دوشنبه 5 تير 1396 - 11:40
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

زهرا سميعي

 

براي تاريخ مي‌گويم

 

- براي تاريخ مي‌گويم (خاطرات محسن رفيق دوست)    

- به کوشش سعيد علاميان

- ناشر: سوره مهر حوزه هنري

- نوبت چاپ: اول 1392

- شمارگان: 2500 نسخه

- قيمت: 19900 تومان

 

 «آنچه را مي‌دانم مي‌گويم مي‌دانم و آنچه را نمي‌دانم مي‌گويم نمي‌دانم و آنچه را مي‌دانم و نبايد بگويم، مي‌گويم نمي‌گويم.

از خدا خواستم که مرا ياري دهد بتوانم براي تاريخ صحبت کنم و تاريخي را که تا قبل از انقلاب اسلامي سال‌هاي سال براي ما نوشتند، خودمان بنويسيم و واقعيت‌ها را هم بنويسيم.»

 

(بخشي از يادداشت‌هاي محسن رفيق دوست)

همواره بر نقش مؤثر تاريخ خواني بر تاريخ سازي تأکيد مي‌گردد و اهميت خاطرات شفاهي و تاريخي همواره جزء رسالت‌هايي بوده است که مي‌بايست به آيندگان منتقل شود براي نيل به همين مقصود کتاب براي تاريخ‌ مي‌گويم (خاطرات محسن رفيق دوست) به کوشش سعيد علاميان از سوي سوره مهر حوزه هنري منتشر گرديده است، اين کتاب که 33 کتاب از مجموعه کتابهاي دفتر ادبيات انقلاب سوره مهر حوزه هنري مي‌باشد سعي دارد تا خاطرات محسن رفيق دوست را در بازه‌ي زماني بين 12 بهمن 1357 تا سال 1368 مورد بررسي قرار دهد. اين کتاب که حاصل بيش از 45 ساعت مصاحبه مؤلف با رفيق دوست مي‌باشد به شيوه‌ي پرسش و پاسخ تأليف گرديده و سير خاطرات و حوادث را مدار توالي زمان به پيش مي‌برد.

محسن رفيق دوست در خانواده‌اي مذهبي – سنتي در جنوب شهر تهران به دنيا آمد. ده ساله بود که با فداييان اسلام آشنا و در يازده سالگي همراه با جمعي از فداييان اسلام در مسجد لرزاده دستگير شد. وقتي افسر کلانتري او را در جمع تجمع کنندگان ضدشاه مي‌بيند و با تعجب علت دستگيري‌اش را جويا مي‌شود، مأمور دستگير کننده مي‌گويد: «اين پسر خيلي شلوغ مي‌کرد!» از همان روزگار است که اين پسر شلوغ وارد مبارزه با رژيم شاهنشاهي شد و در سال دوم دبيرستان مهر اخراج بر پرونده او خورد، علت اخراج فعاليت سياسي بود.

علاقه به مسائل سياسي، پاي او را به جبهه‌‌ي ملي باز کرد و به شاخه‌ي جوانان جبهه‌ي ملي پيوست، اما اين جبهه خواسته‌ي اين جوان فعال مذهبي را برآورده نکرد. زيرا در اين جبهه، از اسلام و مسلماني حرفي به ميان نمي‌آمد. مقصد بعدي او نهضت آزادي بود‏ًًٌٍَُُِ؛ جايي که مبارزان متدين و نمازخوان را در خود جذب کرده بود.

محسن رفيق دوست طي سال‌هاي 1341 و 1342 و اوج گيري مبارزات امام خميني و قضاياي فيضيه، در فروردين 1342 و 15 خرداد 1342 حضوري فعال و مؤثر داشت. پس از تبعيد امام در 13 آبان 1343، فعاليت رفيق دوست به سمت شاخه‌ي نظامي هيئت‌هاي مؤتلفه سوق پيدا کرد. او در اين مقطع با شهيد سيدعلي اندرزگو ارتباط تنگاتنگي داشت. او و اندرزگو سپس به سازمان مجاهدين خلق پيوستند که به سبب آشنايي‌شان با سعيد محسن در جلسات سخنراني آيت الله طالقاني بود. رفيق دوست و اندرزگو وظيفه‌ي تأمين اسلحه و مهمات سازمان را به عهده داشتند که تا زمان تغيير ايدئولوژي و مارکسيست شدن برخي از کادر اصلي سازمان در سال 1354 ادامه يافت. ناگفته نماند که فعاليت حاج محسن در شاخه‌ي نظامي، او را از ارتباط و رساندن وجوهات به امام در تبعيد و همچنين شرکت و برپايي جلسات مذهبي غافل نمي‌کرد. رفيق دوست سرانجام در سال 1355 راهي زندان شد. او در سال 1357، پس از آزاد شدن از زندان، در تدارک تجمعات و راهپيمائي‌هاي بزرگ نقش مؤثري را ايفا کرد. در آستانه پيروزي انقلاب اسلامي، مدرسه‌ي رفاه به کانون انقلاب مبدل شد که محسن رفيق دوست از اعضاي اصلي آن بود؛ کانوني که مراسم تاريخي استقبال از امام خميني و دهه‌ي فجر انقلاب اسلامي در آنجا رقم خورد.

کتاب همان گونه که ذکر گرديد به شيوه‌ي پرسش و پاسخ تأليف گرديده و به همين علت نمي‌توان براي آن فصولي جداگانه در نظر گرفت اما عمده‌ي بحث‌هايي که در قالب همان پرسش و پاسخ‌ها بدان پرداخته شده است به قرار ذيل مي‌باشد:

چگونگي مراسم استقبال از امام در 12 بهمن 1357 و ذکر خاطرات از سوي رفيق دوست از آن لحظات، تشکيل سپاه، علل و ضرورت آن.

چگونگي تسخير سفارت آمريکا به دست دانشجويان، دوران 8 سال جنگ تحميلي، تنش‌ها، آسيب‌ها، شيوه‌ي مبارزات، تشريح عملياتهايي چون والفجر 8، بيت المقدس و ... و تأکيد بر نقش نخبگان زمان جنگ و نام بردن از افرادي چون شهيد حسن باقري، شهيد مهدي زين الدين، شهيد همت و ...

توضيح پيرامون برگزاري اولين انتخابات در ايران و چرايي نصب و عزل بني صدر، او در اين باره مي‌گويد: «علت اصلي آنکه بني صدر از سوي مردم انتخاب مي‌شود آن است که قول و حرف‌هاي مردم پسند مي‌زد و مردم احساس مي‌کردند امام طرفدار بني صدر است. هميشه اين را گفته‌ام که يکي از احمق‌ترين مخلوقات خدا بني صدر بود. بني صدر با آن اقبالي که به او شده بود و آن لطفي که امام به او کرد يک ماه نشد که همه را پشيمان کرد. بعد رفتند خدمت امام. حضرت امام هم دريافته بود که او به درد نمي‌خورد. يک سال و چند ماه ايشان را تحمل کردند. پيوند بني صدر با مجاهدين خلق بلافاصله مشخص شد؛ ولي کلاهي بود که سر ملت رفته بود. حتي يک بار من از امام سؤال کردم و گفتم آقا! شما آقاي بهشتي و هاشمي و خامنه‌اي را خيلي خوب مي‌‌شناسيد. اينکه در مقابل آن‌ها از آقاي بني صدر دفاع مي‌کنيد، براي من سنگين است. امام حرف مرا قطع کردند و فرمودند: من به بني صدر رأي ندادم و از او دفاع نمي‌کنم. براي من بني صدر مهم نيست؛ براي من يازده ميليون انساني مهم هستند که به بني صدر رأي دادند.»

ديگر مواردي که در آن بدان پرداخته شده است عبارتند از: ماجراهاي مربوط به 14 تير ماه 61 و اسير شدن احمد متوسليان و تيم همراه او در بيروت، چگونگي برخورد با زندانيان سياسي و بازمانده‌ي دوران پهلوي، استراتژي سپاه در لبنان، سوريه، ليبي و ...، دوران رياست جمهوري مقام معظم رهبري، نخست وزيري موسوي و خاطراتي از هاشمي رفسنجاني. وي در خصوص دوران رياست جمهوري مقام معظم رهبري مي‌گويد: «زماني که دور اول رياست جمهوري آيت الله خامنه‌اي تمام شد، فرمودند که براي دور دوم کانديدا نمي‌شوند. وقتي اصرار کردند و پرسيدند که چرا؟ گفتند: به شرطي نامزد مي‌شوم که نخست وزير را خودم انتخاب کنم و آقاي موسوي را هم انتخاب نمي‌کنم. ايشان رفتند خدمت امام و عرض کردند آقا اگر من در انتخاب نخست وزير آزادم، نامزد بشوم وگرنه من کانديدا نمي‌شوم. امام فرمودند که شما آزاديد. و ايشان با رأي بالايي انتخاب شدند. آقاي محسن رضايي از جبهه آمد و خدمت امام گفت: اگر نخست وزير تغيير کند، در جبهه‌ها مشکلي پيش مي‌آيد. امام که آن وقت جنگ برايشان در اولويت بود، نظرشان تغيير کرد و به آيت الله خامنه‌اي پيغام دادند که شما آقاي موسوي را معرفي کنيد. امام فرمودند مصلحت اين است، ولي من حکم نمي‌کنم. به اين ترتيب آقاي موسوي را معرفي کردند به مجلس. بالاخره نظر امام اين بود که ايشان معرفي بشود و آقا هم قبول کردند. ولي هيچ جا نداريم که امام به مجلس فرموده باشند که حتما به ايشان رأي بدهيد. لذا پيشنهاد اين بود که آقاي موسوي باشد، ولي پيشنهاد اين نبود که مجلس دربست به ايشان رأي بدهد. آن موقع از اين مسئله سوءاستفاده‌هايي شد و بحث موسوي و ارشادي مطرح گرديد. اما در نهايت امام طوري قضيه را حل کردند و جو خوابيد. داستان اين طور بود. امام هيچ وقت مجلس را از مجلسيت خودش خارج نمي‌کردند.»

رفيق دوست در ادامه کتاب به دلايل عزل آقاي منتظري به عنوان جانشين پس از امام و سپس شرح ماجراي رحلت امام(ره) و اتفاقات و حوادث آن روز مي‌پردازد. بخش‌هاي نهايي کتاب نيز به واکاوي و ريشه يابي حوادث منطقه چون مصر، ليبي و سوريه و تأثيرات انقلاب اسلامي ايران در اين کشورها اختصاص دارد.

گفتني است کتاب براي تاريخ مي‌گويم (خاطرات محسن رفيق دوست) به کوشش سعيد علاميان در نخستين چاپ خود با شمارگان 2500 نسخه و قيمت 19900 تومان از سوي سوره مهر منتشر گرديده است.

 

شنبه 8 تير 1392 - 8:59


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری