سه‌شنبه 21 آذر 1396 - 13:57
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

آرش معظمي

 

رونمايي از غنچه ياس کبود

 

حجت‌الاسلام و المسلمين محمدرضا زائري در مراسم رونمايي از کتاب غنچه ياس کبود در خبرگزاري مهر گفت: امروز زمينه‌هاي زيادي براي پذيرش مکتب اهل‌ بيت (ع) و مخاطبان مرتبط با آن وجود دارد و اتفاقات زيادي در دنيا در حال رخ دادن و مخاطب نيز منتظر و تشنه است اما 34 سال پس از انقلاب، ما هنوز نتوانسته‌ايم فکري به حال اين مخاطب بکنيم.

 مراسم رونمايي از کتاب «غنچه ياس کبود» نوشته هادي شريفي عصر روز يکشنبه 16 تيرماه با حضور حجت‌الاسلام محمدرضا زائري، صادق کرميار و سيدعلي شجاعي و رضا مقدسي مديرعامل خبرگزاري مهر در محل اين خبرگزاري برگزار شد.

 در ابتداي اين مراسم حجت الاسلام زائري در سخناني با اشاره به حديثي از امام رضا (ع) با اين مضمون که حرف‌هاي نيکو و جذاب و پسنديده اهل بيت (ع) را به گوش مردم برسانيد که اگر بشنوند، از ما تبعيت کنند، اظهار داشت: ظاهر اخبار اين روزهاي جهان و خاورميانه و نمايش صحنه‌هاي اضطراب و آشفتگي پيروان اهل سنت ظاهراً به مسايل سياسي باز مي‌گردد اما عمق آن فکري و فرهنگي و تبليغي و ديني است. صحنه‌هاي کشتار شيعيان در افغانستان و پاکستان و مصر و سوريه اگر در هر جاي ديگر عالم اتفاق مي‌افتاد، همه مي‌دانيم که چه جرياناتي را به راه مي‌انداخت. اما چون پيروان مظلوم مکتب اهل بيت (ع) آماج اين حملات هستند همه دنيا از کنار آن ساده عبور مي‌کنند و رد مي‌شوند. اما سوال اينجاست آنچه باعث مي‌شود اين جنايات در سکوت رخ دهد، چيست؟

 وي ادامه داد: بايد پرسيد چرا يک عالم مصري در ملاء عام از خانه بيرون کشيده و سر بريده شده و جسدش را در خيابانها مي‌چرخانند و کسي واکنش نشان نمي‌دهند و آنهايي هم که مي‌شنوند، حرکت چنداني نمي‌کنند. از نظر من پاسخ اين است تصويري که از شيعيان ساخته شده، در بخش عمده‌اي توسط عوامي ساخته شده که عاملين جنايت را به انجام آن توجيه مي‌کند و درست در همين جاست که وجهه‌هاي سياسي اين عمل با کارهاي فرهنگي مانند نوشتن اين کتاب پيوند مي‌خورد.

 زائري افزود: اتفاقات زيادي در دنيا در حال رخ دادن و مخاطب نيز منتظر و تشنه است اما ما 34 سال پس از انقلاب هنوز نتوانسته‌ايم فکري به حال او بکنيم. امروز زمينه‌هاي زيادي براي پذيرش مکتب اهل‌ بيت (ع) و مخاطبان مرتبط با آن وجود دارد. من يادم هست در همايش «باران غدير» که سال گذشته برگزار شد يک ميهمان هندو داشتيم که مي‌گفت خودم و پدرم مرثيه گوي حضرت امير (ع) هستيم و جمله‌اي را به اين مضمون گفت که تمام حاضران در آن همايش را منقلب کرد: ما همان طور که آب و برق و گاز را لوله کشي کرده و به خانه‌ها مي‌بريم بايد احاديث و کلام نهج البلاغه را هم به در خانه‌ها برسانيم. اگر امروزه خلائي در دنيا وجود دارد و احساس مي‌کنيم اتفاقاتي در حال رخ دادن است که ما نمي‌پسنديم براي اين است که اين احاديث را به گوش جهانيان نرسانده‌ايم.

  

بايد به کم‌کارهايهايمان اعتراف کنيم 

 اين فعال فرهنگي ادامه داد: امروز وقت آن است که به جاي شعار دادن اعتراف کنيم در 34 سال گذشته نتوانستيم کار خاص فرهنگي انجام دهيم. آيا در اين مدت نمي‌بايست زبان‌هاي خارجي را ياد مي‌گرفتيم و يا تلويزيوني را براي مخاطبان خارج از کشور ايجاد مي‌کرديم و يا نمايندگاني مي‌فرستاديم تا با پيروان مذاهب ديگر تعامل بيشتري داشته باشيم؟ تجربه‌هاي امروز جهان چنين اعترافات تلخي را از ما مي‌طلبد. البته قبول دارم که اين ماجراها در نهايت زمينه را براي ظهور حضرت قائم (عج) فراهم مي‌کند اما نافي مسئوليت ما نيست. امکانات و ظرفيت‌هاي فراواني در اختيار ما بوده که مي‌توانستيم به کمک آنها به تربيت نيروهاي انساني بپردازيم اما امروزه بايد به اين سوال هم پاسخ دهيم که تا چه اندازه به اين موضوع موفق شده‌ايم. 

 وي افزود: واقعيت موجود در دنيا امروزه بسيار تلخ است. امروز در مقابل آن واقعيت ما تنها ميراث دار عزت و نام اهل‌ بيت (ع) نيستيم و نمي‌شود در مقابل خون شهدايمان تنها سرمان را بالا بگيريم. اين سر بالا گرفتن در کنار خود کار کردن را هم مي‌خواهد. نظام عالم هم نظامي بسيار طبيعي است، خانم رولينگ هم اگر خوب بنويسد مشتري دارد ما هم اگر خوب بنويسيم مشتري داريم. نه غرب سراسر آکنده از ظلم و کفر است و نه ما همگي شامل دريافت امدادهاي غيبي هستيم. همه مشغول کارکردن هستند؛ با سايت‌ها و شبکه‌هايشان به دنبال اين هستند که با زحمت انديشه و تفکر خود را منتقل کنند ولي ما در مقابل آنها کم کاري مي‌کنيم. تفاوت ما اين است که آنها امام زماني ندارند که همه زحمت و کار را بر گردن او بياندازند. تلقي غلط ما از مفهوم مامور به وظيفه بودن و نه مامور به نتيجه بودن، به اين نتيجه منجر شده که بسياري از فعاليت‌هاي ما بدون آنکه به نتيجه مشخص برسد، رها و به حداقل‌ها اکتفا شود. 

 سيدعلي شجاعي نويسنده و مسئول انتشارات کتاب نيستان نيز سومين سخنران اين مراسم بود که با طرح اين سوال که چرا انتشارات متبوع وي در سال هاي اخير تلاش کرده تا به طور خاص به انتشار ادبيات ديني در کشور توجه نشان دهد؟ گفت: ما جداي از اينکه به معارف اسلامي و سيره اهل بيت تعلق خاطر داريم، معتقديم کتاب مانند يک منبر مدرن مي‌تواند فعاليت تبليغي داشته باشد و در اختيار مخاطب قرار گيرد اما معارف اهل‌ بيت (ع) و سيره آنها به صورت معمول تا قرن ششم بيشتر در کتاب‌ها نيامده است و بعد از آن ما شاهد يک توقف هستيم. البته با کمي اغماض شايد بتوان اين مسئله را تا قرن هشتم هم ديد. البته من مي‌پذيريم که اطلاعات عمومي درباره اهل‌ بيت (ع) را نمي‌توان به عنوان معارف آنها ياد کرد اما اين مساله هميشه وجود داشت که معارف در سيره تجلي يافته است. با اين حال به نسل امروز نمي‌شود گفت که ارشاد شيخ مفيد را بخوان يا لابه‌لاي صفحات تاريخ يعقوبي دنبال شرح زندگي فلان امام بگرد. 

 

خلائي چند صد ساله در نشر و انتقال مفاهيم ديني وجود دارد 

 شجاعي ادامه داد: از قرن هفتم به بعد هر چه تلاش در حوزه انتقال معارف ديني شده بازنويسي تاريخ است و ما اميدواريم که در حوزه زبان امروز بتوانيم اين خلاء چند صد ساله را پر کنيم. ويژگي اصلي کتاب‌ها و داستان‌هاي مدرن ديني اين است که مسيري را باز مي‌کند ميان معارف موجود تا قرن هفتم و ما و اين اتفاق هرچه با فهم و زبان امروزي بيشتر همراه شود شيرينتر خواهد بود. 

 اين نويسنده و ناشر در ادامه با اشاره به کتاب غنچه ياس کبود گفت: در ميان تمامي آرا و نظرياتي که در مورد زندگي امام حسن (ع) وجود دارد بيرون کشيدن اين 160 صفحه کتاب از بيرون کشيدن طلا از معدن سخت تر بود. سوال من اين است اگر اين کتاب نبود و مي خواستيم سيره امام حسن (ع) را بخوانيم بايد به چه چيزي مراجعه مي‌کرديم؟ جز کتاب «الارشاد» که 40 سال قبل منتشر شده کجا مي‌شود چيزي در اين زمينه خواند؟ اينکه ما يک روايت را از ابتدا تا انتها به زبان داستاني امروز داشته باشيم و به زبان امروز به مخاطب ارايه کنيم خلائي است که بودنش در موارد بسياري از جمله زندگي معصومين حس شده است. در اين سال‌ها آثار زيادي بوده است که به ما در مورد زندگي امام حسن (ع) ارايه شده اما نکته‌اي که وجود داشت اين بود که بسياري از آنها با ادب نوشته نشده و شبهات زيادي در مورد زندگي ايشان مي‌پرداخت اما کتاب آقاي شريفي يک رويات سرراست و بدون حواشي از زندگي اين امام  مطرح کرد که به نظر من نمي شود روي آن قيمت گذاشت. 

صادق کرميار نويسنده و منتقد ادبي در مراسم رونمايي از کتاب کتاب غنچه ياس کبود که عصر يکشنبه 16 تير در سالن اجتماعات خبرگزاري مهر برگزار شد، با اشاره به زحمات نويسنده براي خلق آن بر مبناي منابع متعدد، گفت: وقتي کتاب را مطالعه کردم و فهرست منابع آن را ديدم حسم اين بود که هر کدام از اين منابع به تنهايي براي شناخت معارف ديني ما کافي است اما برايم جالب بود که نويسنده چيدماني بسيار دشوار و در عين حال خواندني را در کتابش بر مبناي آنها ايجاد کرده است که به زعم دومين کتاب داستاني درباره زندگي حضرت امام حسن (ع) خلق شود. 

 کرميار ادامه داد: در جاهايي از متن اين کار به زحمات نويسنده غبطه خوردم چرا که کمتر نويسنده‌اي به سراغ چنين سوژه‌هايي مي‌رود. بيشترشان فکر مي‌کنند براي اينکه مثلاً زحمت استفاده از چنين منابعي را بکشند، بايد لااقل 15 جلد کتاب چاپ کند اما کار آقاي شريفي با وجود اينکه کاري لاغر است نقاط عطف تاريخ اسلام و شيعه را در خود شامل مي‌شود و بر همين اساس اثري است که هم تاريخي است و هم اعتقادي. 

 نويسنده رمان «ناميرا» در ادامه با اشاره به وضعيت تاليف کتاب‌هاي ديني در کشور گفت: سيدمهدي شجاعي براي اولين بار راه را براي تاليف چنين آثاري باز کرد و نشان داد که مي‌توان با ادبيات مدرن امروز هم مفاهيم ديني را بيان کرد. خيلي از جاها تکفيرها را به جان خريد تا اين راه باز شود. تعجبي هم ندارد همه مي‌دانيم که بايد معمولاً راهي را انتخاب کنيم که کمتر کسي تاکنون در آن قدم گذاشته تا اين راه براي استفاده سايرين نيز باز شود. من هم در کار آقاي شريفي رگه‌هايي از چنين حرکتي و تقليد از نوشته‌هاي آقاي شجاعي را ديدم. 

 کرميار ادامه داد: باور من هم اين است که هنر يعني تقليد، به همراه اضافه کردن چيزي که هنرمند خود را به داشته‌هاي قبلي‌اش اضافه و آن هنر را به نام خود و در شکلي تازه ثبت مي‌کند. تقليد کردن از ميراث گذشته نگران کننده نيست اگر چيزي هم به آن اضافه مي‌شود در واقع تلاشي است براي باز کردن راهي تازه. آقاي شريفي هم اين کار را کرده و اين زمينه را دارد که اين مسير را ادامه دهد.

 اين نويسنده افزود: کتاب «غنچه ياس کبود» شيوه روايتي دارد که مي‌توان با کمي تسامح به آن رمان گفت اما در استفاده ايشان از استنادات تاريخي نکته‌اي وجود دارد. به اعتقاد من اين استنادات گاهي اوقات همانند غل و زنجير به پاي نويسنده بسته و منجر مي‌شود که او نتواند صحيح و درست بنويسد گاهي هم آنقدر تحقيقاتمان وسيع مي‌شود که آن تحقيقات دست و پاي خودمان را مي‌بندند و هر وقت مي‌خواهيم داستان بنويسيم به مواردي برخورد مي‌کنيم که ممکن است سنديت نداشته باشد.

 وي تاکيد کرد: هر کجا که نويسنده حس کند مستندي تاريخي مانع رشد و تحليل او در عرصه داستان نويسي است بايد آن استناد را کنار بگذارد و از تخيل هنرمندانه‌اش بهره ببرد، تاريخ را تاريخ‌نويسان نوشته‌اند و مي‌نويسند. نويسنده بايد تخيل کند.

 نويسنده رمان «دشت‌هاي سوزان» ادامه داد: وقتي من رمان ناميرا را مي نوشتم کل داستان حاصل يک تخيل بود و شايد تنها داستان حضرت مسلم (ع) است که در آن سنديت داشته باشد. اگر مي خواستم بيش از اين به وادي روايت هاي تاريخي بيافتم دست و پاي من براي نوشتن بسته مي‌شد. نقل شده که زماني که کتاب صد سال تنهايي مارکز هم نوبل گرفت در دانشگاه ميشيگان هم براي آن کنگره‌اي بر پا کردند تا تحليل روانشناسانه از آن ارايه دهد. زماني که از مارکز براي شرکت در آن کنگره دعوت شد او حضور را نپذيرفت و گفت من کار خودم را مي کنم شما هم کار خودتان را بکنيد.

 کرميار در پايان تاکيد کرد: رمان نويس نبايد فراموش کند که نه تاريخ نويس است نه فيلسوف و نه عارف اگر تخيل هدفمند از او گرفته شود بقيه فاکتورهاي در فعاليت هاي او تاثيري ندارد. به نظر من آقاي شريفي در سني است که شروع خوبي را در داستان هاي ديني صورت  داده و مي تواند در کارهاي بعدي تاثيرگذارتر عمل کند.

 

تطبيق زندگي امام حسن (ع) با وقايع سياسي امروز 

 در پايان اين مراسم هادي شريفي نويسنده کتاب «غنچه ياس کبود«» نيز در مورد چگونگي نوشته شدن اين کتاب عنوان کرد: 22 ساله که بودم حس کردم که به مرگ خيلي نزديکم و باورم اين بود که اگر هزار سال هم عمرم ادامه پيدا کند، در زندگي من اتفاقي نمي‌افتد به همين خاطر به اين نتيجه رسيدم به واسطه کرامتي که از اهل بيت (ع) ديدم، کاري کرده باشم که تا اندازه اي روزنه اميدي به روي مردم باز شده باشد. به همين خاطر در يکي از روزهاي 28 صفر در حرم امام هشتم (ع) عهد کردم که نوشتن اين کتاب را شروع کنم.

 وي افزود: اين کتاب در ابتدا دو برابر اندازه موجود حجم داشت اما با راهنماييهاي سيدمهدي شجاعي ويرايش شد و کم شد تا به اندازه امروز رسيد. 

 شريفي همچنين با اشاره به موضوع اين کتاب گفت: اخلاق وکرامت و خلق حسنه اهل بيت به ويژه امام حسن (ع) براي ما کماکان ناگفته مانده است. در حوزه سياسي هم رفتار سياسي معمول ايشان و اتفاقاتي که در زمينه صلح ايشان با معاويه رخ داد همانند بسياري از رويدادهايي است که امروزه در حال رخ دادن است و ريزش‌هاي خواص که شاهد هستيم و به نظرم رسيد مي‌توان اين دو را در کنار هم به نوعي تطبيق داد.

 

شنبه 22 تير 1392 - 12:5


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری