پنجشنبه 23 آذر 1396 - 20:30
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

علي الله سليمي

 

رونمايي از کتاب«من قال و ما قال»عماد افروغ

 

مراسم رونمايي از کتاب سه جلدي«من قال و ما قال» نوشته عماد افروغ با حضور نويسنده کتاب و همچنين حسن سبحاني، حجج اسلام رسول جعفريان، حميد پارسانيا، محمدرضا زائري و محمد صفرپور و جمعي از چهره‌هاي سياسي و فرهنگي کشور نظير احمد توکلي، مسعود ده‌نمکي، الياس نادران، علي مطهري، سعيد ابوطالب، محمد سعيدي‌کيا، محسن رفيق‌دوست، سردار صفايي، محسن اسماعيلي، اميررضا خادم در فرهنگسراي رسانه برگزار شد.

عماد افروغ در اين مراسم درباره انگيزه اصلي خود از نگارش اين مجموعه کتاب گفت: اين اثر که شکل و فرمت خاصي در مقايسه با ساير کتاب‌هايم دارد، بيش از آنکه با من اتفاق افتاده باشد بر من است، البته هيچ‌گاه نمي‌توان گفت که اين دو کاملاً از يکديگر تفکيک شده‌اند. همانگونه که در مقدمه اين سه جلد آورده‌ام اينکار تغيير موضع برخي صاحب‌منصبان قدرت رسمي نسبت به رفتارهاي دولت مستقر است البته همواره پايان هر دولتي موافقان مخالف و مخالفان موافق مي‌شوند اما اينبار شاهد بوديم که اين اتفاق به شکل بسيار زيادي صورت گرفت.

وي با اشاره به اينکه جمع‌آوري اين مجموعه کتاب را از دو ماه پيش از عيد آغاز کرده است، گفت: تمام مطالبم به صورت اينترنتي در دسترس و همه درباره مواضع من بود که آنها را جمع‌بندي و بدون دست بردن و حتي عنوان و به ترتيب زمان با استناد به تفکر ديالکتيکيم ارايه کردم، بنابراين از اين طريق توانستم خيلي مسايل را روشن کنم.

افروغ در ادامه افزود: احساس کردم که چند دليل مي تواند به انتشار اين اثر کمک کند نخست تحريف تاريخي و انتساب برخي مسايل به افراد، موج بي‌اخلاقي‌ها و افتراها و سوءاستفاده از فقدان حافظه تاريخي مردم است که متاسفانه نخبگان ما نيز آن را يادآوري نمي‌کنند.

وي يادآور شد: تلاش کردم حافظه تاريخي مردم را يادآوري کنم به اينکه چه اتفاقي در کشور افتاده، برخي افراد چه مواضعي در گذشته داشته اند و اکنون چه صورتي هستند و بنابراين اين اتفاقات در دوره کنوني توهين به شعور مردم است که بايد خود را نسبت به آن ملامت کنيم.

نماينده مجلس هفتم شوراي اسلامي ادامه داد: در مقدمه کتاب دسته‌بندي از موافقان و مخالفان صحبت شده است و عده اي که تغيير موضع داده اند و عده اي که طرفداران قدرت مستقر هستند و ... دسته ديگري از افراد نيز ساده لوحان زودباور هستند و نگرش سطحي دارند، گروه ديگر متحجران و سلفي‌ها هستند که به رعب و اغوا مشغول مي شوند اينها به خلاقيت انسان بي‌توجه هستند و دسته پنجم طرفداران انديشه سياسي امام خميني به ويژه مفهوم کليدي «مردم ‌سالاري ديني» هستند؛ اينها قايل به نقش ابزاري حکومتند حکومت براي آنها هدف نيست بلکه هدف اخلاق و معرفت و معنويت خداست، کساني مخالف تفکر اشعريت و سلفي‌گري هستند ناقدان تفکر هم زمان و هم مکان سلفي‌گري و ايراني‌گري هستند.

وي دليل نامگذاري اين کتاب به «ما قال و من قال» را روايت امام علي (ع)با اين مضمون که «به گوينده سخن منگر، بلکه به آنچه مي‌گويد توجه کن» دانست و گفت: البته برخي مي گويند اين روايت با يک روايت ديگر ايشان ناهمخواني دارد اما اينطور نيست. من معتقدم اهميت شناسايي «ما قال» از «من قال»شناسي بيشتر است و ما نبايد گرفتار من قال شويم! ما قال ابزار فهم است، شاخص رشد عقلانيت است و اگر کسي شيعه باشد بايد به اينها توجه کند و نکته سوم ابزار گفت وگو است و نهايتا هدف نگاه نقد است متاسفانه ما نفهميديم وقتي مي خواهيم کسي را نقد کنيم بايد فکر او را نقد کنيم نه شخصيتش را!

افروغ درباره مهترين ويژگي هاي اين اثر گفت: اين مجموعه کتاب به نظر من نبض زمان در موقعيت تاريخي است و تلاش کردم نشان دهم که زمان در اين موقعيت چه نقشي دارد و درنهايت پرده برداري از مواضع انتقادي است. توجهي به اين مواضع و تغييرات 180 درجه اي و پرده برداري از يک تاريخ و فلسفه تاريخ از ويژگي‌هاي اين اثر است.

نماينده اسبق مجلس شوراي اسلامي ادامه گفت: براي يک بحث فلسفه تاريخي حتما نبايد هزاره‌ها يا ميليون‌ها سال بگذرد بلکه در همين مقاطع کوچک هم مي توان فلسفه تاريخ را دنبال کرد، من در اين 14 سالي که کنج عزلت بودم، مؤمن به خدا شدم و ديدم خدايي شد. در نهايت در اين سه کتاب تلاش کردم که هيچ مطلب تکراري ارايه ندهم اما دو گفتار را مجبور شدم که تکرار کنم؛ يکي بحثي که سال 86 درباره امام خميني(ره) درباره حق و مصلحت داشتم و يکي هم گفت‌وگويم در پارک ملت که البته به آتش‌زدن منزلم از سوي برخي منجر شد البته خوشبختانه به نتيجه نرسيد.

وي با اشاره به اينکه روش مطالعه اين اثر را بر اساس عنوان و تاريخ مباحث نه به صورت از ابتدا تا انتها پيشنهاد مي‌کند، گفت: از همين جا اعلام مي کنم هر کسي که ادعايي دارد و فکر ميکند که با مردم روراست است و کار غيراخلاقي نکرده چنين اثري را تهيه و منتشر کند به نام خودش نه قول کسي ديگر . براساس تفکر من هرکس که با جامعه رابطه ديالکتيکي نداشته باشد فرد نيست اين رسالت روشنگري من است و پشتوانه آن مباحث علمي من است.

وي با اشاره به عدم حضورش در عرصه‌هاي سياسي در يک دهه اخير گفت: در اين همين دوره نويد را به شما مي دهم که نقد به رغم ناملايماتش کار مثبتي است و نتيجه مي دهد. نقد مي تواند به اعتلاي کشور بيانجامد، شايد اگر اين فضا نبود اين سه جلد کتاب من نيز چاپ نمي‌شد يعني خودم که چنين فکر مي‌کنم!

 

رابطه سياست و اخلاق

در ادامه، حجت‌الاسلام جعفريان گفت: از سال‌هاي گذشته تاکنون در حوزه تفکر و عمل سرگردان بوده‌ايم حتي اگر نبوغ و استعدادي نيز داشته‌ايم به جاي اينکه در دانشگاه آن را پرورش دهيم يک راست به صحنه عمل وارد شده‌ايم.

وي در ادامه افزود: انديشه هاي «عماد افروغ» نمونه‌اي از انديشه‌هاي نوظهور پس از انقلاب اسلامي تحت تأثير آرمان‌ها و ارزش‌هاي ما در اين سي تا چهل سال اخير است.

جعفريان ضمن انتخاب يک مطلب درباره رابطه سياست و اخلاق از مجموعه کتاب «ما قال و من قال» گفت: افروغ در اين مصاحبه طبق روال مرسوم خود تلاش کرده سياست و اخلاق را به هم نزديک کند، او از اينکه نظام حکومت و دولت و مجموعه عوامل دست‌اندرکار به رفتارهاي ضداخلاقي آلوده بشوند و به قدرت طلبي و ذبح اخلاق و آرمان‌ها روي بياورند، ابراز نگراني مي‌کند و تلاش تا سياست را ازاين ورطه نجات دهد. جعفريان با تاکيد بر اينکه صداقت و راستگويي از مهمترين رفتارهاي اخلاقي در جامعه است، گفت: بحث سياست و اخلاق و ارتباطشان با يکديگر امروزه بسيار با اهميت است. ايده‌هاي که در نظر داشتيم اين بود که ما مي‌توانيم يک سياست پاک داشته باشيم اگر قدرت را به شکل درست اداره کنيم اما متاسفانه امروزه بسياري از آرمان‌هايي که براي عدالت و اخلاق داشته‌ايم از بين رفته است.

رييس پيشين کتابخانه مجلس ضمن اشاره به مشهورترين مورخ و جامعه‌شناس قرن هفتم هجري گفت: انتظار خاصي که جامعه از انديشمنداني چون عماد افروغ دارد اين است که «ابن خلدون»وار باشند. ما يک ابن خلدون داشتيم و پس از او ديگر متخصص تربيت نشده است، چندي پس از او نيز «ماکياولي» بر صحنه آمد و دل همه را پرخون کرد. ماکياولي معتقد است زمامدار اگر بخواهد باقي بماند و موفق باشد نبايد از شرارت و اعمال خشونت آميز بترسد. زيرا بدون شرارت، حفظ دولت ممکن نيست.

اين استاد تاريخ با اشاره به انديشه‌هاي مردود ماکياوليسم افزود: بنابراين هر زمان که مي‌خواهيم مثالي از بيراهه رفتن و آلوده شدن سياست بزنيم از ماکياولي نقل مي‌کنيم، اما کاش به جاي اين مجادله‌هاي بي‌اساس تلاش کنيم تا ابن خلدون را خوب بشناسيم. او به خوبي در مباحثش به مسايل سياسي و اجتماعي پرداخته ما نيز بايد بررسي کنيم که اصول اساسي و علمي در سياست و اجتماع تا چه اندازه معرف انديشه‌هاي اوست.

وي مدعي شد: در اين سال‌ها بين تفکر و عمل سرگردان بوديم، حتي اگر نبوغ و استعدادي هم داشتيم به جاي اينکه در دانشگاه‌ها آن را پرورش دهيم وارد صحنه عمل شديم و مثل يک سيستمي که انسان پاک را وارد عرصه سياست مي‌کند و آلوده بيرون مي‌آورد، انقلابيون ما نيز اينگونه عمل کردند. در نهايت به جاي اينکه فرهنگ علوم اجتماعي را بر اساس تجربه‌هاي هزار ساله متون خود بخوانيم و به آن عمل کنيم، خود را درگير مسايل ناچيز کرديم. بايد از هم‌اکنون به ترويج آدم‌هاي ابن خلدوني همت کنيم متاسفانه سياست تبديل شده به اظهارنظرهاي سطحي روزانه بدون پشتوانه نظري.

جعفريان با تاکيد بر اينکه دغدغه افروغ در نوشته‌هايش نيز همين رعايت نشدن اخلاق در سياست است، گفت: ما متفکر حوزه سياسي و اجتماعي کمتر داريم. ما و عماد افروغ در يک دوره اي از رياست جمهوري از عده‌اي حمايت کرديم و بعد برهمان‌ها انتقاد کرديم در دوره‌هاي ديگر نيز اين اتفاقات افتاد چه تامين فکري در جامعه وجود دارد؟ چه علمي به يک نظريه‌پردازي جدي در حوزه سياست و اجتماع مي‌انجامد؟ اين استاد دانشگاه افزود: متاسفانه ما ابزارهاي درستي براي فهم متون خود نداريم دانشگاه‌هاي ما مخصوصا در حوزه علوم انساني به معناي واقعي کلمه مرده است و تنها به تکرار يک سري مباحث فرهنگي و متن‌ها مي‌پردازند و در حوزه نظريه‌پردازي سردرگمي و آشفتگي فکري بسيار است.

وي در پايان با اشاره به اينکه اين روزها به دهخدا مي‌انديشد، گفت: پيش خود مي‌گويم کاش به جاي اين همه تلاش با چند نفر آدم ديگر يک دايرة‌المعارفي مثل دهخدا تهيه مي‌کرديم يا مثلا «چرند و پرند»ي مي‌نوشتيم و کنج عزلت، بساطي پهن مي‌کرديم!

 

لزوم تيپ شناسي مناسب در حوز‌ه‌هاي علمي و تاريخي

همچنين، حجت‌الاسلام پارسانيا، رئيس کميسيون حوزوي شوراي عالي انقلاب فرهنگي در بخشي از اين مراسم گفت: آسيب‌هاي بسياري در حوزه علوم اجتماعي با ورود نظريات غربي در کشور ايجاد شده است در اين دهه‌هاي اخير علوم اجتماعي در کشور يک رشته تازه وارد علمي بوده که پيش از آن به عنوان يک نظريه پردازي اجتماعي شناخته مي‌شده است.

عضو هيأت علمي دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تهران با تأکيد بر نظريه‌هاي علوم اجتماعي در قرن نوزدهم و فضاي حاکم بر جوامع ضدديني گفت: دانشجويان با ورود به نظام آموزشي در مقاطع مختلف انديشه‌شان تغيير مي‌کند، حدود دو دهه است که با افروغ ارتباط و آشنايي دارم، آنچه در عملکرد وي مشهود است اين است که باوجود همه اين تغييرات او بازهم هويت انقلابيش را حفظ کرده است.

وي با اشاره به اينکه جامعه علمي ايران با عبور از يک گسست تاريخي حافظه خود را از دست داده و با نظريات جديد روبه رو شده است، گفت: در غرب علوم اجتماعي براساس جامعه خودشان طراحي شده اما همان مباحث وارد کشور ما شده و ما تلاش کرديم تا همان نظريات را با خودمان منطبق کنيم. بنابراين بايد تلاش کنيم يک تيپ شناسي مناسب در حوز‌ه‌هاي علمي و تاريخي صورت دهيم و عماد افروغ در همين زمينه تلاش کرد. مجموعه کتاب جديد او يک کار منحصر به فردي است که به همين جريان اختصاص دارد. حجت‌الاسلام پارسانيا با اشاره به اينکه براي تدريس و سخنراني‌ها هميشه به سراغ عماد افروغ مي‌رود، گفت: او در حوزه علوم اجتماعي متبحر است و از دهه هفتاد با حوزه‌هاي علميه ارتباط دارد. وي به زمينه‌هاي مختلف فرهنگي و در آثارش به اساس عقلاني و حکمي پايبند است.

در ادامه مراسم محسن رفيق‌دوست گفت: من حرفي در اين مجلس براي گفتن ندارم. امام خميني (ره) زماني که در جمع ورزشکاران قرار گرفت ما گفتيم که اکنون ايشان چه مطلبي را مي‌خواهند بيان کنند. ايشان گفت: من ورزشکار نيستم ولي ورزشکاران را دوست دارم. من نيز همين را مي‌گويم؛ نويسنده نيستم ولي اهالي قلم را دوست دارم. وي مدعي شد: البته در حوزه اجرايي پرقدرت و قوي هستم و هرچه مي‌گويم عمل مي‌کنم و اين توان را دارم که کاري که هر مديري در يک سال انجام بدهم، شش ماهه به اتمام برسانم! رفيق‌دوست در ادامه افزود: با خواندن کتاب افروغ فهميدم هفتاد سال عقب هستم و الان که تازه به کتابخواني روي آورده‌ام فهميدم که کمبودهاي زيادي دارم و به خواندن و تحصيل روي آورده‌ام. در نهايت اگر نمي‌توانيم افروغ باشيم اما طرفدار رشد چنين افرادي در جامعه مي‌توانيم باشيم.

در اين نشست همچنين حسن سبحاني با ارايه مباحثي از نظريات و سخنراني‌هاي عماد افروغ در مجلس هفتم گفت: دکتر افروغ دليل اصلي فاصله‌گيري‌هايش از مسايل اصلي اجتماعي را در وضعيت نقد مي‌داند، وي عمده نطق‌هايشان را به نقد اختصاص مي‌دهد، بعدها وي نطق‌هاي ديگري هم داشته و تاکيد کرده که نظام مستقر همواره نيازمند بازتوليد مشروعيت است و اين هم صرفاً جنبه ذهني و عيني ندارد و کارآمدي يک نظام همواره بايد بازبيني و داوري شود.

نميانده مجلس هفتم در ادامه افزود: از افروغ پرسيدند که بر نقد چه فوايدي مترتب است، وي پاسخ داد که جانمايه بحث نقد روح و جوهره انقلاب اسلامي است که بايد حفظ شود. وي به نقد درون گفتماني تاکيد کرده و گفته حتي اگر نقد به مضامين باطل هم تکيه داشته باشد بازهم بايد صورت پذيرد. بنابراين وي بين افراد طبقه‌بندي صورت مي‌دهد و آنها را به ناقدان و ساکتان تقسيم‌بندي و تمايز اين دو را مشخص مي‌کند.

سبحاني با اشاره به اينکه با چنين ديدگاهي عماد افروغ به ساکتين مسايل سياسي حمله کرده است، گفت: براساس ايده او گرفتاري‌هاي بزرگ مجلس هفتم، ايجاد جريان اصول گرايان مستقل حاکم بود. من در برخي از سخنراني‌هايم بيان کرده‌ام مخصوصا در تاريخ نهم آبان 85 در مجلسي که تشکيل شده بود پژواکي از انديشه او را بيان کردم، وي و امثالش ذبيح مسلخي‌اند که خود از آن سخن مي‌گويند. اگر نقد سياسي با وجود مشکلات شکل بگيرد نتيجه مناسب را خواهد داد، براي رسيدن به مقام نقد مؤثر بايد از جنس سنت و تاريخ خود باشيم. 

 

يكشنبه 26 خرداد 1392 - 11:17


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری