الله عليها)  وراز و نياز با خداوند به آنجا مي‌آمدند تا اين که بارگاه ملکوتي اين بانو توسط وهابيان به بهانه‌ي اين که اين عمل يعني توسل جُستن به غير خدا شرک است ويران شد.

جايگاه حضرت خديجه (س) نزد محمد (ص)

پيامبر(ص) بعد از فراق خديجه(س)  بسيار اندوهگين شد چرا که حضرت خديجه(س)در طول بيست و پنج سال زندگي مشترک با پيامبر(ص)همواره در شب و روز همدم و مونس و يار مخلص و شريک غم‌هاي پيامبر(ص) بود.

«از سوي ديگر افرادي بودند که بعد از خديجه(س)  و ابوطالب، دست آزارشان به آن حضرت بازگرديد و به راستي پيامبر(ص) پس از بازگشت از قبرستان به سوي خانه و ديدار حضرت زهرا که در آن وقت خردسال بود چه حالتي داشت و چگونه مي‌توانست جاي خالي خديجه(س)  را پس از بيست و پنج سال ايثار و مقاومت بنگرد؟

عظمت اين مصيبت و فاجعه را جز خداي بزرگ نمي‌داند و شايد بتوان گفت که در زندگي حضرت محمد (صلي الله عليه و آله و سلّم) هيچ مصيبتي و حادثه‌ي تلخي براي آن حضرت همانند رحلت جانسوز حضرت خديجه (س) نبود که به حق جگرسوز و کمرشکن بود.

وجود حضرت خديجه(س)عامل مهمي در ساختار زندگي درخشان رسول خدا (ص)و حيات و پيشرفت اسلام، در سال‌هاي آغاز بعثت بود. اگر وجود خديجه(س) در کنار پيامبر داراي اين تاثير عظيم نبود فقدان او موجب آن همه تاثر و اندوه وصف ناپذير پيامبر(ص) نمي‌شد و مرگ او موجب بي‌تابي پيامبر(ص) نمي‌گشت و سال مرگش را «عام حزن» اعلام نمي‌نمود.

پيامبر(ص) سال‌ها دراز بعد از رحلت خديجه(س)از او به عظمت ياد مي‌کرد و سهم او را در پيشبرد اسلام همواره يادآوري مي‌کرد و در سوگش و ياد و خاطراتش اشک مي‌ريخت. آيا آن همه تاثر و يادآوري بيانگر چيست؟

 موضع‌گيري‌هاي خديجه(س) در دفاع از اسلام و محمد (صلي الله عليه و آله و سلّم) از عوامل مهم تحکيم و گسترش اسلام بود. او اولين بانوي مسلمان بود و ايثار و مقاومتش هم‌طراز شمشير اميرالمومنان علي (عليه السّلام) به حساب مي‌آمد. چگونه پيامبر آن همه فداکاري او را فراموش کند و رحلتش را يک حادثه معمولي تلقي نمايد؟!»5

همدم‌هاي حضرت خديجه بعد از مرگ

از معاذبن جبل نقل شده «گفت: رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلّم)، به بالين خديجه(س) آمد، ديد او در حال جان سپردن است، فرمود:«اُکره مانَزُلَ بِکِ يا خَديجَةُ، وَقَد جَعَلَ اللهُ فِي الکُرهِ خَيراً کَثيراً فَاِذا قَدَّمتِ عَلي ضَرائِرِکِ فَامرَأهُنَّ مِنِّي السلامُ.»

«اي خديجه! براي آنچه از رنج و اندوه که براي تو پيش آمده نگران و اندوهگين هستم، ولي خداوند در رنج و اندوه، خير بسيار قرار داده است. هنگامي که به نزد همشوها و همدم‌هاي خود وارد شدي. سلام مرا به آنها برسان.»

خديجه عرض کرد: «اي رسول خدا! آن همدم‌ها کيستند؟

پيامبر(ص) فرمود: آنها عبارتند از: مريم دختر عمران، آسيه دختر مزاحم، کليمه (کُلْثُم) خواهر موسي »

خديجه گفت: «بالرِّفاءِ وَ البَنينِ يا رَسُولَ اللهِ؛ به به از اين ديدار مبارک و پرثمر باد اي رسول خدا.»6

رحلت

خديجه(س) بيمار شد و دربستر افتاد. با اين كه دوستان و ياران براي پرستاري از او بر يكديگر سبقت مي‌جستند. با اين وصف خود« پيامبر (ص)كه نمونه وفاداري و حق‌شناسي و آزادگي و انصاف بود، پرستاري از يار پر مهر زندگي را به عهده گرفت و در برابر اصرار اسماء، ام سلمه، ام ايمن و ديگر زنان و دختران توحيدگرا و نوانديش، خود بر پرستاري از او پافشاري كرد.»7

حضرت خديجه (سلام الله عليها) در هگام مرگ  كمي ناآرام بود ،با اين كه حضرت خديجه(س)« نهايت فداکاري را براي اسلام نمود و به طور مکرر از سوي پيامبر(ص) به او مژده‌ي بهشت داده شد، در عين حال خائف بود و در آستانه مرگ از ترس خدا هراسان بود و خود را بنده‌ي کوچک و ناچيز مي‌دانست و از درگاه خدا مي‌خواست که در عالم قبر و برزخ خشنود گردد، از پيامبر(ص) تقاضاي دعا و طلب مغفرت نمودن داشت و آن حضرت خواست که هنگام مرگ و خاک‌سپاري او را مورد لطف خاص خود قرار دهد، در قبرش بخوابد و با اين کار رحمت الهي را وارد قبر سازد.

در آن هنگام فاطمه (سلام الله عليها) حدود پنج سال داشت، گويا خديجه (سلام الله عليها) شرم داشت از پيامبر تقاضاي ديگر کند، فاطمه (سلام الله عليها) را واسطه قرار داد و به او فرمود: «دخترجان! نزد پدر برو و از او بخواه پيکرم را با يکي از روپوش‌هاي خود کفن نموده بپوشاند.»8

پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلّم) «پيکر مطهر حضرت خديجه (سلام الله عليها) را با آن کفن پوشانيد. سپس جنازه‌ي او را با همراهان به سوي قبرسان معلي که در دامنه‌ي کوه حجون در بالاي مکه قرار گرفته، بردند. تا در کنار مادرش حضرت آمنه (سلام الله عليها) به خاک بسپارند. در آنجا قبري براي حضرت خديجه (سلام الله عليها) آماده کردند، رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلّم) در ميان آن قبر رفت و خوابيد. سپس بيرون آمد و آن گوهر پاک را در آنجا به خاک سپرد.»9

آوردن کفن از سوي خدا

هنگامي که حضرت خديجه (سلام الله عليها) رحلت کرد «فرشتگان رحمت از جانب خداوند کفن مخصوصي براي خديجه (سلام الله عليها) نزد رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلّم) آوردند. يا مُحَمَّد! اِنَّ كَفَنَ خَديجَة مِن عِندنا فَاِنَّها بِذلت مالها في سَبيلنا فَجاء جَبرييل بِكَفن وَ قال: يا رَسُول الله! هذا كَفَنُ خَديجَة وَ هُوَ مِن اَكفانِ الجَنَّه اَهديَ اللهُ اِليها فَكفنّها رَسولُ اللهِ بَردائهِ الشَّريفِ اَوَّلاً وَ بِما جاءَ بِهِ جَبرييلُ ثانياً، فَكانَ لَها كَفَنان: كَفنٌ مِنَ اللهِ وَ كَفنٌ من رَسولُ اللهِ.» 10

« جامه‌ي آخرت خديجه از سوي ما مي‌باشد. چرا كه او ثروت و امكانات خويش را در راه دين و آيين ما هزينه نمود. و آن گاه آن جامه‌ي بهشتي را به پيامبر(ص) داد و آن حضرت هم آن نازنين بدن را نخست با رداي خويش، آنگاه با آن جامه‌ي اهدايي كفن كرد و براي خديجه(س) دو كفن بود. كفني از طرف رسول الله و كفني از طرف خدا، و اين علاوه بر اينکه مايه‌ي برکت براي خديجه بود، مايه‌ي تسلي خاطر رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلّم) گرديد و به اين عنوان تقدير و تجليل جالبي از طرف خداوند به حضرت خديجه (سلام الله عليها) به عمل آمد. »

در زمان رحلت خديجه(س)«هنوز نماز ميت واجب نشده بود. از اين رو نماز ميت بر خديجه (سلام الله عليها) خوانده نشد. پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلّم) پس از آماده شدن قبر، وارد قبر شد و او را به خاک سپرد.»11

ياد هميشگي پيامبر(ص) از خديجه(س)  

حضرت خديجه‌ (سلام الله عليها)  به قدري با پيامبر(ص) همراه وياور بود كه ياد وعطر وجودي حضرت خديجه(س) همواره  در رفتا پيامبر(ص) مشهود بود.در روايت هاي بسياري آمده است :«روزي پيامبر(ص) در نزد چند نفر از همسران خود بود، ناگاه سخن از حضرت خديجه‌ (سلام الله عليها) به ميان آمد، پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلّم) آن چنان آشفته و پراحساس شد که قطره‌هاي اشک از چشمانش سرازير گشت.

عايشه به آن حضرت گفت: «چرا گريه مي‌کني؟ آيا براي يک پير زن گندمگون از فرزندان اسد بايد گريه کرد؟»

پيامبر(ص) در پاسخ به او فرمود:

«صَدَّقتَنِي اِذکَذَّبتُم، وَ آمَنَت بي اِذکَفَرتُم، وَ وَلَّدَت لِي اِذ عَقَمتُم؛ او هنگامي که شما مرا تکذيب مي‌کرديد، تصديق کرد و هنگامي که کافر بوديد، او به من ايمان آورد و براي من فرزنداني آورد در حالي که شما نازا هستيد.»12

در روايت ديگري آمده است:«روزي پير زني نزد رسول اکرم (صلي الله عليه و آله و سلّم) آمد، آن حضرت او را مورد لطف سرشار قرار داد. وقتي آن پير زن رفت، عايشه علت آن همه مهرباني به پيرزني را از پيامبر(ص) پرسيد.

پيامبر(ص) در جواب فرمودند: «اِنَّها کانَت تَأتِينا في زَمَنِ خَديجَةَ، وَ اِنَّ حُسنَ العَهدِ مِنَ الاِيمانِ؛ اين پير زن در عصر زندگي خديجه(س)  به خانه ما مي‌آمد. (و از کمک‌ها و الطاف سرشار خديجه برخوردار بود) همانا نيک نگهداري عهد و سابقه، از ايمان است.»13

طبق روايت ديگر عايشه مي‌گويد:«هرگاه پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلّم) گوسفندي ذبح مي‌کرد، مي‌فرمودند:از گوشتش براي دوستان خديجه (سلام الله عليها) بفرستيد، يک روز در اين باره به آن حضرت سخن گفتم، فرمودند:«اِنِّي لَاُحِبُّ حَبيبَها؛ من دوستان خديجه را دوست دارم.»14

پيامبر(ص) « تا آخر عمر با دوستان خديجه (سلام الله عليها) رابطه‌ي دوستي داشت و به آنها محبت مي‌کرد. تا جايي که هرگاه گوسفندي ذبح مي‌کرد، براي آنها مي‌فرستاد او خاطره‌ي پر مهر حضرت خديجه را تجديد مي‌نمود و دل او را شاد مي‌کرد.»15

وقتي که براي پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلّم) هديه مي‌آوردند، مي‌فرمود: «اين هديه را به خانه فلان بانو ببريد. زيرا او دوست خديجه(س)  بود و به خديجه(س)  علاقه داشت.»16

«و آتِ ذالقُربي حَقَّهُ وَ المِسکينَ وَ ابنِ السَّبيل؛ حق خويشاوندان و مستمند و در راه مانده را بپرداز.»17

«رسول اکرم (صلي الله عليه و آله و سلّم) فاطمه را خواست و فدک را به او بخشيد.»18

و سپس فرمودند:«وَ اَنَّهُ قَد کانَ لِاُمِّکَ خَديجَةُ عَلي اَبيِک مَهرٌ، وَ اَنَّ اَباکَ قَد جَعَلَها لَکِ بِذلِکَ، وَ اَتحَلَکِ اِيّاها تَکُونُ لَکِ وَ لِوَلَدِکَ بَعدَکِ؛ همانا مادرت خديجه برعهده‌ي پدرت داراي مهريّه است. اينک پدرت همين فدک را به همين علت در اختيار تو قرار داد و آن را به تو بخشيد تا براي تو و براي فرزندان تو بعد از تو باشد.»19

اين ماجرا نشانه‌ي قدرداني پيامبر(ص) از حضرت خديجه (سلام الله عليها) است.

«و نيز در روز فتح مكه كه ده سال از درگذشت خديجه(س) گذشته است. محمد (صلي الله عليه و آله و سلّم) را مي‌بينيم كه چون وارد مكه مي‌شود. جايي نزديك قبر خديجه (سلام الله عليها) برمي‌گزيند. و براي او پرده و سرايي مي‌زنند. تا از كنار قبر خديجه فتح مكه را رهبري كند.»20

وصيّت

شايد بخواهيد بدانيد، حضرت خديجه (سلام الله عليها) در آخرين لحظات مرگش چگونه وصيت مي‌کند. و به چه چيزي سفارش مي‌کند. اسماء بنت يزيد بن سکن مي‌گويد: «هنگامي که حضرت خديجه (سلام الله عليها) در بستر رحلت قرار گرفت به عيادتش رفتم. وقتي که مرا ديد گريه کرد. گفتم: «آيا در مورد مرگ گريه مي‌کني. با اينکه تو سرور زنان دو جهان و همسر رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلّم) هستي و آن حضرت با زبان خود تو را بهشت مژده داده است؟» خديجه(س)  فرمود: «گريه‌ام براي مرگ نيست، بلکه در مورد فاطمه(س)  است. هر دختري در شب زفاف خود نياز به بانويي دارد تا به او کمک کند و محرم اسرار او باشد و نيازهاي او را برطرف سازد، ولي فاطمه (س) هنوز بزرگ نشده، نگرانم که در شب عروسيش کسي نباشد تا به جاي من از او مادري و سرپرستي کند.»21

در اين جا مي‌بينيم که حضرت خديجه (سلام الله عليها) اين مادر مهربان براي تنهايي فاطمه زهرا (سلام الله عليها) در شب عروسيش چگونه نگران است و مي‌گريد. ولي شايد بي‌خبر بوده که بعد از رحلت پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلّم) چه حوادثي رخ مي‌دهد. و يگانه دخترش چگونه در تنهايي شب و روز مي‌گريسته و اين مردم بي‌وفا در حق او و همسرش، بسيار ناجوانمردي‌ها مي‌کنند.

اسماء مي‌گويد: عرض کردم: « اي خانم من، با خدا عهد مي‌کنم که اگر خداوند تا آن وقت به من عمر داد به جاي شما براي فاطمه مادري کنم.» اين عهد هم‌چنان در خاطرم بود، حضرت خديجه (سلام الله عليها) رحلت کرد.

هجرت به مدينه پيش آمد و سرانجام شب عروسي فاطمه (سلام الله عليها) فرا رسيد، پيامبر پس از انجام مراسم عروسي به همه زنان دستور دادند که به خانه‌هاي خود بروند، همه رفتند. ولي من طبق عهدي که با خديجه داشتم ماندم. پيامبر(ص) در تاريکي مرا ديد. فرمودند: کيستي؟ گفتم: اسماء هستم. فرمودند: «مگر دستور ندادم که از خانه بيرون برويد؟»

عرض کردم: اي رسول خدا! پدر و مادرم به فداي تو، آري چنين دستور فرمودي و من قصد مخالفت با دستور تو را ندارم، ولي با حضرت خديجه (سلام الله عليها) عهدي بسته‌ام. آن گاه داستان عهد و پيمان را براي پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلّم) بيان کردم. آن حضرت تا نام خديجه (سلام الله عليها) و وصيت او را شنيد، بي‌اختيار گريه کرد. آن گاه به من فرمود: «تو را به خدا براي وفا به عهدت در اين جا مانده‌اي؟»

عرض کردم: سوگند به خدا آري. پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلّم) براي من دعاي خير کرد.»22

نتيجه

حضرت خديجه (سلام الله عليها) بزرگ بانوي اسلام است که با معرفت وشناخت از قبل از بعث تا اعلام وگسترش اسلام يگانه غمخوار پيامبر(ص) بود. خديجه (سلام الله عليها) بعد از ازدواج با پيامبر(ص)  اموالش را به پيامبر(ص) بخشيد رسول اکرم(ص) اموال خديجه(سلام الله عليها)  را در راه خير و هر راهي که به پيشبرد اسلام کمک مي‌کردو مصرف مي‌نمود.

خديجه(سلام الله عليها) در دوران زندگي با پيامبر(ص) مانند مشاوري دلسوز پيامبر(ص)را ياري مي‌داد و با حمايت‌هاي مادي و روحي و بردباري و صبوري خود کمک بزرگي براي پيامبر(ص) در پيشبرد اسلام واهداف آن بود.

از اين روي خديجه(سلام الله عليها) يکي از ستون‌هاي بر پايي اسلام ياد کرده‌اند که خداوند نيز با دادن حضرت فاطمه (سلام الله عليها) به پاس خدمات ايشان به او کوثر جاودان بخشيد.

به حق  وبا افتخارمي توان گفت که«ما قامَ الاِسْلامُ اِلّا بِسَيْفِ عَلي وَ ثَرْوَةِ خَديجَةَ؛ اسلام جز به شمشير علي و ثروت خديجه (سلام الله عليها) برپا نشد.»23

 

پي نوشت:

[1]- علي بن محمد بن اثير، اسد الغابه في معرفة صحابه. ج 5، ص 265

2- محمد باقر مجلسي، بحارالانوار. ج 19، ق.ص 58

3- عبدالحسين اميني، الغدير. ترجمه‌ي محمد باقر يهودي. ، ج 7، ص 322

4- حموي ياقوت بن عبدالله، معجم البلدان، ج 2، ص 225

5- محمد محمدي اشتهاردي، حضرت خديجه اسطوره‌ي ايثار و مقاومت. ، ص 266، 255

6- محمد باقر مجلسي، همان، ج 19، ص 24، 20 / فصل بن حسن طبرسي، مجمع البيان، تصحيح و تحقيق از سيد هاشم رسولي محلاتي، ج 10، ص 30

7- علي كرمي فريدوني، فروغ آسمان حجار خديجه (عليها السلام)، ص 530

8- محمد باقر ملبوبي‌، الوقايع الحوادث، ج 1،  ص 132

9- ذبيح الله محلاتي، رياحين الشريعه. ، ج 2، ص 271 / علي بن عيسي اربلي، كشف الغمه في معرفة الائمه. ، ج 2، ص 79

10- ذبيح الله محلاتي، همان، ج 2، ص 412 / محمد باقر ملبوبي، همان، ج 1، ص 132

11- محمد باقر مجلسي، همان، ج 16، ص 13 / ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه. ترجمه‌ي مهدي دامغاني، ج 14، ص 76

12- محمد باقر مجلسي، همان، ج 16، ص 8 / علي بن عيسي اربلي، همان، ج 2، ص 72

13- ابن ابي الحديد، همان، ج 18، ص 108 / علي بن عيسي اربلي، همان، ج 2، ص 72

14- ذبيح الله محلاتي، همان، ج 2، ص 206

15- علي بن محمد بن اثير، همان، ج 5، ص 438

16- علي نمازي شاهرودي، مستدرك سفينة البحار ، ج 2، ص 217

17- سوره‌ي اسراء / آيه 26

18-علي قرني، گلپايگاني، تفسير درالمنثور، ج 14، ص 177 / ناصر مكارم شيرازي، تفسير نمونه، ج 12، چ 25، ص 87

19- محمد باقر مجلسي، همان، ج 17، ص 378

20- هاشم معروف حسني، خديجه كبري و فاطمه زهرا، ترجمه‌ي علي شيخ الاسلامي، ص 84

21- محمد باقر مجلسي، همان، ج 43، ص 138

22-همان

23- محمد محمدي اشتهاردي، همان، ص 162، (به نقل از سليمان كتاني، همان، ص 112)

 

چهارشنبه 26 تير 1392 - 11:22


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری