چهارشنبه 26 مهر 1396 - 19:58
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

داود خسروي

 

درامي به دور از احساسات گرايي

 

نگاهي به گروه فيلمسازي «بيتابي بيتا»(مهرداد فريد):

مهرداد فريد متولد 1345 تهران، داراي مدرك كارشناسي روانشناسي از دانشگاه شهيد بهشتي و كارشناسي ارشد علوم ارتباطات اجتماعي از دانشگاه علامه طباطبايي است. وي فعاليت هنري را با دبيري سرويس بخش هنري روزنامه «سلام» آغاز كرد.

 او سينما را با ساخت فيلم هاي كوتاه تجربه كرد. از ديگر فعاليت هاي فريد ميتوان به سردبيري فصلنامه نقد سينما، مؤسس و سردبير اسبق مجله «فيلم نگار»، مدير دفتر پژوهش هاي كاربردي سينما (حوزه هنري)، عضويت در انجمن منتقدان سينماي ايران، مدير پژوهش مركز مطالعات سينمايي وزارت ارشاد و نگارش مقالات در نشريات گوناگون اشاره كرد. بي تابي بيتا پنجمين فيلم فريد است.

مهرداد فريد درباره ايده ساخت بي تابي بيتا مي گويد: «بخشي از اين قصه از واقعيت آمده است. يک دوست خانوادگي دارم که سال‌هاست که در نيس فرانسه مطب دارد، چند سال پيش مي‌گفت که چنين اتفاقي در مطب او افتاده است.‌ منشي مطب وي، هرازچندگاهي مبلغ اندکي پول از کيف بيماران کف مي‌رفت! اين مقدار به اندازه‌اي کم بوده که معمولا باعث اعتراض و پيگيري بيمار نمي‌شد.

وقتي دوستم اتفاق را برايم تعريف کرد، به نظرم جالب آمد و فکر کردم که پديده هاي انساني مثل دزدي، تهمت، خيانت و... پديده هاي جهان شمول هستند و هر جايي در دنيا ممکن است اتفاق بيفتد.

فکر کردم اگر اين اتفاق در ايران بيفتد چه شکل و شمايلي مي‌تواند داشته باشد؟! من ماجرا را ايراني کردم و ديدم با شرايط امروز ايران که سفره‌هاي مردم کوچک‌تر شده و طبعا بر بزهکاري ناشي از بي‌پولي اضافه شده، جور درمي‌آيد. ديدم فارغ از بحث جنسيتي ماجرا و اين‌که شخصيت اصلي قصه زن باشد يا مرد، مي‌توانم با آن به طبقات فرودست و حتي متوسط جامعه بپردازم.

وقتي که ديدم اين قصه ظرفيت دراماتيک خوبي دارد و مي تواند وجوه جامعه ايراني نيز در آن تقويت شود بنابراين با اين پيش فرض قصه را نوشتم، داستانک وارد آن کردم، شخصيت هاي جديد اضافه کردم و در نهايت داستاني شد که چون شخصيت اصلي اش يک دختر خانم بود احساس کردم که پرداخت نهايي نياز به يک نگاه زنانه دارد و اين شد که مرجان عليزاده را که قبلا چند فيلمنامه از او خوانده بودم و فکر مي کردم قوت کافي براي نوشتن فيلمنامه دارد دعوت کردم که پرداخت نهايي را با هم بنويسيم و از آن جا بود که خانم عليزاده به کار اضافه شد.

متاسفانه در سال‌هاي اخير طبقه متوسط جامعه ايراني به لحاظ اقتصادي بسيار ضعيف شده و به نظرم حالا که فيلم به نمايش درآمده، ما با يک فيلم خوب داستان‌گو که ريتم مناسبي دارد، مواجهيم؛ فيلمي که مي‌تواند همه گروه‌هاي تماشاگر را به خود جلب کند. چون هم به لحاظ تماتيک حرف‌هايي از جنس زمان و مکان دارد و هم سرگرم‌کننده است. فکر مي‌کنم اين فيلم مي‌تواند از سنين 12 سال به بالا را راضي نگه دارد. چون قصه‌گويي در اين فيلم، با همان روش کلاسيک سه‌پرده‌اي بازگو شده؛ روشي که در 110 سال سابقه سينما هميشه جواب داده است.»

فريد درباره استفاده از دوربين روي دست در فيلم مي گويد: «غير از اينکه دوربين روي دست بود فيلم پلان سکانس هم بود، اين ها به اين خاطر بود که ما مي خواستيم قصه امان را مستندنما کنيم و اين شرايط براي فيلم لازم بود، يعني هر قصه اي که قرار است رئاليستي به آن پرداخته بشود و روح مستندوار به آن اضافه شود اين دو ترفند بسيار کمک مي کند.

شما اگر فيلم هاي قبلي من را ديده باشيد معمولا کمدي و طنز تلخ بود اما اين اولين بار بود که به طور کامل دوربين روي دست و پلان سکانس گرفتم چون فضاي قصه مي طلبيد، در حالي که فيلم هاي قبلي به خاطر خاصيت قصه و ژانري که داشت جور ديگري ساخته و پرداخته مي شد.»

فريد درباره نورپردازي فيلم مي گويد: «ويژگي هايي که در اين شکل کار به فيلم اضافه مي شود غير از اينکه به وجوه مستند داستان اضافه مي کند و فضا را رئاليستي مي کند يک اتفاقاتي نيز در فيلمبرداري ايجاد مي شود که مثلا فيلمبردار نمي تواند طراحي نور به شکل موضعي انجام بدهد و مجبور است که  نور را آمبيانسي بدهد که باز اين به نوع پرداخت قصه ما کمک مي کند؛ چون نورپردازي هاي موضعي حال و هواي تفنني مي دهد و تصوير را خيلي شيک مي کند و از چرک بودن تصوير خارج مي شود. چون ما در اين فيلم دوست داشتيم گوشه هاي تاريک داشته باشيم، به خصوص پلان هايي که داخلي بودند دوست داشتيم نورها آمبيانسي باشند بنابراين اينگونه عمل کرديم.»

فريد درباره کارگرداني بازيگران فيلم مي گويد: «از اول کار توافقي بين من و بازيگران انجام گرفت که تا آن جايي که مي شود در قصه هيچ غلوي نداشته باشيم. به خاطر همين است که بازي حامد بهداد اين قصه بر عکس بازي‌هاي قبلي اش، بازي سردتري بود و البته بازي الهه حصاري هم سرد بود. به اين خاطر که دوست داشتيم بازي سرد در کنار اتفاقات داغ کنتراستي ايجاد کند و اين کنتراست بتواند حس و حال متفاوتي را ايجاد کند.

مي توانستيم به سمت هندي کردن و سانتي مانتاليسم(احساسات گرايي) برويم، ولي افتادن در سانتي مانتاليسم يک مهلکه است براي فيلمي که قرار است لحن رئال داشته باشد پس ما اين جنس بازي را که در فيلم ديديد مناسب کار تشخيص داديم که بازيگرانمان هم آن را به خوبي اجرا کردند.»

فريد درباره همکاري با حامد بهداد مي گويد: «حامد بهداد بازيگري است با اعتماد‌به‌نفس بسيار بسيار بالا و ايمان دارد که مي‌تواند بار فيلم را به تنهايي به دوش بکشد. گمانش اين است که اگر نقش مقابلش هم شهرت چنداني نداشته باشد مي‌تواند باز هم فيلم را بالا بکشد. او بيش از هر چيزي جذب قصه شده بود و حالا که فيلم ساخته شده، يکي از طرفداران پر و پاقرص آن است.»

فريد درباره سخنان حامد بهداد درباره بالا بودن سنش نسبت به نقش، مي گويد: «وقتي با بهداد فيلم را ديديم هر دو بسيار راضي بوديم. به نظرم آن اظهار نظر بيشتر به احساس آن لحظه بهداد مربوط بود. کلا يکي از نکته هاي جالبي که بازيگران هم نسل بهداد به آن اشاره مي کنند، اين است که او انگار سنش بالا نمي رود و هنوز مي تواند نقش هاي جوان و کم سن تر از خودش را بازي کند. برخي از بازيگران چنان اند که مي توانند در ايفاي نقش دوره هاي سني گسترده اي را پوشش دهند. حامد بهداد يکي از آنهاست.» 

فريد درباره انتخاب الهه حصاري مي گويد: «بيتا دختري بيست ساله با جثه اي نحيف است. در بين بازيگران و ستاره هاي اين روزهاي سينماي ايران چنين موردي را سراغ نداشتم. وقتي به همکاري قبلي با الهه حصاري فکر کردم (زنها شگفت انگيزند) ديدم از سه فاکتور اصلي تناسب ظاهري با نقش، مهارت در بازي و شهرت، فقط سومي را ندارد. الان هم که بازي او را مي بينم معتقدم انتخاب درستي بوده است. يکي از نکات مثبت تدوين، رفع و رجوع کردن بازي ضعيف بازيگر است و با بازي الهه حصاري، دشواري ايفاي نقش و تدوين به خوبي حل شده بود.»

فريد درباره اکران ديرهنگام بي تابي بيتا مي گويد: «علت اينکه اين فيلم يک سال و نيم اکران نشد را بايد بگويم که از يک طرف گليم سينماي ايران کوچک است و اين کوچک بودن گليم باعث مي‌شود آدم‌ها جايشان تنگ باشد و مدام يکديگر را از گليم به بيرون هل بدهند! از طرف ديگر در اين سال‌ها، فضاي سينماي ايران پراز سوءتفاهم شده است. ريشه آن هم به نوع مديريت دولتي در سينما بازمي‌گردد. اين فضاي ناهنجار به‌خصوص در بخش‌هاي دولتي و نيمه‌دولتي شديدتر از باقي جاهاست.»

حامد بهداد در خصوص حضور خود در بي تابي بيتا مي گويد: «ممکن است سن و زبان من به نقش نخورد اما با تلاش بسيار خود را با مهرداد فريد همگام کردم. صدمه ديدن طبقه متوسط در شرايط بحراني، در تصاوير رفتارهاي اجتماعي انعکاس مي يابد و اين مرا ترغيب به بازي در اين فيلم کرد.»

الهه حصاري متولد 1362 تهران و داراي ليسانس تربيت بدني است. وي در دوره دبيرستان در گروههاي تئاتر دبيرستان فعاليت داشت. سپس حصاري كلاسهاي بازيگري مؤسسه فرهنگي هنري چهره هاي ماندگار را با كسب رتبه ممتاز گذراند.

اولين حضور او در سينما در سال 1386 با بازي در فيلم «نطفه شوم»(كريم آتشي) رقم خورد. وي علاوه بر بازيگري مربي ورزش نيز هست. آخرين فيلم حصاري «قاعده تصادف»(بهنام بهزادي) در نوروز امسال در سينماها به نمايش درآمد.

الهه حصاري درباره چگونگي ايفاي نقش«بيتا» مي گويد: «تنها تکنيک و حس کمک کننده در بازي نيست اما در اين فيلم ايجاد حس کمک به سزايي کرد.»

مجيد مشيري(بازيگر) در خصوص بازيگري و فيلم بي تابي بيتا مي گويد: «تکنيک بازيگري يکي از اصول ايفاي نقش است که در سکانس آخر بسيار شاهد آن بوديم و اميدوارم مخاطبان را جذب کند»

 

مشخصات «بيتابي بيتا»:

کارگردان و تهيه کننده: مهرداد فريد، نويسندگان فيلمنامه؛ مهرداد فريد و مرجان عليزاده (بر اساس طرحي از مهرداد فريد) مدير فيلمبرداري؛ مرتضي غفوري تدوين گر؛ ابراهيم سعيدي جلوه هاي ويژه رايانه؛ محمد استاد صدا برداري، صداگذاري و ترکيب صداها؛ بهمن اردلان طراح چهره پردازي؛ محسن ملکي، مجريان گريم؛ سولماز صدرالاشرافي، مهرداد حيدر خاني و صبا فريد.

بازيگران: حامد بهداد، الهه حصاري، فريبا کوثري، مجيد مشيري، ذبيح افشار، نگار حسن زاده، شيوا خنياگر، مانا عمويي، بهزاد جعفري، بهزاد اشکان، عصمت الملوگ قجر، غلامرضا عسکري

خلاصه داستان: بيتا دختري است جوان که به تازگي در يک مطب دندانپزشکي به عنوان منشي، مشغول به کار شده است. همه چيز وفق مراد اوست تا اين که برخي از بيماران به او تهمت دزدي مي زنند. امير که به عنوان دستيار دندانپزشک در مطب مشغول کار است، نمي تواند اين تهمت ها را تحمل کند تا اين که...

 

شنبه 8 تير 1392 - 8:34


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری