چهارشنبه 7 تير 1396 - 1:21
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

نيما نوربخش

 

استاد پيشکسوت موسيقي ايراني

 

نگاهي به کارنامه هنري استاد احمد ابراهيمي

احمد ابراهيمي، رديف‌دان و مدرس آواز و خواننده پيش‌کسوت در سال 1305 در اورامانات کردستان متولد شد.

اکثر اعضاي خانواده او دستي در موسيقي داشتند و همين امر سبب شد تا او هم با تشويق خانواده به سراغ موسيقي و يادگيري اين هنر برود.

ابراهيمي بيش از دوازده سال نداشت که به تهران نقل مکان کرد. او در سال 1327 با توجه به صداي خوشي که داشت با استادان بزرگ موسيقي ايران نظير ابوالحسن صبا ،مرتضي محجوبي، حسين تهراني، غلامحسين بنان، اديب خوانساري آشنا شد و از محضر همگي اين بزرگان موسيقي ايران بهره‌مند گرديد.

ابراهيمي درباره چگونگي معرفي به استاد صبا گفت: «يک روز وقتي که استاد صبا تشريف آوردند منزل ما، سه تار را برداشتند و شروع کردند به زدن. مادرم به استاد گفت که پسر من هم خوب مي‌خواند... استاد صبا گفتند که اين (اشاره به من) الان بچه است. وقتي بزرگ شد زماني که صدايش دورگه مي‌شود آن موقع بايد وادارش کنيد بخواند. اگر آن موقع خواند صدايش مي‌ماند و گرنه از بين مي‌رود.

من از مدرسه که مي‌آمدم درس‌هايم را مي‌نوشتم کنار مي‌گذاشتم. بعد مادرم مي‌گفت که خدمت استاد صبا بروم. آن موقع ما در باغ سپهسالار بوديم و به منزل استاد صبا، کوچه ظهيرالاسلام خيلي نزديک.

مادرم مي‌گفت فقط برو خوب گوش بده. مي‌رفتم منزل استاد صبا و تا ساعت هشت و ربع که کلاس استاد صبا تمام مي‌شد آنجا مي‌ماندم. استاد صبا شاگردان را که درس مي‌دادند، گوش مي‌دادم و مي‌ديدم که چگونه است.»

صبا وقتي درس مي‌داد مي‌گفت: «بنشين درسي را که مي‌دهم گوش کن و ببين چه کار مي‌کنم. (استاد صبا مي‌گفت اين را که من دارم درس مي‌دهم «حافظ خلوت نشين دوش به ميخانه شد/ از سر پيمان گذشت بر سر پيمانه شد» و مي‌خوانم، تو نحوه خواندنش را ياد بگير، ببين چگونه مي‌خوانم. شعر حافظ هم هست، بنويس! به اين مي‌گويند «مراد خاني در درآمد ماهور». اينها را من تکه‌تکه ياد گرفتم.)

ابراهيمي پس از پنج سال که تحت تعليم اساتيد قرار مي‌گيرد اولين برنامه راديويي خود را با محمود ذوالفنون در راديو تهران اجرا کرد که با تشويق و استقبال مردم روبرو ‌شد.

ابراهيمي درباره ساير اساتيد ديگر خود گفت: «در سال 26 يا 27 بود (درست اگر حافظه‌ام ياري بکند). راديو اعلام کرد هر کسي که صداي خوش دارد و مي‌تواند آواز بخواند بيايد در راديو امتحان بدهد. اگر قبول شد ما استخدامش مي‌کنيم، حقوق مي‌دهيم و برنامه راديويي هم اجرا مي‌کند.

مادرم گفت که صدايت خوب است و يک مقدار هم که از استاد صبا ياد گرفتي حالا برو امتحان بده ببين چه مي‌شود. وقتي رفتم امتحان بدهم مرتضي محجوبي (که من را نمي‌شناخت ولي بعدها خواننده ارکسترش شدم) گفت که آقا اسمت چيست؟ گفتم احمد. گفت احمدآقا يک درآمد حصار، آواز حصار بخوان و بعد وقتي که حصار را تمام کردي برگرد به سه گاه... وقتي زدند ديدند که من درست آمده‌ام توي سه گاه و همان کوک حصار.

دوازده نفر بوديم امتحان آواز داديم. البته در هيات ژوري خيلي‌ها بودند. بنان بود، اديب بود که آن روزها او را نمي‌شناختم و بعدها شاگردش شدم. مرتضي محجوبي بود، حسين تهراني بود، موسي خان معروفي بود و خيلي‌هاي ديگر که خيلي سخت مي‌گرفتند.

امتحان که تمام شد ديدم که به همه گفتند آدرس خانه‌تان را بدهيد. آدرس خانه را مي‌نوشتند. آن زمان همه تلفن نداشتند و در خانه‌هاي خيلي اعيان موجود بود. اسامي را مي‌نوشتند مي‌گفتند شما برو ما هر وقت که موقعش شد به شما زنگ مي‌زنيم يا نامه مي‌نويسيم که بيا ولي به من اين حرف را نگفتند. گفتند شما فردا بيا اينجا.

 فردا که رفتم ديدم يک مرد قد بلندي خيلي شيک پوش که عينک هم داشت، گفت که ديروز صداي ترا شنيدم، خوب بود. اما مي‌خواهي در راديو نخواني و تعليم بگيري؟ گفتم بله. گفت: «خب فردا بيا هنرستان».

استاد خالقي آدرس هنرستان را داد و بنده پس فردايش روز دوشنبه رفتم هنرستان.... در هنرستان با اديب خوانساري و بنان آشنا شدم و اديب و خالقي شخصا به من درس دادند. چهار سال در هنرستان آموزش ديدم و دو سال هم با آقاي بنان.

ششمين استادم از همه مهم‌تر بود. استاد صبا به من گفت که ابراهيمي بايد يکسري بروي پيش نورعلي خان برومند، من به آقاي نورعلي خان برومند تلفن کرده‌ام گفتند که شما بياييد. وقتي که رفتم خدمت آقاي نورعلي‌خان برومند هفته‌اي يک روز پيش بنان، هفته‌اي يک روز پيش اديب و هفته‌اي يک روز مي‌رفتم پيش نورعلي‌خان.»

ابراهيمي پس از يک سال اجراي برنامه‌هاي مختلف موسيقي در راديو، به سال 1333 به ارکستر مرتضي‌خان محجوبي ،استاد پيانو که با همکاري محمد ميرنقيبي اداره مي شد، راه مي‌يابد و شکوفايي هنري وي از همين زمان آغاز مي‌شود. همکاري او  تا سال 1335 با اين ارکستر ادامه داشت.

استاد ابراهيمي ‌يکي از هشت نفري بود که در مورد ثبت پرونده موسيقي ايراني به عنوان ميراث جهاني در يونسکو نقش داشته است. او در اين مورد گفت: «سال 86 از سازمان يونسکو به من اطلاع دادند که براي مصاحبه و اجراي برنامه و طرز تعليم به خواننده و نوازنده مي‌آيند و فيلم ضبط مي‌کنند و به پاريس و يونسکو مي‌برند.

از تلفيق شعر و موسيقي پرسيدند و گفتم يعني چه؟ خواستند هم اصيل بخوانم هم غيراصيل، کنترل شده و کنترل نشده بخوانم تا بفهمند فرق اينها چيست.

 آن شب يک ساعت، يک ساعت و نيم طرز خواندن آواز و تلفيق شعر و موسيقي را گفتم. و بعد يک ساعت و نيم مي‌خواندم و چندين دوربين ضبط مي‌کردند. طرز تعليم دادن به خواننده را گفتم.

حتي يکي از هنرجويانم که خوب مي‌خواند را گفتم بخواند و آنها ضبط کردند. از غروب تا يک نصفه شب طول کشيد. پس از مدتي به من اطلاع دادند که موسيقي ايراني جزو ميراث جهاني است و در سازمان يونسکو ثبت شده. به هشت نفر لوح دادند يکي از آنها من بودم. الحمدالله از امتحان خوب درآمدم.»

احمد ابراهيمي در فروردين ماه 1359 پس از پشت سرگذاشتن بيست و چهار سال مستمر کار هنري با تقاضاي خودش باز نشسته مي‌شود. بعد از انقلاب اسلامي عمده وقت ابراهيمي به آموزش رديف‌هاي آوازي به شاگردان و علاقه‌مندان موسيقي‌ آوازي صرف شد.

ابراهيمي از معدود رديف‌دانان نسل قديم بود که دستي هم به قلم داشت و چند سال قبل ، وقتي دوست و رديف‌دان نامي، استاد حسين عمومي، دار فاني را وداع گفت نوشته‌اي براي او و به يادش در روزنامه همشهري‌ نوشت.

در سال‌هاي بعد از دهه هشتاد نهادهاي عمومي و مدني از اين آوازخوان پيشکسوت تقدير به عمل آوردند که از جمله آنها تجليل از استاد ابراهيمي و استاد فريدون حافظي در خانه موسيقي بود.

احمد ابراهيمي، استاد پيشکسوت آواز ايراني تير سال 1392 در پي يک دوره بيماري در سن 87 سالگي در بيمارستان فرمانيه تهران درگذشت.

عبدالحسين مختاباد خواننده موسيقي ايراني پس از فوت استاد ابراهيمي با ابراز تاسف از درگذشت او گفت: «سال 92 تاکنون سال خوبي براي موسيقي ايران نبوده چرا که از اوايل بهار موسيقي دانهاي خوبمان را از دست داده ايم که اين خود تاسف بار است چرا که با رفتن اين هنرمندان جايگزيني براي آنها نخواهيم داشت.»

وي ادامه داد: «استاد ابراهيمي از جمله آوازخوان‌ها و رديف دانهاي موسيقي ايران بودند که به عقيده من ايشان گنجينه آوازهاي رديف دستگاهي ايران و منبع جامع و خوبي از موسيقي ايران بودند.»

مختاباد که يک روز قبل از درگذشت استاد ابراهيمي از ايشان عيادت کرده بود، اظهار داشت: «من با استاد احمدي از نزديک در ارتباط نبودم و فقط در محافل عمومي ايشان را مي ديدم. يک روز قبل از درگذشت اين هنرمند به اتفاق آقاي ترابي مديرعامل انجمن موسيقي به عيادت استاد رفتيم که متاسفانه در وضعيت مناسبي قرار نداشتند...»

 

منابع:

1- پايگاه اطلاع رساني موسيقي ايران

2- همشهري آنلاين

3- سايت موسيقي ايرانيان

 

يكشنبه 16 تير 1392 - 13:15


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری