سه‌شنبه 25 مهر 1396 - 9:28
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

نيما نوربخش

 

فاصله اي فراوان تا روزهاي اوج

 

نگاهي به گروه فيلمسازي «چه خوبه که برگشتي»(داريوش مهرجويي)

 


داريوش مهرجويي متولد هفدهم آذر  1318 در ايلام است. او در 17 سالگي به سينما علاقه‌مند مي‌شود و براي درک بهتر فيلم‌هاي روز، به آموختن زبان انگليسي مي‌پردازد. تحصيلات مقدماتي را در تهران به پايان مي رساند و يک سال در هتل آتلانتيک مدير مي‌شود و سپس در بيست سالگي براي ادامه‌ تحصيل به آمريکا (کاليفرنيا)  مي رود.

وي نخست به خواندن سينما رو آورد اما خيلي زود سينما را رها کرد و به فلسفه پرداخت و در سال 1344 از دانشگاه يو.سي.‌ال.‌اي در لس‌آنجلس ليسانس فلسفه گرفت. در همين سال سردبيري نشريه‌ي پارس ريويو در لس‌آنجلس را به‌عهده گرفت و سال بعد به ايران آمد

مهرجويي در سال 1346 نخستين فيلم خود به نام الماس 33 که فيلمي بسيار پرهزينه بود را ساخت. اين فيلم در 5 بهمن 1346 در تهران روي پرده آمد و فروش متوسطي داشت و با توجه به هزينه‌ بالاي آن، شکستي تجاري محسوب ‌شد و توجه منتقدين را هم چندان به خود جلب نکرد.

 مهرجويي در 1348 با هم‌کاري غلامحسين ساعدي فيلم‌نامه‌ گاو را از روي يکي از داستان‌هاي مجموعه داستان عزادارن بيل نوشته‌ دکتر غلامحسين ساعدي نوشت و کارگرداني کرد. اين فيلم براي مهرجويي و سينماي ايران جوايز متعددي را در جشنواره‌هاي بين‌المللي به ارمغان آورد. گاو هم از نظر تجاري هم از نظر هنري فيلم موفقي از کار درآمد و فصل جديدي در سينماي ايران گشود. فيلم گاو همچنين فيلم مورد تائيد و علاقه حضرت امام(ره) بود.

پس از اکران نارنجي پوش، مهرجويي فيلمنامه اي به نام «بيا تا برويم» را براي ساخت به اداره نظارت و ارزشيابي فرستاد که البته اين فيلمنامه که در حال و هواي فيلم هامون بود؛ رد شد.

چه خوبه که برگشتي در روز 20 آبان 91 در تهران کليد خورد و گروه چند روز بعد به شهر محمود آباد(در شمال کشور) رفتند و 24 آذر فيلمبرداري به پايان رسيد. سپس فيلم چه خوبه که برگشتي در سي و يکمين جشنواره فيلم فجر به نمايش درآمد.

مهرجويي درباره انتقادهاي وارده به فيلم‌ توسط منتقدان در جشنواره گفت: «مردم منتقدان اصلي آثارم هستند و چه خوبه که برگشتي را مردم بايد بپسندند. خوشبختانه من براي مردم فيلم مي‌سازم و اين مردم هستند که هميشه از آثارم استقبال کرده‌اند. بي‌شک نظرات و انتقادات مردم از هر چيز براي من مهم‌تر است.» نکته عجيب اين است که مهرجويي که هميشه نقدهاي منتقدان برايش مهم بوده، و از حمايت آنها برخوردار بوده است تا فيلمي مي سازد که مورد علاقه منتقدان نيست، ناگهان در چرخشي تعجب آور، تنها نظر مردم برايش مهم مي شود!

مهرجويي درباره فيلمنامه چه خوبه که برگشتي مي گويد: «دو سال پيش اين طرح را گلي ترقي پيشنهاد داد که از داستاني از نيکلاي گوگول برداشت شده بود. طرح اوليه ارتباطي با زمان حال نداشت و به دهه هاي چهل و پنجاه برمي گشت، اما ايده اوليه قابل بهره برداري بود.

طرح را با همکاري خانم محمدي فر(همسر مهرجويي) مدرنيزه کرديم و با توجه به عناصر دنياي مدرن امروز و شخصيت هاي جديد، به پرداختي کاملا تازه و متفاوت رسيديم و روي فيلمنامه در مدتي حدود سه ماه کار کرديم و به ارشاد ارائه داديم و مجوز گرفتيم. در زمان فيلمبرداري هم فيلمنامه کاملا آماده بود.»

مهرجويي درباره همکاري با وحيده محمدي فر مي گويد: «ما در تمام مدت با هم در تعامل و گفتگو و رد و بدل کردن ايده ها و يادداشت برداشتن هستيم و چون از لحاظ حسي و فکري خيلي نزديکيم و تا به حال روي بيست فيلمنامه و طرح کار کرده ايم، به اين ترتيب نگاه يکديگر را خوب مي شناسيم و معمولا خيلي بهتر و زودتر به نتيجه مي رسيم.»

مهرجويي درباره فيلم چه خوبه برگشتي مي گويد: «اين فيلم دنياي خاص خودش را دارد، با طنز پيچيده خودش که به هيچ کدام از فيلم هاي قبلي ام شباهت ندارد. فيلمي که درباره همه چيز است. رفاقت، عشق، نفرت، رقابت، جنگيدن و بازي شطرنج که در واقع شبيه زندگي است.»

وحيده محمدي فر، نويسنده مشترک فيلمنامه درباره فيلمنامه چه خوبه که برگشتي مي گويد: «نيکلاي گوگول داستاني دارد درباره دو دوست قديمي که سر يک موضوع واهي به جان هم مي افتند. خانم ترقي هم داستاني بر اين اساس دارند که ايراني شده و زمانش جلوتر از زمان گوگول است. من و آقاي مهرجويي هم الگو را اين دو داستان زيبا قرار داديم و به فيلمنامه اي رسيديم با ماجراها و شخصيت هايي که براي تماشاگر مشکل پسند سينما، جذاب و هيجان انگيز باشد.»

 محمدي فر در اين فيلم طراحي صحنه و لباس را هم بر عهده داشته است. او در اين باره مي گويد: «پيشنهاد آقاي مهرجويي بود، براي اينکه سليقه خاص و متفاوت ايشان درمورد لباس را مي دانم و بعد از اين همه سال کاملا به آن آشنايي دارم و مي دانم نسبت به کدام رنگ ها و مدل ها حساسيت دارند و جيغ شان را در مي آورد! خودم هم دوست داشتم اين کار را انجام دهم و طراحي لباس طبق سليقه آقاي مهرجويي انجام شد و ايشان از نتيجه نهايي خيلي راضي بودند.»

بهرام بدخشاني(مدير فيلمبرداري) درباره فيلمبرداري چه خوبه برگشتي با دوربين روي دست مي گويد: «اساسا اينکه آقاي مهرجويي از فيلمبردارش مي خواهد  روي دست کار کند، دو معنا دارد؛ يا دنيا را اين جوري مي بيند، يا شرايط توليدي آن را ايجاب مي کند. بالاخره دوربين روي دست سرعت کار را بالا مي برد.

وقتي دوربين روي دست است، متحرک و آزاد است و آقاي مهرجويي خيلي جاها مي گفت مانور بده يا ... اصولا من را آزاد گذاشته بود، اما جاهايي قطع مي داد و اصلاح مي کرد. به هر حال کار ويژه اي در بخش من اتفاق نيفتاد و بيشتر سعي کردم به خواست کارگردان نزديک شوم. همه سعي کرديم نزديک به فکر ايشان کار کنيم.»

نظام الدين کيايي(صدابردار) درباره صدابرداري چه خوبه برگشتي مي گويد: «اين بار برعکس هميشه با خواندم فيلمنامه نمي شد بداني با چه فيلمي طرف هستي. در هر فيلمنامه با توجه به ديالوگ هاي شخصيت ها  و اتفاقاتي که در آن مي افتد، صدابردار مي تواند حدس بزند که چقدر امکانات و مشکلات دارد.

من هميشه فيلمنامه را براي اين مي خوانم که هم پاي خواندن، يک دکوپاژ صدا(طراحي صدا) براي خودم بکنم. يعني اينکه نمايي که گرفته مي شود، ميکروفن ام چه جوري باشد و ... وقتي دکوپاژ صدا مي کنم در طول فيلمبرداري خيالم راحت است و به فکر متن هستم. اين که چکار کنم يا نکنم را از قبل مي دانم.

هر پلان و سکانسي که مي گيرند، مي دانم چگونه از نظر صدا، گرفته مي شود. اما اين فيلم از زمين تا آسمان فرق مي کرد. مثلا در فيلمنامه بود که دو نفر با هم صحبت مي کنند، يک مرتبه در فيلمبرداري تبديل مي شد به هفت، هشت نفر و هر کسي بايد کاري مي کرد يا حرفي مي زد. خب اين نمايي که من فکر مي کردم در اين نقطه و آن نقطه است و در آن جا با هم صحبت مي کنند، شکل ديگري مي شد و نمي شد صدايشان را بعدا گرفت.

 اين شلوغي و زيبايي آن قدر به زندگي نزديک بود که دکوپاژ صداي من که هميشه کاربرد داشت، در اين فيلم کاربرد خود را از دست مي داد اما با تمام وجود نبايد مي گذاشتم کسي اين را حس کند. صدابرداري اين فيلم براي خودم هم جالب و شيرين بود. مثل هميشه يک  دستيار داشتم و خودم هم بايد در حين صدابرداري مي دويدم و کار انجام مي دادم.

حضور بازيگراني مثل بهداد، عطاران، پورشيرازي و ... که نمي توانستند يک جا ساکت و بدون عمل و ورجه ورجه باشند و نمي شد صحنه را به خاطر صدابرداري تکرار کرد و ريتم و سرعت اهميت ديگري داشت، کار را خيلي سخت، اما دلنشين مي کرد. من سرصحنه فيلم، تفريح و شوخي و لذت کامل در زمان ساخت بردم و از اين نظر چه خوبه برگشتي فيلم خيلي جالبي برايم بود.»

رضا عطاران درباره اولين همکاري اش با مهرجويي و بازي در چه خوبه برگشتي مي گويد: «خيلي خوش گذشت و خيلي از شخصيت آقاي مهرجويي لذت بردم. ايشان واقعا استاد است. نمي شود گفت اين کار کاملا طنز است، يا کمدي صرف است. اين فيلم از آن گونه فيلم ها يک مقدار جدي تر است و هدفش صرفا خنداندن نيست و موقعيت هايي ايجاد مي شود که ممکن است براي بعضي ها خنده دار باشد و براي بعضي نه.

در اين فيلم بيش از آنچه که فکر مي کردم و حدس مي زدم، ديدم آقاي مهرجويي آدم باهوش و دنياديده اي است و خيلي درست زندگي را فهميده و درست زندگي مي کند و سعي مي کند زندگي درست را به ما منتقل کند. هر وقت خواستيم نصيحت بگيريم و به دردمان در آينده بخورد، صحبت هايي مي کرد که خيلي احساس خوبي نسبت به آنها مي کردم...

هماهنگي بين بازيگرها توسط آقاي مهرجويي صورت مي گرفت، اما آنچه من در صحنه ديدم، به نظرم خيلي خوب بود. در ارتباط با حامد بهداد خيلي بيشتر از همه با شخصيت او ارتباط برقرار کردم و خوشحالم از همکاري با او. با بقيه هم آشنا بودم و در مجموع همکاري خوبي بود.»

مهناز افشار درباره همکاري با مهرجويي مي گويد: «من آقاي مهرجويي را در برنامه‌هاي مختلف مي‌ديدم و ايشان همواره معتقد بودند که من تو را به سينما معرفي کردم. مي‌گفتم چرا آقاي مهرجويي؟ من که هنوز با شما کار نکردم. و ايشان مي‌گفتند به وقتش بهت مي‌گويم. حالا چرا ايشان اين جمله را مي‌گفتند، به دليل اينکه من تدوين خواندم و سال 75 در جايي که هم درس مي‌خواندم هم کار تجربي مي‌کردم آقاي مهرجويي يک تيزر تبليغاتي درباره آموزش کتاب اول را توسط خانم ژيلا مهرجويي آوردند که من کار مونتاژش را انجام بدهم و آن کليپ آن سال‌ها از تلويزيون پخش شد.

در فيلم ليلا هم‌‌ همان زماني که خانم حاتمي به ايران آمده بودند و قرار بود نقش ليلا را بازي کنند من هم بين گروه بودم و آقاي مهرجويي معتقد بودند که به اين دليل باعث معرفي من به سينما شدند و حتما هم همينطور بوده. هر اتفاقي در زمان خودش مي‌افتد و من بسيار خوشحالم که اين همکاري شکل گرفت...

معتقدم هيچ بازيگري در هيچکدام از فيلم‌هاي اقاي مهرجويي هيچ وقت مورد قضاوت بد قرار نگرفته. چون آقاي مهرجويي خيلي روي بازي‌ها حساس هستند. ما صحنه‌هاي خيلي خيلي ساده داريم که بازيگر حرفه‌اي به راحتي مي‌تواند آن نقش را ايفا کند اما مي‌بينم که ايشان به راحتي از آن لحظات نمي‌گذرند. شايد برداشت‌هاي خيلي زيادي براي يک لبخند داشتيم تا درست اجرا شود.»

 

مشخصات «چه خوبه برگشتي»:

کارگردان: داريوش مهرجويي- تهيه کننده: داريوش مهرجويي، رضا درميشيان - نويسندگان فيلمنامه: داريوش مهرجويي ، وحيده محمدي فر ـ بر اساس طرحي از گلي ترقي ـ برگرفته از داستاني از نيکلاي گوگول ـ مدير فيلمبرداري:‌ بهرام بدخشاني ـ تدوين: هايده صفي ياري ـ صدابردار: نظام الدين کيايي ـ طراحي و ترکيب صدا: محمد رضا دلپاک ـ تدوين صدا: حسين مهدوي ـ موسيقي متن: کريستف رضاعي ـ طراح صحنه: اميرحسين قدسي ـ طراح لباس: وحيده محمدي فرـ طراح چهره‌پردازي: فريور معيري ـ جلوه هاي بصري: اميرسحرخيز، کامران سحرخيز ـ مديرتوليد: مهدي بدرلوـ عكاس: ساتيار امامي ـ سرمايه‌گذاران: داريوش مهرجويي، مريم شفيعي ـ محصول: کانون ايران نوين و داريوش مهرجويي.

بازيگران: رضا عطاران، حامد بهداد، مهناز افشار، همايون ارشادي، عليرضا جعفري، راضيه فرجي، علي اصغر طبسي و ... با حضور رويا تيموريان و حسن پورشيرازي.

خلاصه داستان: فرزاد دندانپزشکي که پس از سال‌ها به ايران مي‌آيد تا دور از مسائل و آشفتگي زندگي‌اش به آرامش برسد. همزمان با ورود او به کشور يک شي مرموز شبه‌فضايي پديدار مي‌شود و پاي خانم دکتر ياسمين و سنگ‌هاي جادويي‌اش را به ماجرايي باز مي‌کند که رفاقت ديرينه فرزاد و کامبيز را که سال‌هاست در همسايگي هم کنار دريا زندگي مي‌کنند، به جدالي بيهوده مي‌انجامد... 

 

چهارشنبه 29 خرداد 1392 - 9:16


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری