چهارشنبه 26 مهر 1396 - 0:6
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

علي الله سليمي

 

نگاهي به رمان«زنداني کوچک» نوشته سيدحسن حسيني ارسنجاني

 

رمان«زنداني کوچک» نوشته سيدحسن حسيني ارسنجاني به فعاليت هاي مبارزان انقلابي در سال هاي پيش از پيروزي انقلاب اسلامي در يکي از روستاهاي شهرستان ارسنجان در استان فارس مي پردازد که سنگ بناي مبازره در اين روستاي دورافتاده را پايه گذاري مي کنند.

مجموعه حوادث و اتفاق هايي که با پايمردي مبارزان انقلابي در سال هاي سياه ستمشاهي در کشور ما به وقوع مي پيوست و اکنون در تاريخ معاصر ايران اسلامي از آن به عنوان دوره طلايي مبارزه عليه حکومت طاغوت ياد مي شود، چنان ظرفيت بالايي براي خلق آثار ادبي دارد که کمتر نويسنده به راحتي از کنار آن مي گذرد و اکثر نويسندگان تلاش مي کنند آثاري در اين زمينه خلق کنند تا هم سندي بر حقانيت مبارزه ملت مسلمان ايران عليه حکومت طاغوت باشد و هم اثري با غناي بالاي دراماتيکي در اين زمينه خلق و به مجموع آثار ادبيات معاصر کشورمان افزوده شود.

در اين ميان، آنهايي که در دوره نسبتاً طولاني مبارزه با حکومت ستمشاهي، از نزديک شاهد ظلم و ستم حکومت طاغوت و مبارزه، ايثار و فداکاري مبارزان انقلابي بودند، بهتر از هر کسي مي توانند در اين عرصه قلم زده و آثار خواندني خلق کنند. يکي از اين افراد، سيدحسن حسيني ارسنجاني، نويسنده اي از خطه استان فارس و شهر ارسنجان است که اخيراً رمان«زنداني کوچک»با موضوع انقلاب اسلامي به قلم وي چاپ و منتشر شده است. پيش از اين هم رماني با همين موضوع و با عنوان«مبصر کلاس هشتم» به قلم حسيني ارسنجاني منتشر شده بود که آن اثر پيش از چاپ در سومين جشنواره داستان انقلاب برتر شناخته شده و خبر از ورود يک نويسنده تازه نفس به حوزه داستان انقلاب را داده بود. حالا کتاب جديد سيد حسن حسيني ارسنجاني(زنداني کوچک)، همان طور که انتظار مي رفت منسجم تر از کار قبلي او، هم از نظر محتوايي و هم از منظر ساختاري، روانه بازار کتاب ايران شده است. البته رمان زنداني کوچک چند وجه مشترک با رمان مبصر کلاس هشتم دارد؛ هر دو رمان براي گروه سني نوجوانان و با محوريت زندگي مبارزان انقلابي نوجوان تاليف شده، فضاي داستان هر دو رمان در محيط روستايي و نزديک به هم به وقوع مي پيوندد و بخش زيادي از وقايع هر دو داستان در کانال هاي زيرزميني آبرساني در روستا(قنات)مي گذرد. هر چند در رمان مبصر کلاس هشتم، شخصيت اصلي(منوچ) ضد قهرمان بود، اما در رمان زنداني کوچک، شخصيت اصلي(زينل)ويژگي هاي يک قهرمان واقعي را دارد. البته زينل در اين راه تنها نيست و چند قهرمان ديگر هم او را همراهي مي کنند، مثل آقاي مدير مدرسه که به نوعي شروع کننده وقايع داستان است و با حرکت انقلابي او، شعار نويسي عليه حکومت طاغوت روي ديوار خانه يکي از روستاييان، جرقه حرکت هاي انقلاب در روستا زده مي شود.

همچنين شخصيت رسول که در ابتداي حرکت انقلابي زينل، او را همراهي مي کند و تا پايان داستان گاه به صورت حاشيه اي به فعاليت هاي انقلابي خود ادامه مي دهد. چند مبارز انقلابي هم که در زندان با زينل هم بند هستند، به نوعي از قهرمانان فرعي در داستان محسوب مي شوند. در مقابل، چند ضد قهرمان هم در داستان حضور دارند که اغلب از درجه داران پاسگاه هستند که سر راه مبارزان قرار مي گيرند تا عنصر کشمکش در داستان به اوج برسد. کليت داستان در گرو کشمکش اين دور گروه، مبارزان انقلابي و ماموران پاسگاه است. با شعار نويسي آقاي مدير مدرسه روي ديوار کاهگلي خانه رضاقلي، يکي از روستاييان، کدخدا برزخي شده و به ماموران پاسگاه اطلاع مي دهد. ماموران هم به مدير مدرسه شک کرده و او را دستگير و با خود به پاسگاه مي برند. زينل و رسول(دو شخصيت نوجوان)کنجکاو و پيگير کار مدير مدرسه مي شوند و در ادامه، موقعي که متوجه مي شوند اگر شعار نويسي روي ديوارهاي روستا ادامه پيدا کند ماموران ديگر به مدير مدرسه شک نخواهند کرد، دست به کار شده و روي ديوار خانه کدخدا شعار مي نويسد. آنها آن شب از دست ماموران فرار مي کنند اما در ادامه زينل دستگير شده و به زندان منقل مي شود. او در زندان با مبازران ديگر آشنا شده و سرانجام با هم از زندان فرار مي کنند. يکي از ويژگي هاي اين رمان آن است که به رغم آن که در پايان رمان خبري از پيروزي کامل انقلاب اسلامي نيست و هنوز حکومت شاه در رأس قدرت است، اما داستان پايان خوش دارد. در پايان داستان وقتي زينل به همراه زنداني هاي ديگر از راه چاه و قنات زير زميني از پاسگاه فرار مي کنند، نويسنده در توصيف موقعيت آنها مي نويسد:«شادي کنان به راه افتادند. خنده شان قنات را پر از کبوتر کرده بود. به چاه آب خانه کل عيدي نرسيده بودند که چراغ قوه اي قنات را روشن کرد و آقاي مدير و رسول با هم صدا زدند:«زينل!»  (ص 94)

با همين ديالوگ کوتاه، داستان زنداني کوچک به پايان مي رسد، اما آن چه در ذهن مخاطب و به روشني شکل مي گيرد، تداوم اين شادي و طبعاً رسيدن به پيروزي بزرگ در 22 بهمن سال 1357 است که پايان وقايع داستان چند ماهي با اين زمان فاصله دارد.«اوايل تيرماه 2537 شاهنشاهي بود. گرما بيداد مي کرد و هواي داخل زندان کشنده بود...» (ص 81)

قبل از اين که داستان به پايان برسد، نويسنده در چند فصل متوالي به نشانه هاي روشني از پيروزي انقلاب اسلامي در آينده نزديک اشاره مي کند که براي مخاطب ديگر شکي باقي نمي ماند تا پيروزي نهايي انقلاب اسلامي چند قدم بيشتر باقي نمانده و عمر حکومت طاغوت به پايان خود نزديک شده است.

شگرد نويسنده براي القاي اين حس، بهره گيري از يک وسيله اطلاع رساني در داخل زندان است. او به نقل از راديوي قراضه استوار تيموري اخبار وقايع انقلاب را به صورت گام به گام به مخاطب منتقل مي کند و اين از ترفندهاي هر چند کليشه اي، اما کارآمد در اين بخش از رمان است.

چاپ اول(1391) رمان«زنداني کوچک» نوشته سيدحسن حسيني ارسنجاني با ويراستاري محمد جواد آسمان، در شمارگان 2500 نسخه، قيمت 2000 تومان و 94 صفحه از سوي انتشارات سلمان پاک، موسسه فرهنگي هنري شهرستان ادب در تهران چاپ و منتشر شده است.

 

شنبه 15 تير 1392 - 10:48


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری