يكشنبه 30 مهر 1396 - 4:30
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمد عصاريان

 

آموزش، خلاقيت را نابود مي‌کند

 

همين چند روز پيش در خبرها از تشکيل کلاس‌هاي داستان نويسي توسط يکي از نويسندگان خواندم که در آن شرح و توضيح کم و کيف اين کلاس‌ها را به شاگردان نويد داده شده است که اگر در اين کلاس‌ها شرکت کنند و ترم اول با مباني داستان نويسي آشنا شوند از ترم دوم نوشتن يک رمان را آغاز خواهند کرد و در ادامه در طول دوره دوم به نگارش آن ادامه داده و احتمالاً اگر شاگردي مستعد باشند در پايان ترم دوم يک رمان حاضر و آماده خواهند داشت. بعد هم ميزان و مبلغ شهريه هر ترم را مشخص کرده بود اساتيد کلاس‌ها هم اگرچه هرکدام چندين رمان و به نوعي داستان کوتاه در کارنامه فرهنگي و ادبي‌شان داشتند اما روي هم رفته به سختي مي‌شد حداقل دو دهه تجربه‌ي نويسندگي را به پاي آنان نوشت حال استاد اين کلاس جاي شکرش باقي است چرا که لااقل سن و سالي دارد و ده و پانزده سالي تجربه، که در برابر برخي از اين اساتيد داستان نويسي که اين روزها رؤيت مي‌شوند خيلي است!! کمي پيش از اين خبر يک کارگاه آموزشي داستان نويسي را خواندم که در آن نويسنده‌اي در کسوت استادي ظاهر شده بود که هنوز تجربه‌ي يک دهه داستان نويسي براي خودش نياندوخته بود که اگر دو سه کتاب داستاني‌اش را درست و حسابي نقد کنيم خودش نيازمند گذراندن دوره‌هاي آموزشي است!

حقيقت اينکه نمي‌توان منکر اهميت و اثرگذاري کلاس‌هائي در رشد جوانان علاقمند به داستان نويسي شد هرچند که درباره‌ي خود آنها و نحوه رسيدگي و اداره‌ي اين کلاس‌ها و محتواي آموزشي آنها حرف و حديث زياد است. آن را بايد با اساتيد فن به بحث و تبادل نظر گذاشت که ما سعي کرديم قسمتي از اين سؤالات ذهني را با افراد سرشناس و کارآزموده مطرح کنيم. از طرفي روي شهريه‌اي که اين کلاس‌ها عنوان هم مي‌کنند اشکال چنداني نمي‌بينيم که خب نويسنده جماعت هم خرج دارد بويژه که از راه نويسندگي پولي درنمي‌آيد. و نويسنده‌اي که بخواهد در اين زمينه حرفه‌اي کار کند ناگزير از اين جور وصله پينه‌ها است. از ويرايش گرفته تا آموزش و البته سفارش. اين هم از مصائب نويسنده بودن است که در اين ديار از شرايط خاصي برخوردار است که شأن اجتماعي شايد داشته باشد اما آخر و عاقبت نه!

اما مي‌توان اين سؤال را مطرح کرد که آيا هر نويسنده‌اي که دو سه اثر چاپ کرده در کارنامه داشت مي‌تواند بيايد و يکي از اين کلاس‌ها را اداره کند؟ و جوان علاقمند و از همه جا بي خبري که داشتن يک اثر چاپ شده فکر مي‌کند به او شأنيت استادي مي‌دهد در اين کلاس‌ها شرکت کند و دست آخر هم چيز دندان گيري نيز بدست نياورد؟

البته ايرادي به آن جوان کم تجربه‌اي که از سر ذوق و شوق به نوشتن به اين کلاس‌ها قدم مي‌گذارد نمي‌توان گرفت بلکه بايد ماند از عجايب اين روزگار که چطور در اين بازار بي در و پيکر آموزش داستان نويسي، و ... نويسنده و نويسندگاني که خود هنوز نيازمند انواع آموزش‌ها پيش يک استاد سرد و گرم چشيده هستند تا فوت و فن کار را ياد بگيرند به خودشان اجازه مي‌دهند که در کسوت استادي نشسته و کلاس‌هاي آموزشي برگزار کنند؟! روزگاري بود که براي نشستن در جايگاه استادي تجربه و پختگي نياز بود که نه حاصل نوشتن چند داستان کوتاه و بلند و متوسط و حتي زير متوسط که حاصل سال‌هاي طولاني ممارست و تمرين و تجربه اندوزي بود و اينگونه بود که از دل اين کلاس‌ها شاگرداني بيرون مي‌آمدند که چندي بعد به عنوان نويسندگان مستعد نسل خود حرفي براي گفتن داشتند.

نکته هم اينجا بود که هرکدام از اين استادان وزنه‌اي در ادبيات ايران، حساب مي‌آمدند هر جوان علاقمندي که تازه داستان نوشتن و کتاب خواندن را آغاز کرده بود و چند تائي مشق داستان نويسي کرده بود و حتي نکرده بود به عنوان شاگرد پذيرفته مي‌شد و پس از برگزاري يکي دو دوره کارگاه مباني داستان نويسي و شگردها و شايد هم استعداد داستان را به ايشان تزريق مي‌کنند و داستان نويس تحويل جامعه ادبي مي‌دهند.

با اين توضيحات و کوله باري از سؤالات پيرامون فضاي حاکم بر کارگاه‌هاي داستان نويسي پاي صحبت‌هاي مصطفي جمشيدي نشستيم. جمشيدي که خود در چندين مقطع با برگزاري کلاس‌هاي داستان نويسي چهره‌اي شناخته شده و کاربلد در اين مقال است تصميم خود را گرفته که هيچ کدام از سؤالات ما را بي پاسخ نگذارد:

 

- انتظار اين است که وقتي جائي کلاسي آموزشي داستان نويسي برگزار مي‌شود خروجي آن حداقل يک يا ده نفر داستان نويس ماهر يا آينده دار باشد. اين انتظار بجاست يا بايد در آن تجديد نظر کرد؟

اينکه تصور در کشور ما بر اين است که بايد از کلاس‌هاي آموزشي خروجي داشته باشيم يک تفکر نابجاست و اين امر هم در تمام دنيا يک امر صادق نيست. زيرا در غرب بسياري از نويسندگان خوب از دل کلاس‌هاي خلاق و پربار نويسندگي بيرون آمده‌اند. به نظرم پاسخ مثبت و منفي دادن به اين سؤال بستگي به قدرت مدرس دارد توانائي مدرس در بازپروري دانشجوياني که به او مراجعه مي‌کنند هم چند باري اين اتفاق افتاده است که آن هم در جريان‌هاي روشنفکري بوده است پس در ايران هم مي‌توان انتظار داشت که خروجي کلاس‌ها داستان نويس خوبي شوند. ولي اين در شرايطي ممکن است که کلاس در نظر دانشجويان اهميت زيادي داشته باشد و آنها تحت تأثير کاريزماي استاد قرار بگيرند و در مسير نويسندگي گام بردارند.

 

- به نظرتان چرا در کشور ما شاهد کم تأثيري يا بي تأثيري کلاس‌هاي داستان نويسي هستيم؟

به طور کلي در وضعيت کنوني کشور ما آن چيزي که اهميت و بهائي ندارد هنر واقعي داستان نويسي است اين اتفاق در عرصه فيلمنامه نويسي و سناريونويسي سينما هم رخ داده زيرا هنر جنبه‌ي تجاري پيدا کرده است در حاليکه هنر بايد فرهنگي و فضيلت مدارانه باشد.

 

- آيا اين تنها دليل خروجي نداشتن چنين کلاس‌هائي در ايران نسبت به ديگر کشورها است؟

خير. در آمريکا معمولاً دانشگاه‌ها به کلاس خلاقه نويسندگي اهتمام زيادي دارند از دانشجويانشان هم شهريه مي‌گيرند در صنعت مطبوعاتشان داستان نويسي کاربرد زيادي دارد حتي به نويسندگان پول مي‌پردازند لذا کسي که در کلاس‌ها شرکت مي‌کند انتظار دارد که داستان‌هايش را چاپ شده در مطبوعات مشاهده کند و پولي بدست بياورد. اما مطبوعات ايران به ادبيات توجهي ندارد اميد انتفاع براي دانشجويان منتفي است. کلاس‌ها به مراکز مطمئن مانند دانشگاه‌ها وابسته نيستند مدارک و مدارج علمي و نه الزاماً مدارک تحصيلي هم ندارند. دانشجويان هم اميدي به ديده شدن و چاپ آثارشان ندارند بنابراين ما شاهد اين هستيم که داستان گوئي و قصه پردازي داخلي به نوعي حداقل به دست ngo ها و محافل خاصي قرار گرفته است در کل کلاس داستان نويسي در کشور ما ساز و کار چندان پيشرفته‌اي ندارد.

 

- در اين کلاس‌ها معمولاً از چه منابعي استفاده مي‌شود؟    

من بيشتر رمان مي‌نويسم و گاهي هم روي به سمت داستان کوتاه مي‌آوريم. منابع آموزشي در هر دو زمينه بسيار زياد است که بيشتر آنها هم کارهاي ترجمه است من معمولاً منابعي را انتخاب و معرفي مي‌کنم که در عنصر خلاق نوشتن اهميت بيشتري داشته باشد. امروز افراد مي‌توانند به کتاب‌هاي آقايان يونسي و ديگر منتقدين و مترجمين مراجعه کنند ولي بايد بدانند که راهي برايشان باز نمي‌شود در کلاس‌ها هم بيشتر به تجربه‌ي حرفه‌اي خودم نگاه مي‌کنم ولي جالب است که بدانيد دانشجويان بيشتر مي‌گفتند که سطح کلاس‌هايم بالا است آنها مايل هستند پيش از آموختن مباحث داستان‌هايشان را بخوانند.

من به شخصه تمايل دارم که براي نويسنده‌هاي پيشرفته‌تر براي نوشتن آثار بلند خلاقانه وقت صرف کنم. زيرا اهميت جمع هنري خيلي مهم است. اثري که در جمع است محلي براي انتشار پيدا مي‌کند و خود جمع نيز اهميت‌هاي زيادي مي‌يابد.

 

- چرا اثرگذاري کتاب‌ها تا اين اندازه اندک است؟

زيرا ديد غالب بر کلاس‌ها و حتي کتاب‌ها ديد کلاسيک است. ولي داستان نويسي معاصر بايد بر پايه‌اي از خلاقيت باشد. برخي از اين کتاب‌ها به گونه‌اي است که دانشجويان و نويسندگان ما 70 سال پيش از آن استفاده مي‌کردند و مي‌توانست کارشان را پيش ببرد. ما بايد روش‌هاي بروزتر استفاده کنيم اين تنها راه و روند اثرگذاري بر روي مسير داستان نويسي است. اگر هم کاري خلاف اين موانع و مباني صورت بگيرد به نتيجه خاصي نخواهيم رسيد.

 

- به روز کردن آموزش داستان نويسي در چه صورتي ممکن است؟

بخشي از جريان آموزش و پروراندن استعدادها، به ممارست و تمرين دانشجو بستگي دارد. من بارها تجربه کرده‌ام که وقتي به دانشجو منابعي را براي خواندن معرفي کرده‌ام او هيچ زماني را براي خواندن صرف نمي‌کند به همين دليل بخشي از تدريس من معطل مي‌ماند و خود او هم نمي‌تواند مباحث جديد را آن طور که شايسته است بياموزد. بخش ديگر هم به تنبلي مخاطب بازمي‌گردد. دانشجوئي که انتظار حرفه‌اي شدن از او داريم رسماً در يادگيري تنبلي مي‌کند ولي مثلاً يک سري از نويسندگان عامه پسند در اين کلاس‌ها ثبت نام مي‌کنند اتفاقاً اين گروه کساني‌اند که براي ياد گرفتن تلاش مي‌کنند و بعد نتيجه آن فروش بالاي آثارشان است که امروز همگي شاهد هستيم. اگر داستان نويسي در برنامه دانشگاهي قرار بگيرد، مدون مي‌شود، چهارچوب پيدا مي‌کند و دانشجو هم در بحث‌هاي مختلف قرار مي‌گيرد فوت و فن کار را مي‌آموزد.

ما بايد به يک وضعيت مطلوب برسيم که دخالت دانشگاه‌ها اهميت زيادي دارد بايد کارهاي کارشناسي در زمينه‌ي داستان نويسي انجام بگيرد البته برخي از دانشگاه‌ها اين کارها را انجام داده‌اند.

 

- ولي در رشته ادبيات فارسي در دانشگاه‌ها هم نيز نگاه غالب، سنتي است. پس باز هم نمي‌توان به اين نتيجه رسيد؟

من متون کلاسيک را به هيچ عنوان طرد نمي‌کنم حتي خودم هم به خلاصه نويسي متون کلاسيک دست زده‌ام به هنر کلاسيک هم بي توجه نبوده‌ام ولي دوست دارم رهيافت‌هاي جديد فراتر از آنها و کاملاً خلاقانه باشد.

 

- چه طور مي‌توان به آموزش نويسندگي خلاقانه رسيد؟

توليد خلاقانه به رهيافت‌هاي استعدادي استاد معطوف است ولي اين هم يک اصل است که مخاطب صاحب سخن را سر ذوق بياورد يکي از دلايلي که مخاطب از صحبت‌هاي من گرم نمي‌شود اين است که من رهيافت‌هاي منحصر به فردي دارم که طي سي و چند سال آنها را بدست آورده‌ام دانشجو هم حوصله‌اي براي شنيدن خلاقيت‌هاي شخصي من ندارد در حاليکه اولين شرط خلاقيت است.

 

- اينجا ما با مشکلي مواجه هستيم.خلاقيت بدون آموزش و قرار گرفتن در چهارچوب‌ها ايجاد مي‌شود لذا همان کودکي‌مان اگر کسي کار خلاقانه‌اي انجام مي‌داد که مي‌توانست اثري بر روي قالب‌ها بگذارد، خودش را نشان مي‌داد. چگونه مي‌توان براي خلاقيت دوره آموزشي گذاشت؟

آموزش، خلاقيت را نابود مي‌کند. اين حرف درست است ولي برگزاري کلاس آموزشي براي پرورش خلاقيت در داستان نويسي هم اجتناب ناپذير است نويسندگان خوب امروز همه سوار بر دوش نويسندگان قبلي هستند من در داوري برخي از مسابقات احساس مي‌کنم نوشته‌هاي ارسالي مانند نوشته‌هاي جواني خودم است نه اينکه الزاماً اين افراد نوشته‌هاي مرا خوانده باشند بلکه به اين معني که اين سير در بعضي از افراد به صورت مشابه در حال سپري شدن است.

 

- به طور کلي کلاس‌هاي داستان نويسي بايد با چه هدفي برگزار شوند؟     

اهداف مختلفي در اين ميان وجود دارد برخي از اين کلاس‌ها با هدف نويسنده پروري برگزار مي‌شود اما اکثر کلاس‌ها محض آشنائي علاقمندان به مقوله داستان و آشنائي با اصول داستان نويسي و عناصر داستان هستند اکثر کساني که در اين کلاس‌ها حضور دارند آشنائي‌هاي اوليه بدست مي‌آورند به اصول کار، ولي نه توقعي دارند و نه توقعي هست که اينها داستان نويس حرفه‌اي بشوند اما خب بعد از اين ممکن است که پيگير باشند که بخواهند کار کنند و داستان نويسي کنند.

 

- يک مدرس خوب بايد چه آيتم‌هائي را داشته باشد؟

مدرس خوب يا حداقل خوب بايد توجه داشته باشد که اصلي‌ترين ضرورت اين کارگاه‌ها چيست يعني اينکه به هر حال داستان نويسي هنري است که تکنيک‌هائي دارد که قابل انتقال دادن و آموزش است اينکه در برخي از مسائل خيلي از کارگاه‌ها اين تکيه را داشته باشند باعث مي‌شد که صرفاً دانشجو به صورت تجربي کار را ياد بگيرد اما اگر کساني هستند که کار را ياد بگيرند، بايد دنبال کارگاهي باشند که آموزش حرف اول را بزند. ياد مي‌دهند عناصر داستان را، و در کنار اينها، تمرين، تمرين، تمرين مي‌خواهد کاري که در خيلي از کارگاه‌هاي داستان نويسي فراموش شده است.

 

- آيا دانشجويان به اکثر کتاب‌هاي معرفي شده رجوع مي‌کنند؟

خيلي از کتاب‌ها هستند که دانشجو بايد به آنها رجوع کند و در واقع از روي آنها کار کند مثلاً کتاب (هنر داستان نويسي) نوشته ابراهيم يونسي، اين کتاب يکي از کتاب‌هاي مرجع در اين زمينه است و امکان ندارد که به هر حال دانشجو يا داستان نويسي خودش را از خواندن اين کتاب بي‌نياز بداند.

حتماً دانشجويان در ترم اول بايد اين کتاب را مطالعه کنند کتاب (خلق داستان کوتاه) رايمون تايک، کتاب راهنماي عمل داستان نويسي کوتاه و مرجع است. البته کتاب‌هاي زيادي هستند که هنرجو بايد بخواند.

 

- درباره‌ي اين کتاب‌ها صحبتي نداريد؟ به نظر برخي از اين کتاب‌ها از نظر کميت زياد هستند ولي از نظر کيفيت بيشتر کپي برداري است يا نمي‌تواند مطالبي را به مخاطب القا کند و انتقال بدهد.

کاملاً درست است دانشجو بايد بتواند در واقع اين کتاب‌ها را شناسائي کند و بخواند.

 

- خب اين شناسائي را چه کسي انجام مي‌دهد؟ دانشجو که تازه کار است و چيزي نمي‌داند؟

بله. به همين دليل است که کارگاه‌هاي داستان نويسي بايد پويا و فعال باشند و فقط نبايد انرژي را بر روي اين بگذارند که داستان نوشته شود و توسط بچه‌ها خوانده شود. نبايد کارهاي روتين انجام شود يکي از وظايف مدرس کارگاه اين است که کتاب‌هاي بازار و کتاب‌هاي کارآمد را معرفي کند اين کار انجام نمي‌شود يکي از دردهائي که از قديم بوده است اين است که گفته مي‌شود اين رشته عموماً قابل تعليم نيست. يعني چه آموزش داستان نويسي؟ داستان نوشتن يک استعداد و ذوق است و فقط تمرين مهم است به نظرم تا وقتي اين نگاه بر اين بستر وجود دارد نمي‌توان از کلاس‌ها خيلي توقع داشت.

 

- پس به نظرتان اين شيوه اشتباه است که نويسنده بايد ذوق و استعداد داشته باشد و ما آنرا پرورش دهيم؟

به نظرم اين شيوه غلط است به نظرم در کلاس‌ها و کارگاه‌هاي داستان نويسي بيشتر عناصر و اصول و مواد داستان نويسي را آموزش مي‌دهند ولي ذوق و استعداد هم در آن کاملاً دخيل است که در آن شکي نيست مانند خيلي از کلاس‌هاي ديگر مانند نقاشي، نقاشي و تکنيک‌هاي آن را مي‌شود آموزش داد اگر هم استعداد خوبي داشته باشد مي‌تواند نقاش حرفه‌اي شود. اين نيست که اگر کسي اصول و قواعد را ياد بگيرد نتواند نقاشي کند اما شايد چيز دندان گيري از آب درنيايد.

 

- پس با اين ادله‌اي که گفتيد در کلاس‌هاس آموزشي را بايد تخته کرد؟

الان سال‌هاست که کلاس‌هاي آموزشي بصورت کارگاه برگزار مي‌شود که چند نفري دور هم نشسته‌اند و کارهاي يکديگر را نقد مي‌کنند بعد هم اين دوره تمام مي‌شود و هنرجو به دنبال کار خودش مي‌رود. ولي هيچ اتفاقي هم در سير داستان نويسي کشورمان نمي‌افتد.

 

- در پايان، کتاب‌هاي داستان نويسي از نظر کيفيت و محتوا و ... مطلوب هستند؟

عموماً بله و اهميت و اولويت در شيوه تدريس است و کتاب‌هائي که در اين حوزه معرفي مي‌کنند به گمانم کتاب‌هائي هستند که از قبل منتشر شده و چاپ مجدد مي‌شود و کارهاي راهگشائي هستند.

 

سه‌شنبه 4 تير 1392 - 10:9


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری