سه‌شنبه 2 آبان 1396 - 1:57
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

نيما نوربخش

 

آثاري از دوران نوين هنر فرش در ايران

 

نگاهي به آثار موزه فرش رسام عرب زاده

موزه فرش استاد رسام عرب زاده در خيابان پاسداران تهران(بوستان يکم) قرار دارد. اين مکان توسط شهرداري تهران براي بازگشايي اين مکان فرهنگي اهداء شده است . اين موزه خصوصي توسط فرزندان استاد عرب زاده اداره مي شود .

استاد رسام عرب زاده کارشناس فرش و طراح نقوش آن، از هنرمندان بزرگ ايران است که در 84 سال عمر پربرکت خود، دسترنج 66 ساله اش را با شصت و شش قطعه فرش در اين مکان به نمايش گذاشته، که تعدادي از اين آثار در انبار و تعدادي براي نمايش در سالن موزه قرار دارند. به استاد رسام عرب زاده لقب «پدر فرش نوين ايران» را داده اند.

نوآوريي هاي استاد عرب زاده، طراحي و بافت فرش ايراني را دگرگون ساخت به همين جهت او را آغازگر دوره نويني از هنر فرش در ايران دانسته اند. بهره گيري استاد عرب زاده از طراح هاي هنر سراميک و مينياتور در نقش پردازي فرش ها و الهام از انديشه هاي فلسفي به آثار او را ويژگي يگانه اي بخشيده است.

در فرش «بيم موج»، تيرگي زمينه و خط هاي پيچ در پيچ اثر، فضاي وهم آلودي ساخته است؛ و در تابلو فرش «بازي رنگ ها»، منشوري از رنگ هاي شاد و گوناگون، نمايانگر مي شود.

در قسمتي از موزه، اتاق کوچکي ديده مي شود. سرتاسر ديوارها پوشيده از فرش هاي دستباف استاد عرب زاده است. آن سوتر، تالار موزه جاي گرفته است. اينجا نيز دستبافت هاي او، ديوارها را پوشانده است.

 فرش «فردوسي در بارگاه سلطان محمود» که در اين قسمت نگهداري مي شود، قديمي ترين فرش موزه است و بافت آن، با 870 گونه رنگ، بيش از هفت سال طول کشيده است. اين نيز گفتني است که رنگ هاي زمينه با پيرامون فرش متفاوت است تا شکوه دربار، برجسته تر شود.

در اطراف فرش نيز فضايي براي تصويرپردازي داستان هاي شاهنامه وجود دارد. طرح فرش، دربار سلطان محمود را تصوير مي کند. شاعران، پيرامون او را گرفته اند و فردوسي با چهره اي نمايان تر و سزاوارانه تر، سرگرم سخنوري است.

15 مجلس از داستان هاي شاهنامه نيز در حاشيه فرش نقش شده است. طول اين فرش، 315 و عرض آن 260 سانتي متر است. 15045 ساعت زمان نياز بوده است تا رسام عرب زاده 7355 گره بر اين دستباف بزند.

«خسرو و شيرين»، با 3945 ساعت زمان براي آفريدن آن و به کارگيري 169 رنگ،  فرش ديگري است که يادآور تابلوهاي مينياتوري است.

«برگ خزان» نيز قاليچه هاي پوشيده از برگ هاي رنگارنگ پاييزي است. طراحي و بافت آن، نوآوري در هنر فرشبافي ايران به شمار مي رود.

«مرغ دربند» دستباف ديگري با آميزه اي از 195 رنگ است. از فرش «چوگان» نيز بايد ياد کرد. آبي آسمان و سبزي درختان، تابلويي پديد آورده است که نقش هاي مينياتوري را ديگربار در يادها زنده مي کند. «بهرام در شکارگاه»، «سبوي شکسته» و «اسرار جهان» نام شماري از فرش هاي استاد عرب زاده است.

اما فرش «مرغ دربند» داستاني شنيدني دارد. عرب زاده اين دستباف را با ياري جستن از زندانيان دربند بافته است؛ با اين پيمان با زندانبانان که در پايان آفرينش اثر، محکوميت بافندگان فرش بخشيده شود. از همين روست که مرغان دربند اثر، در بخش فرازين فرش، بال هاي خود را گشوده اند و آزاد و رها، آماده پروازند.

 

آثار استاد عرب زاده از زبان پسر بزرگش:

-پدرم هر فرشي را با انگيزه اي خاص مي بافتند و بدون انگيزه کاري را انجام نمي دادند . روزي پدرم گفت از هر فرشي که  بافته ايم يک مقدار نخ مانده آنها را بياوريد وقتي آنها را جمع کرديم و رنگها را از هم جدا ساختيم پدر نقش قالي را کشيدند به طوري که تمام اين رنگها استفاده شود و صرفه جويي و کمک به اقتصاد را در فرشبافي به ما نشان دادند که طرحهاي کشکول در آن ديده مي شود و بر روي آن نوشتند :

 برگ سبزي است تحفه درويش                چه کند عرب زاده همين دارد

 -فرشي در موزه به چشم مي خورد  به نام « خشم استاد »؛ پسر ايشان مي گويد روزي فردي شعر زيبايي مي آورد و ادعا مي کند که شاعر است و شعر در وصف فرش ايران بود و استاد تصوير اين فرد را به همراه شعر در فرشي طراحي مي کند و بعد مشخص مي شود که شعر از فرد ديگري است .

پدرم به خاطر اينکه اشتباه کرده، و با هنرش يک فرد متقلب را به جاي يک فرد هنرمند معرفي کرده، ناراحت شده بود؛ بنابراين با چاقوي فرشبافي جاي نام خود و فرد متقلب و تارهاي وسط فرش را پاره کرد و خشم خود را نشان داد و اين فرش به اين نام معروف شد .

-در زمان پهلوي دوم از استاد خواسته شد که تدريس قالي بافي براي زندانيان ابد بگذارد و استاد قبول کردند به شرطي که اگر از بين اين افراد فردي اصلاح گرديد، او را آزاد کنند.

 بعد از 12 سال 4 نفر آزاد شدند و يکي از آنها خواست استاد وصف حالش را طراحي کند تا او ببافد که در فرش اين موضوع نشان داده شده که اگر به افراد غافل چراغ هدايت بدهيم آنها به راه راست هدايت مي شوند .

-آخرين فرش استاد که قبل از مرگ وصيت کرده به سازمان ملل هديه شود، ولي آنجا قبول نکرده اند چون جايي براي اين هدايا ندارند که در اين فرش اين مفهوم بيان شده زندگي با سيمرغ آغاز مي شود و با سيمرغ تمام و گردونه زندگي بايد بچرخد و در زندگي افراد ضعيف و قوي داريم و فرشته اي از عرش آمده و بر فرش نشسته و زنجيرهاي اسارت را باز کرده و 4 نژاد را نشان داده که داراي يک رنگ خون مي باشند و پير چنگي يا مولانا در آن است که با خدا مناجات مي کرد و از خدا جواب خواست و تصوير سر مردگان با علامت سؤال و عقاب سياه که شوم است و شعر :

 چون نيک نظر کرد پرخويش در آن ديد                گفتار چه ناليم از ماست که بر ماست

 

استاد رسام عرب زاده در يک نگاه:

سيد ابوالفتح زيدي لطيفي معروف به رسام عرب زاده (1376-1293ه.ش) از طراحان صاحب سبك ايران است . وي ابتدا در مكتب پدرش (حسين زيدي لطيفي ) كه خود از هنر آموختگان مكتب كمال الملك بود و سپس در هنرستان تبريز (رسام ارژنگ) و مدرسه صنايع قديمه تهران به يادگيري فنون قاليبافي، طراحي، مينياتور، مجسمه سازي و ... پرداخت.

همزمان با آن ايام به خلق آثاري چون طراحي نقش كاشي ساختمان مجلس شورا و فرش رقص فرشتگان دست زد. عرب زاده با آثار خود بافت پرتره ها، تصاوير بناهاي تاريخي، طرحهاي مينياتوري را ترويج نمود.

 

والدين و انساب : پدر رسام عرب زاده، حسين زيدي لطيفي معروف به سيد عرب بود. اجداد پدري وي از اعراب زيدي بودند كه بنا روايت خودش، سه نسل قبل از تولدش از حجاز مهاجرت كرده و روي به سرزمين ايران نهادند. بدين سبب فاميل عرب زاده را بر خود نهادند.

 

خاطرات کودکي : خاطرات دوران كودكي رسام عرب زاده با گسترده شدن جنگ جهاني اول و آشفتگي سياسي كشور همراه بود. به ويژه آنكه شهر و ديار وي آذربايجان و تبريز در سال 1299 شمسي (هفتم آوريل 1920) با قيام دموكراتهاي آذربايجان به سركردگي محمد خياباني و تشكيل دولت موقت خياباني شرايطي نابسامان تر از ديگر شهر هاي ايران پيدا كرد.

 

اوضاع اجتماعي و شرايط زندگي : پدر رسام عرب زاده از ياران و هنر آموختگان كمال الملك بود كه در عرصه نقاشي خيالي ساز قهوه خانه و طراحي فرش صاحب ذوق، شيوه و نگرشي ويژه بود. در سال 1299 هجري شمسي با گسترش فقر و بيكاري در تبريز، پدرش سيد عرب را چونان بسياري ديگر از مردم ناگزير به ترك شهر و ديار كرد و راهي پايتخت نمود.

 

تحصيلات رسمي و حرفه اي : رسام عرب زاده بعد از اتمام تحصيلات دوره ابتدايي به هنرستان تبريز -كه به همت رسام ارژنگي بر پا شده بود- وارد مي شود و در رشته مينياتور مشغول تحصيل و يادگيري مي شود.

 پس از آن وارد مدرسه صنايع قديمه تهران به رياست طاهر بهزاد مي شود. پس از ورود به اين مدرسه روزها به آموختن مي پرداخت و ديگر اوقات را همچنان به كار طراحي نقش كاشي مشغول مي شد. ايامي بعد از تحصيل در مدرسه صنايع قديمه رسام با داير نمودن كلاس نقاشي به طور مستقل وارد عرصه كار هنري شد و به تعليم هنر آموزان پرداخت.

 

خاطرات و وقايع تحصيل : نخستين حادثه جدي در زندگي هنري رسام عرب زاده را مي توان ورود به هنرستان تبريز كه به همت  رسام ارژنگ پايه گذاري شده بود، دانست. واقعه ديگر، در شانزده سالگي اش روي مي دهد، زماني كه مادرش از دنيا مي رود و تنها شدن و غم از دست دادن مادر  بر وي مستولي مي شود و از فعاليت هاي هنري او مي کاهد.

 

فعاليتهاي ضمن تحصيل : رسام عرب زاده در تابستانها به طور جدي نقاشي را در دكه پدر دنبال مي كند. پدر رسام، پسر را آرام آرام در نقاشخانه اش مسئول جوابگويي به مشتريها و همكاري جدي در تمام كردن رنگ آميزي ها و نقاشي هايش مي سازد. پس از مهاجرت به تهران براي ورود به مدرسه صنايع قديمه تهران، طرح و نقشه كاشي ساختمان مجلس شوراي ملي سابق را مي آفريند.

 

استادان و مربيان : اولين استاد و مربي دوران كودكي رسام عرب زاده , پدرش بود كه اصول نقش آفريني را نزد او آموخت.

وقايع ميانسالي : مسافرت به بن آلمان براي شركت در سميناري در زمينه فرش و بافت آن.

 

زمان فوت : رسام عرب زاده در سال 1376سرانجام چشم از جهان فروبست.

 

مراکزي که استاد از بانيان آن به شمار مي آيد : رسام عرب زاده در اواخر عمر با اهداي اغلب فرشهاي نفيس خود به مردم، با همكاري شهرداري تهران بنياد فرش رسام عرب زاده را سبب ساز شد. اين بنياد گذشته از ارائه فرشهاي او با بر پايي كارگاههاي قاليبافي و تعليم اين صنعت اصيل و پر ارزش ايراني توسط دخترش ژيلا عرب زاده كه راه پدر را ادامه مي دهد، گامي مؤثر در تعليم و رواج فرش ايراني برداشت.

 

گرايش هاي خاص : رسام عرب زاده بر خلاف سنتهاي رايج در بافت فرش، به كار طرحهاي پرتره و تصاوير بناهاي تاريخي و نقاشي مينياتور ايراني مي پردازد و از جمله ابتكارات او در اين زمينه بافت آرم شركتهاي تجاري بر قالي است. استاد با تجاربي كه در زمينه بافت قالي به دست مي آورد، نوآوري را پيشه مي كند و به رواج و بافت پرتره مشغول مي شود.

 

چگونگي عرضه آثار : در سال 1345 در كارگاه خصوصي، نمايشگاهي از فرشها و طراحي نوين خود بر پا مي كند كه نام او و هنر او را پر آوازه مي سازد. در سال 1352 در خانه آفتاب و در سال 1353 در انستيتو گوته دوستداران فرش شاهد ابتكارات وي در عرصه بافت و طرح هاي نوين وي مي شوند.

رسام در سال 1356 با بر پايي موزه فرش،  همكاري جدي و پر دامنه اي را در كارشناسي و انتخاب فرشهاي نفيس براي موزه آغاز مي كند. رسام عرب زاده در اغلب سمينار ها و گردهمايي هايي كه در داخل و خارج كشور بر پا مي شد، شركت كرده كه از مهمترين آنها بايد به سميناري كه در شهر بن آلمان برپا شده اشاره كرد كه با ادامه نظريه هاي سودمندي در زمينه رنگرزي و لزوم استفاده از رنگهاي گياهي، رفو گري و بافت فرش، بسياري از دوستداران فرش را مورد تاثير و تشويق گفته هاي خويش قرار داد.

 

دوشنبه 27 خرداد 1392 - 11:8


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری