سه‌شنبه 6 تير 1396 - 15:5
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

داود خسروي

 

نقالي در خدمت دين

 

«نگاهي به هنر نقالي»

نقالي يکي از قديمي ترين شيوه هاي نمايشي در ايران است که امروزه ديگر رونقي ندارد. جذابيت شنيدن نقالي در آن بود که نقالان با طرز بيان خاص، تکيه کلامها، حرکات و بازي در نقش قهرمانان، تاثير داستان را صد چندان مي کردند.

آنها با تکيه بر واژه ها و شکل حکايت داستان با عباراتي چون «رفت و رفت و رفت» يا «آمد و آمد و آمد»، داستان را به شيوه اي حکايت مي کردند که شنونده خود را همراه و هم نفس قهرمان داستان مي پنداشت.

نقال بازگو کننده داستانهاي حماسي و پهلواني ايراني بود. پيش از رواج راديو و تلويزيون نقالان مشهوري بودند که از ميان شاگردان آنها اکنون چند تني باقي مانده اند که متاسفانه ديگر چندان فعال نيستند.

تسلط عده اي از نقالان تا حدي بود که داستانسراييشان با ازدحام فراوان همراه بود. 70 سال پيش در هنگام نقل سهراب کشي مرشد غلامحسين، هر صندلي خالي قهوه خانه يک تومان-خرج يک هفته خانواده- خريد و فروش مي شد.

 

ويژگي هاي نقال

نقالان به خوبي مي دانند که کجاي داستان براي شنونده هيجان انگيز بوده و چگونه مي توانند اين لحظه را مهيج تر کنند. ايجاد وقفه در نقل و طولاني کردن موضوع، بالا و پايين آوردن و لرزاندن صدا، به خصوص دست برهم زدن و پا بر زمين کوفتن و در کل نگهداشتن شنونده در حالت تعليقي مطبوع، از مهارتهاي خاص اين داستان گويان محبوب بوده است.

نقالان بازيگراني تمام عيارند و تواناييهاي خود را در تجسم بخشيدن به حال و هواي داستان و قهرمانان آن به خوبي به کار مي گيرند. در اين ميان، هيچ عامل ديگري مانند دکور و موسيقي به کمک آنان نمي آيد. صحنه بازي همان ديوارهاي قهوه خانه است که يکي دو شمايل به شکل باريکه هايي از کاشي که نقشهايي بر روي آن ديده مي شود.

دکتر محمدجعفر محجوب در کتاب «تحول نقالي و قصه خواني، تربيت قصه خوانها و طومارهاي نقالي» درباره ويژگي هاي يک نقال مي نويسد:«يک نقال بايد پاک مغز و چابک انديشه باشد. شمشير بازي و کشتي و چرخ ميل بازي و شنا و سوارکاري بداند. کلام نقال، چون کلام حکيم، بايد مثل آهن محکم باشد و مانند آب روان و بي پيرايه، نقالي بر مبناي استدلال نيست، تکيه آن بيشتر بر احساسات شنونده است».

دکتر ساسان سپنتا درباره خصوصيات نقالان مي نويسد: «توزيع مکث ها و درنگ هاي بين زنجيره کلام، شيوه افزايش و کاهش فرکانس هاي صوت بنيادي، اجراي الگوهاي استحساني آهنگِ کلام همراه با حرکات مناسب سر و دست و چهره، و کوبيدن دست به هم، و زدن پا به زمين و حرکات سنجيده چوبدستي در تاثير بخشي نقال بر شنوندگان و حضار، بسيار موثر بوده است».

 

نقل و نقاشي

يکي از مهمترين و آشکارترين انگيزه هاي به وجود آمدن نقاشي قهوه خانه اي، رواج و محبوبيت نقالي و شاهنامه خواني بوده است. نقالان خوش بيان با صدايي بم و زنگ دار که گويي از اعماق اساطير به گوش مي رسيد به نقل داستانهايي پر آب و تاب از شاهنامه مي پرداختند و عده اي از آنان چنان در ايجاد حال و هواي قهرماني و تفسير پندهاي فردوسي مهارت داشتند که آرزوي قهرمان شدن را در دل هر شنونده اي زنده مي کردند.

به اين ترتيب، با افزايش اشتياق شنوندگان، اين قهرمانان بر بوم نقاشان متولد شدند. نقاشان قهوه خانه، تصاوير پهلواناني چون رستم و حسين کرد را با تاثير از توصيف دقيق نقالان تصور و ترسيم مي کردند و بالاخره براي همراهي با داستان، تصاويري پر جزئيات، خلق و بر ديوار قهوه خانه ها آويخته مي شد.

 

نقالي در خدمت دين

نقالي به شکل امروزي آن از زمان شاه اسماعيل صفوي آغاز شد. شاه اسماعيل خود، يکي از مشوقان نقالي بود و نقالي را وسيله اي براي رواج و رسوخ مذهب شيعه اثني عشري در ذهن و روح مردم مي دانست. او براي رسيدن به اين مقصود هفده گروه را مامور تبليغ دين نمود که هر يک در جايي، با لباس و زباني مخصوص به خود به اين کار مي پرداختند.

براي مثال عده اي مداح ائمه، عده اي به شعرخواني در زورخانه و گروهي به سخنراني براي لشکر به سخنراني هايي درباره پهلواني و آداب و خصايص آل علي (ع) مي پرداختند. بعدها با وجود برآورده شدن مقصود شاه اسماعيل، داستان گويي و داستان سرايي به قوت خود باقي ماند و تا سالها ادامه يافت.

قابل ذکر است که در نقالي حماسي مذهبي قصه هاي منسوب به امامان، مقدسين و قهرمانان تاريخ اسلام روايت مي شد که البته مشهورترين اين قصص مربوط به نبردهاي حضرت اميرالمومنين(ع) و حمزه سيدالشهداست؛ منظومه هايي حماسي چون خاوران نامه، حمله حيدري، مختارنامه و يا داستانهاي عاميانه چون حسين کرد شبستري و رموزحمزه که مشخصاً در دوران صفويه تدوين شدند و مضمون آنها گسترش دين اسلام بوده است.

الئاريوس سياحي است که در دوره صفويه نقالان را در ميادين بزرگ شهرها به هنگام سئوال و جواب و نقل داستان ها وقصه هايي از زندگاني ائمه اطهار(ع) ديده و مي نويسد: «آنها ميان محوطه بر صندلي بلندي مي نشستند و افسانه و داستان ها و شعرهاي گوناگون را نقل مي کردند و مستمعان را سرگرم مي نمودند. هنگام نقل داستان ها، از چوبدستي کوچکي براي ايجاد تخيل بيشتر در شنوندگان بهره مي جستند و اين کار آنان شباهت زيادي به کار شعبده بازان يا تردستان است».

دکتر احمد محمدي درباره پيدايش نقالي مي نويسد: «اطلاع ما بر اجراي اين گونه مراسم در قبل از اسلام منحصر است به اشاراتي که در کتب تاريخ و ادب ايران شده، مثل شاهنامه فردوسي، يا منظومه هاي نظامي گنجوي و تاريخ سيستان و تاريخ بخارا و الفهرست ابن النديم که در هر يک از آنها اشاره اي مي يابيم بر اينکه داستان هاي حماسي و بزمي ايراني قبل از اسلام ميان مردم به وسيله قصه گويان منتشر مي شده و از همين راه به دوره بعد از اسلام رسيده و مايه اي براي نظم قسمتي از داستان هاي شاهنامه، ميس و رامين، خسرو و شيرين و هفت گنبد و جز آنها گرديده است.

 ليکن پس از اسلام آثار فراواني وجود دارد که ما را بر چگونگي اجراي اين گونه مراسم در ادوار مختلف اسلامي راهبري مي کند، به خصوص که برخي از داستان هاي اين نقالان، چون داستان سمک عيار، قصه فيروزشاه(داراب نامه بيغمي)، داراب نامه طرسوسي، اسکندر نامه و اميرارسلان عيناً در هنگام نقل از زبان نقال ضبط شده و بر جاي مانده است».

 

نقالي از شاهنامه

در شبهاي دراز زمستان کار نقل رواج بسيار داشت و نقالان داستانهاي ابومسلم، داراب نامه و سمک عيار را با چاشنيهايي از شعر و آواز حکايت مي کردند و به تدريج به منابع ديگري روي آورده و در اين ميان شاهنامه فردوسي بيش از همه مورد توجه قرار گرفت.

حکايت داستانهاي شاهنامه، با تاريخ قهوه خانه توام است و داستان رستم و سهراب در اين ميان مهمترين مقام را دارد به طوري که امروز نقالي در قهوه خانه با سهراب کشي مترادف است.

اما شاهنامه خواني کار آساني نبود و شاهنامه خوانان معمولا خود شاعر يا اديب بودند. رواج شاهنامه خواني دليل اجتماعي نيز داشت چرا که در جامعه صفويه، گروه نظامي خاصي به نام قزلباش وجود داشت که وظيفه اصلي ايشان شرکت در جنگها و حفظ روحيه جنگي بود. قزلباشها از جمله مشتريان دائم قهوه خانه بودند که طبعا نقلهاي پهلواني نقالان از شاهنامه، مي توانست تاثير بسياري بر روحيه جنگجوي آنان بگذارد.

به تدريج با باقي ماندن قهوه خانه به عنوان تنها محل تفريح و استراحت، نقالي همچنان به يگانه وسيله حفظ روحيه و سرگرمي مردم باقي ماند.

نقال شاهنامه خوان، داستان اشعار را به صورت نثر حکايت مي کرد و جاهايي از آن را نيز به صورت شعر مي خواند و باز به حکايت منثور باز مي گشت.

محفل نقالان به خصوص در شبهاي ماه رمضان بسيار گرم بود و داستانهاي طولاني که در چند شب متوالي به پايان مي رسيد، اين دوران را بيش از پيش جذاب مي نمود.

 

امتحان نقالي

با توجه به تمام اينها، شاهنامه خواني و اصولا نقالي، کار آساني نبود و نقالان صاحب عنوان داراي طومار و معرفي نامه بودند. طومار مذکور مانند پايان نامه اي بود که دانشجو براي اتمام تحصيل بايد به استاد خود-نقال- تحويل دهد. قبولي در اين امتحان هم بسته به نظر استاد بود.

معمولا استاد بدون اينکه به شاگرد خود اطلاع دهد، شبي در حين نقل، عصاي خود را به شاگرد تعارف مي کرد و در اينجا شاگرد بايد بدون معطلي، از جا برخاسته و ادامه داستان را از همانجا نقل کند.

پس از پايان داستان هم براي دريافت مزد نقالي، دوران مي زد و آنچه گرفته بود در حضور تماشاگران به استاد تقديم مي کرد. اين دوران گاه توسط استاد به شاگرد بخشيده مي شد و گاه نيمي از آن به وي تعلق مي گرفت.

 

انواع نقالي:

انواع نقالي از لحاظ نحوه ارائه حکايات و شيوه اجراي مجالس نقالي، عبارت است از:

1) نقل و قصه گويي با استفاده از متون مکتوب

اين شيوه نقل از ديرباز در اکثر نقاط ايران رايج بوده است و معمولاً باسوادان هر منطقه در هنگام فراغت اهالي، براي سرگرم کردن و عبرت آموزي به آن مبادرت مي ورزيدند.

در اين شيوه نقل، عمدتاً نقالاني غيرحرفه اي به قصه گويي مي پردازند، نقالاني که مقاصد ديگري جز ارتزاق خويش را مدنظر داشته اند.

2) نقل موسيقايي

اين شيوه نقل که با توجه به اسناد از قديمي ترين انواع نقل در ايران به شمار مي آيد مربوط به دوران ساساني است. نقالان اين شيوه به نقل داستانهاي حماسي، اخلاقي، مذهبي و ... عمدتاً منظوم مي پردازند.

3) نقل با استفاده از تصاوير

قديمي ترين نمونه هاي اين شيوه از نقل را شايد بتوان در دوره ساساني يافت؛ اما گونه هاي شناخته شده اين نحله از نقل- شمايل گرداني و پرده خواني- شيوه هايي هستند که از دوره صفويه رواج يافتند.

اين شيوه از نقل عمدتاً اختصاص به نقل وقايع و قصص مذهبي و اخلاقي از جمله نقل وقايع عاشورا، داستانهاي منسوب به حضرت اميرالمومنين(ع)، داستانهايي اخلاقي چون عاق والدين و مرد و نامرد و... دارد. در اين شيوه از نقل، نقال با استفاده از تصاوير منقوش بر پرده نقاشي شده، قصه خويش را براي مستمعين نقل مي نمايد.

4) نقل نمايشي

اين گروه از نقالان عمدتاً بدون استفاده از موسيقي سازي و تصاوير و همچنين رجوع مستقيم به منظومه ها و ادبيات مکتوب، روايات خويش را عرضه مي دارند.

 در عوض، اين نقالان با ايفاي نقش شخصيت هاي گوناگون قصه و تجسم لحظات با استفاده از نوعي بازي قراردادي روايت خود را ارائه مي نمايند؛ شيوه اي که به سبب قدمت هنر نقالي نسبت به نمايشهاي ايراني از عوامل موثر در شکل گيري اين نمايش ها تلقي شده است.

 

کلام آخر: نکته مثبتي که در چند سال اخير شاهد آن بوده ايم، احياي نقالي در جامعه نمايشي و در جشنواره هاي تئاتر است. که هرچند به اين ترتيب اين هنر مردمي تنها در مقابل چشمان عده اي خاص اجرا مي شود، اما باز از خطر فراموشي کامل نجات مي يابد.

(گردآوري از منابع مختلف)

 

سه‌شنبه 7 خرداد 1392 - 9:19


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری