شنبه 3 تير 1396 - 20:21
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

آرش معظمي

 

يادي از مرحوم فردي در «آشيانه در دل»

 


آيين نکوداشت زنده ياد اميرحسين فردي، مدير فقيد مركز آفرينش‌هاي ادبي حوزه هنري و نويسنده و داستان‌نويس انقلاب و رونمايي از آخرين اثر او در قالب برنامه‌اي با عنوان «آشيانه در دل» عصر سه شنبه 28 خرداد ماه در تالار سوره حوزه هنري با حضور علي اسماعيلي، معاون امور فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، حجت‌الاسلام والمسلمين محمود دعايي، مدير مسوول روزنامه اطلاعات، محسن مومني شريف، رييس حوزه هنري، عليرضا قزوه، مدير مرکز آفرينش‌هاي ادبي اين حوزه و جمعي از هنرمندان و نويسندگان برگزار شد.

حجت‌الاسلام دعايي‌: فردي خلا داستان كودك ونوجوان را پر كرد

حجت‌الاسلام والمسلمين سيدمحمود دعايي‌، مديرمسؤول روزنامه اطلاعات، که در مراسم بزرگداشت اميرحسين فردي در حوزه هنري سخن مي‌گفت، با اشاره به صندلي‌هايي که روي صحنه قرار داشت‌، گفت: اين صندلي‌ها نشان‌دهنده اين است که قرار است دوستاني به اين‌جا بيايند تا هنرنمايي کنند و شما را به نوا برسانند و خيلي کج‌سليقگي است اگر قبل از اين کار، يک آخوند بيايد و سخنراني کند.

 او افزود: من آذري نيستم، اما آذري‌ها را دوست دارم. ما در شعر‌، داستان و هنرهاي ديگر‌، رهين اين اين خطه هستيم. اين امر بخصوص در زمينه داستان صدق مي‌کند. من در اين زمينه از حضور دو شخصيت آذري بهره برده‌ام. در دوره‌اي که در نجف زندگي مي‌کرديم، گاهنامه‌هايي را به دست‌مان مي‌رساندند. همان موقع من با مرحوم صمد بهرنگي آشنا بودم و داستان‌هايش را مي‌خواندم، چون علاقه انقلابي داشتم. داستان‌هايي مثل «ماهي سياه کوچولو»، «يک هلو،‌هزار هلو» و... را مي‌خواندم، اما جهان‌بيني ماترياليستي صمد بهرنگي را نمي‌پسنديدم. آرزو داشتم کسي با اين توانايي و پايگاه مردمي بتواند قلم بزند و به ايدئولوژي‌ ما معتقد باشد تا اين‌که با مرحوم فردي آشنا شدم. هر دو اين نويسنده‌ها هم آذري بودند. من قبل از آشنايي با خود مرحوم فردي با داستان‌هايش آشنا شدم.

 او در ادامه يادآوري کرد: وقتي آقاي کرباسچي شهر کتاب را تأسيس کرد من را به زور عضو هيأت امناي آن‌جا کرد، بعد از آن داستان‌هاي درگيري شهرداري کرباسچي‌، دادستاني‌ و محاکمات پيش آمد و همه ما زير سؤال رفتيم و گفتند چندين ميليون در شهر کتاب خرج شده است. پس از آن وقتي آقاي فردي به من پيشنهاد عضويت در هيأت امناي يک مجموعه را دادند، به دليل سرخوردگي قبلي نپذيرفتم، اما بعد فهميدم که او نمي‌خواست من را به عنوان عضو هيأت امنا انتخاب کند، بلکه مي‌خواست به صورت غيرمستقيم مرا امر به معروف کند. ايشان مي‌خواست در آن دوره که من فعاليت زيادي نداشتم، به من بفهماند که مي‌توانم در چنين مجموعه‌هايي فعاليت کنم. در آن‌جا بود که من متوجه وفا و محبتي شدم که در وجود اين نازنين بود. ايشان جوري با من سخن مي‌گفت که انگار فرقي ميان کيهان و اطلاعات نيست و ما همه يک هدف داريم.

 دعايي اضافه کرد: زماني هم سه بزرگوار را به عنوان پيش‌نگار مطبوعات ايران انتخاب کرده بودند. يکي از آن‌ها آقاي فردي بود. من به دليلي بنا بود در آن جلسه سخن بگويم. در آن مراسم ديدم که به نظر مي‌رسيد اين مراسم به آقاي فردي تحميل شده و او از انتخاب شدن و تجليل شدنش به وجد نيامده و صرفا به کساني که دعوتش کرده‌اند‌، احترام گذاشته و به آن‌جا آمده است؛ در حالي که به تعريف کردن و تعريف نکردن از خودش اعتنايي ندارد. در آن‌جا من شيفته بي‌تفاوتي آقاي فردي به مسائل اين‌چنيني و وقار ايشان شدم.

 مدير مؤسسه اطلاعات همچنين عنوان کرد: آخرين ديدار ما هم ديدار مبارکي در همين سالن بود. وقتي برنامه تمام شد، هنگام ظهر من ايشان را در گوشه دنجي در نمازخانه ديدم و شيفته نماز خواندنش شدم، پس رفتم و به او اقتدا کردم. يک آخوند کسي را در حال نماز با اخلاص ديده و به او اقتدا کرده بود. آن نماز يکي از نمازهاي مطمئنا مقبول من بود.

 دعايي در ادامه گفت: خدا ايشان را رحمت کند که خلأ داستان‌نويسي را براي کودکان و نوجوانان ما پر کرد که ما شيفته کساني نباشيم که خوب مي‌نوشتند، اما به ايدئولوژي ما احترام نمي‌گذاشتند.

ژ 

عليرضا قزوه‌: فردي يک عمر دغدغه رسيدن داشت و رسيد

 همچنين عليرضا قزوه‌، مدير مرکز آفرينش‌هاي ادبي حوزه هنري‌، در مراسم نکوداشت اميرحسين فردي و رونمايي از رمان «گرگ‌سالي»‌، آخرين اثر اين نويسنده فقيد‌، گفت: هميشه براي من اين سؤال وجود دارد که آيا قادر هستم جاي مردم بزرگي چون اميرحسين فردي را پر کنم يا نه؟

 او افزود: اميرحسين فردي انسان بزرگي بود که به خاطر محبت به مادرش حتي از سفر حج هم گذشت. در ادبيات ما شاعران بسياري هستند که به مرگ فکر کرده‌اند. بالاترين رفاقت با مرگ‌، مرگ‌آگاهي است و ما اين مرگ‌آگاهي را در رفتار‌، گفتار و شعر بزرگاني چون سلمان هراتي و سيدحسن حسيني ديده‌ايم. اميرحسين فردي هم روز قبل از مرگش به مرگ تسخر کرد و به استقبالش رفت.

 قزوه در ادامه عنوان کرد: من اصرار داشتم که اين مراسم در همين تالار برگزار شود و مي‌دانستم حتي اگر ساعت مناسبي نباشد هم همه مي‌آيند. از دوستان خواستيم حتي فوتبال را هم پخش کنيم و با اين کار روح آن بزرگوار هم شاد مي‌شود.

 اين شاعر همچنين گفت: ياد‌ آن روز به خير که جناب فردي به من گفت خودت را گرم کن، بعد فوتبال بازي کن. من اين کار را نکردم و زمين خوردم و مرحوم فردي نگرانم شد. اميدوارم ديگر زمين نخورم‌، بتوانم خودم را گرم کنم و راه آن بزرگوار را ادامه دهم. اميرحسين فردي يک عمر دغدغه رسيدن داشت و رسيد.

 

محمدرضا سرشار: فردي محبت محض بود

 در ادامه اين مراسم، محمدرضا سرشار گفت: من جز مدت کوتاهي که در «کيهان بچه‌ها» با آقاي فردي به فوتبال مي‌رفتيم، چندان از نزديک با ايشان آشنا نبودم، به همين دليل آن‌چه امروز نقل مي‌کنم، برداشتي از دور است و احتمال دارد که درست نباشد. ضمن اين‌که آن‌چه مي‌گويم، خاطره بد نيست. شايد هم افرادي که به آن‌ها اشاره مي‌کنم تا به‌حال تغيير کرده باشند.

 اين نويسنده ادامه داد: در سال 1367 عده‌اي از حوزه هنري رفتند و بعضي از آن‌ها در کيهان مشغول به کار شدند. آقاي فردي بعد از ارتحال امام خميني (ره) و رهبر شدن مقام معظم رهبري در کيهان بچه‌ها مقاله‌اي در تجليل از رهبر معظم انقلاب نوشته بود و در انتهاي آن آورده بود: «آقا ما شما را دوست داريم.» خودش بعدها گله مي‌کرد که يک نفر هر بار او را مي‌بيند، به مسخره به او مي‌گويد «آقا ما شما را دوست داريم»

 سرشار سپس گفت: آقاي فردي محبت محض بودند و سياق‌شان با ما فرق داشت. يک بار آقاي فردي نويسنده‌اي را که نويسنده خوب و موجهي هم نبود، اما با کشورهاي خارجي ارتباطاتي برقرار کرده و جوايزي گرفته بود،‌ به مسجد جواد الائمه (ع) دعوت کرده بود تا براي بچه‌ها حرف بزند. بعد از جلسه او گفته بود در بيرون نگوييد که من به مسجد آمده‌ام، برايم بد تمام مي‌شود. آقاي فردي با وجود همه مهرباني و محبتي که داشت، با شنيدن اين جمله از آن نويسنده به شدت برافروخته و ناراحت شده بود.

 او اضافه کرد: ممکن بود انسان برخي از عقايد و خصلت‌هاي آقاي فردي را نپسندد، اما نمي‌شد او را دوست نداشت‌؛ چون بسيار مهربان بود. اما بعد از جريان‌هاي سال 88 و فتنه پيش‌آمده من او را به معناي واقعي دوست داشتم، به اين دليل که مقاله‌اي در کيهان نوشته بود و در آن مقاله انصافا خيلي خوب از پس مطالب برآمده بود. شايد يکي از دلايل جمع شدن ما در اين جا هم به خاطر علاقه عميقي باشد که بعد از نگارش آن مقاله نسبت به او پيدا کرديم.

 سرشار همچنين عنوان کرد: يکي از آخرين خاطرات من از آقاي فردي در نمازخانه حوزه بود که پس از نماز مهرش را در جيبش گذاشت؛ نه در جامهري و به من گفت، مهر من مال خودم است. آن روز آقاي فردي براي من خاطره‌اي تعريف کرد و گفت، قبل از انقلاب در روستاي ما بعضي از مردم فقط در ماه رمضان نماز مي‌خواندند.

 او افزود: طول زندگي آقاي فردي زياد نبود، اما عرض زندگي‌اش زياد بود و آن‌گونه که دوست داشت، زندگي کرد. او همه چيزش سر جاي خودش بود، فوتبالش هميشه برقرار بود، ساعات نوشتنش سر جاي خودش بود. کارهاي متعدد قبول نمي‌کرد و برنامه زندگي‌اش را به خاطر برنامه سازمان‌ها و وزارت‌خانه‌ها به هم نمي‌زد. فردي از زندگي‌اش بهره برد و راضي هم بود، چرا که به دنيا حريص نبود و اهل شغل‌هاي متعدد هم نبود. او در خانه کوچکي که از بچگي در آن بود، با کمي بازسازي زندگي مي‌کرد.

 سرشار در پايان صحبت‌هايش گفت: آقاي محسن پرويز امروز در حال انجام عمل جراحي قلب هستند. براي سلامتي ايشان هم دعا کنيد تا اين عمل به خوبي انجام شود و ايشان دوباره سلامتي خود را به دست بياورند.

 

اصغر آبخضر: جايگاه ادبي مرحوم فردي حاصل نگاه قرآني او در زندگي بود

اصغر آبخضر، قائم‌مقام شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي و از جمع نويسندگان مسجد جواد الائمه(ع) هم كه در مراسم بزرگداشت مرحوم فردي شركت داشت با بيان اينكه فقدان آقاي فردي را به جامعه ادبي و همكاران او در حوزه هنري تسليت مي گويم، گفت: من نزديك به 50 سال با مرحوم فردي آشنا بودم. ما هم محله اي بوديم و من هميشه عاشق نگاه كردن به او به عنوان يك ورزشكار خوب و بدون حاشيه بودم.

 وي به ذكرخاطره اي از او مرحوم فردي پرداخت و افزود: يك بار زماني كه در تيم جوانان محل بازي مي كردم، در حين بازي مجروح شدم. دوستان نزديكم مرا را رها كرده و مشغول بازي شدند اما اميرخان پيش من آمد  و از من دلجويي كرد. مرحوم فردي بود كه مرا به تيم فوتبال مسجد جوادالائمه معرفي كرد و آن تيم نيز بعدها به يكي از تيم هاي خوب فوتبال تبديل شد.

 آبخضر با اشاره به اينكه قرار است خاطرات فوتبالي مربوط به مسجد جوادالائمه را من جمع آوري كرده و بنويسم، ادامه داد: اين نكته مهمي است كه  قبل از اينكه اميرخان به عنوان امير ادبيات انقلاب و شايسته تقدير اين چنيني باشد، امير دلها بود و از خود دست آورد معنوي به يادگار گذاشت.

 اين عضو مسجد جوادالائمه ادامه داد: من به عنوان كسي كه سالها در خدمت مرحوم فردي بودم، از همان ابتدا او را جواني مسلمان ديدم كه سبك قرآني را انتخاب كرد. او مسئوليت پذير بود و اين دغدغه باعث شد راه معلمي و روش قرآني را برگزيند.

 وي خاطرنشان كرد: من بعد از سالها آشنايي با مرحوم فردي همه واژگان خوب انساني را در اميرخان ديدم و هيچ تغييري در او از گذشته تا به حال ايجاد نشد و اين نكته اي است كه هم من و هم تمام اعضاي مسجد جوادالائمه به آن اذعان داريم.

 آبخضر در خصوص تيم فوتبال مسجد جوادالائمه در قبل از انقلاب گفت: مسجد جواد الائمه تيم فوتبالي داشت كه آقاي فردي كاپيتان آن تيم بود و شرايط جذب بازيكن براي آن تيم چند سال قبل از انقلاب اين بود كه افراد بايستي به مسجد بيايند و نماز و قرآن بخوانند. اگر براي مسابقه فوتبال به يكي از شهرها سفر مي كرديم، حتما نماز را به موقع و به جماعت مي خوانديم.

 وي بيان داشت: اميرخان مانند آب زلال كر بود و هركس به او نزديك مي شد ارتقا پيدا مي كرد. ما در مسجد جوادالائمه افتخار مي كنيم كه از دوستان و شاگردان آقاي فردي بوديم. آن هم در منطقه "جي" كه نا هنجاري هاي زيادي دارد، در خدمت فردي بودن افتخاراست. اميدوارم من به عنوان شاگرد و شما به عنوان همكاران راه او را ادامه دهيم.

 

 در ادامه با حضور علي اسماعيلي‌، سرپرست معاونت فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي،‌ محسن مؤمني شريف‌، رييس حوزه هنري، يوسفعلي ميرشکاک‌، رضا اميرخاني‌، ناصر فيض و جمعي ديگر از نويسندگان و همچنين اعضاي خانواده اميرحسين فردي، از رمان «گرگ‌سالي»، آخرين اثر اين نويسنده،‌ رونمايي شد.

 نمايش مستندي از زندگي اميرحسين فردي‌ و ني‌نوازي و آوازخواني به ياد اين نويسنده فقيد نيز از ديگر برنامه‌هاي اين مراسم بود که با عنوان «آشيانه در دل» برگزار شد.

شيرينعلي گلمرادي شاعر معاصر نيز در اين مراسم اشعاري را به اين نويسنده تقديم كرد و پيروز ارجمند هم به اجراي برنامه زنده موسيقي پرداخت.

 مرحوم فردي در سال ۱۳۲۸ در آذربايجان متولد شد و عضويت در حوزه انديشه و هنر اسلامي(حوزه هنري)، سردبيري و مدير مسئولي كيهان بچه ها به مدت ۲۴ سال و مدير مسئول كيهان علمي از مسئوليت هاي وي بود.

آشيانه در مه، سياه چمن، اسماعيل ، يك دنيا پروانه و كوچك جنگلي از آثار مرحوم فردي است.

اميرحسين فردي ۵ ارديبهشت بر اثر عارضه تنفسي در راه انتقال به بيمارستان لقمان دارفاني را وداع گفت.

آخرين اثر زنده‌ياد اميرحسين فردي با عنوان «گرگ‌سالي» در آستانه چهلمين روز درگذشت اين نويسنده و داستان‌نويس انقلاب منتشر شد.

سوره مهر، ناشر رمان «گرگ‌سالي» اعلام کرده که اين اثر در واقع جلد دوم رمان «اسماعيل» است و جغرافياي اين رمان برعکس «اسماعيل» که در تهران و پايتخت مي‌گذشت، در دامنه‌هاي سبلان مي‌گذرد.

در پايان جلد اول رمان «اسماعيل»، براي اين شخصيت انقلابي شرايطي به‌وجود مي‌آيد که ناگزير مي‌شود براي امنيت بيشتر پايتخت را ترک کند و به روستايي در دامنه سبلان، نزد مادربزرگش برود که با مشکلاتي روبه‌رو مي‌شود.

مهم‌ترين اتفاقي که براي اسماعيل در سبلان رخ مي‌دهد، اين است که از اهالي آن منطقه مي‌شنود که آمريکايي‌ها که در آن زمان کشت و صنعت مغان را در دست داشتند، مي‌خواهند به اصلاح‌ نژاد گرگ‌هاي دامنه سبلان اقدام کنند و گرگ‌هايي با مدل امريکايي داشته باشند.

آمريکايي‌ها، اصلاح نژاد گرگ‌ها را با هدف‌ توليد گرگ‌هاي آدم‌خوار پيگيري مي‌کردند که بتوانند از آن‌ها براي کشتن افراد انقلابي استفاده کنند.

انتشارات سوره مهر رمان «گرگ‌سالي» را در 400 صفحه، با جلد سخت و قيمت 179 هزار ريال منتشر کرده است.

 

شنبه 1 تير 1392 - 8:46


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری