دوشنبه 27 آذر 1396 - 0:57
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

ناهيد هاشمي

 

مرگ خاموش تئاتر در شهرستان‌ها

 

«چه بخواهيم باور کنيم و چه نه، پيکر نيمه جان تئاتر در شهرستان‌ها در احتضاري طولاني به سر مي‌برد. بايد باور کنيم که بخش عظيمي از استعدادهاي مورد استفاده در کشور از همين تئاترهاي شهرستاني به جامعه تئاتري کشور معرفي شده‌اند تا اهميت و ضرورت پرداختن به چالش‌هاي تئاتر شهرستاني را دريابيم. آنچه به عنوان يکي از مشکلات عمده در اين رابطه مي‌توان به آن اشاره کرد و البته تا حدي زيادي قابل تعميم به تئاتر کشور مي‌باشد عدم اتحاد رويکرد آکادميک در قالب آموزشگاه‌هائي تئاتري و علي الخصوص در انجمن‌هاي نمايشي شهرستانهاست اين مشکل قديمي درماني ندارد.

شايد بتوان مشکل ديگر را مربوط به مکان و فضاهاي مربوطه دانست آنچه تأثير بسياري بر روند رشد و شکل گيري نمايش شهرستاني مي‌گذارد وابستگي تئاتر در شهرستان‌ها به نهادهائي مشخص و محدود از جمله انجمن‌هاي نمايش وابسته به ارشاد اسلامي و نهاد مربوط به سازمان تبليغات اسلامي يعني حوزه هنري است. و البته اين نکته و نبودن بسترهاي مناسب جهت اجراي تئاتر مناسب در شهرستان‌ها سبب شده است که هنرمند به عنوان زيرمجموعه اين نهادها استقلال فکري خود را از دست بدهد و خواسته و ناخواسته به عنوان يک مجري سياست‌هاي نهادي تبديل شود. به عنوان مثال مي‌توان به برخي از بخشنامه‌ها اشاره کرد که تنها و تنها برخي از اين نمايش‌ها را مي‌توان حمايت کرد که کاملاً رنگ و بوي (ارزشي) دارند اگر اين ارزش‌ها مدنظر نباشد به شکلي تلويحي اين آثار به نوعي بر اثر اين بخشنامه يک نوع نگرش درون مضموني خاص پيدا مي‌کنند و جهت نمايش نيز ممکن است به کلي تغيير کند اين شکل تلويحي خود ناشي از معضل ديگري است به نام تئاتر جشنواره‌اي محور که در شهرستان‌ها به شدت از آن استقبال مي‌شود. اين نيز خود برگرفته از مشکل ديگري است يعني عدم وجود بسترهاي لازم براي داشتن اجراهاي خلاق در طول سال و به قول شهرستاني‌ها اجراي شهر ...»

مسلم قاسمي از نويسندگان بنام عرصه هنرهاي نمايشي اين بار به عنوان يکي از منتقدين خاص در عرصه تئاتر در شهرستان‌ها و به نوعي ضرورت پرداختن به هنر تئاتر در شهرستان‌ها زاويه ديد خود را در اختيارمان قرار داد تا ما نيز بتوانيم واگويه‌هاي اين نويسنده خلاق را در اختيار مخاطبان‌مان بگذاريم:

تأثيرات مخرب و گاه جبران ناپذير مرکزگرائي در تمامي عرصه‌ها محسوس است ولي در اين بين فرهنگ و هنر و به خصوص تئاتر شايد بيشتر از اين سياست اشتباه آسيب ديده است به شکلي که به جز تهران در بسياري از شهرهاي اين سرزمين تئاتر وجود ندارد و اگر در شهرهاي بزرگ افرادي در اين زمينه فعالند پس از مدتي خسته و به مرکز گرايش پيدا مي‌کنند و يا به طور کلي از دايره بيرون رانده خواهند شد متأسفانه همان حمايت مالي ناچيزي که از گروه‌هاي حاضر در مرکز مي‌شود نيز از گروه‌هاي ديگر شهرها دريغ مي‌گردد و معمولاً پس از چند سال از جيب حقير مايه گذاشتن خسته و سرخورده مي‌شوند از طرفي آنها از ديگر حمايت‌ها نيز محرومند به شکلي که پرداختن به هنر تئاتر برايشان با اعمال شاقه همراه است با اين وجود هر ساله مي‌بينيم نمايش‌هائي از شهرهاي گوناگون ايران در جشنواره فجر حضور پيدا مي‌کنند و در سالني دورافتاده بدون هيچ حمايتي خوب يکي دو اجرا دارند و بعد بار سفر را مي‌بندند و خدانگهدار ....

اين در حالي است که متأسفانه جشنواره صرفاً براي اينکه نام بين المللي را يدک مي‌کشد هرساله از چندين گروه خارجي دعوت مي‌کند و هزينه‌هاي گزاف ايشان را نيز مي‌پردازند. متأسفانه نمايش‌هائي که از ديگر کشورها در اين جشنواره‌ها حضور مي‌يابند نه تنها اثر مثبتي روي تئاتر ما ندارند بلکه باعث خوشحالي برخي و ضايع شدن حق دوستاني مي‌شود که در ديگر شهرهاي گوناگون با تمام فقر مالي و فرهنگي تئاتر کار مي‌کنند. مشکل اساسي نمايش‌هائي که از ديگر شهرها در جشنواره‌ها حضور مي‌يابند سالني است که نمايش در آن اجرا مي‌شود اين نمايش‌ها يعني نمايش‌هائي که از جشنواره‌هاي منطقه‌اي فجر به عنوان نماينده گوشه و کنار ايران حضور مي‌يابند از هفت خوان رستم گذشته‌اند و هزار و يک مصيبت و بلا را تحمل کرده‌اند از بازخواني متن گرفته تا تأييد شدن و سپس اجبار به اجراي عمومي در شهرستان و در نظر گرفتن رأي و نظر مسئولين محلي سپس بازبيني براي حضور در جشنواره استاني سپس حضور در جشنواره منطقه‌اي و بعد اگر که بخت يارشان بود حضور در جشنواره‌هاي فجر و بزرگ‌تر و اجراي يکي دو دانه‌اي و همين و ديگر هيچ با اين رويه آن هم بدون کم‌ترين حمايت مالي و تشويقي از طرف مسئولان چه انتظاري بايد از اين نوع تئاترها داشت؟ مطمئناً اولين چيز براي اينکه يک تئاتر بتواند به درستي اجرا شود اين است که فضاي در نظر گرفته شده براي اجراي آن مطابق با سبک و شيوه‌ي اجراي آن باشد. و اگر همين نکته را از اين تئاتر بگيريم آن تئاتر با وجود تمام تلاش افراد گروه نمي‌تواند ارتباط لازم را با تماشاگران برقرار کند. اين نکته و بسياري از اين دست نکات را مسئولان جشنواره بهتر از هرکسي مي‌دانند چرا که خودشان اهل تئاترند.    

بي ترديد امکانات مورد نياز فراخور هر نمايش باعث ايجاد خلاقيت و پيشرفت کار هنريست چرا که نمايش مجموعه‌اي است از تجهيزات و امکانات مانند: نور، دکور، لباس، گريم، سالن و ... نمايش که هر جزء متناسب نوع نمايش اهميت ويژه دارد و حذف آن عناصر از کيفيت توليد نمايش مي‌‌کاهد.

به طور مثال در بيشتر شهرستان‌ها پلاتو وجود ندارد و يا بسياري از شهرستان‌ها فاقد آمفي تئاتر استاندارد بوده و سالن نمايش همان سالن اجتماعات است که سن آن يا خيلي کوچک در اندازه يک مراسم سخنراني است يا خيلي بزرگ که براي کار تئاتر تعريف نشده است. به همين علت در شهرستان‌ها طراحي نور يا نورپردازي براي نمايش با مشکل مواجه مي‌شود. چرا که با خراب شدن نور در چنين سالن‌هائي به علت چند منظوره بودن نورهاي موضعي يا چهره مهم نيست بلکه تنها روشن شدن سالن اهميت دارد و هدف رفع نياز آني براي اجراي مراسمات است. براي برنامه‌هائي به غير از نمايش نورهاي اختصاصي اصلاً نياز نيست پس امکاناتي مانند سالن نمايش، غيرقابل انکار است که البته هنوز در بسياري از شهرستان‌ها هنوز مشکل اول و اساسي است و هنرمندان با اشکالات و مشکلات بسياري دست به اجراي نمايش مي‌زنند.

به طور مثال در لاهيجان فاقد آمفي تئاتر و مجتمع فرهنگي بوده و تنها يک سالن کوچک براي اجراي نمايش در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي شهر وجود دارد که دو ستون در وسط سن کار گذاشته‌اند!! و يا شهري مانند املش داراي يک مجتمع فرهنگي است اما سن آن دقيقاً در يک گوشه تعبيه شده است و به صورت مثلث طراحي شده است و يا مرکز استان گيلان در رشت، براي اجراي تئاتر از سالني استفاده مي‌کنند که در طول سال برنامه‌هاي مختلفي مانند شب شعر، جنگ شادي، همايش‌ها و سمينارهاي مختلفي در آن برگزار مي‌شود! از آنجا که اکثر سالن‌ها چندمنظوره است و فقط روشن شدن سالن براي اجراي يک نمايش کفايت مي‌کند دست اندرکاران خيلي زود خود را از جهت تعميرات نور و جهات ديگر به زحمت نمي‌اندازند البته اين مشکل به احتمال زياد در ديگر استان‌ها هم مشترک است. کمبود امکانات و تجهيزات در شهرستان‌ها به خوبي مشهود است گرچه به صورت يک شعار تکراري شده است و بارها و بارها از سوي مسئولين و فعالان تئاتر شهرستان‌ها بر زبان آمده است اما تاکنون توجهي خاص به اين مقوله نشده است و اقدامات کارسازي صورت نگرفته است هنرمندان شهرستاني با نداشته‌هاي خود همزيستي مسالمت آميزي داشته و با کمترين امکانات همچنان فعاليت مي‌نمايند که بي شک اين امر در توليد و کيفيت آثار بي اثر نبوده است.

اما نکته‌اي ديگر که مطرح مي‌شود اين است که کمتر کسي در شهرستان به تئاتر به عنوان حرفه و شغل نگاه مي‌کند اکثر کساني که چنين ديدگاهي داشته و تئاتر را تأمين کننده معاش دانسته‌اند دچار مشکلات اقتصادي‌اند. تئاتر در شهرستان يک شغل نيست. در کنار آن اهالي تئاتر براي امرار معاش مجبورند حرفه يا کار ديگري برگزينند به اين لحاظ يک تئاتري که تنها بخش کوچکي از زندگي خود را صرف کارهائي مي‌شود که معيشت او را تأمين کند. در نتيجه خواه ناخواه بازدهي کاهش مي‌يابد. تحقيق، پژوهش، عمل و خلاقيت کم شده و هنر تئاتر تنها به صورت يک دلمشغولي هنرمند را ارضا مي‌کند.

هرازگاهي وضعيت تئاتر شهرستان‌ها مسئولين را وامي‌دارد که نگاهي به تئاتر شهرستان‌ها هم داشته باشند و درصدد رفع مشکلات کيفي تئاتر باشند. اولين گام بها دادن به بخش آموزش در استان‌ها است برگزاري ورک شاپ و کلاس‌هاي کوتاه مدت در فهرست برنامه‌ها قرار مي‌گيرد اما چه عواملي باعث مي‌شود که اين کلاس‌ها بازدهي خود را هرگز نداشته باشد؟ اولين عامل نوع ثبت نام از افراد واجد شرايط است. در بسياري از اين کلاس‌ها افراد تازه کار و قديمي در کنار هم هستند و گويا هدف تنها پر کردن کلاس بوده است در صورتيکه کاربرد و کارکرد کلاس حتي نوع مباحث به تناسب تجربه و دانش افراد متفاوت است. ابتدا بايد از واجدين شرايط و متقاضيان ثبت نام به عمل آمده و حتي سوابق شرکت کنندگان مورد بررسي قرار بگيرد و سپس کلاس برگزار شود در غير اينصورت چون کلاس مناسب خيلي از افراد حاضر در آن نيست فاقد بازدهي لازم مي‌شود.

از طرفي استان‌ها متشکل از شهرستان‌ها هستند و هر شهرستاني در شهرها و توابع خود هنرمنداني را دارد که در زمينه‌ي تئاتر فعاليت مي‌کنند در شهرستان‌ها معيار خاصي براي فعاليت تئاتر وجود ندارد هر شخصي مي‌تواند نمايشنامه‌اي براي تصويب ارسال و پس از دريافت مجوز، گروهي را گرد هم آورد و شروع به انجام فعاليت داشته باشد. گاه موفق شده و راهش را ادامه مي‌دهد و گاهي به علت عدم توجه به تجربه و توانائي در ماه اول از کار بازمي‌ايستد از آنجا که در شهرستان‌ها ورود به کار نمايش يک کار آسان است تعدادي از افراد سرخورده و ناکارآمد به جاي بالا کشيدن خود اين عرصه سعي در تخريب ساير هنرمندان خوب، خلاق و قديمي مي‌کنند تعدادي از همين افراد به علت خامي و عدم تجربه‌ي کافي به جاي فراگيري از ديگران سعي در تخريب آنها مي‌کنند چرا که حذف رقيب را راهي براي جذب خود مي‌دانند و سعي مي‌کنند حق نداشته خود را بگيرند و چه بسا موفق شده‌اند و با حاشيه سازي هنرمنداني را که انگيزه ماندنشان به دلايل مختلف کم رنگ شده حذف مي‌نمايند. در شهرستان‌ها به علت کوچک بودن محيط بودجه اندک و امکانات کم برخي از به ظاهر تئاتري نماها با ايجاد تنش، حاشيه سازي، اخبار ضد و نقيض و ... آب را گل آلود کرده تا با خدشه‌دار کردن حس هم گرائي بتوانند براي خود جايگاهي دست و پا کنند. متأسفانه علت عدم مديريت درست در بخش‌هائي از تئاتر و نيز عدم دلسوزي برخي از مسئولان که واقف بر اين امر نبوده‌اند چه بسيار موفق شده و به جاي ايجاد حس هم گرائي و بهره‌مندي از تجربه‌ها‏، تخصص‌ها و بالا بردن کارآئي در يک کار گروهي و توليد نمايش‌هاي فاخر، فردگرائي را تقويت نموده و از توانمندي تئاتر شهرستان مي‌کاهند.

از ويژگي‌هاي تئاتر حضور هم زمان بازيگران و تماشاگران است تئاتر تنها هنري است که در لحظه شکل مي‌گيرد و مخاطب مستقيم با اثر رابطه ايجاد مي‌کند. براي ايجاد و توليد يک نمايش تا اجرا مجموعه‌اي از عوامل با هم کار مي‌کنند تا به لحظه آفرينش برسد براي اجراي يک نمايشنامه خوب و باکيفيت نياز به مجموعه‌اي از افرادي است که تخصص دارند به طور مثال براي ساختن يک موسيقي يک نمايش نياز به فردي است که علاوه بر دانش موسيقي درام را نيز بشناسند و با هنر موسيقيائي خود هنر و لحظات نابي را خلق کند. در بسياري از نمايش‌هاي حرفه‌اي چند نفر کار موسيقي را انجام مي‌دهند و حتي بصورت زنده موسيقي اجرا مي‌شود که در کنار ساير عوامل نمايش بسيار مؤثر و به عنوان عنصري مهم تأثير نمايش را دوچندان خواهد کرد.

اما در شهرستان‌ها افرادي که صرفاً براي نمايش موسيقي بسازند به تعداد بسيار کم و اصلاً شايد نباشند آنها که موسيقي مي‌نوازند يا با درام آشنا نيستند و با بودجه کم تئاتر و نداشتن تأمين مالي براي پرداخت هزينه لازم، حاضر به صرف وقت خود براي تئاتر نمي‌شوند سپس در شهرستان يک کارگردان مجبور است که از نوازنده‌اي استفاده کند که در عمر خود يک تئاتر نديده است و از اطلاعات کافي در مورد موسيقي تئاتر اطلاعي ندارد براي طراحي صحنه نمايش نيز اين مشکل وجود دارد در شهرستان کسي که حرفه‌اي تخصصي طراحي صحنه کار کرده باشد بسيار کم است و يا هزينه‌هاي بالاي ساخت دکور کارگردان را بر اين مي‌دارد که از طراحي صحنه چشم پوشي کند گاه نيز هزينه خريد وسائل پرداخت مي‌شود. اما به علت عدم تخصص کافي در طراحي صحنه، صحنه ساخته شده کاربرد لازم را ندارد. بنابراين گسترش تئاتر در شهرستان‌ها نيازمند پيشبرد برنامه‌هاي بنيادين و تأمين زيرساخت‌هاي توليد تئاتر است که انجام آن به عزمي ملي و حرکتي فراتر از مرکز هنرهاي نمايشي نياز دارد که البته گام‌هاي محکمي در اين زمينه برداشته است.     

rlm;، تخصص‌ها و بالا بردن کارآئي در يک کار گروهي و توليد نمايش‌هاي فاخر، فردگرائي را تقويت نموده و از توانمندي تئاتر شهرستان مي‌کاهند.

 

شنبه 11 خرداد 1392 - 13:19


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری