دوشنبه 5 تير 1396 - 21:48
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمد عصاريان

 

کودک و کتاب بايد در کنار يکديگر باشند

 

«مطالعه‌ي ادبيات کودک و نوجوان دهه هشتاد نشان مي‌دهد که هرچه بر عمر اين عرصه ادبي مي‌گذرد نتيجه تلاش‌ها و سرمايه‌گذاري‌هاي دشمن آشکارتر مي‌شود و آدمي صداي نعره‌ي مستانه آنها را در لابه‌لاي خطوط و تصاوير بهتر مي‌شنود صداي نعره‌اي که ابليس لعين با آن همنوازي مي‌کند.

مقايسه عناوين و نمادهاي پيام‌ها و محتواي کتاب‌هاي کودک و نوجوان از آغاز تا امروز به راحتي نشان مي‌دهد که سير تحول و تطور آن همواره در راستاي انديشمندان ضعيف بوده است چه اشخاص حقوقي يا حقيقي که در اين راستا افسار گسيخته و به دلايلي که ذکر کرديم به سمت و سوئي مي‌روند که آخرش نابودي عقايد و تزلزل و ويراني هنجارها و ارزش‌هاي اصيل انساني است و نوک اين پيکان متوجه گروه خاصي از فرزندان اين مرز و بوم است.

نکته ديگري که بسيار حائز اهميت است و نمي‌توان از آن چشم پوشيد مسئله مميزان و ناظران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي است به اين افراد از دو جنبه مي‌توان نگريست:

1) نسبت به ادبيات کودک و نوجوان علم و اطلاع کافي ندارد.

2) با علم و اطلاع و اشراف به ظرايف ادبيات کودک و نوجوان، هر اثر و نااثري مجوز چاپ مي‌گيرند.

و اما درباره‌ي مورد اول بايد گفت که منظور از علم و اطلاع معني آکادميک رايج امروز نيست و صرف داشتن تحصيلات دانشگاهي يا حوزوي شرط خبرگي و درايت نبوده و نخواهد بود هرگونه وابستگي به حزب، گروه، جناح، فرقه و مکاتب ساخته و پرداخته‌ي ذهن بشر بر قدرت تميز و تشخيص حق از باطل تأثيرگذار است. تنها انديشه‌ي مستقل توحيدي مي‌توانند سره از ناسره را بازشناسند و آرا و افکارشان در راه خدا و براي خدا باشد در غير اينصورت دستخوش طوفان‌ها و گردبادهائي مي‌شوند که هر روز خرمن عقايد و انديشه‌هاي انسان‌ها درهم مي‌پيچد و از هم مي‌پراکند.»

مريم پوريامين نويسنده ادبيات کودک و نوجوان و کارشناس ارشد فيلم نامه نويسي است. پوريامين علاوه بر تصدي شغل‌هاي مديريتي در حوزه فرهنگي و هنري صاحب مقالات و نقدهاي متعدد ادبي در حوزه کودک و نوجوان و سينما است (جاي پاي ستاره) و (صداي پاي آب) از مشهورترين آثار اوست. پوريامين ميهمان ما است، ميهمان موضوعي به عنوان آسيب شناسي ادبيات کودک و نوجوان:

 

- از محتواي آخرين اثر داستاني‌تان برايمان بگوييد.

از آنجا که مطلع هستيد من در حوزه داستان پنج کتاب دارم که موضوعاتشان در ارتباط با کودک و نوجوان است. جديدترين اثر من همين (ننه پنبه) است که سوره مهر آن را چاپ کرده است مهمترين ويژگي اين اثر اين است که کتاب از نگاه اجتماعي نوشته شده است شخصيت اصلي در اين کتاب نوجواني است به نام محمدحسين که تلاش مي‌کند به گاوي که درد زايمان دارد کمک کند و گوساله را از مرگ حتمي نجات دهد.

محمدحسين که هنگام تولد خودش مادرش را از دست داده است در نهايت با تلاشي فراوان مشارکت اجتماعي اهل ده را جلب کرده تا گوساله سالم به دنيا آمده و گاو هم بتواند به زندگي خودش ادامه دهد. سبک نوشتاري آن با اينکه مدرن است، به شيوه افسانه نوين است.

 

- شما فکر مي‌کنيد يک اثر جذاب براي کودکان و نوجوانان داراي چه ويژگي‌هائي است؟

يک نويسنده کودک ابتدا بايد بومي باشد يعني بايد حال و هواي امروز ايران را به خوبي بشناسد، دوم با شرايط و حال و هواي بچه‌هاي امروز کاملاً سازگار باشد، سوم احاطه به روانشناسي داشته باشد و تلاش کند که با زبان رئال و شيوه‌اي مدرن بنويسد. در نتيجه يک اثر موفق هم در اين زمينه مي‌بايست داراي کشش و جذابيت باشد تا بچه به خواندن ترغيب و پايبند باشد.

 

- اين اثر برگرفته از تجربيات شخصي و نوستالژي شما است يا حاصل تخيل پردازي شما در گذشته است؟

هردوي آنها. هم از تخيل گذشته‌ام کمک گرفته‌ام هم در حال حاضر قوه تخيل پردازي خوبي دارم.

 

- شما در صحبت‌هاي خودتان اشاره به اين داشتيد که بايد با توجه به حال و هواي کودک موارد را به رشته تحرير درآوريد. با توجه به فضاي شبه مدرني که به خصوص بچه‌هاي طبقه شهري با آن مواجه هستند کودک امروز چگونه مي‌تواند به مانند اثري که خلق کرديد درک درستي از ارتباط يک پسربچه با يک حيوان داشته باشد؟

اتفاقاً بچه‌ها به طبيعت و حيوانات به خصوص آشنا هستند هر خانواده‌اي که فرزند خردسال دارد از ابتدا کودکش را با حيوانات آشنا مي‌کند و به او اصوات حيوانات را آموزش مي‌دهد اين نحوه آشنائي حتي در مهدهاي کودک هم اجرا مي‌شود بنابراين کودکان کاملاً با اشکال گاو و گوساله آشنا مي‌شوند شايد با فضاي روستائي آشنا نشوند و نباشند اما توصيف اين فضاها را زياد شنيده‌اند. از آنجا که فطرت پاکي دارند مي‌توانند آن فضا را درک کنند فضاي روستائي که من خلق کردم کودک مي‌تواند با آن به خوبي مأنوس شود.

 

- شما معتقديد که يک نويسنده کودک و نوجوان بايد حس نوستالژي خود را مطرح کند يا با توجه به دنياي کنوني کودک مطالب را به نگارش درآورد؟

حتماً نويسنده بايد کودک امروز را دريابد، در عين حال بايد از تجربيات خودش استفاده کند و بتواند آنرا منتقل کند ناآشنائي با دنياي کودک از جمله دلايلي است که بين کودک و کتاب امروز فاصله ايجاد مي‌کند به نظر من نويسنده خلاق بايد هر دو گزينه را مدنظر داشته باشد يعني هم از تجارب نوستالژي استفاده کند هم با دنياي کودک آشنا باشد.

 

- بسياري از کارشناسان معتقدند که جذابيت عنصري بي بديل در ادبيات کودک است. اگر امروز کودکان در سرتاسر دنيا به داستان (هري پاتر) روي مي‌آورند براي اين است که عنصر جذابيت در اين اثر و آثار مشابه وجود دارد. آيا در آثار نويسندگان ايراني مثل آثار خود شما اين جذابيت وجود دارد؟

ما اگر با روانشناسي کودک آشنا باشيم مي‌دانيم که چيزي در غرب وجود دارد به نام هيجان طلبي، که براي آن برنامه‌ريزي مي‌کنند. در دنياي شرق اين هيجان پردازي وجود ندارد. به نظر من حق هيجان پروري حتماً نبايد از مخلوقات ادبيات کودک باشد کودک غربي هري پاتر را مشاهده مي‌کند و لذت مي‌برد. براي آنکه هيجان برايش ملموس است. کودک در شرق اوقات فراغت غني ندارد پس بسيار قانع‌تر از يک کودک غربي است، پس اگر اثري براي يک پسربچه‌ي شرقي توليد و خلق مي‌کني که با دنيا و همچنين نزديک به زبان کودک باشد به راحتي مي‌تواند با يک اثر همذات پنداري کند ما اگر بتوانيم اثري را خلق کنيم که پيام را به کودک منتقل کند، به زعم من کفايت مي‌کند تا اينکه فقط به فکر خلق اثري که داراي رويکرد هيجان انگيزي باشد فکر کنيم.

 

- نمي‌توانيم اين را کتمان کنيم که در کشور ما متأسفانه يا خوشبختانه تمايل بچه‌ها به آثار ترجمه بيشتر است اگر سري به کتاب فروشي‌ها بزنيم متوجه اين امر مي‌شويم که تمام بچه‌ها در همه جاي دنيا به دنبال جذابيت هستند ما نمي‌توانيم از عنصر جذابيت براي کودکان غافل شويم؟

من جذابيت را لازمه‌ي يک اثر هنري مي‌دانم در دنياي غرب سرعت حرف اول را مي‌زند. ذائقه بچه‌هاي غربي اين است که تمايل دارد در هر دقيقه اثر کارتوني، جذابيت و حادثه ببيند، اما داستان‌هاي ايراني سرعتش کند است کودک ايراني دنياي خودش را دارد، در هر دقيقه اثري کارتوني ندارد. قاطبه‌ي کتابخوان‌هاي ما در شهرها و روستاها هستند کودک شهري کمتر کتاب مي‌خواند. در سفرهائي که به شهرها و روستاها داشتم وقتي به کتابخانه‌ها رجوع مي‌کردم  حضور فعال بچه‌ها را مشاهده مي‌کردم اما در تهران کمتر مي‌بينيم که بچه‌ها سري به کتابخانه‌ها بزنند. بيشتر کتابخوان‌ها در شهرستان‌ها هستند چون اوقات فراغت در شهرستان‌ها بسيار بيشتر از تهران است.

 

- در همه جاي دنيا بيشتر قاطبه متوسط شهري اهل مطالعه کتاب هستند و آن فرد که در طبقه متوسط شهري قرار دارد چون با کتاب پيوند دارد مي‌تواند کودکش را با کتاب و کتابخواني مأنوس کند؟ بايد بپذيريم که حلقه مفقوده در جذب کودکان به کتاب و کتاب‌خواني فقدان جذابيت است؟

قبول دارم که جذابيت در يک اثر هنري بايد وجود داشته باشد و نيازهاي کودک مدنظر گرفته شود اما اين را نمي‌پذيرم که فقط به مانند غربي‌ها به خاطر جذابيت يک اثر هنري را خلق کنيم ما نبايد تکنيک‌هاي غرب را براي کودکانمان عيناً پياده سازي کنيم اما بايد تکنولوژي را بگيريم و بومي سازي کنيم. ما بايد فضائي که خلق مي‌کنيم با زندگي، محيط و دنياي کودک ايراني مطابقت داشته باشد.

 

- وقتي شما به عنوان يک نويسنده اعتقاد داريد که بيشتر کتابخوان‌هاي ما در کشور شهرستاني‌ها هستند پس براي شيوه نگارش يک خط کشي داريد. و فقط براي يک عده خاص مواد را به رشته تحرير درمي‌آوريد. در حاليکه نويسندگان بزرگ دنيا اثر جهاني خلق مي‌کنند که مخاطبان آن تمامي افراد دنيا باشند.

من معتقدم آثاري که در دنيا ماندگار شدند آثاري هستند که نويسنده آن اثر را بومي سازي کرده است. تولستوي جنگ و صلح را با توجه به فضاي بومي کشورش مي‌نويسد، لامکاني و لازماني بدين معنا نيست که بومي نويسي نکنيم مثلاً رمان شولوخوف (دن آرام) اثري کاملاً‌ بومي است که درباره جنگ سرزمين خودش نوشته است بومي نويسي به همراه جذابيت لازمه‌ي يک اثر هنري است ما نبايد اين ايده را در ذهن داشته باشيم که اگر بومي مي‌نويسيم جهاني نمي‌شويم مثلاً شما شاهنامه فردوسي را که بخوانيد مشاهده مي‌کنيد که کاملاً حال و هواي بومي دارد اما در عين حال جهاني است. بومي نويسي از مواردي است که از آن غافل شده‌ايم، غربي نويسي مي‌کنيم و از الگوهاي غربي استفاده مي‌کنيم ما يک راه را اشتباه رفته‌ايم و آن هم اين است که از الگوهاي غربي استفاده مي‌کنيم و اگر به جهاني شدن هم در اين مسير بيانديشيم قطعاً موفق مي‌شويم.     

 

- کار نوشتن براي کودکان چه لذتي دارد؟

 زيبائي و لذت خاص خودش را دارد در واقع نوشتن نويسنده براي کودک به نوعي يادآوري خاطرات دوران کودکي وي مي‌باشد. وقتي آدمي براي کودک دست به نگارش مي‌زند خودش را در همان فضاي کودک مي‌بيند تجربه‌ي لذت بخشي است. من زمانيکه کتاب را مي‌نوشتم ترجيح مي‌دادم تا هيچ وقت از اين فضا خارج نشوم و باز هم اگر فرصتي پيش بيايد به اين سمت بازمي‌گردم. اما نکته مهم اينجاست که کلاً نويسندگان بايد حال و هواي کودکان و کودکي را به خوبي درک کنند همچنين با آنان وارد ديالوگ شده خودشان را در جايگاه يک کودک فرض کنند چون دو نوع شيوه نگارش براي کودکان وجود دارد نوشتن در ارتباط با کودکان و نوشتن براي کودکان. براي کودک نوشتن بايد انسان يا همان نويسنده خودش را در جايگاه کودک قرار دهد و نيازهاي کودک را درک کند و دنياي آنها را نيز بشناسد. چون کودکان دنياي خاص خودشان را دارند و بايد با آن واژگان و کلمات را براساس تخيلات کودک انتخاب و به رشته تحرير درآورد.

 

- اين عدم استقبال از اين کتب مي‌تواند مربوط به کمبود اين قالب در حوزه ادبيات باشد؟

دليل اصلي نبود کتاب‌هاي جذاب است که دليلش را عنوان کردم. ببينيد خنداندن و جذب کودکان برعکس خنداندن يک فرد بزرگسال کار دشواري نيست. کودکان با کوچکترين بهانه‌اي به خنده روي مي‌آورند، لذا با شناخت دنياي کودک مي‌توان به راحتي يک اثر جذاب و خواندن را براي کودکان خلق کرد.

 

- پس اين نکته يک مزيت محسوب مي‌شود که ذهن کودک به خوبي تهييج مي‌شود؟

دقيقاً. اگر دنياي آنان را بشناسيم مي‌توانيم به راحتي اثري خلق کنيم که مورد توجه آنان قرار بگيرد.

 

- مأنوس شدن کودکان با کتاب و کتابخواني يکي از دغدغه‌هاي هميشگي خانواده‌ها و مسئولين بوده است. شما به عنوان نويسنده کتاب کودک چه موانعي را بر سر اين راه مشاهده مي‌کنيد؟

ببينيد کتاب بايد در زندگي روزمره کودک وجود داشته باشد. يکي از مشکلات و موانع خود کتابخانه‌ها هستند که براي دسترسي به کتاب مورد نظر بايد از هفت خوان رستم عبور کرد. کتابخانه‌ها همواره با موانع دست و پاگيري چون هزينه کتاب، اجبار کودک به آوردن کتاب در موعد مقرر و ... باعث دلزدگي کودک مي‌شود که اين يک نقيصه محسوب مي‌شود.

 

- چه کساني بايد کتاب را وارد زندگي کودک کنند. والدين يا مسئولين فرهنگي؟

متصديان فرهنگي. چون در وهله اول بايد کتاب براي کودک موجود و در دسترس باشد تا والدين نيز بر اين اساس به تبليغ کتاب مبادرت ورزند. در واقع معتقدم کودکان ما با کتاب بيگانه نيستند زيرا در همين نمايشگاه بين المللي کتاب در غرفه کودکان آنان با يک شوق و ذوق خاصي براي ديدن و خريدن کتاب‌ها مي‌آمدند، منتها مشکل اينجاست که کودکان بايد به راحتي به کتاب دسترسي داشته باشند در واقع کتاب يا گران است يا در دسترس کودک نيست به نظرم هرجا که کودک در نظر دارد و حضور دارد بايد کتاب هم آنجا باشد. کودک بايد بتواند از نزديک با کتاب مأنوس باشد و به آن دست زده و با آن ارتباط برقرار کند.

در مجموع بايد يک برنامه همه جانبه وجود داشته باشد والدين بايد در جهت آشنائي کودک با کتاب اقدام کنند، دولت هم بايد سوپسيد بدهد همچنين مراکز خريد کتاب گسترده‌تري را راه‌اندازي کند در هر محله و کوي و برزن و ... نقش تبليغات هم بسيار مهم است متأسفانه صدا و سيما هيچ نقشي را براي تبليغ کتاب و کتابخواني کودک عهده‌دار نيست. تبليغ کتاب و مصاحبه با نويسندگان کتاب، مصاحبه با کتابخوان‌هاي حرفه‌اي، مصاحبه با ناشران و ... برنامه‌هائي هستند که هيچ نشاني در گيرنده‌هاي تلويزيون از آنها مشاهده نمي‌شوند، شايد اين دست برنامه‌ها براي عامه‌ي مردم چندان جذاب نباشد اما اثر خود را ميان جامعه و عامه‌ي مردم خواهد گذاشت تأسيس يک شبکه کتاب در صدا و سيما يک امر ضروري محسوب مي‌شود.

 

- چه اهميتي براي آشنا و مأنوس شدن کودک با کتاب قائل هستيد؟

هيچ چيز در آموزش کودک چون کتاب اهميت ندارد. اگر آموزش‌ها را از طريق کتاب براي کودک انجام دهيم در آينده از مصائب بسياري در جامعه پيشگيري کرده‌ايم. چرا که افراد کتابخوان افراد بي خطري براي جامعه هستند، آن جمله معروف که مي‌گويد که اگر يک کتابخوان را تربيت کنيم در يک زندان را مي‌بنديم، به نظر من درست است.

 

- پس آشنا شدن کودکان با کتاب در آينده مي‌تواند منجر به توليد يک نسل موجهي در جامعه شود که اين شگرد خوبي براي دولتمردان است؟

بله متأسفانه دولت از اين کار غفلت کرده است شما در هر دوره‌اي که کتاب و تبليغ کتاب در جامعه بالاخص براي کودکان زياد شده است در چند سال بعد ثمره‌ي آن را مشاهده کرده‌ايم و بالعکس. الان هم اگر براي نسل کودک فعلي برنامه‌ريزي کنيم در آينده جامعه‌اي کم حاشيه‌تر را خواهيم داشت.

 

- آينده داستان نويسي براي کودک و نوجوان را چگونه مي‌بينيد؟

ادبيات داستان نويسي در جائي که زندگي مي‌کنيم جا نيفتاده است سرمايه‌گذاري مي‌شود اما متأسفانه متولي خاصي ندارد. من احساس مي‌کنم بدون برنامه‌ريزي مشخص ادبيات داستاني بالاخص داستاني کودک راه به جائي نمي‌برد.     

 

دوشنبه 24 تير 1392 - 12:18


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری