سه‌شنبه 25 مهر 1396 - 15:13
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

آرش معظمي

 

نشست«افق رمان ديني در دهه 90»

 

نشست افق‌هاي رمان ديني در دهه 90 با حضور کارشناسان جهانگير خسروشاهي و احمد شاکري و با اجراي حميد باباوند و جمعي از اهل قلم در بنياد ادبيات داستاني ايرانيان برگزار شد.

در ابتداي اين نشست و پس از طرح سوالي درباره چيستي رمان ديني از سوي باباوند، خسروشاهي در سخناني اظهار داشت: به نظر من بايد به رمان ديني نگاه حداکثري داشت. شنيده‌ام که برخي مي‌گويند هر رماني در دنيا نوشته شود ديني است چون با ديني يا نسبت سلبي دارد و يا نسبت ايجابي. اما اگر اين تعاريف را کمي منطق‌تر و مورد قبول‌تر کنيم بايد اظهار داشت که رمان ديني رماني است که نويسنده آن دغدغه دين داشته باشد.

خسروشاهي در تعريف رمان ديني گفت: رمان ديني رماني است که صاحب آن دغدغه دين داشته باشد. هرچند رمان‌نويس بودن شرط لازم نوشتن داستان ديني است،‌ اما علاقه او و اعتقادش به مقوله دين، مبدأ و معاد مي‌تواند در نوشتن يک داستان ديني مناسب تأثير بسزايي داشته باشد.

او افزود: رمان‌ ديني به بيان نسبت هنرمند و دين مي‌پردازد. سفارشي‌نويسي در اين مورد هميشه جاي سؤال و ابهام دارد. ما نمي‌توانيم به کسي که فيلم‌ساز و يا نويسنده خبره‌اي است، سفارش ساختن فيلم يا نوشتن يک داستان ديني را بدهيم، بنابراين هرچقدر نفس و باطن نويسنده و انسان مؤلف به دين نزديک‌تر باشد، بهتر مي‌تواند در حوزه داستان ديني موفق باشد.

خسروشاهي ادامه داد: حتا داستان‌هايي مثل «بينوايان» و «آنا کارنينا» که رمان‌هاي غربي هستند، در برخي از باورها رمان ديني اطلاق شده‌اند. درون‌مايه رمان ديني حتما نبايد تاريخ اسلام، يک آيه يا يک روايت باشد، بلکه به کار بردن مفاهيمي مثل راست‌گويي‌، شجاعت‌، غيرت‌، گذشت و ايثار در يک رمان مي‌تواند آن را به يک رمان ديني تبديل کند. به همين دليل است که صرف نظر از خاستگاه رمان که مي‌تواند غرب يا شرق باشد، مي‌توان آن را در رده رمان‌هاي ديني دسته‌بندي کرد.

اين نويسنده در ادامه به اين‌که رمان در دوران ما به يک ابتلا و بلا تبديل شده است، گفت: در معارف ديني ابتلا و بلا براي هر شخص وجه خاص خود را دارد. در اين‌جا انسان ملاک است که نبايد رمان را يک امر مکانيکي با شاخصه‌هاي خاص بداند. بسياري از داستان‌هايي که در ادبيات وجود دارد و بر پايه مستندنگاري‌هاي ديني نوشته شده، مخاطبان خود را پيدا نکرده است.

وي ادامه داد: رمان نويسي اساس رمان ديني نويسي است. يعني رمان نويس ديني بايد قبل از هر چيز رمان نويس باشد ولي به اين نکته هم توجه کند که دانش نوشتن همه سرمايه او نيست. کشش موجود در باطن رمان نويس و اعتقاد او مبدا و معاد است که منجر مي‌شود نسبت اثرش با دين مشخص شود.

خسروشاهي همچنين به افق روشن رمان ديني در دهه 90 اشاره و اظهار کرد: معيار تشخيص و عيار نوشته يک نويسنده، نسبت او با تفکرات خود است. نويسندگاني را داشتيم که از اول انقلاب بهترين داستان‌هاي ديني را نوشته‌اند و آرمان‌ها و اعتقادات ديني جامعه را منعکس مي‌کردند. اما همين نويسندگان بعد از يک تغيير دروني تبديل به نويسندگاني شدند و آثاري نوشتند که قابل مقايسه با آثار قبلي آن‌ها نيست.

خسروشاهي در ادامه به سفارشي نويسي ديني اشاره کرد و گفت: سابق بر اين گفته مي‌شد که مثلا مي‌توان با خرج کردن پول به رمان نويسان مشهور سفارش داد تا راجع به انقلاب و دين ما اثري خلق کنند اما امروز به اين نتيجه رسيده‌ام که نوشتن رمان يک کار و فرآيند صنعتي نيست. هر اندازه نفس و باطن نويسنده و مولف در دين نظر کرده باشد آنگاه مي‌توان انتظار داشت که وارد حوزه عمل نيز بشويم و نسبت رمان او را با دين نيز معلوم کنيم. البته بايد توجه داشت که اگر در باطن رمان نويس اعتقادي به دين وجود نداشته باشد و او اثري به اصطلاح ديني خلق کند فاجعه به بار مي‌آيد.

در ادامه اين نشست، احمد شاکري درباره اين‌که آيا رمان ديني وجود دارد يا خير‌، گفت: بين رمان و دين تجانس وجود ندارد و معتقدم که کشور ما در عرصه ادبيات داستاني به عرصه والايي که مورد انتظار بود، نرسيده است. به همين دليل است که بايد براساس افق چشم‌انداز 20 ساله نگاهي فرامنطقه‌يِي و افق‌نگر به حوزه ادبيات رمان ديني داشته باشيم.

او افزود: نگاه افق‌نگر به ادبيات در دهه 90 نيازمند ارکان و روش‌هاي خاصي است که يکي از آن‌ها نگاه مستند به ادبيات داستاني خلاقه است. به عنوان مثال استفاده از يادداشت‌ها‌، خاطره‌نويسي‌ها و زندگي‌نامه‌هاي رزمندگان هشت سال دفاع مقدس مي‌تواند ادبيات و داستان ديني را ارتقا ببخشد. کار پژوهشي بايد با دقت عقلي همراه باشد به طوري که وقتي وارد آن مي‌شويم، گفتمان پژوهشي را بپذيريم که متأسفانه در کشور ما روش‌مندي علوم در پژوهش‌ها به رسميت شناخته نشده است.

اين نويسنده اظهار کرد: گسست ادبيات داستاني پس از انقلاب و پيش از آن مهم‌ترين دليل رشد نکردن ادبيات ديني بوده است. نمي‌توانيم وقتي يک نويسنده متدين است، همه آثار او را هم ديني بدانيم، بلکه معيار ما براي تشخيص يک داستان ديني بايد جامع و مانع باشد.

او افزود: داستان با دين قابل جمع است. اگر اين‌طور نبود، خداوند در قرآن قصه‌هايي را از زندگي پيامبران بيان نمي‌کرد. داستان ساختارهايي را براي بيان استخدام مي‌کند که ديد ما نسبت به آن‌ها براي ديني بودن و يا غيرديني بودن بايد کاملا منطقي باشد. به عنوان مثال نمي‌توانيم به راحتي درباره زاويه ديد‌، صحنه‌پردازي و پي‌رنگ يک داستان ديني اظهارنظر کنيم.

شاکري همچنين اظهار کرد: مهم‌ترين اولويت‌هايي که باعث مي‌شود رمان ديني در دهه 90 به رشد خود ادامه دهد، توسعه‌ي چشم‌گير ارکان و ابعاد ادبيات داستاني مثل افزايش تعداد نويسندگان و محافل ادبي و همچنين پشت سر گذاشتن تجربه‌هاي مختلف در اين زمينه است. مهم‌ترين گونه‌هاي مرتبط با ادبياتداستان ديني در سه دهه گذشته در حوزه دفاع مقدس‌، معصومين و اوليا‌، انقلاب اسلامي و مسائل تاريخي بودند که مهم‌ترين تجربه ما در توليد داستان ديني در حوزه دفاع مقدس است.

در ادامه جهانگير خسروشاهي در واکنش به نظرات شاکري گفت: رمان ديني را آيندگان ما خواهند نوشت. من باور ندارم که هر چه يک ديندار بنويسد ديني است اما معتقدم عيار نوشته ادبي هر فرد در نسبت ميان او با تفکرات خودش تعريف مي‌شود. اينکه بگوييم به فردي تو بيا و متني روحاني بنويس در حالي که او در خلوت خود هيچ حس روحاني نداشته است خلاف واقع است. به عبارت ديگر اگر جوشش دروني و عرق‌ريزان روح او بر وجه ديني‌ او غلبه کند بدون شک قادر به خلق اثر ادبي ديني نخواهد بود.

وي افزود: اوايل انقلاب بسياري از داستان‌هاي بلند ديني و انقلابي ما را کساني خلق کردند که امروزه ديگر اعتقادي بر باورهاي سابق خود ندارند پس بايد بپذيريم که هر دينداري نمي‌تواند قصه بنويسد و  نوشتن نسبتي تام و تمام دارد با سرشت نويسنده.

در اين نشست که حميد باباوند نيز حضور داشت، بحث رمان ديني به نتيجه نرسيد و باباوند در اين مورد توضيح داد: متأسفانه آقاي شاکري به سؤال‌هاي مورد بحث ما پاسخ ندادند و بحث رمان ديني در اين جلسه کاملا بي‌نتيجه باقي ماند که اميدواريم در نشست‌هاي بعدي اين قضيه جبران شود.

 

چهارشنبه 22 خرداد 1392 - 12:8


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری