سه‌شنبه 31 مرداد 1396 - 17:43
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

علي الله سليمي

 

اسلاميت و ديني بودن، مشخصه اصلي ادبيات انقلاب اسلامي است

 

گفت و گو با علي اکبر والايي، داستان نويس

 

علي اکبر والايي داستان نويسي را از حدود سال 64 شروع و سال 65 همكاري اش را با برنامه قصه ظهر جمعه راديو آغاز كرد. وي نويسندگي اين برنامه را با وقفه هايي چند ساله به مدت دوازده سال ادامه داد. او همزمان با نوشتن قصه، بيش از 300 نمايشنامه هم براي راديو نوشت. بيشتر آثارش را پيش از چاپ. در ماهنامه هاي ويژه نوجوانان مانند مجلات رشد، سوره نوجوان، سروش نوجوان، آينده سازان منتشر کرد. والايي سال 1368 اولين اثرش را كه يك داستان بلند است، به دست چاپ رساند. از آثار منتشر شده وي مي توان به«سرزمين خدايان»(داستان بلند)، «مشق خاكي»(مجموعه داستان)، «غريب دريا (داستان بلند)، «دستي از دور (مجموعه داستان)، «فرزندان صحنه» (رمان)، «باد در گيسوان آتش (رمان تاريخي)، «رسته سنگ اندازان» (مجموعه داستان)، «مردي از مدينه فاضله» (رمان تاريخي)، «آواي پرستوها»(مجموعه داستان)، «ايستگاه» (مجموعه داستان)، «آن سوي تاريكي» (مجموعه داستان)، «پرستوي سال هاي جنگ» (زندگي داستاني)، «نغمه ساز فاراب» (رمان تاريخي)، «علامه مجلسي» (رمان تاريخي)، «نشان سيمرغ (مجموعه داستان)، «آهوي آدم (مجموعه داستان)،«مردي از جنس حرير (زندگي داستاني)، «خلوت مدير»(رمان). اين نويسنده تا به حال جوايز متعددي هم براي کتاب هايش دريافت کرده که از ميان مي توان به کسب درتبه در چهارمين جشنواره كتاب كانون پرورش فكري، کسب رتبه اول كتاب سال ماهنامه سوره نوجوان، كتاب برگزيده جشنواره رشد، برگزيده شدن در جشنواره كانون پرورش فكري و نخستين همايش فرهنگي تهران- فلسطين اشاره کرد.

- شما به عنوان يک داستان نويس که سال ها در موضوعات گوناگون به ويژه انقلاب اسلامي و دفاع مقدس داستان نوشته ايد، ارتباط ادبيات و مسايل روز جامعه را چگونه مي بينيد؟

اگر ادبيات را به منزله آيينه تمام نماي هويت يک ملت بپذيريم ؛ در اين صورت ، نقش آفريني رخداد عظيمي به نام انقلاب اسلامي در رشد و نمو و تعالي اين هويت ، محل مداقه و انديشه خواهد بود. اما به نظر من ، گذشته از اين، پاي حقيقتي بس فراتر و فراخ تر در ميان است. اين حقيقت  که انقلاب اسلامي از دل ادبيات ما ظهور کرده است و ادبياتي که از ديرباز، در گذر زمان به مدد انديشه هاي الهي و ديني نسج يافته است. از آثاري گرانقدري همچون  ديوان حافظ ، کليات سعدي و آموزه هايي از مثنوي معنوي مولانا که از اسلاميت ادبي و اخلاق ديني گفته اند. هويت انقلاب اسلامي نيز بازخوردي عيني از ماهيت وجودي ادبيات ملت ماست. ادبياتي که از ديرباز با دو عنصر لاينفک دين و اخلاق در هم آميخته و گره خورده است. انقلاب، به معني ظلم‏ستيزي و حق‌طلبي، ذاتي ادبيات است، نه عارض بر آن.

به بياني ديگر ، تولد انقلاب 57  در حقيقت مرهون ادبيت ديني پس از صدر اسلام است. حقيقتي که طبقه روشنفکر غرب زده و دين ستيز ،‌ده ها سال است که سعي بر کتمان آن داشته است و با حربه عرب ستيزي، به ترويج قوميت گرايي و تحريف حقايق تاريخ؛ روي آورده و عامدانه با چشم فرو بستن بر حقيقت زلال ادبيات ايراني در تخريب چهره اين ادبيات و به حاشيه راندنش از هيچ تلاشي فروگذار نکرده است. اما ادبيات جمع كلمه ادبيه(عربي) و ادبي(فارسي)است. ادبيه يا ادبي صفت نسبي است براي موصوف محذوف علوم و آثار.

 

- درباره معاني متعددي که از اين واژه به نظر متبادر مي شود بيشتر توضيح دهيد.

بله، اين واژه، معاني متعدد دارد و به آزرم، پرهيخت، فرهنگ، اخلاق، فنون جنگاوري، دانش و امثال آن معني شده است. در اصطلاح علم ادبيات يا از منظر دانش‏شناسي ادبيات، ادبيات هم مشتمل است بر علوم و فنون ادبي و هم آثار ادبي. علوم و فنون در قديم به بيش از ده علم ،از قبيل صرف، نحو، معاني، بديع، بيان تقسيم مي‏شد و امروزه علوم ديگري را در زمره علوم ادبيات به شمار مي‏آورند كه در اين ميان مبحث علم ادبيات يا تئوري ادبيات بيشتر مورد توجه واقع شده. اگر نگاه کنيد به کتاب«رنه ولك» با نام «نظريه ادبيات» مي بينيد در آن جا در بحث از ادبيات به معني آثار ادبي، شعر، داستان، نمايشنامه و متفرعات و متشابهات‌‌به مورد نظر قرار مي‏گيرد. قول مشهور است که همه آثار مكتوب يك قوم، ادبيات آن ملت را به وجود مي آورد. و هم اينكه از ديدگاه امروزين و جزءشناختي ادبيات(آثار ادبي) شامل آن مكتوبات و غيرمكتوباتي است كه در نتيجه كاربرد هنري زبان (زيباشناسيك و مخيل) به وجود مي‏آيد، بنابراين تحقق ادبيات ماهيتاً به شيوه كاربرد زبان بستگي مي‏يابد. زباني كه متأثر باشد از ذوق، خيال، عاطفه. به اين ترتيب ادبيات به تعبيري ،عرصه احساس وجود آدمي است.

اگر كاربرد زبان از نوع هنري ناب آن نباشد و صورت آميزه‏اي با نوع كلام علمي داشته باشد، اثر به وجود آمده صورت نيمه‏ادبي‌ـ نقلي پيدا مي‏كند كه اين بخش را هم توسعاً در زمره ادبيات به حساب آورده‏اند. ادبيات به عنوان کارآمدترين ابزار انديشه، ‌به معناي عام و خاص خود، مادر تحولات سياسي و اجتماعي است. شايد ما بتوانيم به اديبان و نويسندگان بگوييم، چه بنويسند و از چه بنويسند، اما نمي توانيم بگوييم به چه چيزهايي فکر بکنند و به چه اموري نيانديشند. اين انديشه که درونمايه  وجودي ادبيات را مي سازد، همان جوهره اي است که اگر از ادبيات گرفته شود، ‌ماحصل کار فرياد خواهد زد که چيزي در درون اثر تهي است. اين همان حقيقتي است که وجودش، همانند خون در رگ هاي بدن، به ادبيات هويت مي بخشد و زنده اش مي سازد.

 

-يعني شما ادبيات سر منشاء تحولات اجتماعي مي دانيد که بر رويدادهاي اجتماعي تاثير مي گذارد؟

از يک منظري، بله اين برداشت درست است. نگاهي به پيشينه تاريخي کشورهايي که فاقد آن چنان تاريخ و تمدن و ادبياتي هستند، بر اين دريافت صحه مي گذارد که همانا ادبيات مادر تحولات اجتماعي است. بسا که مرور تاريخ ملل بيانگر اين حقيقت است که مردمان آن دسته از کشورهايي که فاقد اين معني هستند، در طول تاريخ ،هيچ زحمت و تلاشي براي تغيير وضع خود به خرج ندادند. چه بسيارند رژيم هايي که به واسطه تربيت فکري مردمانش، هنوز اصرار به حفظ نظام حکومت پادشاهي، سلطنتي و موروثي خود دارند، اما در اين سوي، در کشورهاي بزرگي همچون فرانسه ،‌ايتاليا و روسيه ،چين ، هندوستان که در دامان ادبيات و تمدن ادبي پرورش يافته اند، هر يک به نوبه خود، تحولات بزرگ اجتماعي و سياسي را تجربه کرده اند و تاريخ بهترين گواه  بر اين مدعاست.

همچنانکه بزرگترين اديبان تاريخ که امروز از مشاهير ملل به شمار مي آيند از ميان همين کشورها پا به عرصه گذارده اند. نويسندگاني همچون گابريل گارسيا مارکز در آمريکاي لاتين، ويکتور هوگو در فرانسه، لئو تولستوي و لئون تروتسکي و ميخائيل فئودور داستايوسکي در روسيه که هر يک بر تحولات سياسي و ارکان حکومتي کشورشان در قبل و يا بعد از انقلاب تاثير گذاردند. اين بدين معناست که در همواره تاريخ ملل ، ادبيات در تحولات عظيم سياسي و اجتماعي نقش اصلي و بنيادين داشته است و نيز از آن سو حرکت هاي انقلابي براي تداوم حيات خود از وجود ادبيات بهره گرفته اند. حال اين ادبيات چه متاثر از انديشه هاي ادبي ارسطويي ، اصالت هنر باشد و چه انديشه هاي افلاطوني، واجد پيامهاي محتوايي و ارزشي باشد و يا هردوي اينها ؛ تفاوتي نمي کند .

 

- در اين ميان، مشخصه اصلي ادبيات انقلاب اسلامي را شما در چه مواردي مي دانيد؟

مشخصه اصلي ادبيات انقلاب اسلامي ،اسلاميت و ديني بودن آن است. اين همان نوعي است که جنس  انقلاب اسلامي را  با انقلاب هاي ديگر جهان، متمايز ساخته است. اين ادبيات نه با پيروزي انقلاب، بلکه در حقيقت، در نگاهي ژرفتر، پيشترها با  ظهور اسلام ،شکل و قوام يافته است و اگر باورمان بر مادر بودن ادبيات در تحولات عظيم اجتماعي و سياسي قرار بگيرد، ‌اين بزرگان ادب و هنر ما همچون مولانا و شمس و سعدي و حافظ و فردوسي بودند که در طي قرون، ادبيات امروز ما را بنيان  نهادند. اين فرزانگان ماهيت ادبيات فارسي را که با تعاليم و معارف متعالي ديني آميختند و شکل غنا يافته اي از ادبيات را که امروز شاهد آنيم ، پديد آوردند. در حقيقت به بن مايه تعالي خواه ادبيات فارسي، روح عرفان اسلامي و معنويت الهي  دميده شد و آن را به نهايت کمال مطلوب رسانيد. آن گونه که اکنون تفسيري روشن و جامع از معارف اسلام و ادبيات ديني مکتب اسلام، تنها با ترجمه و برگردان از زبان فارسي به عربي و ديگر زبان هاي جهان مقدور و ميسر است.

به عبارتي اسلام در ادبيات ايراني به گونه اي، به سطحي از پالايش معنايي مي رسد و سپس با شکل زلال يافته به فراسوي مرزهاي جهاني ارائه مي گردد. اين حقيقت مسلم، متاثر از تاثير شگرف انقلاب بر ادبيات ايران است و اين تأثير تنها محتوايي و معنايي  نيست. بلکه تاثيري در فرم نيز هست. ادبيات انقلاب، در انتقال مفهوم و پيام به هيچ وجه از مدل هاي غربي و وارداتي تبعيت نمي کند. اين ادبيات متاثر از ارزشهاي انقلاب اسلامي، لاجرم فرم و شکل مناسب خود را پي ريزي مي کند. هر مظروفي، ظرف خاص خود را مي طلبد. پرداختن به مضامين غير اخلاقي و از اسرار مگو گفتن، نشر انديشه هاي شيطاني، پوچ گرايي و ماده پرستي و ترويج انديشه هاي مادي، به هيچ نحو ممکن، در اين نوع از ظرف ادبي جايي ندارند. اينجاست که فرم در خدمت مضمون و محتواست. يعني بخشي از جاذبه هاي فني فرم رايج در مدل نگارش ادبيات غربي، در ادبيات اصيل انقلاب، محلي از اعراب ندارد. نويسنده ادبيات انقلاب، با نوعي پالايش دروني، خود را به انديشه ناب الهي و اسلامي نزديک مي سازد و با هدف پرداختن به ارزش هاي معنوي، از سويي با رشد و تعالي انديشه خود،  بضاعت هاي فردي  خود را تقويت مي کند و از سويي در آثاري که مي آفريند، به طرح نيازهاي اصيل بشري مي پردازد.

 

- شما جزو نويسندگاني هستيد که در قالب هاي مختلف ادبي، از زندگينامه داستاني گرفته تا داستان کوتاه و بلند و رمان کار کرده ايد، درباره اين تنوع نوشتاري در آثارتان توضيح مي دهيد؟

بله، براي نوشتن، تقريباً اغلب قالب هاي داستاني را كار كرده‌ام و موضوعات مختلفي را دستمايه كار قرار داده ام. از مضامين دفاع مقدس گرفته تا مضامين تاريخي و بازنويسي ادبيات داستاني كهن و قصه‌هاي ديني و مذهبي. داستان "مشق خاكي" و "آواي پرستوها"، هر دو، مجموعه‌هايي با موضوع دفاع مقدس هستند كه "مشق خاكي" درونمايه طنز هم دارد. يا رمان "مردي از مدينه فاضله" و رمان "باد در گيسوان آتش"، دو اثر تارخي هستند كه اولي، زندگينامه داستاني استاد ثاني، ابونصر، محمد فارابي است و دومي، مضموني فرهنگي و سياسي دارد. ماجراي قيام ملت ايران، عليه قرارداد استعماري 1890 و شرح داستان نهضت تحريم استعمال تنباكو را بيان مي‌كند. يك مجموعه داستان فلسطيني كار كرده‌ام كه سال ها قبل، بر اساس يكي از داستان هاي همين مجموعه، فيلمنامه‌اي را براي سيما فيلم نوشتم. كتاب، "رسته سنگ‌اندازان" به انتفاضه اعراب فلسطين و لبنان مي پردازد. مبارزات هر روزه جوانان فلسطيني با صهيونيست ها را دستماية كارم قرار داده‌ام.

 

- جديدترين رمان شما با عنوان«خلوت مدير» چندي پيش منتشر شد و شما در مصاحبه هاي اخير خودتان گفته ايد که جلد دوم اين رمان را هم داريد مي نويسيد. جلد دوم خلوت مدير تا چه اندازه با فضاي قصه قبلي ارتباط دارد؟

در جلد دوم و در ادامه اين كتاب، بدون تغيير شخصيت‌هاي اصلي و در فضايي رئال، حوادث جنگ تحميلي را تا قبول قطعنامه 598 بازنمايي مي كنم. رخدادهاي حوادث رمان "خلوت مدير" در فضاي مدرسه اتفاق مي افتد. در جلد دوم اين رمان، فضا بازتر و به صورت غيرمستقيم به دانشگاه و زندگي عموم مردم كشيده شده است. براي مثال در رمان "خلوت مدير"، بارها از زندان‌هاي ساواك صحبت مي شود در حالي كه هيچ نشانه مستقيمي از آن‌ها در اثر وجود ندارد. در اين اثر نيز ممكن است شخصيت‌ها در پشت جبهه قرار گرفته و به صورت مستقيم در آن فضا حضور پيدا نكنند. اما موقعيت جنگ تحميلي عراق عليه ايران را درك كرده و دايم از آن حرف مي‌زنند. البته تصميم دارم جلد سومي را هم به اين رمان اضافه کنم تا حوادث پس از جنگ در ايران را در آن پوشش دهم.

 

- در خصوص داستان هاي انقلاب و دفاع مقدس چه نظري داريد؟

نسل جواني كه به نوعي در جنگ شركت كردند و اين تجربه را به دست آورند، در سال هاي اخير‌، آثاري از خود ارائه دادند. رمان هايي با مفاهيم و ارزش هاي والا بعد از انقلاب به رشته تحرير درآمد كه در‌ خور تحسين است. در سده‌هاي اخير، ادبيات ديني ما به ميزان زيادي متأثر از ادبيات انقلاب ماست و توانست به آن ارزشها و مفاهيم والا دست پيدا كند و به غناي ادبي خويش كه متأثر از محافل و مجالس ادبي سالهاي گذشته بود، اضافه كند. اگر در زمان حال، اهل قلم به داستان دفاع مقدس نپردازند، شايد براي فردا دير باشد و ديگران كه در بطن حوادث حضور نداشته‌ اند، از گرد راه برسند و همه چيز را خواسته يا ناخواسته وارونه جلوه دهند.

 

- ادبيات انقلاب اسلامي اخير يکي از نويسندگان برجسته خود، يعني مرحوم اميرحسين فردي را از دست داده است. در خصوص جايگاه اميرحسين فردي در داستان انقلاب و نقش او در رشد و تکامل اين ادبيات در کشورمان چه نظري داريد؟

هربار که دوستاني را از دست مي‌دهيم، به يکباره اندوه تنهايي، افکارمان را به نقطه پايان سوق مي‌دهد، اما غافل از آنيم که داستان ادامه دارد. مرحوم اميرحسين فردي، به اقرار بسياري، نه به آن جهت که داستان‌نويس بود، نويسنده و هنرمند پيشکسوت بود و يا آنکه بيش از سه دهه سردبير کيهان بچه‌ها و در سال‌هاي اخير مسئول دفتر آفرينش‌هاي ادبي بود؛ نه؛ بلکه به جهت منش و اخلاق اسلامي، روح بزرگ، مناعت طبع و قلب پرمهري که داشت، فردي بود.

او قلب بزرگي داشت و همه را به آساني بدان راه داده بود. شايد هم همين بزرگي قلب، در اين سال‌ها ادامه کار را براي او تنگ کرده بود. مگر در زمانه ما، قلب يک هنرمند تا چه ميزان مي‌تواند تحمل ناملايمتي و نابساماني‌ها را داشته باشد؟ خوب زيستن و مهربان بودن، در اين دنياي بي‌مهر و بي‌رحم کار دشواري است. به ويژه آنکه همه از او انتظار داشته باشند.هم آناني که در وقت حياتش، به وجود شريف بزرگوارش مي‌نازند و لختي درد دل با او را براي کاستن از بار اندوه خود غنيمت مي‌شمرند و هم آنان که در همه حال، در عين بي‌نيازي، به او نيازمندند. و اين نيازمندي در نقطه اوج خود، زماني جلوه‌گر مي‌شود که ناگه با خبر مرگ وي مواجه شوند. چونان کمين کردگان به طرفةالعيني بر صحنه حاضر مي‌شوند، خود صحنه‌گردان مي‌شود و معرکه بر پا مي‌کنند و او را از آن خود و مهم‌تر خود را به او منتسب مي‌کنند.

ضجه و مويه جماعت هنرمند را تا وقتي نفس مي‌کشد، کسي را ياراي شنيدن نيست، اما در اين هنگامه ترک قفس جسم، گوش‌هاي قاطبه مناديان فرهنگ حساس است و به سرعت در صحنه حاضر مي‌شوند و عجبا که به ساز وقت نظر خود مويه مي‌کنند. البته روشن است که مناديان فرهنگ، همواره اعتبار خود را از وجه نازنين نويسندگان و هنرمندان به دست آورده و مي‌آورند؛ شکي در اين نيست. اما سخن اينجاست که اين اعتبار تا به کجا بايد يکسويه خرج شود؟ چگونه است که هم اينان در ميزان افت و خيز فشار خون و ضربان قلب هنرمند، به خوبي نقش آفريناني مي‌کنند، اما در تنظيم آن براي ادامه حياتش، پا پس کشيده و عقب مي‌نشينند؟ تا آنگاه که خبر مرگ حتمي صاحب هنر را رصد کنند و يکبار ديگر بر جنازه او حاضر شوند و سهم نداشته خود را از او برگيرند.

 

- يعني شما معتقديد به نويسندگان متعهد آن گونه که بايد و شايد در زمان حيات شان توجه و رسيدگي نمي شود؟

بله، ضربان قلب هنرمندان به ويژه نويسندگان در سال‌هاي اخير بر اثر تنگناهاي معيشت و گذران زندگي از نظم خارج شده است. آمار مرگ و مير نويسندگان و شاعران در اين سال‌ها به خوبي گوياي اين امر است. حرف من اين است که مناديان تا چه وقت نظاره‌گر و در کمين خواهند بود؟ آيا وقت آن نرسيده که قبل از مرگ نويسنده، به نقش آفريني سازنده خود بينديشند؟ در گذشته تاريخ، رجاله‌ها نويسندگان را مايملک شخصي خود مي‌دانستند.

 

- در پايان، فکر مي کنيد براي نوشتن قصه هاي مقاومت چه بايد کرد؟ 

براي نوشتن قصه مقاومت، بايد لفظ جنگ را برداشته و مقاومت را جايگزين آن كنيم. انديشه مقاومت در برابر ظلم بايد در جان كودک نهادينه شود تا جاييكه بداند در برابر حمله دشمن چه واكنشي را از خود نشان دهد. امروز كشور در موقعيت حساسي قرار دارد و دشمن از سلاح ما هراس ندارد بلكه از فكر كودكان ما كه از مقاومت كه نشات گرفته از ارزش هاي والايي است، ترس و واهمه دارد. من معتقدم روايت دفاع مقدس اشاعه خشونت نخواهد داشت، امروز بازي هاي رايانه اي و برنامه هاي تلويزيوني خالي از خشونت نيست و كودكان اين موضوع را تجربه كرده اند، اما نحوه روايت نبرد بايد با قالب هايي از ادبيات روز تلفيق شود و شكل مناسبي را پيدا كند و داستان بر اين اساس به گونه اي مناسب و جذاب تعريف شود.هنوز قله هاي زيادي در اين زمينه فتح نشده ونويسنده ها با جسارتي خالي از شک، مي توانند كارهاي شاخصي انجام دهند و با اعتقاد صحيح، آزاد فكر كنند و بنويسند.

 

يكشنبه 12 خرداد 1392 - 14:46


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری