سه‌شنبه 25 مهر 1396 - 11:21
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نظام پيشنهادات

 

سيد داوود تديني
مسئول اطلاع رساني كارگروه نظام پيشنهادها

 

حکايتي مديريتي

 

پيشنهادها:

لحظه­اي تفکر و انديشه نماييد

«با کسي که کاري را به خوبي به اتمام رسانده بي­تفاوت و بي­اهميت برخورد کردن خيلي تعجب آور است.»

 

«حکايتي مديريتي»

در روزگار قديم، پادشاهي سنگ بزرگي را در يک جاده اصلي قرار داد. سپس در گوشه­اي مخفي شد تا ببيند عکس العمل رهگذران چيست؟

بازرگانان ثروتمند با کالسکه­هاي خود به کنار سنگ رسيدند، آن را دور زدند و به راه خود ادامه دادند. بسياري از آن­ها نيز به پادشاه بد و بيراه گفتند که چرا دستور نداد تا جاده را باز کنند. اما هيچ يک از آنان کاري به سنگ نداشتند!

روزي از روزها يک مرد روستايي با بار سبزيجات، به نزديک سنگ رسيد. بارش را زمين گذاشت و شانه­اش را زير سنگ قرار داد و سعي کرد که سنگ را به کنار جاده هل دهد. او بعد از تلاش و پشتکار فراوان و عرق ريختن­هاي زياد بالاخره موفق شد سنگ را جابه­جا کند. هنگامي که سراغ بار سبزيجاتش رفت تا آن­ها را بر دوش بگيرد و به راهش ادامه دهد متوجه شد کيسه­اي زير آن سنگ در زمين فرو رفته است. کيسه را باز کرد پر از سکه­هاي طلا بود و يادداشتي از جانب پادشاه که اين سکه­ها مال  کسي است که سنگ را از جاده کنار بزند.

 

و اما شرح حکايت:

آن مرد روستايي چيزي را مي دانست كه بسياري از ما نميدانيم و به آن تجهي نداريم...

( هرمانعي، فرصتي است تا وضعيتمان را بهبود بخشيم.)

              

«و من الله التوفيق و عليه التکلان»

 

سه‌شنبه 4 تير 1392 - 12:40


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری