شنبه 29 مهر 1396 - 6:47
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

نيما نوربخش

 

همدلي مهم تر از همزباني

 

نگاهي به گروه فيلمسازي «زبان مادري» (قربان محمدپور)

قربان محمدپور(کارگردان زبان مادري) متولد اول خرداد ماه سال 1349 در شهر لاهيجان است. وي فارغ التحصيل کارگرداني سينما از دانشکده سينما تئاتر دانشگاه هنر در مقطع کارشناسي و فارغ التحصيل ادبيات نمايشي در مقطع کارشناسي ارشد از دانشکده سينما تئاتر دانشگاه هنر است.

او نويسنده فيلمنامه بله برون به کارگرداني داوود موثقي با بازي جمشيد مشايخي، ثريا قاسمي، فتحعلي اويسي، سيروس گرجستاني، که در سال 1383 اکران و پرفروش ترين فيلم آن سال شد.

محمدپور همچنين کارگرداني چند فيلم کوتاه و داستاني با نام هاي انتظار( با بازي سيروس اسنقي و تهيه کنندگي فرج الله سلحشور ،۶۰ دقيقه)، قرباني (بيست دقيقه)، همسر محبوب من (بيست دقيقه)، نسترن (سي دقيقه) را برعهده داشته اشت. وي در سريال تلويزيوني يوسف پيامبر به کارگرداني فرج الله سلحشور، مشاور نويسنده و مدير روابط عمومي بوده است. زبان مادري اولين فيلم بلند محمدپور است.

 

ساير فيلمنامه هاي محمدپور عبارتند از:

-قلقلک به کارگرداني مسعود نوابي با بازي بيژن امکانيان-رضا شفيعي جم-سيامک انصاري-شقايق فراهاني-اليزابت اميني . اکران در سال ۸۶- فروش تهران و شهرستانها چهارصدو سي ميليون تومان

-راننده تاکسي به کارگرداني مهدي صباغزاده با بازي حبيب اسماعيلي-ثريا قاسمي- محمدرضا داوودنژاد-لاله اسکندري و هيلدا رنجبران . اکران اسفند ۸۶

-زن ها فرشته اند به کارگرداني شهرام شاه حسيني با بازي امين حيايي-نيکي کريمي-مهتاب کرامتي-ليلا اوتادي-محمدرضا شريفي نيا-لادن طباطبايي . پرفروش ترين فيلم سال ۸۷

-خروس جنگي به کارگرداني سيد مسعود اطيابي با بازي رضا عطاران -مريلا زارعي – کيومرث ملک مطيعي… با فروش دو ميليارد و سيصد ميليون تومان يکي از پرفروش ترين فيلم هاي سال ۸۸

-اختاپوس به کارگرداني داوود موثقي با بازي ثريا قاسمي - شيوا خنياگر

-شير و عسل به کارگرداني آرش معيريان با بازي مهران غفوريان – پوريا پورسرخ – علي صادقي – مهران رجبي – فتحعلي اويسي – يوسف صيادي

-فاصله به کارگرداني کامران قدکچيان با بازي الناز شاکردوست – فرامرز غريبيان – پژمان بازغي

-داماد خجالتي به کارگرداني آرش معيريان با حميد گودرزي – حديث فولادوند – بهنوش بختياري – يوسف صيادي – سحر کرمانيان – محمدرضا وزيري – فتحعلي اويسي

-دردسربزرگ به کارگرداني مهدي گلستانه و تهيه کنندگي محمدحسين فرحبخش

محمد پور در مورد اينکه چگونه از فيلمنامه نويسي به کارگرداني رسيد، مي گويد: «معمولافيلمنامه هايي که مي نوشتم در مرحله ساخت دچار تغييرات زيادي مي شد که خيلي آزاردهنده بود. تنها فيلمي که مي توان گفت فيلمنامه آن صددرصد متعلق به خودم بود، «فاصله» کامران قدکچيان است. وقتي شش ماه تا يک سال زحمت نوشتن فيلمنامه اي را مي کشي و نتيجه نهايي چيز ديگري مي شود، انگيزه اي باقي نمي ماند. به همين دليل تصميم گرفتم وارد حيطه کارگرداني شوم.»

محمدپور درباره ايده زبان مادري مي گويد: «حدود هشت سال قبل اتفاق جالبي در اهواز رخ داد. يك فرد بيهوش شده بود و بعد از به هوش آمدن به زبان آلماني صحبت مي كرد! ضمن اينكه هيچكس از آشنايان خود را نمي شناخت. من بعد از شنيدن اين خبر در اينترنت جست و جو كردم تا نمونه هاي مشابه را پيدا كنم و متوجه شدم مثل چنين واقعه اي براي يك فرد اكرايني هم رخ داده و اين شخص بعد از خروج از حالت كما به زباني غير از زبان مادري اش صحبت مي كند. با خودم فكر كردم حتماً روح يك فرد فوت شده به كالبد اين افراد وارد شده و چنين اتفاقي رخ داده است.

ايده اوليه ام تناسخ بود، اما وقتي طرح را نزد يك عالم ديني بردم او چنين چيزي را مردود شمرد، اما گفت تغيير ناگهاني زبان، يك امر شدني است. از قرآن كريم آيه هايي برايم آورد و واقعه اي تاريخي هم برايم تعريف كرد. گويا بعد از طوفان نوح  قومي بايد از مكاني پراكنده مي شدند، اما امتناع ورزيدند و يك روز صبح كه از خواب برمي خيزند، زبان آنان عوض مي شود.

 به هر شكل من هم تصميم گرفتم طرح اوليه ام را عوض كنم و به همين دليل تحقيقات گسترده اي به عمل آوردم و حاصل آن شد فيلمنامه زبان مادري كه ديگر ارتباطي با تناسخ نداشت.

مفهوم داستان سه مردي را که هر کدام انگور مي خواستند اما زبان هم را نمي فهميدند را اصل داستان قرار دادم و خواستم بگويم که ممکن است ما با داشتن زبان مشترک نيز زبان يکديگر را نفهميم، پس مهم تر از همزباني همدلي است، همانطور که مولانا گفته است.

متاسفانه در جامعه ما همدلي از بين رفته است، پدر زبان فرزند، زن زبان شوهر و ... را نمي فهمند و همين مسئله جامعه را دچار مشکلاتي کرده است، به همين دليل سعي شده تا در اين فيلم چنين معضلي نشان داده شود. اگر فيلم نقاط ضعفي داشته مسئوليت آن را برعهده مي گيرم چرا که هم نويسنده و هم کارگردان در اين پروژه خودم بودم.»

محمدپور درباره همکاري با بازيگران خارجي مي گويد:  «ابتدا بايد بگويم من دوست داشتم بازيگران فيلم ايراني باشند. اولين انتخاب من هم پرويز پرستويي بود، اما شرايط فراهم نشد. با خودم فكر كردم اگر پرستويي از دقيقه 15 به بعد به زبان عربي صحبت كند، چقدر مي تواند براي مخاطب جذاب ظاهر شود.

به اين دليل كه مردم او را مي شناسند و اين ويژگي جديد مي توانست باعث هيجان مخاطب شود. به همين دليل مي گويم اگر فردي محبوب مثل پرستويي يا رضا عطاران اين نقش را بر عهده مي گرفت، ما مي توانستيم فروش ميلياردي هم داشته باشيم. الان مردم نگاهي به بيلبورد يا پوستر يا سردر سالن مي اندازند و چون چهره آشنايي نمي بينند، كنجكاو هم نمي شوند.

البته شايد هم اگر پرستويي مي آمد حق مطلب نقش به خاطر همان زبان و لهجه عربي ادا نمي شد و مخاطب هم پس مي زد. بعد از اينكه از آقاي پرستويي نااميد شدم، به دنبال بازيگري مسلط به دو زبان فارسي و عربي گشتم، اما باز هم موفق نشدم و در نهايت به بازيگران فعلي رسيدم.

پير داغر بازيگر خوب لبناني است كه سعيد ملكان او را به من معرفي كرد. بهروز چاهل، بازيگر هندي و ماريا گارسيا بازيگر اسپانيايي نيز از ديگر هنرپيشه هايي بودند كه با آنان وارد مذاكره موفقيت آميز شديم.»

محمدپور درباره اينکه چطور از آنها بازي گرفته، مي گويد: «همان چاره اي كه دختر قصه براي خانواده مي انديشد، استخدام يك معلم آموزش زبان فارسي براي هر كدام از آنان، که البته در پشت دوربين هم مترجم من بودند. مقصود اين بود كه اين شخصيت ها زبان يكديگر را نفهمند و به واقع هم چنين بود، چون هر بازيگر مليت خودش را داشت. ضمن اينكه 10 روز قبل از آغاز فيلمبرداري هم جلسات تمرين زيادي داشتيم. البته پير داغر هم بازيگر بسيار خوبي است و حضور او كمك كننده بود.»

محمدپور درباره بازيگران ايراني هم مي گويد: «شهره قمر وقتي براي اولين بار به دفتر ما آمد، فهميدم دقيقاً مناسب نقش دختر خانواده است و تمام ويژگي هاي مورد نظر من را داشت. برايم مهم بود كاراكتر شادي را كسي بر عهده بگيرد كه دقيقاً با آن جور در بيايد.

براي نقش دختر لال هم با بازيگراني مثل نگار جواهريان وارد مذاكره شديم، اما در نهايت هستي مهدوي فر انتخاب شد. او را در سريالي در ماه رمضان گذشته ديده بودم. بازي خانم حائري و آقاي راد هم با وجود كوتاه بودن نقش كاملاً به چشم مي آيد.»

  محمدپور درباره فروش پايين فيلم مي گويد: «دليل اصلي اين مساله شرايط بد اکران است و اين هم فقط به فيلم مربوط نمي شود. شايد حتي به نسبت سينماهايي که ما در اختيار داريم، زبان مادري حتي دارد بيشتر از انتظار مي فروشد. اکنون شرايط روحي و رواني جامعه و اوضاع بد اقتصادي باعث شده سينما به يک رکود برسد.

 امروز از هر ده فيلم اکران، هشت فيلم عملاموفق نيست و اين يعني اوضاع سينما خوب نيست. مشکل فعلي ما اين است که نمي توان مخاطب را داخل سينما کشاند، ولي اگر تماشاگر به ديدن فيلم ما بيايد، راضي از سالن بيرون خواهد رفت. چون زبان مادري فيلمي است که قصه جديدي دارد و تاکنون در دنيا به آن پرداخته نشده است.

چنين فيلمي تا به حال نه در هاليوود ساخته شده و نه در باليوود و تماشاگر براي اولين بار يک قصه غيرتکراري مي بيند. يکي ديگر از علت هاي فروش نه چندان راضي کننده اين است که ما ابتداي اکران چهار سينما تمام سئانس و چهار سينماي تک سئانس داشتيم، اما از روز هشتم اکران فقط يک سينما آزادي را تمام سئانس داشتيم و سه سينماي تک سئانس. يعني عملادست ما در اکران بسته است. شايد اگر تعداد سينما و زمان بيشتري در اختيار داشتيم به فروش بيشتر فيلم کمک مي کرد.

فيلم در بخش خصوصي توليد شده و عملاهيچ بيلبوردي در سطح شهر ندارد. فقط 25 تيزر تلويزيوني براي اين کار پخش شد که اصلاکافي نيست. وقتي ما نمي توانيم تبليغات محيطي داشته باشيم، بايد دل به تبليغات دهان به دهان خوش کنيم که آن هم به زمان احتياج دارد که آن را هم در اختيار ما قرار ندادند.

...متن خيلي از فيلم هاي پرفروش ايران را من نوشته ام، پس متن فيلم خودم هم از قابليت كافي برخوردار است. من در تمام آثارم سعي مي كنم براي هر 10 دقيقه يك اتفاق جديد بگنجانم، اما چون در زبان مادري بازيگر سرشناس نداريم، مردم براي خريد بليت ترغيب نمي شوند.»

 حسين زندباف تهيه کننده فيلم مي گويد: «بعد از 10 سال دوباره مسئوليت توليد يک فيلم سينمايي را برعهده گرفته ام، يک فيلم درست در زمان پيش توليد ساخته مي شود و دوران فيلمبرداري زماني است که همه کارهاي خود را کرده اند و بيشتر شبيه تفريح است.

نيروي اصلي فيلم در قصه وجود دارد به همين دليل بايد شرايطي را براي پردازش مناسب قصه ايجاد کرد تا بتواند براي مخاطب قابل قبول باشد. تلاش کرديم تا همه چيز در اين فيلم حتي نقش ها به واقعيت نزديک باشد. براي تهيه اين فيلم همه چيز آماده بود، زيرا در زمان فيلمبرداري همه با هم دوست بودند و اين فيلم يکي از بهترين فيلم هاي من بود که انجام داده ام.»

زندباف درباره داستان فيلم زبان مادري و بازيگران و کارگردان آن مي گويد: «در مورد برخي بازيگران خيلي دوست نداشتيم که ايراني باشند، زيرا تغيير زبان آنها و دوبله فيلم مصنوعي مي شد، به همين دليل خواستيم بازيگراني در کار باشند که فيلم زبان اصلي خود را داشته باشد.

داستان اين فيلم آرماني و فانتزي است که خود مي دانيم ضعف هايي نيز دارد، زيرا کار اول آقاي محمدپور بوده اما همين قدر که او جرات دارد که فيلمي با اين مضمون و داستان بسازد و دست به ريسک بزند، کار بزرگي است.

محمدپور هرچند براي اولين بار بود که يک فيلم را جلوي دوربين مي برد، اما اصلا حرف من را به عنوان تهيه کننده گوش نداده و مانند يک ديکتاتور در پشت صحنه عمل مي کرد، عوامل نيز همگي کارگران وي بودند.»

هستي مهدوي فر درمورد نقشش در فيلم مي گويد: «بازي در نقشي که توانايي صحبت کردن ندارد و لال است برايم استرس زيادي داشت، زيرا هم دير وارد گروه شدم و هم متوجه شدم قبلا چندين نفر قرار بوده اين نقش را بازي کنند اما بازي نکردند؛ به همين دليل کمي از بازي در اين نقش واهمه داشتم که با اعتمادي که آقاي محمدپور به من کردند اميدوارم توانسته باشم اين نقش را به خوبي بازي کنم. با توجه به اينکه نقش يک کر و لال را بازي مي کردم، از يک مربي براي آموزش زبان اشاره استفاده کردم که در طول فيلمبرداري من را همراهي مي کرد.»

شهره قمر(بازيگر) درباره زبان مادري مي گويد: «داستان فيلم، داستاني نو و عالي است که من نه در ايران و نه در هيچ جاي ديگري شبيه اين داستان را نديده بودم، به همين دليل اين داستان و اين نقش را دوست داشتم.»

 

مشخصات زبان مادري:

کارگردان:قربان محمدپور

تهيه کننده:حسين زندباف

بازيگران: شهره قمر از ايران – پير داغر از لبنان -ماريا گارسيا از اسپانيا - بهروز چاهل از هندوستان و هستي مهدوي فر از ايران…

ساير بازيگران: امير محمد زند – ناصر فروغ – خشايار راد – هايده حائري – آتش تقي پور – مهناز منافي ظاهر – مژگاه غلامي – مليکا عبدالهي – محمد رضا رحماني- مريم خليلي پور و…

خلاصه داستان: فيلم زبان مادري به مسئله تقابل زبان و مشکلاتي که براي افراد در ارتباط برقرار کردن به دليل تفاوت زبان پيش مي آيد مي پردازد .

ساير عوامل: مدير فيلمبرداري :حسن پويا تدوين: حسين زندباف صداگذار: عليرضا علويان مجري طرح و مدير توليد: محمدصادق آذين منشي صحنه: روح انگيز شمس جلوه هاي صمعي و بصري: دکتر سيد امير رضا معتمدي برنامه ريز و دستيار اول کارگردان: سيدمحسن اورنگ صدابردار: سليم احمدي طراح گريم: کيان اولاد وطن طراح صحنه و لباس: رضا مهدي زاده مدير تدارکات: جعفر عبدلي تهيه کننده: حسين زندباف دستيار اول فيلمبردار: محمد ايزدخواه دستيار دوم: محمدنادر قشلاقي اجراي گريم: پانته آ پاينده و جمال بيات دستياران طراح صحنه و لباس: فرشته آلوسي سعيد حسنلو . دستياران کارگردان: امين محمودي مهدي ايرواني . عکاس: جلال حميدي.

 

چهارشنبه 19 تير 1392 - 9:33


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری